تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : , دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ ۱۸:۴۲:۲۰ شناسه خبر : ۱۰۵۱۰۸۵

«معناي عشق» در پنجم دبستان!

از نظر علم روانشناسي، دختران کلاس چهارم دبستان را بايد بسيار مراقبت کرد.در اين سن ، بدليل آغاز شدن بلوغ در آنها ، ناخواسته دچار استرس مي گردند .

به گزارش تبریز بیداربه نقل از تبیان، دوران کودکي براي يک دختر ، دوران سخت و دردناکي نيست، همه او را دوست دارند، دست بر سرش مي کشند و برايش عروسک هاي قشنگ مي خرند، تنها دغدغه او ممکن است تبعيضي باشد که والدينش بين او و برادرش ايجاد مي کنند،البته اگر اين احساس کوچکي و تبعيض در او بوجود آيد ، تا هميشه دراو باقي خواهد ماند.
به هر حال دختران اين دوران را طي خواهند نمود و وارد يکي از حساس ترينمراحل سنين خود خواهند شد . همان سني که در شريعت اسلام نيز بر آن تاکيد شده است يعني ورود به ده سالگي و پايان يافتن نه سالگي.از نظر علم روانشناسي، دختران کلاس چهارم دبستان را بايد بسيار مراقبت کرد.در اين سن ، بدليل آغاز شدن بلوغ در آنها ، ناخواسته دچار استرس مي گردند .


بسياري از دختران در اين سن ، دچار افت تحصيلي مي شوند که البته به تدريج بهبود خواهد يافت اما گاهي شدت استرس در آنها آنقدر بالا خواهد رفت که حتي ممکن است دچار شب ادراري شوند.همانطور که مي دانيد استرس يعني فشار عصبي و اين نوع فشار ، روحي است که بدليل تغييرات هورموني براي دختران بوجود خواهد آمد . در اين لحظات ،والدين ، مخصوصاً مادر و يا خواهر همسن يا بزرگتر نقش مهمي را در آرامش بخشيدن به دختران در حال بلوغ را خواهند داشت . براي همين بسيار لازم است که اين افراد توانائي درک دختر چهارم دبستان را داشته باشند و همراز و هم صحبت او شوند.


دختران در کلاس پنجم دبستان با اولين جرقه هاي عشق و علاقه روبرو مي شوند و اين احساسات در وجودشان برانگيخته مي شود. دختران در اين سن ، ناخودآگاه از جنس مقابل خود خوششان مي آيد .ناخودآگاه به پسرها نگاه مي کنند. در برخي از خانواده ها که روابط بي قيد و بندتري دارند و فکر مي کنند دختر در سن ده سالگي نياز به رعايت حجاب و يا درک محرم و نامحرم ندارد و اجازه مي دهند که مثلاً دخترعمو با پسرعمو يا پسرخاله همبازي بوده و دست در دست يکديگر راه بروند .


دختران در اين سن هيچ درکي از عشق ندارند، اما به هر حال احساسي که در گذشته به عروسک هايشان داشته اند در حال انتقال به موجودي بنام پسر است!


در اين سن ديده مي شود که دختر و پسر در زماني که دستان يکديگر را گرفته اند ، گاهاً به يکديگر نگاه کرده و ناخواسته به يکديگر لبخند مي زنند . همين لبخند به ظاهر معصومانه نشان دهنده اولين جرقه هاي عشق و احساس در آنهاست.


اما تفاوت اين عشق با عشقي که بعداً به سراغ آنها خواهد آمد در اين است که دختران در اين سن مي دانند که از پسرها خوششان مي ايد و پسرها برايشان جذاب شده اند اما دليل آن رادرک  نمي کنند و تقريباً مي توان گفت که اين
واکنش ها غيرارادي و غريزي است و فقط پاسخي به احساس در حال شکفته شدن است.

لازم به ذکر است که اين نوع واکنش در پسران در مقطع راهنمائي و از کلاس دوم راهنمائي به بعد اتفاق مي افتد.


به هر حال اين اتفاق يکي از بزرگترين و شايد مهمترين اتفاق زندگي يک زن است و نقش تربيت والدين در اين لحظات بسيار بالا و حساس است.


از والدين متعهد انتظار مي رود که اول مراقب دختران خود باشند و وقت بيشتري به او اختصاص دهند، سپس دخترشان را براي بلوغ آماده کنند، بايد طوري او را تربيت کنند که بداند هر احساسي که در بلوغ به سراغش مي آيد ، احساس درست و صحيحي نيست.اجراي دستورات ديني بهترين کليد تربيتي و آگاهي بخشيدن به دختر است . او يکي دوسال است که از لحاظ ديني به بلوغ رسيده و بايد همانند مادرش به وسيله دستورات دين از خود محافظت کند و بندگي پروردگار مهربان را به جاي آورد تا بنده غرايز خود نشود.


وارد شدن خداوند در زندگي هر فرد چيزي به نام خوشبختي ، شادي ، آرامش ،امنيت و تمام احساسات خوب را به ارمغان خواهد آورد.


هيچکس از اجراي صحيح دستورات ديني دچار ضرر ، افسردگي و گمراهي نشده است و چه خوب است که از همين سال هاي اوليه عمر و بلوغ ، خداوند همراه دختران خوب و پاکمان باشد! همانطور که مي دانيد ، در يکي از ضرب المثل هاي فارسي آمده است : خشت اول چون نهد معمار کج ..


شايد بتوان به راحتي گفت که اين لحظات براي دختران همانند پايه گذاري همان خشت اول است و معمار آن کسي به غير از والدين و مسئولان تربيتي نخواهند بود. والدين گرامي اگر اين مرحله از وظايف خود را به درستي انجام دهند ، حتي خودشان نيز ديگر مشکلات زيادي براي تربيت فرزندانشان در آينده نخواهند داشت و نيز مطمئن خواهند بود که فرزندانشان گرفتار بسياري از مشکلات وعواقب آن نخواهند شد.

نظرات

رضا
IR

عشق پاك یعنی چه ؟ عشق خالص و محبت پاک یعنی کسی را برای خودش دوست داشتن : این یک تعریف بسیار کلی و گنگ و بی محک است زیرا معلوم نیست که خود ھر کسی چیست که آن خود را دوست داشته باشیم . آیا خود ھر کسی را برای خودش دوست داشتن یعنی مرید امیال او بودن ؟ اگر عاشق خالص به این معنا باشد دارای چه حق و ارزشی است ؟ زیرا ھر کسی آرزوئی جز این ندارد که کسی را بیابد تا مرید خواسته ھایش شود و ھمه امیال و آرزوھایش را برآورده نماید . این آرمان ھمه افراد بشری می باشد و منشأ ھمه تزویر و فریبکاریھاست پس نمی تواند امری بر حق باشد و بلکه ناحق ترین میل بشر میباشد .و لذا ھمه با ھزاران نمایش و ترفند در صدد ھستند که کسی را عاشق بر خود نمایند و برده امیال خود سازند و لذا ادعای عشق خود بخود برانگیزنده چنین توقعی در معشوق است که : اگر راست می گوئی چرا خواسته ھایم را ارضاء نمی کنی و از من توقع داری ؟ عشق مظھر اشد نیاز است و لذا مدعی عشق در واقع می گوید که : لطفاً بمن توجّه کن ،مرا بپرست و امیالم را ارضاء نما و فقط تو می توانی مرا خوشبخت کنی ! این حرف دل عاشق است ولی معلوم نیست که در جریان چه مالیخولیا و واژگون سالاری روانی این واقعیت وارونه می شود و لذا کل ماجرا عاشقی غرق در جنون و سوء تفاھمی فزاینده تا سر حد جنایت است و به عداوتی ابدی ختم می شود . اگر عاشق نیاز قلبی خودش را آنگونه که گفتیم بیان و عیان نماید ھرگز معشوقی به میان نمی آید و بلافاصله ھمه می گریزند . عاشق که غرق در اشد نیاز است کل واقعیت روانی خودش را در نظر معشوق وارونه می کند و می گوید که : آمده ام تا تورا به محبت تمام وجودم خوشبخت کنم ، من فرشته نجات و سعادت ابدی تو ھستم ...! اینست که معشوق را دیوانه می کند و به ھزار سودای جنون آمیز مبتلا میسازد . در حالیکه ھر یک طرف مقابل را مرید خود می پندارد یا می خواھد و او را یک طعمه و صیدی خارق العاده می پندارد تظاھر به ایثار می کند .اینست که در عشق جز جنون و مالیخولیا و توقعات حیرت آور و افکار پلید و عداوتھای پنھان و کینه ھای مخوف پدید نمی آید . ھر یک از طرفین فرد مقابل را پرستنده و مرید بی چون و چراو بی توقع از خود می خواھد ولی تظاھری کاملاً معکوس می نماید . ھر فردی عاشق بر پرستیده شدن خویش بواسطه دیگری است . ھر کس می پرستد تا پرستیده شود : اینست کل ماجرای عشق ! ... از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 143