سرویس : فرهنگی و اجتماعی , چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ ۱۴:۱۱:۰۲ شناسه خبر : 1061748

چالش بزرگ دانشگاه ها در دولت تدبیر و روز دانشجو

استند آپ کمدی خنده دارتر است یا سخنرانی مسئولین؟!

امروز همه آمدند؛ خنداندند، شوراندند، و شاد کردند و برخی هم از درد بی دردی سخن گفتند اما هیچ کدام از خواسته ی قریب به چهار میلیون دانشجو سخن نگفتند. امروز همه آمدند چنان بر تبل پیروزی بکفتند و سرود ظفر سردادند که خواست اصلی دانشجو در میانشان گم شد.

 استند آپ کمدی خنده دارتر است یا سخنرانی مسئولین؟!

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛ محمد علی موسوی


امروز خیابان اصلی دانشکده پر بود از بنرهای رنگارنگ با عناوین قلمبه و سلمبه با سخنرانانی که سال هاست کارشان سخنرانی است. بولتن و دیوارهای دانشکده هم چنین وضعی داشت. از درب دانشکده که وارد شدم دانشجویانی را دیدم که با تیب و قیافه های مختلف دسته دسته جمع اند. یا از مراسمی و سخنرانی که برگزار گردیده صحبت می کنند و یا منتظر مراسمی هستند که مثل همیشه با تاخیر قرار است برگزار شود. از کنسرت خواننده های نه چندان مطرح تا نمایش فیلم هایی که در سینما خریدار ندارد و بحث های به ظاهر اجتماعی که سال هاست در حال برگزاریست محتوای تمام برنامه های امروز بود.


زیاد اهل دانشگاه رفتن و فعالیت در این انجمن و آن دفتر نیستم، تقویم را هم خیلی نگاه نمی کنم چون تاریخ برایم تحول و گذار از وضعیتی به وضعیتی است و نه طلوع و غروب آفتاب برای همین بعضی چیزهای بی اهمیت را بعد از اتفاق افتادن می فهمم. با دیدن این وضعیت فهمیدم که روز دانشجوست یعنی روز من!


وقتی دیدم بچه ها ماهیت این روز را از یاد برده اند و از 16 آدز فقط چند خطی تاریخ دوران دبیرستان را یاد دارند بغضی گلویم را گرفت. تاریخ 16 آذر برایم خلاصه می شود در همان سال 32 و سال های دوران انقلاب سالی که قندچی، قند در دل تمام دانشجویان مظلوم آن روزگار آب کرد و رضوی، شریعت دانشجو را به او متذکر شد. آری من اقدام آنان را اصیل ترین نوع خواست دانشجویی می دانم. خواستی که آن روز آنان داشتند رهایی از استبداد و ظلم نظامی بود که از خباثت آن هرچه گویم کم است. اما امروز درکی که دوستانم از زمان و مکان دارند تا بر اساس آن خواست های اساسی خود را مطرح کنند فرسنگ ها با ادراک امثال شریعت رضوی و قندچی و بزرگ نیا ها فاصله دارد. زمان شناسی و مکان شناسی اساسی ترین اصل برای درک صحیح وضعیت فعلی است که بر اساس آن می توان به اقدامی اصولی، منطقی و عقلایی دست یافت. کاری که دانشجویان دوران قبل انقلاب بواسطه آن تنور انفلاب را گرم نگاه داشتند و دانشجویان خط امام هم با تسخیر سفارت توطئه شیطان بزرگ را برملا کردند.


امروز همه آمده بودند تا با کمی طنز دانشجو را بخنداند، یا نقد رادیکال او را به هیجان آورند و یا خواندن ترانه های غمگین او را شاد کنند. بعضی هم فرصت را غنیمت شمردند و همان شعارهای معروف که در هر مراسم و بزرگ داشتی نقل و نبات مجلس است سخن گفتند تا بواسطه آن تعریفی از خود کرده باشند؛ برای انتخابات بعد! از مراسم و سخنرانی هایی که لغو شد اطلاعی ندارم؛ اما فردا پاره کاغذهای محکومیت آن به دستم خواهد رسید.


امروز همه آمدند؛ خنداندند، شوراندند، و شاد کردند و برخی هم از درد بی دردی سخن گفتند اما هیچ کدام از خواسته ی  قریب به چهار میلیون دانشجو سخن نگفتند. امروز همه آمدند چنان بر تبل پیروزی بکفتند و سرود ظفر سردادند که خواست اصلی دانشجو در میانشان گم شد.


جوان امروز دانشجو بودن را مارک و لیبلی برای کسب تعریف برای خود می داند. بر همین اساس دغدغه هایش سوری است. خواسته هایش مضحک است و در غم بی دردی در حال سوختن است. 



* دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

آخرین اخبار

پربازدیدترین

پر بحث ترین

آخرین نظرات