تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ ۱۵:۳۶:۲۱ شناسه خبر : ۱۰۶۲۰۱۳

حجت الاسلام خدیوی در گفتگو با تبریزبیدار:

وحدت حوزه و دانشگاه برای پاسخ دادن به نیازهای آینده انقلاب ضروری است / گام های وحدت را درست برنداشتیم

خدیوی هم به لحاظ مسئولیت کاری و هم به لحاظ تدریس همزمان در دانشگاه حرفهای زیادی در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه برای گفتن داشت.

سرویس فرهنگی تبریزبیدار؛


اهمیت بحث وحدت حوزه و دانشگاه در حل مشکلات امروز و آینده انقلاب اسلامی مردم ایران تا آنجا بود که در ادامه تلاشهای نزدیک کردن این دو مرکز علمی، امام خمینی ضرورت وحدت حوزه  و دانشگاه را تبیین کردند و پس از شهادت دکتر مفتح در 28 آذر سال 58، هر ساله این روز به عنوان تلنگری برای نزدیک شدن هر چه بیشتر حوزه و دانشگاه مطرح شده است.  به گفتگو با حجت الاسلام خدیوی  رئیس نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه های  استان نشستیم، خدیوی هم به لحاظ مسئولیت کاری و هم به لحاظ تدریس همزمان در دانشگاه حرفهای زیادی برای گفتن داشت. گفتگو تبریزبیدار با خدیوی در ادامه می خوانید: 


تبریزبیدار: با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما. با توجه به پیش رو بودن روز وحدت حوزه و دانشگاه، چه ضرورتهایی باعث میشود تا بحث وحدت حوزه و دانشگاه مطرح شود؟

به نام خدا. بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و همه مخاطبان گرامیتان. برای رسیدن به این مسئله باید از روش دیرینه شناسی استفاده کرد تا علل و ریشه مطرح شدن این موضوع بدست می آید.
به نظر من بحث وحدت حوزه و دانشگاه بنا به دو ضرورت زمانی که یکی مربوط به قبل از انقلاب و یکی مربوط به بعد از انقلاب است مطرح می شود. ضرورت اجرای این بحث در قبل از انقلاب به بحث تشکیل دانشگاه اسلامی توسط رژیم پهلوی باز می گردد آنجا که شاه با افرادی چون سید حسین نصر در پی تشکیل دانشگاه اسلامی در مشهد بود و برای این کار حتی سراغ علامه طباطبایی هم رفته بودند که ایشان نمی پذیرد. در واقع شاه با انجام این کار به دنبال حذف حوزه بود. با توجه به اینکه بحث علوم قبل از آمدن دانشگاه تنها در حوزه تدریس و تبیین می شد با آمدن دانشگاه و فاصله هایی که میان این دو مرکز علمی بود حکومت پهلوی از این فاصله ها سود می برد و به همین دلیل به دنبال همین مساله بود. اگر آثار سینمایی در پایان حکومت پهلوی را بررسی کنید متوجه می شوید که حکومت به شدت به دنبال تخریب جایگاه حوزه و در مقابل قرار دادن این دو مرکز علمی بود بنابر این بحث وحدت حوزه و دانشگاه از قبل از انقلاب و در ابتدای انقلاب برای مقابله با این توطئه مطرح شد.


ضرورت دوم در بحث وحدت مربوط به آینده است چرا که پس از پیروزی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی برای نظام سازی و ادامه دادن راه خود باید از این دو مرکز علمی برای ساخت جامعه ای بر اساس علم و دانش و معنویت نیازمند است چرا که به فکر تمدن سازی است بنابراین برای ادامه مسیر باید این دو مرکز علمی، دغدغه ها، اندیشه ها و دستاوردهایشان را باهم بررسی کنند و به هم نزدیک شوند بنابراین وحدت حوزه و دانشگاه هم برای پر کردن خلا موجود در قبل از انقلاب و هم برای تمدن سازی نیازمند نزدیک شدن بیش از پیش به هم هستند. انقلاب شروع راه است و باید ادامه مسیر بر اساس مدلها را مطرح کند.


تبریزبیدار: به نظر شما چرا امام خمینی(ره) بر وحدت میان حوزه و دانشگاه و ضرورت نزدیک شدن دو قشر دانشجو و طلبه به هم تاکید داشتند؟

یکی از راهکارهای اسلامی شدن دانشگاه ها وحدت حوزه و دانشگاه است و این مسئله در پیام های امام به روشنی دیده می شود که بر نزدیک شدن این دو قشر تاکید دارند چرا که وقتی صحبت از اسلامی شدن دانشگاه می کنیم این مهم با نزدیک شدن و گفتگوها و ارتباط بین این دو قشر میسر می شود و در مسیر شدن قرار می گیرد. وقتی دو قشر از هم جدا باشند چگونه می توان نگاه آنها را نسبت به هم تغییر داد؟

خدیوی در گفتگو با تبریزبیدار:



تبریزبیدار: چالشهای اصلی در بحث وحدت حوزه و دانشگاه را در کجا می دانید؟ با توجه به اینکه با گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب، مردم ما منتظر ارائه مدلها بر اساس اسلام و به صورت علمی و مدون هستند. به عنوان مثال همچنان در بحث بانکداری مردم ما سردرگم هستند و نمی دانند واقعا وامهایی که داده می شود حلال است یا حرام!

اصلی ترین چالشی که باعث به وجود آمدن این معضلات شده به دلیل اینکه گام بندی ها درست برنداشته شده است. در ابتدا همه تصور می کنند که وحدت میان این دو مرکز علمی یعنی این که تصورشان بهم مثبت شود و همین مقدار کفایت می کند. خب این مسئله تحقق یافته پس چرا مشکلات حل نشد؟ وجود این همه روحانی به عنوان اساتید در رشته های مختلف دانشگاهی و ادامه تحصیل دانشجویان در حوزه و استاد راهنما شدن یک روحانی برای پایان نامه یک دانشجو نشان دهنده، تحقق این موضوع است برخی ها هم گام دومی تعریف کردند و با تشکیل پژوهشگاه هایی کار مشترک علمی بر عهده گرفتند این هم تحقق پیدا کرده است. در گام سوم هم نگاه به سمت سیاست گذاری های مشترک برای جامعه علمی بود که همین کاری است که به عنوان نمونه در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دانشگاه و حوزه صورت می پذیرد.

اما متاسفانه ما از این شعار خوشمان آمد ولی وحدت به همین سه گام خلاصه شد و نتوانستیم گام های بعدی را درست تعریف کنیم وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در کار مشترک وحدت در نگرش وحدت در سیاست گذاری، وحدت در پرداختن به مسائل اصلی نظام است یک زمانی حوزویان در محراب شهید می شدند و الان دانشگاهیان در مواجه با دشمن انقلاب و پیشرفت علمی شهید می شوند مثل شهدای بزرگوار هسته ای. اما بحث فراتر رود به بحث علم دینی ختم شود که نیازهای جامعه مبتنی بر اساس اسلام و بر اساس مدلهای علمی محقق شود مثل علوم مهندسی، علوم انسانی که ترجمه غربی نباشد. اگر قرار باشد که وحدت به اجرای یک همایش خلاصه شود کاری نمی توان از پیش برد.


وحدت حوزه و دانشگاه باید مثلا به دنبال دغدغه های نظام و جامعه پیش رود و نیازها را رفع کند همان نمونه ای که شما گفتید که این وحدت باید هماهنگ به دنبال بانکداری اسلامی پیش رود همان طور که برای مشکلات تولید انرژی از طریق فن آوری هسته ای رفت موفق شد تا بتوانیم مدلهای خودمان را بومی شده تحویل داده و ارائه دهیم. چرا در کنار نظریه عدالت اجتماعی جان راز ، نظریه عدالت اجتماعی اسلامی با کارهای مشترک علمی به ثمر نرسد و بر اساس آن نیازهای نظام را مرتفع کنیم تا شهردار بتواند در حاشیه شهر با این مدل معضلات را حل کند. پس برای ادامه وحدت حوزه دانشگاه ترکیب شدن نیست بلکه وحدت انضمامی برای تشکیل گام های بعدی نظام سازی است والا در گذشته خواهیم می ماند.


تبریزبیدار: یکی از انتقاداتی که دانشگاهیان مطرح می کنند اینکه موضوع وحدت از جانب حوزه یک طرفه اجرا می شود در حالی که خیلی از روحانیون در دانشگاه ها اجازه تدریس دارند ولی دانشگاهیان برای بحث و تبادل نظر نمی توانند در حوزه حضور یابند خصوصا در رشته های علوم انسانی؟ در خصوص تولید علوم اسلامی انسانی کاری صورت گرفته است؟

در بحث حوزه و دانشگاه بحث این گونه نیست که تساوی برقرار باشد و این رابطه به این صورت باشد که هر روز باهم ناهار بخورند. بلکه بحث بر ارتباط متفکرین و اساتید این دو مرکز علمی است تا سمت و سوها را به هم نزدیک کنند شاید اصلا دانشجو و طلبه ها هم همدیگر را ببینند. حوزوی در دانشگاه دروس تخصصی خودش را تدریس می کند نه علوم فنی اگر هم از دانشگاه کسی به حوزه برود نمی تواند که فقه و اصول تدریس کند بلکه تخصص ها یش را مثل علوم ریاضی، بهداشت،برنامه ریزی و .. را در اختیار طلبه ها قرار می دهد . تلفیق نباید صورت بگیرد؛ نمی شود که دانشگاهی هم بیاید فقه برای حوزوی تدریس کند.

در رابطه با بحث علوم انسانی، علم دینی از جمله اموری بود که کارهایی است که با سختی های فراوانی که دارد اما کارهایی در حال انجام است نه فقط در ایران بلکه در دیگر ممالک اسلامی اما متاسفانه این مساله به محتوای آموزشی تبدیل نشده است. که می طلبد این موارد به تئوری آموزشی تبدیل شود مثلا آقای جوادی آملی در باب علم دینی و نظریات آقای مطهری در بحث اخلاق و فرهنگ تا کنون به نظریات آموزشی تبدیل نشده است که می طلبد شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه ورود کند. در بحث پژوهش اگر به دست مردم بخواهد برسد باید به آموزش تبدیل شود و این آموزش است که این نظریات را به خدمات برای مردم تبدیل می کند اما متاسفانه خیلی از نظریات و علوم ما در حد همان پژهش مانده است.


Image title




با توجه به اینکه باور ما بر این است دین به عنوان برنامه ای که سعادت دنیوی و اخروی ما را تضمین می کند و پاسخگوی تمامی نیازهای بشری است چرا تا کنون از منبع مهم دین در اختیار مردم از سوی حوزه و دانشگاه به عنوان ابزارها و روشها قرار نگرفته است؟ آیا دانشگاه برای رسیدن به این هدف به سمت دانشگاه حرکت نکرده است یا حوزه در این زمینه کم کاری کرده است؟ این موانع کجای کار است؟

قبلها که فاصله های این دو مرکز علمی بیشتر بود حرف هم دیگر را نمی فهمیدند چرا که اسلوب و روشهای حوزه با دانشگاه متفاوت بود. قبلها حوزویان تنها به زبان عربی آموزش می دیدند با یک روش خاص و دانشگاهیان هم تنها با زبان انگلیسی و روشهای خاص خودشان کار می کردند علاوه بر این بدبینی هایی نسبت به یکدیگر وجود داشت اما در سالهای گذشته که این فاصله ها کمتر شده این مسائل تا حدودی حل شده است البته فرآیند تولید علم یک پروسه زمان بر است و دستوری هم این مساله اتفاق نمی افتد و اگر این وحدت صورت گیرد به این مسئله کمک فراوانی می کند و رشد عقلانیت ها در این مراکز می تواند اجرای این مساله را تسهیل کند.

علاوه بر این متاسفانه این مسئله دغدغه یک عده معدودی است و همان عده معدود آنقدر به مسائل گوناگون مشغول هستند که نمی شود نتیجه دلخواه از آن بیرون بیاید. این افراد تنها برای این کار انتخاب نشده اند و تا فراغ بال نباشد نمی شود به صورت درست به این مساله پرداخت و جای تاسف هم هست که نتوانسته ایم که افرادی را تنها به همین مسئله مشغول سازیم از سوی دیگر تهدیدات و مسائل جدید پیش میاید. اولویت های جدید هر روز پیش میاید.

تبریزبیدار: اقدامات مسئول نهاد رهبری در دانشگاه استان برای تقریب حوزه و دانشگاه چه بوده است؟
یکی از اهداف اولیه و اساسی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها وحدت حوزه و دانشگاه بوده و در این زمینه ما هم سعی کرده ایم چه در این مناسبت و چه در موقعیت های دیگر سلسله نشست هایی با موضوعات خاص برگزار کنیم که اساتید حوزه و دانشگاه در این زمینه دور هم جمع می شوند که نتیجه این نشست ها در کنار طرح مسائل علمی مثبت شدن نگرشها و تداوم این نگرش مثبت است تا اساتید نسل جدید هم در جریان این مساله باشند . کار دومی که در این زمیه صورت گرفته است زمینه سازی برای امضای تفاهم نامه های مشترک میان حوزه های عملیه تبریز و دانشگاه تبریز بوده است که گام موثری برای انجام کارهای مشترک است علاوه بر این حوزه علمیه دانشجویی برای آشنا شدن دانشجویان علاقمند با علوم دینی و روشهای تدریس و تحقیق علمی با حدود 400 نفر مشغول فعالیت است از سالها قبل هم در دانشگاه سهند گروهی روی بحث علم دینی زیر نظر اساتید حوزه و دانشگاه مشغول فعالیت هستند که این کار به همت نهاد رهبری دانشگاه صنعتی سهند صورت گرفته است.