تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵ ۱۱:۰۸:۱۹ شناسه خبر : ۱۰۶۲۰۳۷

یلدایی متفاوت با محرم عمی؛

از ازدواج ها در روستا و شهر تا شب نشینی ها و خاطرات شیرین

یلدا در منطقه آذربایجان جایگاه و جلوه خاصی دارد و از طرفی نیز محرم محمدزاده(محرم عمی) بر فرهنگ و فولکلور آذربایجان شناخت لازم را دارا می باشد. تصمیم گرفتیم تا با توجه به محبوبیت محرم عمی و همچنین اهمیت شب یلدا در بین مردم میزبان این چهره دوست داشتنی باشیم.

به گزارش تبریز بیدار ، یلدا در منطقه آذربایجان جایگاه و جلوه خاصی دارد و از طرفی نیز محرم محمدزاده(محرم عمی) بر فرهنگ و فولکلور آذربایجان شناخت لازم را دارا می باشد. تصمیم گرفتیم تا با توجه به محبوبیت محرم عمی و همچنین اهمیت شب یلدا در بین مردم، میزبان این چهره دوست داشتنی باشیم و برایمان از روستاها و یلداهایش بگوید. وی علی رغم کسالت و بستری شدن یکی از عزیزترین افراد زندگیش به خاطر عشق به مردم و نشاندن لبخند بر لبان آن ها ساعاتی را در تحریریه حاضر شد و از خاطراتش برایمان گفت. آنچه در پیش رو می خوانید گفتگوی مشروح ما با وی است.


با سلام. لطفا در ابتدا کمی از خودتان برایمان بگویید. متولد چه سالی هستید و در چه زمینه هایی تخصص دارید.

بنده متولد روز عید قربان سال 1353 هستم و اصالتم از روستای قره بلاغ شهرستان ورزقان بوده و تا ده سالگی در این روستا زندگی کرد ه ام. در خصوص خودم نیز بهتر است بگویم که در ابتدا فرهنگ فولکلور آذربایجان و سپس فرهنگ عشایر را نوشتم ولی تخصص من در دانشگاه  کارشناسی ارشد الکترونیک است.


کمی از یلدا در روستاها برایمان بگویید. چه مراسماتی برگزار می شود؟

عمده جمع های خانوادگی و شب نشینی ها در میان روستائیان خصوصا در فصل پاییز و زمستان است که همه اهالی محصولات خود را جمع کرده و به این امر می پردازند. در مناطق آذربایجان شب نشینی های روستائیان به فرهنگ تبدیل شده است. شب یلدا(چله) به دلیل اینکه طولانی ترین شب سال است یک فولکلور و ادبیات خاصی دارد که این فرهنگ به زیبایی در آذربایجان و ایران صورت می گیرد و در میان روستاییان و شهرنشینان حداقل به این بهانه شب یلدا کنار هم می نشینند و سخنان هم را می شنوند.

در سفرهایی که من به نقاط مختلف روستاهای استان داشته ام، برخی مناطق استان  میوه های خاصی همچون سیب و یا انار و یا کشمش در سفره های خود می گذارند اما در میان همه روستاها، هندوانه پای ثابت هم نشینی شب یلدا بوده که شکل زیبایی را در کنار فرهنگ ها پدید می آورد.

مثلا در شب یلدا در مناطق آذربایجان، دامادها برای نامزدهای خود، "چیللیح" می برند که این پیشکش و چشم روشنی در شهرستان های استان مختلف است.

در برخی روستاها این پیشکشی یک گوسفند آراسته با "گوتاز"(آرایش های حاصل از نخ های رنگین) همراه با هندوانه تزئین شده  که جالب است بدانید تزئین این هندوانه در مناطق استان، متفاوت بوده و هر روستایی یک رسم خاصی برای خود دارد مثلا نام عروس و داماد را بر روی پارچه ای به صورت لباس بر قامت هندوانه می پوشانند و آن را همراه دیگر هدایا به عنوان خوانچه در طبقی به خانه عروس می برند.

در این طبق پلو و رشته را داماد، برادر وی یا فرد دیگر به همراه چند نفر از خانم های فامیل به خانه عروس می برند و خانواده عروس نیز در این شب انعامی را به آورندگان طبق می دهند و در بسیاری از روستاها داماد در شب یلدا میهمان خانه پدرزن خود می شود.

خانواده دختر نیز در مقابل مراسمی شبیه به این را برای خانواده داماد ترتیب می دهند؛ مثلا پارچه ای به عنوان چادر را برای خواهران داماد کنار می گذارند و یا لباس های گرم برای داماد کنار در نظر می گیرند. این مراسم ها همچنان انجام می شود و اینگونه نیست که به فراموشی سپرده شود.



همه مردم آذربایجان و استان، "محرم عمی" را فردی می شناسند که روستا به روستا در سراسر استان سفر کرده و شریک شادی ها و غم های آنان بوده است. خاطره خاصی از شب یلدا برای مخاطبین ما دارید؟

در مدت 4 سالی که ما نقطه به نقطه روستاهای استان سفر می کردیم، معمولا شب های یلدا را از قلم نمی انداختیم و حداقل 4 شب یلدا را در کنار روستائیان عزیز بودیم. به روستاهای دورافتاده از شهر می رفتیم و زیر کرسی گرم در سرمای سرد زمستان در کنار بزرگ خانواده و ریش سفیدان می نشستیم؛ معمولا در هر منطقه و روستا فردی به خوش زبانی و خوش صحبتی در میان اهالی روستا مشهور است و ما سعی می کردم پس از پذیرایی با چای سماور ذغالی و میوه ها، به سخنان این افراد و ریش سفیدان گوش دهیم.

این ریش سفیدان با شیرینی خاص و مهارت بیانی مثال زدنی به بیان قصه گذشته می پرداختند و جالب است که در برخی بخش های این قصه که جای خواندن آوازهای سنتی می رسید، خود با مهارت خاص و صدای خوب این آواز ها را می خواندند.

از جمله قصه خوشی که از شب نشینی های زمستانی در روستاها عموما و شب نشینی یلدا در ذهن من باقی مانده این است که این ها در ابتدای سخنان خود از ارزش های زندگی سخن می گفتند و مثلا با این جمله آغاز می کردند که "خداوند مشهدی فتح الله را رحمت کند سال گذشته در کنارمان بود و اینک نیست..." با قرائت حمد و سوره از درگذشتگان خود یاد می کنند و این نوع سخنان باعث افزایش محبت میان جوانان نسبت به بزرگان خود می شود و به نوعی صحبح به جوانان القا می شود که وجود این عزیزان ریش سفید برای روستا نعمت است.

متاسفانه هم نشینی با سالمندان و ریش سفیدان و این نوع رسوم در شهرها به فراموشی سپرده شده و با وجود یک گوشی موبایل در دستان همه، محبت ها روز به روز کاهش می یابد.

محرم عمی



چه دلایلی باعث شده بعد از صنعتی شدن و در نتیجه شهرنشین شدن مردم، گوشه گیری و در نتیجه کم رنگ شدن صفا و صمیمیت در محیط های شهری در مقایسه با محیط های روستایی کمتر شود؟

شما اگر به یکی از روستاهای نسبتا دورافتاده استان سفر کرده و برای مدتی با آنها زندگی کنید، اصلا متوجه نمی شوید که کدامیک از آنان زندگی فقیرانه و کدامیک زندگی ثروتمندی را دارا می باشند و به سختی می توانید پول دار بودن یکی از آنان را حس کنید.

این سبب می شود وقتی فردی به کمک مالی نیاز دارد، یا مراسم عروسی یا ترحیمی سبب فشار مالی بر یک فردی از اهالی روستا شود، دیگران به یاری وی می شتابند و این باعث محبت های صادقانه میان روستائیان می شود. برعکس شما ببینید در برخی محیط های ما تعارفات به دیگران غیرواقعی و از روی ظاهر است و حتی اگر فردی کمکی مالی از ما طلب کند با هزاران محاسبه از دادن کمک شانه خالی می کنیم و شما هم این را حس می کنید ودر نتیجه سبب می شود دل ها شکسته و فاصله میان افراد و قلوب آنان زیاد شود.

در مناطق روستایی دل ها به هم پیوسته است و شما می دانید در روزگار سختی یا آسانی ده نفر از خویشاوندان شما پشتتان ایستاده و حامیتان هستند ولی عموما در محیط های شهری می بینید که موضوع جاری و ساری نیست.

در روستا دل ها و عواطف همه برای یکدیگر به جوش می آیند و همه همدیگر را می خواهند و به این دلیل است که وقتی فردی در روستا از دنیا می رود واقعا از ته دل گریه می کنند ولی در شهرها اینگونه نیست و این همبستگی وجود ندارد.

در روستاها تمام احترام و تعارفات از روی واقعیت است و مثلا یک استکان چای ساده در روستا بیش از یک میهمانی اعیانی در شهر به دل شما می نشیند؛ چراکه همه این ها از عمق دل است.

محرم عمی


شما را در کنار مجری گری در تلویزیون به عنوان شاعر و پژوهشگر فرهنگ مردم آذربایجان می شناسند، شعری در زمینه شب یلدا برای مخاطبین ما بخوانید خالی از لطف نیست...

در قصه های تاریخی ریش سفیدان و بزرگان ما نوعی نصیحت وجود دارد که در این زمینه وجود دارد و پیرو جوان و بی سواد و دکتر با جان و دل به آن گوش می سپارند و بر دل آنان می نشیند.

این ها ادبیات شفاهی و سینه به سینه مردم آذربایجان است که اکنون به دست ما رسیده است. مثلا یکی از اشعار خودم به نام «اوتن گونلریم»(روزهای سپری شده ام) را برای شما و خوانندگان عزیز تبریزبیدار قرائت می کنم؛

آی اؤتن گونلریم هایاندا قالدین
خیالیم ایزینده قالاجاق هله

یادیما دوشنده گئچن گونلریم
گؤزلریم یاشیلا دولاجاق هله

همیشه وقتی از روزهای گذشته یاد می کنیم نوعی دلتنگی و کدری بر خاطره ما سایه می افکند مثلا ما فامیل و اقوام خویش را از دست داده ایم و بابت آن ناراحت هستیم. به عنوان مثال  ما سال گذشته دامادمان در شب یلدا در کنارمان بود ولی اکنون فوت کرده و امسال در کنارمان نیست.

اورگیم بیلمیرم نییه دولوبدی
آرزیلار دویغولار تالان اولوبدی

باغچادا گوللریم یامان سولوبدی
سون باهار گلنده, سولاجاق هله


انسان ها هرجا که بروند در غروب دلشان تنگ می شود ولی در وطن خود هرگز دلشان تنگ نمی شود. من طعم دوری و غربت را نیز کشیده ام و وطن نعمت دیگری است.

وطنی گؤرجگی آغلادیم آمان
آه چکیب اورگی داغلادیم آمان

تورپاغین گؤزومه, باغلادیم آمان
نیسگیل‌لر اورگی آلاجاق هله

وطنین ایللری آیلاری گؤزل
باهاری پاییزی, یایلاری گؤزل

آخار بولاقلاری, چایلاری گؤزل
دیلیمده تک وطن اولاجاق هله

وطن‌سیز هئچ زامان گولمه رم اینان
غربتی من وطن بیلمه رم اینان


وطنه چاتماسام اؤلمه رم اینان
من اؤلسم کیم ساچین یولاجاق هله

محرم محمد زاده



کمی از خاطرات شیرین خودتان برایمان بگویید. از گردوهایی که برای مردم خنده دار بود تا خاطره ای که یکبار از نحوه ازدواج خودتان در گفتید....

من آن خاطرات را در قالب طنز می گفتم و بنا داشتم تا خنده بر چهره مردم بنشیند. ولی واقعیت این است که در روستاها ازدواج  با شهرها متفاوت است؛ مثلا در روستاها طلاق بسیار کم است چراکه همه همدیگر را می شناسند و من مجرد وقتی در مسیر چشمه سلیقه دخترها را در خانه داری و شستن ظروف و لباس می بینم و با خانواده ها آشنا هستم این امر در نحوه انتخابم بسیار کمک کننده خواهد بود و قطعا فردی را به همسری انتخاب می کنم که بیشترین نزدیکی را به اولویت هایم داشته باشد.

ریشه طلاق های جامعه امروز ما نگاه به ظاهر و دوری از نگاه به حقیقت های طرف مقابل است اما من شناخت کافی از خانواده و خانه داری همسر آینده خود داشتم. برخی مراسمات در روستا وجود دارند که در هم نشینی های شبانه میان خانواده های روستاییان دختر و پسر دو خانواده با توجه به سکنات و سخنان شناخت مناسبی از هم پیدا می کنند و چیزی برای پنهان کردن ندارند.

اینکه پسری یک دختر را در کنار چشمه برای ازدواج بپسندد، به این دلیل است که شناخت پیشینی از طریق خانواده خود نسبت به وی دارد و شما می بینید در این هم نشینی های روستایی حتی خواستگاری و ازدواج صورت می گیرد و یک امر مبارک اتفاق می افتد.



و اما خاطره شب یلدای شما برای مخاطبان تبریزبیدار...
یادم است که در یکی از سفرهایم به یکی از روستاهای هوراند در شب یلدا، پس از ضبط برنامه و دور هم نشینی با روستاییان و نواختن عاشیق در خانه، من  برای دستشویی به بیرون رفتم که دستشویی نیز در فاصله 50 متری و دور از خانه قرار داشت.

در کولاک سرمای شب یلدا، وقتی قصد خارج شدن از دستشویی را داشتم دیدم که 7-8 سگ بدون قلاده در پشت در هستند و من هرچه صاحب خانه را فریاد زدم به دلیل صدای عاشیق و بسته بودن درها کسی صدایم را نشنید. حدود 40 دقیقه در سرمای شدید در آنجا ماندم و سگ ها نیز قصد ترک آن مکان را نداشتند. جالب است کسی به فکرش نمی رسید که محرم کجاست... و بالاخره به فردی که از آن نزدیکی گذر می کرد با صدای بلند گفتم که بیا مرا نجات بده و پس از آمدن به خانه نیز سرما خوردم!(خنده حضار)


ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

من هم از شما سپاسگزارم و امیدوارم مردمان ما همیشه شاد  و سلامت باشند.


محرم عمی

نظرات

IR

عاليه محرم محمدزاده واقعا مردفوق العاده اي است سرشارازمحبت وايمان وصداقت انشالله هميشه موفق وپيروزباشن ايشون افتخارايران هستن