سرویس : فرهنگی و اجتماعی , پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ۱۰:۲۴:۱۸ شناسه خبر : 1062643

روایت شنیدنی مسئول سابق روابط عمومی اورژانس آذربایجان شرقی:

مرده‌ای که در تبریز زنده شد!

مرد مسن روی تخت کنار دیوار دراز کشیده بود. خانواده‌اش دهان و پاهایش را با دستمالی بسته بودند و از ما گواهی فوت می‌خواستند اما...

مرده‌ای که در تبریز زنده شد!

به گزارش تبریز بیدار ، به نقل از رکنا، تابستان 94 به مأموریتی در یکی از محله‌های قدیمی تبریز اعزام شدیم. شاید به‌دلیل حسی که بعد از آن مأموریت داشتم، لحظه به لحظه آن در ذهنم مانده است.

موضوع مأموریت؛ کاهش هشیاری بیماری مسن در یکی از کوچه‌های پر رفت و آمد و قدیمی شهر بود. با توجه به فوریت عملیات؛ بلافاصله با همکارم عباس جعفربگلو از پایگاه 209 به محل رفتیم. همان‌طور که انتظار داشتیم کوچه خیلی شلوغ بود. اما به محض ورود آمبولانس به کوچه، چند مرد هراسان به سمت ما دویدند. من سریع پیاده شدم. وقتی برای پیدا کردن جای پارک مناسب نبود. تصمیم گرفتیم آمبولانس را وسط کوچه بگذاریم که با وجود اصرار ما و بستگان بیمار، همسایه‌ها مخالفت کردند و همکارم به ناچار خودروی امداد را از کوچه بیرون برد.من همراه با ساک دستی‌ام دوان دوان به سمت ساختمان رفتم. وارد که شدیم چند پله و حیاط خلوت و دوباره چند پله دیگر تا اتاق بیمار راه بود. تمام مسیرهم پر بود از زنان و مردانی که بر سر و صورت‌شان می‌زدند و گریه می‌کردند.

به سرعت وارد اتاق شدم. مردی حدود 75 ساله روی تختی کنار دیوار درازکش بود. زنان و مردان زیادی هم دورش جمع شده و در حال سوگواری بودند. دهان و پای پیرمرد را بسته و تختش را به سمت قبله چرخانده بودند. مردی که کنارم بود گفت: «لطفاً گواهی فوتش را صادر کنید تا بتوانیم کارهای کفن و دفنش را زودتر انجام دهیم. نمی‌خواهیم جنازه‌اش خیلی روی زمین بماند. و...»وقتی داشتم توضیح می‌دادم که ما نمی‌توانیم گواهی فوت صادر کنیم و حتماً پزشک بـــاید این کار را انجام دهد، تازه فهمیدم هیچ کس قبل از آمدن ما، پیرمرد را معاینه نکرده و اطرافیانش با قطع شدن علائم ظاهری حیاتی، دنبال گواهی فوت هستند. به همین خاطر سریع کنار تخت نشستم و به بررسی نبض و ضربان قلب بیمار پرداختم. امادر کمال تعجب فهمیدم بیمار نبض گردنی دارد. در میان اعتراض اطرافیان، دهان پیرمرد را بازکردم و درباره سوابق بیماری‌اش پرسیدم. براساس آنچه نزدیکان پیرمرد می‌گفتند او سابقه قند خون داشت.حدسم درست بود. سریع رگ گرفتم و قند خون پیرمرد را اندازه‌گیری کردم. بیست و دو!!!!!


باید هر طور بود نجاتش می‌دادم. از ویال گلوکز 50 درصد، 50 سی سی گلوکز به بیمار تزریق کردم و خوشبختانه پیرمرد بعد از تزریق، چند نفس عمیق کشید و به هوش آمد.جالب اینکه در تمام مدت این عملیات احیا، اطرافیان بیمار مدام اعتراض می‌کردند که چرا مزاحم میت می‌شوم. وقتی پیرمرد به هوش آمد و چشمانش را باز کرد، برخی می‌خندیدند و برخی از خوشحالی گریه می‌کردند؛ در همه این مدت هم همکارم به خاطر اعتراض همسایگان در حال پیدا کردن جای پارک بود!!!!

بهتر بود بیمار را به بیمارستان منتقل کنیم. منتظر شدم همکارم عباس هم برسد. وقتی او دوان دوان وارد شد با مشاهده گریه‌ها و خنده‌ها حسابی جا خورد. از حالتش خنده‌ام گرفته بود که گفتم: «تعجب نکن. این گریه‌ها و خنده‌ها داستان دارد. سر فرصت برایت می‌گویم...»

بعد هم بیمار را به بیمارستان انتقال دادیم. و...

حبیب حسینقلی زاده / تکنسین اورژانس تبریز

آخرین اخبار

پربازدیدترین

پر بحث ترین

آخرین نظرات

  • اصل نجاری

    خسته نباشید خدمت جناب دکتر خدادادی و همکارانشان در هیئت نظارت.مردم آذربایجان هیچ وقت جدیت و تعصب و حساسیت شما را به مسائل استان از یاد نمیبرد و قطعا در مورد تایید صلاحیت افراد ثبت نام کنندگان نهایت دقت را خواهید کرد.تا ان شاءالله شاهد حضور افرادی باشیم که به اهداف و آرمانهای انقلاب و خون شهداء پایبند هستند.

  • جواد فقیهی

    کل مجموعه شهرداری بهتر می توانست باشد نه فقط گردشگری.

  • همشهری

    سلام و عرض ادب خدمت تمام مسئولین تبریز بیدار و تبریک عید به همشهریان و شما بزرگواران. تا روز انتخابات میشه همه از حاشیه شهر و بافت فرسوده و بافت تاریخی حرف میزنند ولی روز عمل و کار همه از سرمایه گذاری در مناطق ثروتمند مثل پروژه اطلس حرف میزنند. انصاف هست ربع رشیدی و دو کمال به اون عظمت را گذاشتیم تا کاملا تخریب شوند و بعدش بیاییم از مجتمع های تجاری چند صد میلیاری صحبت کنیم. آقا مسیرگشائی سیلاب قوشخانه را چیکار کردید طی این 4 سال؟(فقط راکد ماند). اتوبان پاسداران همونطوری موند. خروجی یوسف اباد بدترین نمای شهری را دارد در حالیکه بیشترین تردد را دارد. خانه های شهرداری در شهرک ارم را چطور؟ خیابان طالقانی، مارالان و امامیه چیکار کردید؟ چرا ترمینال تبریز هر روز یه تصمیم را پذیرا هستش؟ بحث مترو یا ... خیابان عباسی اولین خیابان پرتردد شهر کدام مرحله هستش؟ پروژه آیسان چرا تمامی ندارد؟ ساماندهی گورستان ها چطور هستش؟ گورستان مارالان و ملک عباسی در بدترین وضعیت خود به سر میبرد. و هزاران مورد دیگر و بقولی بفرمایید کارهایی که نکردید را بگید!!!!!!!!!!!!

  • اطلاعاتی ها تو رو خدا به کسانیکه بد سابقه هستند صلاحیت ندهید نگذارید این فاسدان دوباره مدیریت شهری را به دستان نالایقشان بگیرند. سربازان گمنام آقا چشم امید هزاران رنجکش تبریزی به شماست. اجازه ندهید.

  • اگر من جای اعضای فعلیرشورآ بودم هیچوقت به خودم اجازه ثبت نام دوباره را نمی دادم.

  • طراحی سایت

    خیلی جالب بود ممنون

  • طراحی سایت

    ممنون از مطلب خوبتان

  • طراحی سایت

    ممنون واقعا جالب بود

  • بهرام

    دوستان سخنان برخی از شهروندان معقول که کیفیت اجناس خوب است، تنوع زیاد است، برخورد فروشندگان خوب است و... اما به چه قیمتی؟! ما اگه میخواهیم فرزندانمان در آینده راحت باشند باید کالای ایرانی بخریم...

  • حسین

    امیدوارم روحانی از اریکه قدرت بیفته

  • امیر

    سال سختی بود. سال سخت

  • ل

    سال خوب بود. حال کردم کلا

  • بایراق

    سلام-از مسلمانی به دور است که در مورد اشخاص گنگ سخن بگویندباید جرم افراد همانگونه که در دادگاه ثابت شده اعلام گردد در غیرآن خود این گونه گفتار دامن زدن به شایعه وخود فساد است والبته گناه

  • محمد حسین

    ایران نباید در این برهه کشور بزرگ مسلمان ترکیه را در مقابل حملات ناجوانمردانه کافران اروپایی تنها بگذارد . ما ملت ایران هر گز نباید ایام بد اقتصادی ایران را که با محاصره اقتصادی در دوران جنگ تحمیلی غربی ها و در راس اش آمریکا بر کشورمان اعمال شده بود و تنها رگ حیاتی اقتصادی کشور از طریق ترکیه و با کمک ترکیه به داد ایران رسید رو فراموش کنیم . هر چه باشد ترکیه کشور مسلمانی هست و با کشور ایران هم مرز هست و مشترکات بسیاری با ما دارد در چنین شرایطی پشت کردن به ترکیه کمال نامردی بشمار خواهد رفت

  • ستایش محمدیان

    ما با راهیان نور خیلی خوش گذشت به ما خیلی ممنون از زرحمتکشان این کارها

  • احمد

    خیلی عالی هست ماهم قراره بریم

  • حسن

    سلام-در سرشماری جدید جمعیت شهرهای و کل آذربایجان چقدر اعلام شده

  • سال فوق العاده هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ فرهنگی الکی مثلا وضع ملت خوبه خخخخخخخخخخ

  • محمد

    سال تاسف برای شورای شهر و شهرداری تبریز بود. سهم خواهان سهم خودشونو نگرفتن و هرجلسه تو شورا حاشیه ایجاد کردن. افرادی که سهم گرفتن هم خفه شده بودن. همین

  • سال سختی بود از هر لحاظ. کاش سال 96 بهتر باشه