تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۰۵:۳۴ شناسه خبر : ۱۰۶۵۶۰۱

زین العابدین در گفتگوی تفصیلی با تبریزبیدار:

اگر 2030 الزام آور نیست چه ضرورتی به تطبیق سیاست های آموزشی با سند مغایر با ارزشهای کشور است؟

برای بررسی سند 2030 به سراغ یکی از فعالین عرصه تربیتی کشور رفتیم. مسعود زین العابدین که معاون برنامه‌سازی و توسعه‌ی شبکه‌ اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان کشور است از مدت ها قبل نسبت به امضا و اجرای این سند از سوی دولت هشدار داده بود.

به گزارش تبریز بیدار ، امضا سند آموزشی 2030 یونسکو از سوی دولت یازدهم را شاید بتوان پس از برجام یکی از مهمترین اتفاقات کارنامه دولت روحانی دانست تا آنجا که واکنش مستقیم رهبر انقلاب نسبت به امضای این سند را در پی داشت .در این بین دولتی ها به سیاق همیشه راه کج دار و مریض تایید و تکذیب را پیش گرفتند و بسیاری از مسائل مطرح شده را خلاف واقع دانستند. البته نکته ای که نباید به سادگی از کنار آن گذشت ترجمه بسیار سخیف و تقلیل دادن مشکلات این سند به مسائل جنسی است.


برای بررسی سند 2030 به سراغ یکی از فعالین عرصه تربیتی کشور رفتیم. مسعود زین العابدین که معاون برنامه‌سازی و توسعه‌ی شبکه‌ اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان کشور است و از مدت ها قبل نسبت به امضا و اجرای این سند از سوی دولت هشدار داده بود. صحبت های وی راهشگایی برای رسیدن به دید واقع بینانه در مورد سند 2030 می باشد. متن پیش رو حاصل گفتگوی تبریز بیدار با مسعود زین العابدین است.


2030 مهمترین سند یونسکو برای رسیدن به توسعه پایدار مدنظر سازمان ملل

تبریزبیدار: به عنوان اولین سوال  سند 2030 چیست که این روزها نقل محافل عمومی و تخصصی جامعه شده است؟

در حال حاضر سازمان ملل متحد 17 هدف کلان را برای رسیدن به توسعه پایدار مطرح کرده است، توسعه پایدار از جمله مفاهیمی است که اکنون در سطح بین الملل پیگیری می شود، به زبان ساده، توسعه پایدار، توسعه ای است که رشد متوازنی را در جهان ایجاد کند و حیات نسل های بعدی انسانها را در کره زمین تحت الشعاع قرار ندهد که این بحث در گذشته، بیشتر در مسائلی نظیر محیط زیست مطرح بوده اما امروز سازمان ملل متحد معتقد است برای رسیدن به توسعه پایدار باید 17 هدف کلان را پیگیری نماید که چهارمین هدف از این اهداف هفده گانه سازمان ملل متحد، مربوط به حوزه آموزش می باشد که با شعار به سوی آموزش و یادگیری مادام العمر، با کیفیت، برابر و فراگیر مطرح شده است.


این هدف چهارم در سند مادر 2030 نیز اشاره شده و جزو اهداف اصلی سازمان ملل می باشد، اما سایر اهداف نیز تحت تاثیر هدف چهارم و آموزش قرار می گیرند لذا این هدف از سایر اهداف این سند مهم تر می باشد.


اجرای سند 2030  برای کشورهایی که می پذیرند  الزام آور است

بر این اساس سازمان ملل متحد همه آژانس های تخصصی خود، از جمله یونسکو را ملزم کرده تا همه برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های خود را در راستای رسیدن به این اهداف 17 گانه تنظیم کنند و در این راستا سازمان یونسکو متعهد شده تا همه کشورهای جهان را ملزم به اجرای این سند نماید و همه کشورها در راستای رسیدن به اهداف این سند حرکت کنند، به عبارت دیگر هر کشوری سند 2030 را بپذیرد مکلف می شود که برنامه ریزی های خود را در حد فاصل سال 2016 تا 2030 بر این اساس تعریف نماید.


لازم به ذکر است؛ کشورها هر سند یا بیانیه ای را که می پذیرند مکلف و ملزم به اجرای آن می شوند و آن سند یا بیانیه لازم الاجراست و باید گزارشی از اجرای آن را به سازمان متبوع خود ارائه دهند و چنانچه یونسکو گزارش یا اطلاعات تکمیلی در این زمینه درخواست نماید باید نهایت همکاری را با آن داشته باشند و پیشرفت کار را سالانه به این سازمان گزارش دهند.

زین العابدین مسعود




گفتند دولت می خواهد 2030 را اجرا کند تا همجنس بازی در کشور رواج یابد این خلاف واقع است چون در کشور ما محال است

تبریزبیدار: شما از جمله افرادی هستید که از مدتها پیش، نسبت به امضا و اجرای سند 2030 یونسکو از سوی دولت یازدهم ابراز نگرانی کرده اید، ایرادات سند 2030 کجاست که حتی رهبر معظم انقلاب هم به این قضیه ورود کردند؟


البته سند 2030 یونسکو را از چند منظر می توان ارزیابی کرد یکی از منظر محتوا و مفاد سند و اینکه مشخص شود جمهوری اسلامی ایران چه تعهداتی را در قبال اجرای این سند ملزم شده که در زمینه بررسی مفاد سند 2030 یکسری اقدامات سطحی در این مدت صورت گرفته است، البته هیاهوهای رسانه ای که بیشتر ناظر به فضای انتخاباتی بود و جوسازی هایی که در این زمینه صورت گرفته در اصل خلاف واقع است. هر چند ردپایی از این بحث ها در سند 2030 یونسکو به چشم می خورد و حتی این بحث ها تا آنجا پیش رفت که می گویند دولت قصد دارد همجنس بازی را در کشور آموزش دهد و بپذیرد، که بحث واقعا خنده داری در جمهوری اسلامی است و وقوع چنین بحثی جزو محالات است یا اینکه مطرح می شود دولت قصد دارد با اجرای مفاد این سند مانع فرهنگ جهاد و مقاومت شود، بنده معتقدم همانگونه که مقام معظم رهبری نیز همواره تاکید دارند، هیچ دولتی نمی تواند در چنین فضاهایی وارد شود چرا که در ایران، جمهوری اسلامی حکومت می کند.


پاشنه آشیلی به نام برابری جنسیتی در 2030 مبنایی برای فشارهای حقوق بشری علیه ایران

لذا بخشی از این بحث ها، کارکرد انتخاباتی داشت، اما اگر بخواهیم از همین منظر مفاد سند 2030 را بررسی کنیم، یکسری پاشنه آشیل ها و مفادی دارد که می تواند ما را در آینده دچار مشکل نماید. بعنوان نمونه در این سند از برابری جنسیتی صحبت شده که در زیر نظام های آن اشاره به برابری جنسیتی شده و می تواند مبنای فشار در سطح بین المللی و پاشنه آشیلی برای کشورمان در مجامع حقوق بشری باشد که چرا به این سمت حرکت نکرده اید.


تفسیر یونسکو از برابری جنسیتی با ما متفاوت است 

برابری جنسیتی در حوزه آموزشی یعنی فرصت های آموزشی برای پسران و دختران بصورت مساوی باشد که در ظاهر حرف بدی نیست اما تفسیری که اینها از برابری جنسیتی می کنند مسائل دیگری را نیز تحت الشعاع قرار می دهد که فردا ما نمی توانیم در برابر آن استدلال بیاوریم.


تحصیل برخی رشته ها برای آقایان و خانم ها در کشور ما در تضاد با ارزشهای فرهنگی و اعتقادی است

در کشور ما برخی از رشته های تحصیلی به دلیل احترام به ارزشهای دینی و اعتقادیمان، مختص آقایان و برخی مختص بانوان است. بعنوان نمونه طبق همین ارزشها، آقایان نمی توانند در رشته زنان و زایمان تحصیل نمایند در حالی که طبق سند 2030 یونسکو حق تحصیل در این رشته به صورت مساوی در بین آقایان و خانم ها تقسیم می شود یا یکسری رشته های مهندسی به دلیل شرایط جسمی و روحی خاص، بر اساس سیاست های وزارت علوم تنها مختص آقایان است. که این موضوعات می تواند مبنای فشارهای آینده باشد.


طبق 2030 بایدمحتوای آموزش و پرورش مبتنی بر ارزشها نباشد در حالی این خلاف قانون اساسی است

بر اساس مفاد این سند، آموزش و پرورش ما باید غیر ایدئولوژیک باشد، در حالی که طبق قانون اساسی ایران، اهداف آموزش و پرورش ما باید کاملا مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و دینی طراحی، برنامه ریزی و راهبری شود، در حالیکه طبق سند 2030 یونسکو، ایدئولوژیک بودن آموزش و پرورش ما می تواند مورد سوال باشد.


پرهیز از ترویج خشونت در 2030 یعنی نباید حرفی از قیام عاشورا و اردوی راهیان نور در مدارس باشد

همچنین در این سند به بحث پرهیز از ترویج خشونت اشاره شده در حالی که تفاسیر کشورهای غربی از خشونت، متفاوت است و بر اساس استدلال های آنها حتی قیام عاشورا یا اردوهای راهیان نور نشان از ترویج خشونت دارند یا حتی کتاب آمادگی دفاعی که در کشور ما بعنوان درس رسمی برای آمادگی پسران در حوزه نظامی و دفاعی تدریس می شود می تواند از منظر آنها ترویج خشونت محسوب شود.


هدف اغلب این اسناد بین المللی ایجاد تغییر در سبک زندگی کشورهاست بنابراین ما نمی توانیم به راحتی از این مسائل گذر کنیم.

مسعود زین العابدین




می گویند حق تحفظ گرفتیم اما هیچ سندی برای حق تحفظ ارائه نداده اند

امروز دولتمردان کشور اظهار می کنند ما نسبت به اجرای مفاد سند 2030 یونسکو حق تحفظ گرفته ایم یعنی بخش هایی از این سند را که مغایر با ارزشهای دینی ما نیست، اجرا خواهیم کرد اما طرح این موضوعات به هیچ وجه قابل قبول نیست.


اگر 2030 الزام آور نیست چه ضرورتی به تطبیق سیاست های آموزشی کشور با سندی است که کلیت آن مغایر با ارزشهای کشور است؟

علی رغم اینکه تاکنون هیچ سندی در ارتباط با این حق تحفظ ارائه نشده اما ما به دلتمردان خود اعتماد داریم و وجود حق تحفظ را می پذیریم و همچنین قبول می کنیم که این سند تنها توصیه نامه است و الزام آور نیست، پس با این تفاسیر دولتمردان ما چه لزومی به تطبیق سیاست های کشور با سندی دارند که کلیت آن مغایر با ارزشهای کشور است؟ اگر قصد ما از این کار بهره گیری از تجربیات جهانی این سند در پیشبرد اهداف آموزشی کشورمان است چه نیازی به قبول و امضای این سند است. چرا که ما نمی توانیم بخشی از یک سند را قبول و بخش دیگر را رد کنیم.


وقتی سایر اضلاع و ابعاد منسجم این سند را می پذیریم، در نهایت به این نتیجه خواهیم رسید باید همجنس گرایی یا بندی که حذف کرده ایم را نیز باید بپذیریم

این سند مبتنی بر نظام فلسفی و تعلیم و تربیتی غرب نوشته شده و در عین حال نمی توانیم بخشی از آن را حذف کنیم. شاید ما بگوییم همجنس گرایی مغایر با ارزشهای اسلامی و دینی کشور ماست و آن بند را حذف می کنم اما وقتی سایر اضلاع و ابعاد منسجم این سند را می پذیریم، در نهایت به این نتیجه خواهیم رسید باید همجنس گرایی یا بندی که حذف کرده ایم را نیز باید بپذیریم.


بنابراین ما باید فلسفه خاصی برای تعلیم و تربیت کشور خود داشته باشیم و بر اساس آن عمل کنیم. ما نمی توانیم ملقمه ای بسازیم و انتظار داشته باشیم به هدف واحد برسیم و در نهایت شهروند جمهوری اسلامی ایران را به حیات طیبه برسانیم. پس نظام تعلیم و تربیت باید مبتنی بر اعتقادات و ارزش های دینی و فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی حاکم بر کشور هدف گذاری و برنامه ریزی شود و همه اقدامات در راستای رسیدن به اهداف آن نظام باشد بنابراین برخی از مفاد این سند مغایر با ارزشهای اسلامی و دینی ماست و نمی توانیم در برابر آن سکوت کنیم.


آیا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نمی توانست ما را به اهدافمان در حوزه آموزشی برساند که دولتمران به سراغ سند 2030 یونسکو رفتند

نکته اصلی که دغدغه مندان در زمینه سند 2030 یونسکو مطرح می کنند و به نظر بنده مقام معظم رهبری نیز بر آن تاکید دارند این است که کشور ما باید یک نظام منسجم تعلیم و تربیت داشته باشد که مبتنی بر ارزشها و فلسفه تعلیم و تربیت کشورباشد، که در این راستا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در آذر ماه سال 90 در کشورمان رونمایی شد.
آیا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نمی توانست ما را به اهدافمان در حوزه آموزشی برساند که دولتمران به سراغ سند 2030 یونسکو رفتند و آن را امضا کردند، در حالی که مردم کشور هیچ دورنمایی در زمینه این سند ندارند؟


اگر سند 2030 ابزار و روش صحیح آموزشی را در اختیار ما قرار دهد مشکلی نیست در حالی که میخواهد سبک زندگی غربی  را تحمیل کند

دو نظریه متفاوت در این خصوص مطرح است، یکی اینکه معتقدیم نظام آموزشی در اروپا و آمریکا متکی به یکسری روشها و ابزارهایی است که آنها را به اهدافشان می رساند، ما نیز این مسئله را قبول داریم و می توانیم بهترین روشهای آموزشی و تکنیک های القایی را وارد کشور کنیم و بجای آموزش و پرورش سنتی، آموزش و پرورش مدرنیته راه اندازی کنیم، اگر سند 2030 ابزار و روش صحیح آموزشی را در اختیار ما قرار دهد مشکلی نیست و یا اینکه هژمونی غرب از طریق این سازمانهای بین المللی می خواهد سبک زندگی را تحمیل و جهانی کند که تحت پوشش های سندهای زیبایی نظیر سند 2030 که در پشت پرده قصد تغییر سبک زندگی ما را دارد، هیچ کس مخالف این نیست که دولت جمهوری اسلامی ایران بهترین ابزار های آموزشی را وارد کشور کند.

امروز ما نیازی به استفاده از تجربیات کشورهای خارجی در زمینه آموزش الکترونیک و هوشمند داریم آیا سند 2030 ما را در این جهت یاری می کند؟ مفاد این سند اینها را نشان نمی دهد لذا این مغلطه و مغالطه است که اتفاق می افتد. مخالفان سند 2030 را متهم به این می کنند که شما مخالف پیشرفت و ورود تکنولوژی به کشور هستید، در حالی که اینگونه نیست و ما معتقدیم غرب از ابزار و روشهایی استفاده می کند تا از این طریق فلسفه لیبرالی و سکولاریسم خود را به مخاطبین خود القا کند تا دانش آموزانی که از نظام آموزشی آنها فارغ التحصیل می شوند خود را ملزم به اجرای فرهنگ غربی بدانند.


ما مخالف استفاده از روش ها و ابزارهای آنها در القا فرهنگ نیستیم اما محتوا، فلسفه و ارزشی که القا می شود بر اساس سبک زندگی ایرانی و اسلامی است یا سبک زندگی غربی؟

ما معتقدیم سازمان های بین المللی از طریق این اسناد به دنبال حاکم کردن سبک زندگی خود و جهانی کردن آن برتمام کشورها هستند لذا ما باید از مدل بومی خود پیروی کنیم.


سند تحول آموزش و پرورش 6 سال معطل نوشتن زیر نظام است در حالی که برای 2030،  دولت صدها ساعت جلسه اجرا کرد

علی رغم اینکه ما سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در کشور داریم و این سند از آذر ماه سال 90 رونمایی و ابلاغ شده و مقام معظم رهبری و شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را تایید کرده اند اما دولتمردان از سال 90تا 96 همچنان درگیر تنظیم زیرنظامها و اسناد پایین دستی مربوط به آن هستند و متاسفانه تاکنون اتفاق شاخص چندانی در این زمینه صورت نگرفته است.


در حالی که سند 2030 یونسکو آذر ماه گذشته توسط وزرای دولت رونمایی شده و در فاصله این شش ماه، صدها ساعت جلسه کارشناسی در حد چهار وزارت خانه و دو معاونت ریاست جمهوری تشکیل شده و برای این سند صدها صفحه زیرنظام تهیه شده است، اگر همچین وقت و همتی در کارگزاران ما برای سند 2030 وجود داشت چرا برای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نداشته ایم؟


به فرض ما سند 2030 یونسکو را هم عرض با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پذیرفتیم چرا همتی که برای نوشتن زیر نظام ها و برنامه های سند 2030 وجود دارد در خصوص سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود ندارد؟


سندی که شورای عالی انقلاب با بدنه کارشناسی شده و مقام معظم رهبری بر آن تاکید دارند معطل مانده و در عوض همت خود را صرف سند 2030 می کنند.


لذا از منظر اول محتوای سند و از منظر دیگر باید به یک مدل بومی در آموزش و پرورش و آموزش عالی برسیم در حالی که بجای پرداختن به سند بومی خود، شیفتگی خاصی در تعاملات یکطرفه بین المللی وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی نمی تواند مدعی تخصیص تسهیلات از قبل این سند باشد چرا که در متن اصلی این سند، بحث کمک به خانواده مطرح شده اما تعریفی که اینها از خانواده دارند متفاوت است آیا منظور آنها از تشکیل خانواده ازدواج مرد با زن است یا زن با زن، مرد با مرد، ازدواج سفید یا هم باشی؟؟ آیا این مسائل در کشور ما قابل پذیرش هستند، در حالی که تعریف خانواده در نظام فکری دینی و اسلامی ما متفاوت است.

ما نمی توانیم بخشی از مفاد این سند را بپذیریم و بخشی را رد کنیم و در نهایت انتظار داشته باشیم به حیات طیبه برسیم.

مسعود زین العابدین




محرمانه ها در دولت یازدهم زیاد بوده است

تبریزبیدار:  یکی از بحث هایی که در این هیاهوها گم شده این است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت برای اجرای چنین سندهایی باید از مراجع قانونی اجازه بگیرد حال آنکه تا زمانی که رهبر معظم انقلاب به این موضوع واکنش نشان دهند، امضا و اجرای این سند مخفی مانده بود، به نظر شما چرا دولت مخفیانه اقدام به امضا و اجرای این سند کرده است؟


 متاسفانه محرمانه ها در این دولت زیاد بوده، قراردادهای اقتصادی و تعامل های بسیاری با مجامع بین المللی بصورت مخفیانه صورت گرفته است و روز به روز این محرمانه ها افزایش می یابد.


ترس از مخالفت برخی اعضا شورای انقلاب فرهنگی با سند 2030 باعث شد حتی در این شورا هم مطرح نشود 

شاید بیان کنند نیازی به اطلاع مجلس شورای اسلامی نبود اما ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی که بر عهده ریاست جمهوری است، حداقل باید از این موضوع مطلع می شد و این موضوع قبل از تصویب باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی به بحث گذاشته می شد، اینکه یکسری شخصیت های حقیقی و حقوقی در این شورا حضور دارند که وابسته به دولت نیستند و دولت از ترس مخالفت این افراد و رسانه ای شدن آن قبل از امضاء، حتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع مطرح نشد و این قابل تامل است و حتی اعضای خود شورای عالی انقلاب فرهنگی باید اعاده حیثیت کنند چرا که بخاطر این اقدام نسنجیده، شورای عالی انقلاب فرهنگی از سوی مقام معظم رهبری تذکر گرفت و ایشان در روز بزرگداشت مقام معلم گفتند من از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله مندم، خود اعضای شورا باید بخاطر حیثیتی که از آنها سلب شده، اعاده حق نمایند و اینکه چرا دولت موضوع این سند را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح نکرده است.حتی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز از این موضوع بی اطلاع بود و به نظرم دولت باید نسبت به آنها پاسخگو باشد.


امضای سندهایی نظیر 2030 از عدم خودباوری در دولت یازدهم شکل می گیرد

 تجربه برجام و قراردادهایی که دولت تدبیر و امید طی این چند سال با کشورهای دنیا داشته، نشان دهنده این است که تفسیر انجام این قراردادها برعکس آن چیزی است که دولتمردان امروز انجام می دهند، دولتمردان با علم به این موضوع چرا اقدام به امضای چنین سندهایی می کنند؟ میل به جهانی شدن تا کجاست و ما باید چه چیزهایی را برای رسیدن به این هدف از دست بدهیم؟


 این موضوع از عدم خودباوری نشات می گیرد، فکر می کنیم نمی توانیم نسخه بومی داشته باشیم، فکر می کنیم همه چیز با حل شدن در نظم نوین جهانی برای ما امکان پذیر است.
ما امروز با یک نظام جهانی منسجم و قدرتمندی روبه‌رو هستیم که قانونگذار، مجری و قاضی خودشان هستند و سیاستهایی را درجهان جاری و ساری می کند که خود به آنها معتقد نیست.

امروز آنها در حالی از منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای صحبت می کنند و در مورد عملکرد دیگران قضاوت می کنند که خودشان نه تنها دارندگان سلاح های هسته ای هستند، بلکه استفاده کننده این سلاح ها نیز هستند.


اعتراض غرب به اقدام ترامپ در خروج  از بیانیه پاریس به دلیل عیان کردن دروغ سازمان های بین المللی است

با بررسی اتفاق اخیری که در بحث بیانیه پاریس در زمینه محیط زیست اتفاق افتاده متوجه می شویم اتفاقی که دونالد ترامپ انجام داده تفاوتی با اقدامات فرانسه و آلمان و انگلستان و سایر کشور های صنعتی ندارد و تنها تفاوت این است که ترامپ عمل خود را عیان بیان کرده است.


یکسری معاهدات را امضا می کنند و سپس همه دنیا را مجبور به امضای آن می کنند که ما می خواهیم محیط زیست آسیب نبیند ما می خواهیم مانع انتشار گازهای گلخانه ای شویم یا ما باید مانع گرم شدن بیش از حد کره زمین شویم،کدام کشورها محیط زیست را آلوده می کنند؟کشورهای برتر صنعتی دنیا یا کشورهای جهان سوم؟ آیا حجم صنعتی که در سایر کشورهای در حال توسعه وجود دارد با کشورهای توسعه یافته برابر است؟


در حالی که همان کشورهای صنعتی در جایگاه مدعی وارد می شوند و سندی را تهیه و همه دنیا را ملزم به امضا و اجرای آن می کنند.


حال آنکه خود این کشورها بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای هستند و حاضر به بهسازی یا تعطیل صنایع خود نیستند اما کشورهای در حال توسعه را تحت فشار قرار می دهند.
این کشورها ارزشهای خود را به کل دنیا تحمیل می کنند، همه این کشورهای مدعی آزادی، فضای مجازی را تبلیغ می کنند در حالی که در کشور خودشان اینگونه نیست و تبلت دانش آموزی جایگاه خود را دارد و افراد تا 18 سالگی اجازه دسترسی به محتوای پورن را ندارند. در حالی که در کشور ما اینگونه نیست و گردش اطلاعات آزاد و آزادی بیان حکمفرما است و فرزندان ما به راحتی می توانند به همه محتواها دسترسی پیدا کنند. این بیانگر این است که در سلطه فرهنگی از چیزی بحث می کنند که خود به آن عمل نمی کنند. وضعیت سند 2030 یونسکو نیز همین طور است به قول معروف مرغ همسایه غاز است.


اگر رهبری تذکر نمی داد دولت به اجرای بی سر و صدای سند 2030 ادامه می داد

تبریزبیدار:  به نظر شما اگر مقام معظم رهبری در مورد این سند تذکر نمی دادند، دولت همچنان به این سند عمل می کرد؟

 بله مطمئنا این طور می شد، متاسفانه امروز دغدغه مندان به انقلاب اسلامی دچار سیاست زدگی شده اند و این موضوع توجه آنها را از بسیاری مسائل دور کرده است. مثلا زمانی که موضوع سیاسی مثل انتخابات مطرح می شود تمام دغدغه مندان تمام قد از این موضوع حمایت می کنند و در راستای آن فعالیت می کنند در حالی که تا زمانی که مقام معظم رهبری در خصوص سند 2030 تذکر نداده بودند هیج کسی در آن زمینه واکنش نشان نداده بود.


حال آنکه خبر آن منتشر شده بود، اما هیچ دغدغه مندی این سند را مطالعه نکرد یا زیر نظامهای آن را مطالعه کند متاسفانه رفعت با مسائل فرهنگی ما را با چیزهایی روبرو خواهد کرد که در آینده متوجه کلاه های گشادی که بر سرمان رفته خواهیم شد و این آفت بزرگی است برای آنهایی که به انقلاب اسلامی وفادار هستند و خود را متعهد و ملزم به حفظ آن می دانند.
همانطور که در انتخابات احساس وظیفه می کنیم باید در مورد سند 2030 نیز احساس وظیفه می کردیم ولی اینکار را به جایی رساندیم که مقام معظم رهبری فرمودند: «نباید اجازه میدادید کار بجایی برسد که من اظهار نظر کنم»


قبل از فرمایش مقام معظم رهبری هیچ کدام از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی یا متولین آموزش و پرورش در این مورد اظهار نظر نمی کردند.