تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵:۱۳ شناسه خبر : ۱۰۶۵۸۴۱

بهشت روی:

توطئه ای شکل گرفته است تا بازار تبریز را منهدم کند!!

یک کارشناس مسائل شهری می گوید: من اعتقاد دارم که یک توطئه بزرگ بر علیه منافع شهر و شهروندان تبریز شکل گرفته است تا بازار تبریز را منهدم کند، منهدم کردن یعنی جلب توجه نگاه ها به سایر فضاهای تجاری! و سرمایه ها را از آنجا به سایر اماکن تجاری هدایت کنم. بحث پاساژ سازی یعنی معرفی گزینه های بهتر و به روزتر تا با این کار بازار تبریز را تخلیه کنیم و محیط بی رونقی در آنجا شکل بگیرد.

به گزارش تبریز بیدار ،  به نقل از روزنامه امین،  مصاحبه روزنامه  امین را با دکتر مجید بهشتی روی می خوانید:


چیدمان جدید شورای شهر تبریز را چگونه می بینید؟


_ عرض کنم من تفاوت خاصی به عنوان یک کارشناس مسائل شهری نمی بینم، به جهت اینکه لیست یکپارچه نتوانستند به شورا راه یابند و به همین دلیل اداره شورا با مشکل مواجه خواهد شد هر چند تعدادشان بر جناح مقابل برتری دارد، اما باز تفکر جریان فکری مقابل هم در شورا خواهد بود و این باعث خواهد شد اداره این شورا گرفتار مشکلات فراوان شود و هدایت آن به این راحتی نخواهد بود. البته امیدوارم این هشت نفر در خط اصلاح طلبی بمانند و مثل نمایندگان مجلس که بعد از راه یابی به مدد لیست امید خط عوض نکنند و در واقع به سمت جریان فکری مقابل غش نکنند،و باعث شوند تناسب ۸ به ۵ کاهش یابد و البته بعید می دانم شورای پنجم بتواند به سوی یک هدف حرکت کند و من معتقدم در این شورا نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد مگر این که ما بیاییم و تاریخ ۱۸ ساله شوراها را آسیب شناسی کنیم و نقاط قوت که بسیار کم بود اقلا نقاط ضعف را به صورت دقیق موشکافی کنیم. من از این منظر نگاه می کنم که باید مثل پزشکان به سمت پاتولوژی شوراها پیش رویم، به عنوان یک بیمار به شوراها نگاه کنیم چون ساختار شورای شهر تبریز یک ساختار بیمار است، ما نه تنها تب و لرز بلکه سکته و نهایتا به کما رفتن این بیمار را در گذشته دیده ایم. باید پذیرفت که در شورای شهر یک بیماری جدی وجود دارد که این جسم نحیف و بیمار نیاز به آسیب شناسی دارد تا دلایل این اهتزار مشخص شود. البته نه تبریز که در کل ایران شوراها نیاز به آسیب شناسی دارد! به یاد دارم که مرکز پژوهش های مجلس هم یک بار این طرح را مطرح کرد تا رفتار شوراها و دلایل انحراف آنان از وظایفشان بررسی شود.


ببینید این نگاه در سال ۷۷ به شوراها در دولت اصلاحات وجود داشت که بخشی از مدیریت کلان به مردم واگذار شود و دولت کوچک شود و با این تفویض اختیار مردم بر مسند قدرت بیایند. جمعیتی بالغ بر ۲۳۰ هزار نفر در کنار دولت شکل می گرفت که وظیفه نظارتی داشتند و قرار بود چشم و گوش سیستم باشند تا سیستم درست عمل کند! وظیفه اینها مشورت و نظارت بر اجرای صحیح امور بود. اما بعد از آغاز کار انحراف ایجاد شده است! ما قرار بود نظارت کنیم ولی نظارت با جریان مدیریت همراه شد. امروز می‌بینیم که اعضای شورا بجای نظارت بر کمیسیون های ماده ۱۰۰ عضو آن شده اند! مگر چنین نظارتی امکان پذیر است؟ انسان چگونه می‌تواند خودش به اعمال خودش نظارت کند؟ به اعتباری اگر بدون تعارف بگوییم بستر همان بستری است که جرم خیز بود و اصلاح نشد و فقط افراد جابجا شدند! از همین رو من قائلم که امکان این که اتفاق مطلوبی بیافتد وجود ندارد. نگاه مردم و دولت به شوراها نگاه علمی نیست، ما در کوچکترین خرید روزمره زندگی خود هزار جور مطالعه می کنیم اما برای انتخاب اعضای شورای شهر چنین دقتی وجود ندارد ! یعنی دقتی که مردم برای خرید یک متر پارچه دارند بیشتر از دقتی است که برای انتخاب یک نماینده وجود دارد. از این رو برای مدیریت یک شهر از انتخاب ورزشکار و هنرمند و … ابایی نداریم. پس دو خلا قانونی و فرهنگی نیز بر افت کار شوراها تاثیر گذاشته است.


با این تفاسیر به نظر شما یک نماینده شورا باید چه خصوصیاتی داشته باشد ؟

_ ببینید باید برای جواب به این سوال به وظیفه اصلی شورا برگردیم، وظیفه اصلی شورا نظارت بر عملکرد شهرداری است! این نهاد چه وظایفی دارد؟ این وظایف احصا شده اند، این وظایف عبارتند از: خدماتی،عمرانی،اجتماعی، فرهنگی. آیا وظیفه سیاسی هم دارد؟ وظیفه پزشکی هم دارد؟ پس مشخص شد که یک وظیفه اصلی داریم که باید بر آن نظارت کنیم، این نهاد وظایفی دارد، پس رنج افرادی که باید انتخاب کنیم مشخص شد، و با این تعبیر دایره انتخاب هم مشخص شد. باید کمیسیونهای داخلی شورا را در نظر بگیریم و برایشان نفر انتخاب کنیم. کمیسیون های موجود از قبیل شهرسازی، عمران و … . به همین دلیل هر تیمی چه لیست امید و چه از لیست های دیگر نفراتی معرفی می کرد که جایگاهشان تعریف داشت و برای هر کمسیون عضوی مطرح می کرد در آن صورت هم میزان موفقیت لیست بالا می رفت و هم شاهد تحول در جامعه بود. اما امروز باید نفرات غیر تخصصی را برای کمیسیون ها انتخاب کنیم چون در انتخاب اولیه بستر فرهنگی فراهم نبود.


آیا لیست اصلاح طلبان حائز این شرایط بود؟

_ متاسفانه باید گفت خیر، چون سیاسی کاری و سیاست زدگی در این مسیر دخالت داشت. و در سیاست زدگی غفلت وجود دارد، از آفت های بزرگ شوراهای شهر در چهار دوره گذشته همین سیاست زدگی است. لیست اصلاح طلبان شکل منطقی تری داشت می توانست بستر لازم را مهیا کند که بر خلاف سایر جریان ها تیمی را مطرح می کرد که هر فرد نقشی را در شورا باید بر عهده می گرفت. من بخشی از عدم رای دهی ۱۰۰ درصدی به این لیست را در تبریز با همین موضوع مرتبط می دانم. و نارضایتی خود از چهار دوره گذشته را در انتخاب پنجم خود نشان داد، خود این موضوع می تواند به عنوان یک شاخص باشد.

بزرگترین اولویت شورای پنجم از دیدگاه شما چیست؟

_ شورا یک وظیفه کلی دارد، نظارت بر نهادی به نام شهرداری و این هویت اصلی ماست. ما الان دو مشکل اساسی در شهر داریم. پروژه های شهری اولا کیفیت لازم را ندارد و دوما هزینه برآورد شده برای آن بسیار بالا در می آید. در اکثر پروژه ها کیفیت ها بسیار پایین و هزینه ها بالاست. در بخش نظارت در شهرداری دو محور داریم: کیفیت و قیمت پروژه ها. البته بعد از این ها اولویت بندی پروژه ها و مکان یابی آنها از دیگر موضوعات مهم است. حالا ببینیم اعضای محترم شورا چقدر توانمند هستند که به این وادی ورود کنند.


چقدر در شورای پنجم این عزم را می بینید؟
_ هر قدر هم عزم وجود داشته باشد برای نظارت درست بهر حال مقداری توان علمی هم لازم است و البته زمان کافی. در صورتی که اعضای منتخب شوراها معمولا به غیر از کار شورا درگیر چند شغل دیگر هستند، در صورتی که هر شبانه روز فقط ۲۴ ساعت است و اگر بخواهیم برای هر شغل چند ساعت وقت صرف کنید دیگر زمانی برای نظارت و کار شورا باقی نمی ماند. ایا در زمان اندکی که برای کار نظارت باقی می ماند می توان از عهده این وظیفه خطیر برآمد؟


ما با پدیده ای روبرو هستیم که بودجه میلیاردی دارد، و یک لشکر نیروی انسانی به این ها حجم پروژه های عمرانی را هم اگر اضافه کنید، ما ۱۳ نفر انتخاب کرده ایم که به نمایندگی از دو میلیون نفر به این تشکیلات نظارت کنند، یعنی وظیفه دو میلیون نفر به ۱۳ نماینده تفویض شد تا به یک وزارتخانه عریض و طویل نظارت کنند. برای این کار باید زمان و توان علمی لازم را پیش بینی کرد. اعضای شورا برای آن که در این عرصه رو سفید باشند و اگر به رای مردم احترام می گذارند باید بقیه کارهای خود را کنسل کنند تا بتوانند از عهده این وظیفه خطیر برآیند و چهار سال خدمت خاشعانه نمایند. یعنی باید از سایر امور خود بکاهند و صرفا متوجه امر خطیری مثل شورا باشند و به نظر می آید چنین کاری امکان تحقق ندارد. شاید نگاه من هم نگاه کاملا درستی نباشد اما تجربه بیست ساله گذشته نشان داده که اگر این مجموعه اراده این کار را هم داشته باشد در برآورده کردن اهدافی که برایش تعبیه شده با مشکلات سختی مواجه خواهد شد.


به عنوان یک کارشناس امور شهری، بزرگترین معضل شهر تبریز را در چه می دانید، معضلی که بتواند به دغدغه شورای بعدی و شهردار جدید تبدیل شود؟

_ خوشبختانه شهر تبریز یک سری زیر ساخت های لازم را برای خودش از همان اول کار داراست که در مواقع بحرانی چاره ساز است. برای مثال نیاکان ما در گذشته بازاری را در تبریز درست کرده اند که هر زمان مشکلی داشته باشیم مرتفع می کند. برای مثال به دلیل نبود فضای مناسب برای مدیریت و جمع آوری دسته جات عزاداری با مشکل مواجهیم، در صورتی که در گذشته محلی به نام بازار سنتی تبریز هر ساله این مشکل را مرتفع می کند بدون آن که در خیابان و میدان ها ترافیکی ایجاد شود. این زیر ساخت توسط گذشتگان درست شده و نیاز امروز ما را پاسخگوست. در گذشته مناطقی در محلات به نام گورستان محل و میدان های محلی و گرمابه محل و نهایتا یخچال محل پیش بینی شده است که برای امروز ما سرمایه است! وقتی جایی برای فضای سبز پیدا نکردیم می توانیم با تغییر کاربری گورستان به فضای سبز این مشکل را مرتفع کنیم، یعنی برای امر توسعه در شهر یک سری سرمایه از گذشته برایمان باقی است. قنات هایی که در گذشته حفر گردیده امروز در صورت وقوع سیلاب مشکل گشایی می کند.
و اما در وضعیت کنونی اساسی ترین مشکلات فعلی شهر در ابتدا بحث مدیریت آن است. تبریز به شدت با ضعف در مدیریت شهر مواجه است. مدیریت در حوزه شهرداری با ضعف های اساسی روبرو است. ما در سالهای بعد از انقلاب از تربیت مدیر شهری عاجز بوده ایم. اکثر مدیرانی هم که از سپاه و جهاد اورده ایم بعد از پایان ماموریت به شغل قبلی برگشته اند. پس اولین مشکل من این است که در ایجاد ساختاری که یک مدیر شهری تربیت کند عاجز بوده ایم. ضمنا شرایط احراز صلاحیت در زمان های مختلف برای پست مدیریت شهری لحاظ نشده است. باید قبول کنیم که شهرداری منصب سیاسی نیست، که ما هر از گاهی یک فرد سیاسی را بر آن کار منصوب می کنیم، ما در واقع در حوزه شهری سرمایه مدیریتی نداریم.


مشکل بعدی مشکل جذب سرمایه است. نمی دانم تا چه حد به این موضوع قائلید اما ما به صورت جدی با کمبود سرمایه مالی مواجهیم، برای جبران این کمبود چه باید کرد؟ برای رفع مشکلات شهر نیاز به منابع مالی است. منابع مالی شهرداری به دلیل منابع محدود آن و نبود رونق اقتصادی در شهر قدرت کافی ندارد، پس نیاز است که فکر دیگری کرد. تبریز رونق اقتصادی گذشته را ندارد چون ثروتی در آن تولید نمی شود. به طبع آن درآمد شهرداری هم کاهش یافته است. اینجا بیشتر به وظیفه نظارت شورا نیاز داریم که اگر نظارتی قوی بر سیستم مالی حاکم باشد جذب سرمایه بخش خصوصی هم راحت تر خواهد بود از آنجا که سرمایه ترسو است. از این رو هم جذب سرمایه های شهروندان خودی و هم خارجی باید اولویت دوم باشد. پس این دو مشکل جدی را مهم ترین چالش های شهر می دانم. در واقع تهیه سرمایه مالی و انسانی دو اولویت اساسی این شهر است وگرنه عریض کردن خیابانها و سیلاب های بعد از بارندگی مشکلاتی است که براحتی قابل حل است.


در گفته های خود به بحث بازار تبریز اشاره کردید، چرا با وجود اینکه بزرگترین بازار سرپوشیده جهان در تبریز قرار دارد باز نهضت پاساژ سازی در این شهر همچنان پر رونق است؟ با وجود شکست پروژه های عظیمی مثل ایسان و هشت بهشت و حتی تجاری سازی میدان شهید بهشتی(منصور سابق)! اصلا تبریز به این تعداد مجتمع تجاری نیاز دارد؟

_ من اعتقاد دارم که یک توطئه بزرگ بر علیه منافع شهر و شهروندان تبریز شکل گرفته است تا بازار تبریز را منهدم کند، منهدم کردن یعنی جلب توجه نگاه ها به سایر فضاهای تجاری! و سرمایه ها را از آنجا به سایر اماکن تجاری هدایت کنم. بحث پاساژ سازی یعنی معرفی گزینه های بهتر و به روزتر تا با این کار بازار تبریز را تخلیه کنیم و محیط بی رونقی در آنجا شکل بگیرد. دقیقا این اتفاق در حال رخ دادن است. در طول چهار دهه روند شهر سازی با انحراف روبرو شده و از زمان افتتاح خیابان جمهوری نهضت پاساژ سازی شروع شده است و در واقع تقابل بین بازار سنتی و بازار مدرن شکل گرفته و ما به این تقابل دامن زده ایم. بازارهای جدیدی که بر حول توزیع و عرضه کالاهای خارجی است، در صورتی که بازار سنتی بر تولید داخل تکیه داشت، در واقع بخشی از کالاهای داخلی در همانجا تولید و توزیع می شد. در صورتی که در بازار مدرن حتی برای توزیع کالای داخلی مشکل وجود دارد چه رسد به تولید آن. دلیل آن هم میزان سودی که در کالای خارجی وجود دارد. چون کالای داخلی ارزان قیمت است در نتیجه سود کمتری نیز دارد و کالای خارجی گرانقیمت است و حاشیه سود بیشتری دارد. مجتمع های جدیدالاحداث تجاری در راستای واردات شکل گرفته از این رو است که به تولید داخلی لطمه وارد می کند. یعنی این حرکت ها ضد تولید و اشتغال است حتی اگر شعار سال توجه به این موضوع باشد. ولی نگاه شهرداری به منافع شخصی است که اگر در جایی پاساژی افتتاح می شود متری فلان تومان سود دارد! و نگاهش تا نوک بینی است و دراز مدت را نمی بیند که این کار چه صدمه ای به کشور و شهر وارد می کند. نمی داند این کار دامن زدن به مصرف گرایی و مصرف کالای خارجی است. این مجتمع ها اکثرا ضد اقتصاد مقاومتی است، ولی از آن ها حمایت می شود و دلیل آن باز به ضعف مدیریت شهری برمیگردد.


اگر بخواهید صریح صحبت کنید، تبریز تا چه میزان برای تبریز ۲۰۱۸ آمادگی دارد؟

_ اگر از دید مردم تبریز نگاه کنیم شهروندان تبریزی از دیر باز انسان های مهمان نوازی بودند و همیشه با روی باز از مهمان پذیرایی می کنند. در طول تاریخ این مهم را همیشه ثابت کردند هر چند محذورات فرهنگی جذب گردشگر هم وجود داشته است. همین خصوصیت مهمان نوازی باعث شده تا خود مردم بتوانند رویدادی مثل تبریز ۲۰۱۸ را ساماندهی و خود به نحو احسن از عهده آن برآیند. ولی این که بخواهیم بگوییم از سوی مسئولین پروژه خاصی و یا ظرفیت خاصی ایجاد شده باشد، خیر چنین چیزی نبوده است. البته بهتر آن بود مدیران به جای فکر فیزیکی به فکر اماده سازی فرهنگی باشند و اجتماعی و فرهنگی به این موضوع نگاه کنند. مثلا بازاریان تبریزی را آموزش می دادیم که نحوه تعامل با گردشگر چگونه است تا متناسب با فرهنگ گردشگر با او برخورد کنند و فرهنگ خودمان را هم به آنها نشان دهند و در کنار آن از منفعت های اقتصادی آن هم بهره مند باشند. چند واحد هتل و آپارتمانی هم که در این مدت ایجاد شده پروژه هایی بودند که از قبل طراحی شده بود و ربطی به تبریز ۲۰۱۸ ندارند. ضمنا مجموعه ای که تبریز ۲۰۱۸ را طراحی کرده بود امروز جایی در مدیریت شهری ندارند! تصور سازمان های جهانی این است که همان نفرات بر مسند کارند! در صورتی که مدیریت در کشور ما قطعه قطعه است، اگر مسئولین جهانی هم تلنگری به ما بابت رسیدن ۲۰۱۸ نمی زدند شاید عده ای اصلا این موضوع را فراموش کرده بودند. بسیاری از اماکن که برای اقامت در سالهای اخیر درست شده بخاطر مراوداتی است که در سالهای گذشته بدلیل سهولت در امر ویزا با کشورهای شمالی صورت گرفته است.


شهرداری تبریز را در حوزه پروژه های عمرانی چقدر موفق می دانید؟ علی رغم آنکه در سال ۲۰۱۷ قرار داریم هنوز مترویی وجود ندارد و پروژه میدان آذربایجان هم همچنان رنگ افتتاح به خود نمی بیند؟

_ شهرداری در بحث شهرسازی موفق نبوده است، دلیل آن هم فرایند اشتباهی است که در پیش گرفته اند و این کار عقبه اش به قبل از انقلاب بر می گردد و این فرایند ستیز با تاریخ تبریز است، نابودی محلات تبریز است، و این کار در دوره های مختلف به عنوان پروژه نا تمام ادامه یافته است، ما به جز بازار تبریز که نتوانستیم در آن مداخله کنیم در بقیه بافت شهر مداخله کردیم و من معتقدم شهر گذشته ارزشمند و محلات و بافت تاریخی خود را از دست داده است. ما بافت تاریخی مسجد کبود را از دست داده ایم اما باز ان وسط تک بنایی باقیمانده است هر چند هر روز کوچکتر می شود. من شهرداری تبریز را در حفظ میراث تاریخی شهر ناموفق می دانم. یعنی به جز بازار یک بافت تاریخ منسجم در این شهر نمی توان یافت. بازار را هم موقوفه بودن آن حفظ کرده است وگرنه به سرنوشت بقیه دچار می شد. هویت در تبریز مفهوم خود را از دست داده است.

به عنوان یک شهروند تبریزی به کدام فضای شهری می توانید وارد شوید که معماری صد سال گذشته را در آن ببینید؟

اما در بحث مترو باید اشاره کنم که بدلیل سنگین بودن پروژه در همه جای دنیا این کار در عمق های بسیار قابل توجهی دارند. در این حالت بحث کنترل آبهای زیر زمینی پیش می آید. در واقع سیستم مترو نیازمند سیستم های جنبی نیز هست، مثل سیستم جمع آوری آب های سطحی. در ایران طبق سیاست های دولتی تنها شهری که مجاز به داشتن مترو است تهران است. اما شهرهای بالای صد هزار نفر مجازند از سیستم سبک تر ریلی استفاده کنند که مجهز تر از تراموا ولی کم حجم تر از متروست. که به آن اصطلاحا در دنیای مدرن قطار سبک شهری می گویند. که با مترو مشابهت دارد اما کم حجم تر از ان است. با ظاهری خوشایندتر و شکیل تر ولی با ظرفیت جابجایی کمتر. آنچه که برای تبریز طراحی شده قطار سبک شهری است نه مترو! که عمدتا در سطح قابل تردد است! و البته می تواند ارزانتر تمام شود از آن رو است که به وظیفه نظارت شورا اشاره می کنم که اگر نظارت درستی می شد تا اصرار بی مورد برای زیر زمینی کردن آن نباشد و هزینه های گزافی از این بابت پرداخت کنیم. و این هزینه در جاهایی بهتری صرف شود. از نظر اقتصادی به شدت به نفع شهر بود. سطحی کردن هر ایستگاه می تواند چیزی حدود سی میلیارد تومان منفعت کند.


با این تفاسیر چرا اصرار به زیر زمینی کردن آن است؟

_ برای توانمند کردن مدیران شهری نیاز است که این پروژه به سطح بیاید. همچنین ندیدن واقعیت ها نیز بخشی از دلیل آن است. پیش بینی ما این بود که دولت هزینه این پروژه را متقبل خواهد شد، اما الان می بینیم که اینطور نیست و دولت تنها ۵۰ درصد آن را تقبل کرده است، که خیلی از جاها آن هم تحقق نمی یابد. و ما ناچار می شویم به فروش اوراق و گرفتن وام روی آوریم. برای همین بازنگری در برخی پروژه های شهری لازم است که این پروژه ها با اقتصاد شهر همخوانی داشته باشد. هر قدر این پروژه قطار شهری ارزان تمام شود خدمات آن هم ازران خواهد شد و اگر هزینه حمل و نقل بعد افتتاح بالا برود واکنش هایی به همراه خواهد داشت. با اقتصاد امروز شهر مترو به هیچ وجه به صلاح این شهر نیست! چون تجهیزات خارجی است نگهداری آنها هزینه بر خواهد بود، ضمنا عمقی کردن این پروژه باعث شده تا خود نگهداری کانال ها چقدر هزینه بر باشد. چقدر پمپ و چقدر نیروی برق نیاز است تا آبهای سطحی وارد کانال نشود. پس باید پروژه ها اندازه جیبمان باشد نه بیشتر. الان همین مسجد علیشاه را ببینید، سازه بزرگی درست شد، اتفاقی افتاد و این سازه آسیب دید اما شهر توان تعمیر آن را نداشت فقط توانستیم محراب آن را حفظ کنیم. که در خود این هم توانایی لازم را نداریم، ولی اگر می توانستیم کل این مسجد را نگهداریم چه می شد؟ یک افتخار بود دیگر. به نظرم در طراحی پروژه ها باید مسئله نگهداری آن ها هم لحاظ شود. شخصا معتقدم یک بازنگری اساسی در پروژه قطار شهری تبریز نیاز است.
این روزها شاهد انجام مطالعات خط دو قطار شهری تبریز هستیم، خطی که از منتهی الیه شرقی شهر شروع و به منتهی علیه غربی آن منتهی شود. یعنی در امتداد گسل تبریز حر کت کند. نگهداری تونل و تاسیسات آن چگونه خواهد بود، این جاست که بحث نظارت شورا باید جدی باشد، از شما سوالی بپرسم چه کسی این توانایی و تخصص را دارد که در شورای پنجم به این مهم نظارت کند؟ با خنده یعنی قرار است در داخل گسل تونل حفر کنیم! از انتهای باغمیشه تا انتهای قراملک، در این پروژه رفتار خاک موضوع بسیار اساسی است.


نظر خود را در مورد طرح جدید شهر تبریز هم بشنویم، در شورای گذشته شاهد کشمکش بین نمایندگان شورا بودیم از آنجا که هر کدام طرح را به سمتی سوق می داد تا حوزه رای خود را پوشش دهند؟ یکی از سمت فرودگاه قائل به افزایش بود و دیگری از سمت باسمنج، دیدگاه تخصصی شما در این زمینه چیست؟


_ من معتقدم خوب نیست در طرح جدید این شهر از سمتی بزرگ شود. توسعه شهر باید به سمت داخل باشد. ما اگر به دنبال رفاه برای مردم خود هستیم بزرگ کردن بی دروپیکر شهر راهش نیست. توسعه باید به سمت داخل باشد نه خارج، شهر تبریز بیش از حد تراکم جمعیتی پایینی دارد، تبریز از نظر تراکم جمعیتی شبیه روستاست. وقتی حدود ۷۰ نفر در هکتار تراکم داریم از نظر تعاریف شهر سازی، تبریز روستا شهر حساب می شود چون به آن تمرکز جمعیتی لازم نرسیده است و علت این است که جریان های زمین خواری هی ما را به بیرون شهر هدایت کرده است. برای مثال شما یک سرمایه اندک دارید اگر این سرمایه را در فضای کوچک خرج کنید بهتر جواب می گیرید یا در یک فضای بزرگ؟ امروز در دنیا بحث بر سر توسعه درون زاست. این همه اپارتمان خالی در شهر نشانگر چه واقعیتی است؟ پس توجیه این فراروی چیست؟ ظرفیت شهر سهند کی پر خواهد شد؟ اصلا امکان پر شدن دارد؟ و ما هی الکی شهر را بزرگ می کنیم این همه شهرک جدید از ژاندارمری گرفته تا زمین های مصلی و شهرک شهریار! مگر نرخ رشد جمعیت در این شهر چقدر است؟ یک درصد است، مگر نمی شود این یک درصد را در خود شهر حل و فصل کرد؟ ما که تاکنون دو درصد را تجربه نکرده ایم، آن یک درصد را نمی توانیم در این واحد های خالی اسکان دهیم. حتی اگر کافی نبود برخی کاربری ها هم وجود دارد که مغایر زندگی شهری است مثل زندان و پادگان که می شود از آنها برای این منظور استفاده کرد. کلی از فضاهای شهر ما خالی است و این غیر علمی است حتی یک سانت شهر را از مقدار فعلی بزرگ کنیم. نگاه علمی می گوید شهر نیاز به توسعه ندارد مگر با دید مالکین زمین های اطراف شهر نگاه کنیم! که رغبت دارند زمین هایشان وارد جریان توسعه شهری شود. بدون اغراق بگویم شهرک های آذران و خاوران در طی نیم قرن امکان پر شدن ندارند.


به عنوان آخرین سوال، راهکار معضل ترافکی شهر تبریز؟

_ راه حل ترافیک مدیریت صحیح شهر است. مشکل ما در کدام قسمت شهر است؟ ۱۷ شهریور، کمربندی، آزادی، مرکز شهر. این ها دلیلی جز سوء مدیریت ندارد. مگر این شهر ۱۲ منطقه شهرداری ندارد؟ پس هر ۱۲ منطقه باید مجموعه پزشکی داشته باشد، اگر چنین می شد نیاز بود مردم هر روز به ۱۷ شهریور مراجعه کنند؟ نیاز بود در خیابان آزادی به شیخ الرئیس مراجعه کند؟ اگر شیخ الرئیس به قسمت های کوچکتر تقسیم می شد و ۱۲ شیخ الرئیس کوچک داشتم چه اتفاقی می افتاد؟ به این کار در اصول شهر سازی منطقه بندی شهر می گویند. اگر کاربری های هر منطقه را در درون خود قرار دهیم میزان سفرها به حداقل خواهد رسید. شهری مثل پاریس یک شهر پیاده است، زیرا فضای سکونت، اشتغال و درمان و تفریح برای هر منطقه به صورت جداگانه پیش بینی شده است. پس شاه بیت قضیه همین است و بزرگراه و مترو و … ترافیک را حل نمی کند بلکه با مدیریت درست شهر قابل حل است. در واقع مکان یابی اماکن کاربردی با دقت انجام نشده است و کاستن از میزان سفرهای شهری راه حل این معضل است.