تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۳:۰۵:۳۵ شناسه خبر : ۱۰۶۵۸۴۶

در حاشیه یک هشدار اجتماعی؛

رمضان، روحانیت و اخلاق عمومى

حداقل انتظار از این جامعه این است که احکام و گزاره هاى اخلاقى را رعایت و عمل نماید. بى شک این احکام صادر نشده اند تا از آنها براى تفاخر و پز دادن در مقابل اقوام دیگر بهره ببریم و چون به خلوت مى رویم آن کار دیگر کنیم!

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛  سید قاسم ناظمی


در دهه ٧٠ که در دانشگاه ادبیات مى خواندم سوالى اذیتم مى کرد؛ چرا اخلاق عمومى در جامعه ما به شدت در حال افول و فراموشى است؟ و چرا در مقایسه به دهه هاى پیشین ما مدام با بحران اخلاقى و یا بهتر بگویم با فروپاشى اخلاقى مواجهیم؟ روزى این سوال را در راه پله دانشکده با استادى در میان گذاشتم و پاسخ ساده اما قابل تاملى دریافت کردم، استاد گفت: کودکان دهه هاى قبل گلستان و بوستان مى خواندند و سعدى در این کتابها حکیمانه و به زبان داستان رفتار و اخلاق اجتماعى را به مخاطبش یاد مى داد و خواننده نتیجه رفتار صواب و ناصواب را در موقعیت هاى مختلف به عینه مشاهده مى کرد. همین آموزش غیر مستقیم ملکه ذهن مخاطب مى شد و رفتار او را در سالهاى زندگى شکل مى داد اما کودک امروز در بهترین وضعیت سرودهاى یه توپ دارم قلقلیه/ سرخ و سفید و آبیه… را ازبر مى کند و متاسفانه از پدر و مادر و نظام آموزشى هم چیز قابل توجهى که بتواند به زندگیش نظام و معنا ببخشد، یاد نمى گیرد و وضع جامعه امروز ما نتیجه همین نظام آموزشى و ارزشى است.


البته طبیعى است که وضعیت اخلاقى جامعه ما انحصارا معطوف به این گزاره نیست و عوامل بسیارى در این افول و فرود اخلاقى جامعه دخیلند، از سوى دیگر این وضعیت منحصر به قشرى از جامعه هم نیست و نمود این وضعیت در فرادستان و فرودستان جامعه از مسئولان، مدیران و توانمندان گرفته تا ضعفا، طبقات زیرین و محرومان به فراخور قابل مشاهده و رصد مى باشد. در این میان آنچه موجب تعجب است بى توجهى سیاستگذاران و متولیان جامعه به چنین آسیب جدى است. جاى تعجب است که ما در مقابل شیوع یک بیمارى قابل کنترل، همه امکانات کشور را براى مبارزه بسیج مى کنیم اما با اینکه هر روز شاهد فروپاشى اخلاقى جامعه هستیم کک مان هم نمى گزد و آستینى بالا نمى زنیم!


چرا آمارها و گزارش هاى میدانى از وضعیت اخلاق عمومى، ما را به تکاپو و تلاش براى تجدید نظر در مدیریت اجتماعى وا نمى دارد؟ چرا نهادهاى متولى اخلاق و دین جامعه، وظایف اصلى خود را واگذارده و به امورى نامرتبط مى پردازند؟ چرا برنامه هاى آموزشى ما نمى تواند نسلى را تربیت کند که حداقل هاى اخلاقى را پذیرا و به آن پایبند باشد؟ و چراهاى بسیارى که باید به آن پاسخ هاى اساسى پیدا کرد والا جامعه به سمت یک فروپاشى اخلاقى پیش خواهد رفت!


” دفتر مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری اخیرا گزارشی تهیه کرده که به نظر تکان دهنده است.بر اساس مفاد این گزارش، اعتماد بین آحاد جامعه ایران به ١٠ درصد رسیده است، شاخص صداقت و امانتداری به ٨ درصد و این ارقام در کشورهای حوزه اسکاندیناوی بالای ٧٠ درصد است، یعنى جامعه به واقع دچار یک سقوط اخلاقی شدید شده است. آن وقت از طرف دیگر شاخص کلاهبرداری به ٧۵ درصد، اینها نشان می دهد که اگر این روش ادامه یابد شرایط پیچیده تر می شود، مسأله، دیگر فقط بحران اقتصادی نیست، عدم صداقت و دروغگویی گسترده در حال آسیب زدن به کل جامعه است. این یعنی نهاد خانواده هم از این ناحیه صدمه های اساسی می بیند.»


این گزارش در گفت و گوى یکى از کارشناسان با جراید مطرح شده است و همین براى ایجاد یک نگرانى اساسى و جدى در بین حوزه هاى علمیه، دانشگاهها و مسئولان فرهنگى و اجتماعى باید کافى باشد. باید نگران بود که جامعه دینى از حداقل هاى اخلاقى فاصله گرفته، در حالى که پیامبر این جامعه براى دعوت مردم به کمال اخلاق برگزیده شده است! حداقل انتظار از این جامعه این است که احکام و گزاره هاى اخلاقى را رعایت و عمل نماید. بى شک این احکام صادر نشده اند تا از آنها براى تفاخر و پز دادن در مقابل اقوام دیگر بهره ببریم و چون به خلوت مى رویم آن کار دیگر کنیم!


در این روزها که مهمان رمضانیم، شایسته آن است که اخلاق را دریابیم و بیش از آنکه در باره اش سخن مى گوییم، عمل کنیم. درخت اخلاق با عمل تناور مى شود و جامعه ما براى زیستى انسانى به اخلاق عملى نیازمند است. اگر در جامعه ایرانى اخلاق را متاثر از دین بدانیم قطعا پیشتاز عمومى کردن آن باید حوزه هاى علمیه و روحانیت باشند.


کاش حوزه هاى علمیه همان قدر که به تربیت فیلمساز و داستان نویس و جامعه شناس و کارشناس علوم سیاسى اهتمام دارد، به تربیت معلمان اخلاق عملى هم توجه نماید. غفلت روحانیت از توسعه و توجه به اخلاق در دهه هاى گذشته آسیب هاى زیادى متوجه جامعه ایرانى کرده است و من بر این باورم که مسیر اصلاح بسیارى از آسیب هاى اجتماعى و حتى اقتصادى جامعه ما توجه به اخلاق و عمومى کردن آن است و حوزه هاى علمیه و روحانیت با تمام نقاط ضعف، چنین ظرفیتى را دارند.