تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۶:۱۵ شناسه خبر : ۱۰۶۶۸۵۳

مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تبریز:

نگاه مدیریت شهری باید تغییر کند/ دنبال باز کردن راه برای مردم باید باشیم

مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تبریز می گوید: نگاه مدیریت و تخصیص اعتبارات در کشور بیشتر سمت آجری و آهنی و آسفالتی دارد تا سمت رنگ سبز و آب و آرامش.

به گزارش تبریز بیدار ، محمد حسین حسن زاده، مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تبریز  در تازه ترین گفتگوی خود با یکی از تارنماهای محلی اظهارات جالبی ارائه داده است. متن این گفتگو در ادامه می آید.


چند روز قبل شما دوباره به عنوان نماینده سمن ها در هیئت نظارت برامور سمن ها انتخاب شوید. درباره وضعیت عملکرد سمن ها در استان نظرتان چیست؟

در کل استان نزدیک ۶۳۰ سازمان مردم نهاد یا NGO داریم که ماخذ صدور مجوزهای آنها متفاوت است، برخی از استانداری مجوز گرفتند که در این حالت این NGO میتواند در سطح استان فعالیت کند، اگر سازمان مردم نهاد بخواهد فعالیت کشوری داشته باشد باید از طریق وزارت اقدام به دریافت مجوز کند. تعدادی از سمن ها از فرمانداری مجوز گرفتند که دارای حوزه فعالیت شهرستانی هستند. این درباره مجوزهای وزارت کشور؛ به جز اینها تعدادی دستگاه ها میتوانند مجوزهای محدود و تخصصی در حوزه فعالیت خودشان صادر کنند ؛ اداره کل ورزش و جوانان، اداره کل ارشاد، سازمان تبلیغات و اداره کل بهزیستی اینها سازمان ها و اداراتی هستند که میتوانند مجوز فعالیت سمن ها را صادر کنند.


در خصوص سمن هایی که از وزارت مجوز میخواهند بگیرند کلیه امرو مربوط به اخذ مجوز و نظارت بر عملکرد آنها از طریق هیئت نظارت صورت میگیرد.


خوشبختانه اکثر سمن های از سلامت اخلاقی و حرفه ای برخوردارند. معدود سمن هایی هستند که خارج از قواعد فعالیت سمن ها که باید غیر سیاسی و غیر دولتی باشند فعالیت می کنند، تعدادی سمن ها هستند که اعضای برخی اعضای آنها شخصیت حقوقی دارند که در گذشته برایشان مجوز فعالیت صادر شده. در تلاش هستیم که این مشکل را حل کنیم.


برخی سمن ها به صورت قانونی ثبت نشده اند ولی فعالیت NGO دارند، بعضا قبض دریافت کمک از مردم صادر میکنند، سعی داریم با همکاری دستگاه های نظارتی این گروه ها جمع آوری شوند یا به سمت ثبت قانونی هدایت شوند.


فعالیت سمن های محیط زیستی که خودتان هم از همین خانواده هستید را چطور می بینید؟

اگر عملکرد کشوری را در نظر بگیریم فعالیت سمن های استان از میانگین کشوری بالاتر است ولی قانع کننده نیست. ما در جمع سمن های استان افرادی داریم که در سطح ملی شناخته شده هستند و این امتیاز بزرگی است. سمن های توانمند و فعالی داریم ولی این تعداد کافی نیست، در کل باید نسبت به توانمند سازی انجمن های زیست محیطی در کشور عزم جدی تر داشته باشیم.


موضوع دریاچه ارومیه باعث شد که فعالیت تشکل های غیر دولتی استان نمود پیدا کند ولی متاسفانه بعد از تشکیل ستاد احیا، نقش دولت در مسائل دریاچه پررنگ تر شده است، ادارات کل با تزریق منابع مالی در صدد نقش آفرینی هستند، من ورود مستقیم دستگاه های دولتی به مسائل فرهنگی آموزشی و اجرایی را نامبارک میدانم و این روش را نمی پسندم. دستگاه های دولتی با توانمند سازی جوامع محلی و سمن ها می توانند اقدام کنند. این کار می تواند باعث توانمندی سمن ها، جوامع محلی و پایداری کار شود. البته این به معنی زیر سوال بردن اقدامات ستاد احیا نیست، همانطور که می دانید یکی از کمیته های ستاد احیا، کمیته مردم نهاد است ولی به هر حال برخی دستگاه ها تلاش کردند مستقیم وارد موضوع شوند. کار دولتی و غیر دولتی با هم اندکی متفاوت است. اگر جوامع محلی منافع خودشان را در راستای منافع ستاد احیا و کار دولتی ببینند همراهی خواهند کرد و هر دو طرف به خواسته هایشان خواهند رسید.

برخی انتقاد می کنند که سمن ها دنبال انتقاد هستند و بحث تخصصی نمی کنند، استفاده از نیروی متخصص در سمن ها جز برنامه هاست؟

وقتی یک فعالیت توسط دولت انجام میشود وقتی گروهی از مردم خلاف این اقدام کاری انجام دهند، حرکت مردم نهاد شکل می گیرد. اینجا می گویند سمن ها موضع انتقادی دارند، این انتقاد نیست بیان مسئله از دیدگاهی دیگر است. از عبارت انتقاد نباید استفاده کنیم، از NGO انتظار این است که مغایر سیاست های رایج اعلام نظر کند. اگر سیاست ها و برنامه ها مطابق ضوابط فنی انجام شود در این حالت نظرات بخش دولتی و غیر دولتی یکسان می شود اما احتمال دارد سلایق متفاوت باشد.


در مورد دریاچه ارومیه همینطور بود، دولت می گفت اتفاقی نیفتاده است ولی سمن ها تاکید می کردند دریاچه در حال مرگ است. حالا هر دو طرف به زبان مشترک رسیده اند که وضعیت دریاچه خوب نیست. دولتی ها می گوید نقش دولت باید پررنگ تر باشد ولی سمن ها خواستار تقویت نقش نهادهای محلی هستند.


اینکه سمن ها باید در زمینه فعالیتشان تخصص داشته باشند یک اصل است، در مسیر صدور مجوز فعالیت به این موضوع توجه ویژه می کنیم، در هیئت مدیره NGO افراد متخصص باید حضور داشته باشند،در خیریه ها افراد شناخته شده به امر خیر، در کارهای اجتماعی روانشناس یا متخصص امور اجتماعی و در مباحث معماری باید افراد آشنا به تاریخ و هنر حضور داشته باشند.

در مورد حضورتان در سازمان پارکها، توضیح می دهید وقتی سازمان را تحویل گرفتید فضای سبز شهر چطور بود و حالا چطور است؟

در سال ۹۲ میزان فضای سبز موجود شهر تبریز ۲۱۰۰ هکتار بود، این عدد شامل فضای سبز درون شهر و خارج از آن اعم از ائل باغی، عون ابن علی و … می شود. فضای سبز داخل شهر اعم از رفوژهای داخل شهر، بوستان ها و لکه های سبز را شامل می شود. فضای سبز در شهر کم بود، البته این زیر سوال بردن خدمات مدیریت های قبلی نیست الان هم فضای سبز در شهر کم است. امروز مقدار فضای سبز به ۲۸۰۰ هکتار رسیده است. بر اساس سرشماری سال ۹۵ سرانه فضای سبز برای شهروندان ۱۷٫۵ متر است…..

بیشتر شهروندان معتقدند فضای سبز کمتر از این مقدار است؛ این ۱۷٫۵ متر چرا به چشم نمی آید؟

من هم قبول دارم فضای سبز داخل شهر کم است، اما کارهای بزرگی انجام داده ایم ولی به چشم نمی آید ، در عباس میری ۱۰۰۰ هکتار درختکاری شده است هم به دلیل دور بودن و قابل استفاده نبودن برای مردم و هم اینکه فعلا منطقه جوان است، درختکاری های انجام یافته در پشت عون ابن علی دیده نمی شود، اینها برای مردم قابل استفاده نیست ولی نقش آفرینی دارد. باید قبول کنیم اهمیت ۱۰۰۰ متر درختکاری در داخل شهر بیشتر از پارک خارج شهر است. تا جایی که امکان داریم باید فضای سبز داخل شهر را بیشتر کنیم. در سال های اخیر تلاش کردیم این کار را بکنیم، ساخت ۴۰ پارک محلی موید این مطلب است.


با وجود اینکه اصلا زمینی وجود ندارد ولی باید ۲۰۰ پارک محله‌ای بسازیم. تکلیف پارک بزرگ باید مشخص شود. معتقدم باید موضوع پارک بزرگ به خود مالکان و مردم سپرده شود، تسهیلات لازم و منابع را مهیا کنیم تا اینکه پارک بزرگ نقش آفرینی کند.


موضوع بعدی در داخل شهرها مسئله باغات است به هیچ عنوان نباید فرصت بدهیم تغییر کاربری داده شود، باغها باید تملک شده تبدیل به پارک شوند. در این دو سال اجازه تغییر کاربری به باغات را ندادیم.
مسئله بعدی زمین هایی است که بلاتکلیف و ملی است؛ توافق کردیم این زمین ها را به ما بدهند تا تبدیل به فضای سز و پارک شود…



وضعیت نگهداری فضای سبز در شهر چگونه است؟

بابت نگهداری فضای سبز به ازای هر مترمربع ۲۵۰۰ تومان هزینه می کنیم، اگر این را بتوانیم به ۳۰۰۰ تومان برسانیم کیفیت در نگهداری فضای سبز جهش خواهیم داشت. در سال ۹۲، بابت حمل و نقل آب نزدیک ۱۰ میلیارد هزینه می کردیم امروز با یک و نیم میلیارد همین کار را انجام میدهیم، ۶۰۰ هکتار از فضای سبز را با ایجاد شبکه آبیاری میکنیم. نزدیک ۴۰۰ هکتار سطح چمن در شهر داشتیم، در صورتیکه اقلیم منطقه ما با چمن سازگار نست. بیش از ۵۰ هکتار پوشش چمن در شهر را کاهش دادیم، از محل این اقدام حدود ۳ میلیون متر مکعب در مصرف سالیانه آب صرفه جویی شده است. فضاهای سبزی که دست اشخاص و ادارات و برخی مجتمع های مسکونی است سعی در این سالها در نگهداری شان کمک کنیم، در خصوص هرس و سم پاشی و گهگاهی آبیاری حتما کمک میکنیم.

از عملکرد سازمان رضایت دارید؟

علارغم کارهایی که کردیم این شرایط برای من قابل قبول نیست، با توجه ظرفیتی که در سازمان می بینم تنها از ۵ درصدی این توان استفاده کردیم که البته به دلیل عدم تامین منابع مالی است. مشهد حدود ۳۵۰ میلیارد هزینه نگهداری میکند ما فقط چیزی در حدود ۱۰۰ میلیارد. یک مورد دیگر هم اینکه در این سالها تنش کارگری را به صفر رسانده ایم.

در دوره های قبل موضوعی که به چشم می آمد استقلال مناطق در اجرای پرژه ها بود، در این دوره آیا مناطق مستقل عمل میکنند؟ نقش سازمان در مناطق چگونه است؟

در گذشته سازمان با منابع محدودی که داشت درگیر کارهای اجرایی می شد. ولی در این دوره ما اعلام کردیم اتاق فرمان هستیم و ناظر بر فضای سبز، سیاست گذاری توسط سازمان و اجرا توسط مناطق انجام شود.البته اجرا این نیست که هر کاری می خواهند انجام دهند.

یعنی چطور؟

بررسی های لازم، قیمت گذاری مناقصه را ما تعیین میکنیم و بعد اجازه برگزاری مناقصه را به منطقه می دهیم و آنها مناقصه را برگزار می کند، نوع گونه قابل کاشت، نوع سمف نوع کاشت را ما تعیین میکنیم و منطقه اجرا میکند. در سالهای گذشته برخی هزینه ها در مناطق انجام میشد که مربوط به فضای سبز نبود ولی به نام فضای سبز نوشته می شد. به عنوان مثال در یک منطقه در سال ۹۲ بالای ۵ میلیارد برای خرید در فضای سبز هزینه شده بود اما کل خرید سازمان امسال به ۲ میلیارد نمی رسد.


درباره خرید امسال طرحی را اجرا کردیم که موفق بود، خرید را به بخش خصوصی داده ایم اگر خریدشان بد باشد یا خشک شود به عهده خودشان است، در سالهای آتی این کار را ادامه خواهیم داد. تلاش کردیم نیروی کار به سازمان اضافه نکنیم و نکردیم ولی بخش خصوصی را تقویت کردیم که سیاست درستی بود.

شما در یکی از اولین اظهار نظرهایتان در سال ۹۲ گفته بودید اقلیم شرق تبریز با غرب تبریز متفاوت است و بر این اساس گونه های قابل کشت را انتخاب خواهیم کرد، واقعا به این حرفتان در ۴ سال عمل کردید؟

در سال ۹۲ که آمدم زمستان سنگینی بر شهر حاکم بود، بهار ۹۳ نتیجه آن زمستان بود که درختان زیادی خشک شدند، عمده آنها کاج مشهد و تهران بود، در سال ۹۵ زمستان سنگین تری نسبت به ۹۲ داشتیم ولی هیچ وقت آن اتفاق تکرار نشد، علت این بود که گونه ای کاشته نشد که در معرض سرمازدگی باشد. امروز در منطقه کنار گذر غربی میخواهیم درخت کاری کنیم تاکید ما بر گز و تال است که مناسب منطقه شور هستند. در عباس میرزا همین کار را کردیم شرایط به قدری برای گز در منطقه فراهم است که اگر آب هم ندهیم درخت رشد میکند. اگر همین درخت در آرپادرسی می کاشتیم رشد نمیکرد. اعلام کردیم در داخل شهر کسی حق ندارد عرعر(آیلان) غرس کند؛ کاج مشهد و تهران هیچ کس حق ندارد خریداری کند.

دنبال گونه های جدید هم برای شهر هستیم با مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان هستیم تفاهم نامه امضا کردیم ۳۵ گونه دائمی گلدار که بومی منطقه هستند به ما معرفی کنند که در همین ائل گلی کاشت خواهد شد، اگر به تعهداتشان عمل کنند زمین ما آماده است.



یکی از انتقاداتی که همیشه به سازمان شما وارد میکنند توجه ویژه به ائل گلی است. برخی از تجمیع امکانات در این پارک گلایه مند هستند.

ما اینجا کار خاصی نکردیم، فقط کیفیت نگهداری ائل گلی را بالا بردیم، اگر امکانات بالا می رفت باید پارکینگ پارک ساخته می شد. اگر کیفیت نگهداری بقیه پارک های شهر پایین است به بدسلیقگی برمیگردد. اگر بخواهیم در تبریز مرکز تفرجگاهی درست کنیم سالانه باید یک مجموعه مثل ائل گلی بسازیم. کار سختی هم نیست. با پول یک یا دو پل می شود یک ائل گلی ساخت. این تنها به دیدگاه برمی گردد که از راه بازکردن برای خودرو به راه باز کردن به برای مردم تغییر کند، اگر به جای خودرو دنبال انسان بودیم با این پل‌ها نمی شد پارک بزرگ را تمام کرد؟ نمی شد استخر عباس میرزا را تمام کرد؟ قطعا می شد. متاسفانه نحوه مدیریت و تخصیص اعتبارات در کشور بیشتر سمت آجری و آهنی و آسفالتی دارد تا سمت رنگ سبز و آب و آرامش. اگر دیدگاه ما انسان محور باشد رضایت مندی بیشتر خواهد شد. اگر سالانه ۵۰ میلیارد جهت ایجاد تفرجگاه هزینه کنیم می توانیم یک پارک شبیه ائل گلی بسازیم، فقط زم میخواهد.

با هزینه ای که برای پارک های محلی شد نمی توانستیم یک پارک مثل ائل گلی بسازیم؟

پارکهای یک هکتاری نقششان کمتر از ائل گلی نیست اینها باید توسعه پیدا کند. هزینه های دیگری وجود دارد که از محل آنها می شود برای ساخت پارک و تفرجگاه هزینه کنیم. هبه های زیادی اتفاق می افتد چرا این هبه ها به عموم مردم نشود؟ فقط عزم میخواهد

به عنوان آخرین سوال انتظار شما از یک رسانه زیست محیطی چیست؟

در دنیا امور مختلف به سه بخش تقسیم می شود بخش اقتصاد، صنعت وکشاورزی؛ بخش خدمات و بخش فرهنگ و جامعه خب حالا سوال می کنید محیط زیست کجاست؟ محیط زیست در تمام این ها جریان دارد. بدون ملاحظات زیست محیطی و بررسی تبعات کارها نمی شود کاری انجام داد. از ابتدای زندگی تا لحظه مرگ محیط زیست حرف اول و آخر را میزند. محیط زیست یکی از زیرساخت های توسعه است ولی متاسفانه همیشه مظلوم بوده، جز مجموعه هایی بوده که اقتصادی و درآمدزا نیست.


اینجا افراد فعال زیست محیطی به عنوان قوه چهارم جهت رعایت حق و حقوق قانونی مردم و کشور ضرورت دارد حرکت کنند. رسانه های محیط زیستی وظیفه مهمی دارند، آگاهی دادن به مردم و از آن مهمتر آگاه کردن دستگاه های اجرایی و دولتی. قوانین کشور جامع هستند، در حد قوانین موجود می توان کارهای مهمی کرد. رسانه زیست محیطی با تقویت سیستم کارشناسی و تحلیل موضوعات می تواند به رسالت اصلی خود عمل کند. حضور رسانه در محیط زیست را در منطقه کمرنگ می دیدم امیدوارم با حضور این رسانه این خلا مرتفع شود.


منبع: یاشیل یول