تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵:۱۹ شناسه خبر : ۱۰۶۷۳۹۰

افشاگری بلای جان اعتماد؛

هرچه بگندد نمکش می زنند

همه ما انسانها غم ها و گرفتاری هایی در زندگی داریم؛ مصائبی که هر انسان خداترس و دلرحمی محال است از شنیدن آنها خوشحال شود! چه برسد که به بی رحمانه ترین روش حتی مورد سوء استفاده قرار بگیرد!

یادداشت مهمان تبریزبیدار؛ زهرا عبدالله میرزایی


« هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک »، این ضرب المثل برای همه ما آشناست و معمولاً هم زمانی استفاده می شود که اتفاق یا موردی غیرقابل انتظار از فرد قابل اعتماد، پیش آید و درنتیجه در وصف این اتفاق ناخوشایند، به این ضرب المثل رو می آورند.

بعضی وقتا بیان عمق دردی که می بینی یا می شنوی خیلی سخت است؛ سختی از آن جهت که واژه ای نمی یابی تا وسعت زخم دل آن شخص را توصیف کند!

همه ما انسانها غم ها و گرفتاری هایی در زندگی داریم؛ مصائبی که هر انسان خداترس و دلرحمی محال است از شنیدن آنها خوشحال شود! چه برسد که به بی رحمانه ترین روش حتی مورد سوء استفاده قرار بگیرد!

شاید بگویید مگر می شود از غم ها و رنج های دیگران سوءاستفاده کرد؟! جواب این سوال به موقعیت طرف شنونده برمی گردد؛ موقعیتی که به دلیل اعتماد فرد دردِ دل کننده ایجاد شده است.

فرض کنید مسأله ای را با کسی درمیان می گذارید و آن فرد هم مورد اعتماد شماست اما بعدها متوجه می شوید که آن فرد قابل اعتماد شما با بی رحمی تمام، مشکل شما را به خیلی ها گفته است.. مطمئناً حس خوبی نخواهید داشت.

حال مثال بالا یک بُعد قضیه بود و اگر به بُعد دیگر این مسأله اشاره کنیم درآن صورت عمق فاجعه را خواهید فهمید، عمقی که همه باورهای یک انسان را به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن می بلعد.

بُعد دیگر قضیه این است که بعد از اعتماد به مخاطب، شما مورد تهدید آن فرد قرار می گیرید که همه اسرار را منتشر خواهد کرد!!

بنده خدایی تعریف می کرد با توجه به سفارش و اصراری نزد مشاوری مشکلات و مسائل زندگی اش را با اعتماد کامل بیان کرد و بعدها مورد تهدید همین مشاور قرار گرفت که تمامی گفته هایش را ضبط کرده است و منتشر خواهد کرد!!

واقعاً واژه ای برای بیان عمق فاجعه بودن این مسأله نمی یابم! چراکه آن فرد مراجعه کننده غم مشکل خود را داشته باشد؟ یا تن و قلبش با تهدید مشاور بلرزد؟! متأسفانه بیان این درد به شکل دیگری این است که فرض کنید بیماری به پزشکی مراجعه می کند و با اعتماد کامل همه اسرار بیماری اش را می گوید و بعد پزشک از این اسرار استفاده کرده و شخص را تهدید کند! واقعاً هضم این مسأله برای انسان محال است.

خب مشاور هم به نوعی پزشک روان مراجعه کننده است، آیا حق دارد از اعتماد مراجعه کننده اش سوء استفاده کند؟ آیا حق دارد بی اجازه مراجعه کننده اش، صدایش را ضبط کند؟ آیا حق دارد بعدها از همین فایلهای ضبط شده برای تهدید مراجعه کننده اش استفاده کند؟ آیا حق دارد با انتشار صدای مراجعه کننده اش، آبروی یک انسان دردمند را با بیان اسرارش ببرد؟

فقط می توان گفت این رفتار مورد تأیید هیچ انسانی نیست چراکه دقیقاً مصداق ضرب المثل « هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک » است.

بعضی رفتارهای مغرضانه آثار مخربش برای فرد آنچنان ریشه دار است که اگر به آن دقت شود، کاملاً واضح است که این رفتارهای ناجوانمردانه به هیچ عنوان قابل بخشش نیست؛ ریشه هایی که همه باورها و اعتماد فرد اعتماد کننده را آنچنان در خاک دفن می کند که متأسفانه دیگر با هیچ کلنگی از آن قبرستانِ بی اعتمادی، کنده نمی شود.

چقدر خوب است خداوند را شاهد گفتار و رفتار خود بدانیم تا شاید کمتر قبرستانِ بی اعتمادی انسان ها را وسعت دهیم.

در نهج‌البلاغه هر چقدر سفارش شده است به دردِ دل دیگران برسید، همان قدر هم آمده است: هرکجا نشستید، دردِ دلت را باز نکن.. «رضي بالذل من كشف‏ عن ضره»‏ (نهج‏البلاغه، حكمت2) کسی که گرفتاری ‌هایش را نزد هرکسی بازگو کند، این راضی شده ذلت را بر خودش بپذیرد. نزد هرکسی ننشینیم سفره دلمان را باز کنیم. اما نکته قابل تأمل این است، به مشاوری که مجوز این کار را دارد! چطور اعتماد کنیم؟!

در حکمت 346 حضرت آبرو را به یک یخی تشبیه کرده که جامد است. یخ در فریزر آب نمی‌شود و منجمد است. چه چیزی آبش می‌کند؟ آبرو منجمد است. وقتی درخواست کردی، قطره قطره آبش کردی. « ماء وجهك جامد يقطره السوال فانظر عند من‏ تقطره» (نهج‏البلاغه، حكمت 346) نگاه کن پیش چه کسی آبرویت را قطره قطره از دست می‌دهی.

یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام مفضل بن غیث خدمت حضرت آمد، آنجا شکایتی از زندگی و گرفتاری ‌هایش کرد. امام صادق (ع) فرمودند: آن کیسه پول را به اینها بدهید. گفت: نه، به خدا قسم پول نمی‌خواستم. آمده بودم شما دعا کنید. فرمودند: دعا می‌کنیم. پول را بگیر. نصیحتی هم تو را بکنم، «لا تخبر الناس بكل‏ ما أنت‏ فيه فتهون عليهم‏» (رجال‌الكشی، ص184) سفره دلت را همه جا باز نکن. عزت خودت را از دست می‌دهی.

امیرالمومنین (ع) در نهج ‌البلاغه می فرمایند: یک برادر ایمانی مطمئن که می‌تواند گرفتاری تو را برطرف کند، کسی که واقعا می‌تواند به درد ما برسد، عیب ندارد به او بگوییم.

... و همین اطمینانم آرزوست...