تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۵۹:۵۸ شناسه خبر : ۱۰۶۸۷۰۴

تحلیل حاشیه‌نشینی تبریز در گفتگو با فریدون بابایی‌اقدم؛

سکونت 40 درصد تبریزی ها در بافت های حاشبه نشین و فرسوده/ بهترین راهکار حاشیه‌نشینی «درجاسازی با مشارکت مردم» است

عضو شورای شهر تبریز می گوید که بهترین راهکار حاشیه‌نشینی که در جهان نیز جواب داده «درجاسازی با مشارکت مردم» است. البته نه به این معنی که مثلاً یک خانه ۴۰ متری را تخریب و یک خانه ۴۰ متری دیگر بسازیم. در این صورت، شرایط ریزدانه سابق، تکرار خواهد شد.

به گزارش تبریز بیدار ، فریدون بابایی‌اقدم، عضو شورای اسلامی شهر تبریز در دو دوره متوالی است. وی عضو هيئت‌علمي گروه جغرافيا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه تبریز است و در ادوار فعالیت شورا، رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری بوده‌است. بابایی‌اقدم، بیش از هر موضوع دیگری، با مباحث مربوط به بافت‌های ناکارآمد شهری شناخته می‌شود. زمین‌لرزه اخیر و نگرانی‌های عمومی در مورد گسل شمالی تبریز، بهانه‌ای شد تا در مورد پیگیری‌ها و مطالعات حاشیه‌نشینی، با این عضو شورا گفتگو کنیم.


تبریز ۲ هزار هکتار بافت حاشیه‌نشین دارد و گسل شمالی شهر، یکی از خطرناک‌ترین گسل‌های کشور است. چه توصیفی از این وضعیت دارید؟

۴۰ درصد شهروندان ما‌ در مناطق حاشیه‌نشین و بافت‌فرسوده سکونت دارند. افکار عمومی، در مواقعی مثل زلزله نگران این ۴۰ درصد است. اما این موضوع، نگرانی دایمی من بوده‌ و مهم‌ترین دلیل حضورم در شورا نیز همین دغدغه بوده‌است.

بارها شده که شهروند عزیزی، از من خواسته تا مثلاً از وضعیت آب‌های سطحی محله‌اش بازدید کنم. وقتی در محل حضور یافته‌ام، معضل ریشه‌ای را در بحث بدمسکنی محله دیده‌ام. معضلی که می‌تواند محله را تبدیل به یک قتلگاه کند. پیش از دوره چهارم، جهت‌گیری عمرانی شهر بیشتر در بحث مسیرگشایی‌ و افزایش نفوذ‌پذیری بود. در دوره چهارم شورا نیز شاهد پروژه‌های مهم عمرانی و رفع گره‌های ترافیکی بودیم.

امیدوارم در دوره پنجم شاهد گام‌های محسوس در حوزه بافت‌های ناکارآمد شهری باشیم. خوشبختانه برنامه شورا و شهردار محترم، از اراده مدیریت شهری برای ورود جدی به حوزه نوسازی بافت‌های مسئله‌دار شهری و به ویژه بحث بدمسکنی حکایت دارد.


بعضاً این‌طور عنوان می‌شود که برخی حاشیه‌نشینان تمایلی به تحکیم سکونتگاه خود ندارند و در مقابل طرح‌های اجرایی، مقاومت می‌کنند؛ این مقاومت را چگونه علت‌یابی می‌کنید؟

به هر حال، هر ایده شهری، با مقاومت‌هایی همراه است. «اطلاع‌رسانی» و «اعتمادسازی» دو ضرورت مهم در این بحث است.  مطابق نتایج یک پرسش‌نامه، حدود ۶۰درصد حاشیه‌نشینان، هزینه‌های هنگفت نوسازی را دلیل اصلی عدم تمایل خود به همکاری‌های نوسازی اعلام کردند. این در صورتی است که پروانه ساختمانی برای دو طبقه و یک پیلوت رایگان است.

یک بخش دیگر از این بحث، مربوط به ضرورت تقویت اعتماد عمومی است. برخی بدقولی‌های انبوه‌سازی، باعث نگرانی‌هایی در بین مردم شده‌است. چه بسا سرمایه اجتماعی در جامعه آسیب دیده و اعتمادها جابجا شده است. باید به عنوان مدیران شهری، تضمین مناسب ارائه دهیم و در کنار این افراد باشیم. مردم وقتی می‌بینند شهرداری و راه‌وشهرسازی و سایر نهادها، هر یک اقدامات جزیره‌ای خود را انجام می‌دهند و اراده واحدی وجود ندارد، طبیعی است که اعتماد و انگیزه‌ای  برای مشارکت نداشته باشند.

باید مسیری در پیش بگیریم که مجموعه‌ای با قیمومیت استانداری، وظایف هر یک از دستگاه‌های اجرایی -از جمله شهرداری- را در حوزه حاشیه‌نشینی مشخص و هماهنگ کند. مدیریت شهر باید در مورد نحوه استقرار مردم، تعیین‌کننده داشته و نباید در کار انجام‌شده قرار بگیرد.


راهکار علمی و اجرایی برای ایجاد یک تغییر اساسی در حاشیه‌نشینی تبریز چیست؟

در وضعیت فعلی، نمی توانیم وعده ساخت چند هزار مسکن جدید را برای حاشیه‌نشینان بدهیم. بهترین راهکار حاشیه‌نشینی که در جهان نیز جواب داده «درجاسازی با مشارکت مردم» است. البته نه به این معنی که مثلاً یک خانه ۴۰ متری را تخریب و یک خانه ۴۰ متری دیگر بسازیم. در این صورت، شرایط ریزدانه سابق، تکرار خواهد شد.

سیاست‌ اصلی‌مان باید حذف بافت ریزدانه و رسیدن به ساختار درشت‌دانه از طریق تجمیع سکونتگاه‌های ریز باشد. نتیجه این راهکار «بازطراحی شهری» و آزادشدن فضاهای عمومی مثل پارک و درمانگاه است. باید طی فازبندی و زمان‌بندی مشخص، از مرحله خانه‌نشینی به آپارتمان‌نشینی برسیم. جهان به سمت زندگی عمودی پیش می‌رود. ما تافته جدابافته نیستیم و باید از الگوی جهانی پیروی کنیم.


در سال‌های اخیر، در کنار حاشیه‌نشینی شهری، شاهد «حاشیه‌نشینی روستایی» در روستاهای اطراف بود‌ایم. این پدیده را چطور ارزیابی می‌کنید؟

حاشیه‌نشینان و ساکنان بافت فرسوده‌، وقتی از تامین سرپناه در شهر، ناتوان می‌شوند، راهی روستاها می‌شوند؛ و وقتی می‌بینند داخل طرح هادی روستا، جای ساخت‌وساز نیست، در خارج از طرح مصوب روستا که ممکن است کاربری آن زراعی باشد، ساخت‌وساز می‌کنند. این ساخت‌وسازهای غیرمجاز به مرور زمان گسترش یافته و یک بافت ناکارآمد را ایجاد می‌کند.

باغ معرف، آناخاتون، الوار سفلی، الوار علیا، کندرود، نعمت‌آباد، زرنق، چاوان، شادآباد، بخش‌های از اوغلی و خلجان، روستاهایی است که با این روال ایجاد شده‌‌است. بومیان روستای آناخاتون، کمتر از ۱۰درصد جمعیت این روستا را تشکیل می‌دهند.۹۰ درصد باقی، سرریز جمعیتی تبریز است. حاشیه‌نشینی شهری، این‌گونه وارد محیط روستا شده‌است.


ایده‌‌هایی مثل «شهرک سهند» که برای جمعیت آینده شهر پیش‌بینی شده، چقدر موثر بوده‌است؟

سرشماری جمعیتی سال‌های ۸۵، ۹۰ و ۹۵ از رشد تقریباً دو برابری جمعیت روستایی حکایت دارد، که رشد غیرمتعارفی است. این امر نشان می‌‌دهد که سرریز جمعیتی، تمایلی به حضور در شهرکی مثل سهند -که همه زیرساخت‌های زندگی در آن فراهم است- ندارد، اما وارد روستاهایی می‌شود که فاقد ملزومات قانونی سکونت است.

برخی شهرک‌های ما هنوز به مرحله جمعیت‌پذیری نرسیده‌اند. شهرک‌های شرق تبریز مثل مرزداران، امیدیه، فجر، مصلی و شهریار (بالاتر از راه اهر) از آن جمله‌اند. جمعیت‌پذیری شهرک خاوران، ۱۶۰ هزار نفر تعریف شده که تاکنون شروع نشده‌است. باید ببینیم چرا رغبتی به حضور در این شهرک‌ها نیست؟ این موضوع، به سیاست‌های کلان ما بر می‌گردد که نیازمند تامل است.