تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۵۶:۰۴ شناسه خبر : ۱۰۶۸۹۲۴

برای قهرمان نوستالژیک فداکاری؛

خداحافظ سوپر استار اخلاق!

باورمان نمی شود. انگار دیروز بود تو کتابها همیشه عاشق عکس این اسطوره بودیم. در منزل نحوه لباس درآوردن لباسها و آتش زدن چند تکه پارچه دور سر یک چوب دستی را تمرین میکردیم. هر کس خود را ازبر علی خواجوی می نمامید. در مدرسه بر سر تصاحب نامش همیشه دعوا بود.

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛ سعید رنجدوست


باورمان نمی شود. انگار دیروز بود تو کتابها همیشه عاشق عکس این اسطوره بودیم. در منزل نحوه لباس درآوردن لباسها و آتش زدن چند تکه پارچه دور سر یک چوب دستی را تمرین میکردیم. هر کس خود را ازبر علی خواجوی  می نمامید. در مدرسه بر سر تصاحب نامش همیشه دعوا بود، درس مشقش همیشه با عشق مینوشتیم. آنقدر علاقمند بودیم که کل کلاس فقط درس دهقان فداکار ازبر می کردیم.


 تا کتابهای نو را کودکان تحویل میگرفتند همه اول سراغ درس و تصویر دهقان فداکار می رفتند. به همدیگر         کرکری میخوانند؛ ببین تصویر در کتاب من پررنگتر از مال شماست! اوج ارادت را در توصیف تصویرش همگان به هر نحوی بیان می کردند. یکی میگ فت تصویر شعله آتش کتاب من نورانی تر است! یکی می گفت موهای دهقان فداکار در کتاب من زیباتر است! یکی می گفت تصویر کتاب من هیکلش بزرگتر است. هرکس در ذهن فعال خود تصویری می ساخت از" ازبر علی فداکار" به اندازه بزرگی دنیای مادی و زمین و آسمانها! نحوه تصویرش خیلی جذاب و پر هیجانی بود، اولین بار بود که متوجه ایثار و گذشت و فداکاری را با تمام گوشت و پوست و خون احساس می کردیم. بی دلیل نبود که همه عاشق خواندن متن درس دهقان فداکار در کلاس بودند.


دوران کودکی و معصومیت است و انسان حس ایثار و فداکاری و شجاعت را مثل سایر احساسهای دیگرش کتمان نمی کند. همه با عشق درس و مشق دهقان فداکار را می خواندیم و می نوشتیم و تئاتر و نمایش نامه اش را در کلاس و حیاط مدرسه و مسیر مدرسه و کوچه و بازی ها اجرا میکردیم. چه افتخار بزرگی که دهه ای از عمرمان را هم عصر او بودیم. زمانی زیستمان در دنیای مادی موقعی حادث شد که ازبرعلی نامی می زیست. او سوار بر قطار نورانی اخلاق جاویدان به سمت آسمانها درحرکت است! و ما را نگران مفاهیم ایثار و فداکاری و گذشت در عصر حاضر کرد. مفاهیمی که دیگر برایمان کم کم نایاب می شوند.


در عصری که هم ازبر علی می زیست هم شجاعت، ایثار، فداکاری، و هم بی خیالی و بی تفاوتی می زیستند !ما در دو چالش بزرگ اخلاق مداری و بی تفاوتی محض قرار گرفته ایم و فقدان قهرمانان اخلاق آینده ای پرابهام را برایمان متصور می سازد.  بجای مفاهیم جاویدان، تصویربرداری از حوادث در اوج بی خیالی و بی اهمیتی صرفا جهت هیجان و تفریح و فوروارد و شیئر کالبد آدمیان را همچون سرطان بدخیم احاطه کرده است. "فکر خودباش به هر نحو ممکن دیگری به تو هیچ ارتباطی ندارد" هر روز هرلحظه تن آدمیان را بیشتر تحت سیطره خود در آورده است!


زرنگی و احترام آدمیان در اخلاقی بودن دیگر تعریف نمی شود هرکس که پای در چشمان نازنین اخلاقیات ب اکفشهای آلوده بگذارد، زرنگ، قوی، باهوش، بادرایت نامیده می شود ! "کفش هر کس آلوده تر، دل هرکس سیاه و تاریکتر احترامش بالاتر"!  چنین روندی است که باعث شده همه برای فقدان چنین افرادی همچون ازبرعلی خواجوی ماتم بگییرند. همه نگران هستند با گم شدن مفاهیم اخلاقی، دیگر مردان و زنانی چنینی هم در تاریخ و کتابها  بمانن،! "تازه اگر بداخلاقان  نامشان را از کتابها  حذف نکنند !"


هر چند قبل از کوچ او از دنیای مادی نامش را از کتابها حذف نمودند اما ازبر علی خواجوی برای همیشه در سپهر اخلاقیات، انسانیت، جهان پرهیاهو  مثل "ستاره ای پردرخشان" خواهد درخشید، چرا که آن چیزی که او به یادگار گذاشت ازخودگذشتگی و ایثار بود نه یک نام.


اینجا آری ما نیز در غم او لایک میزنیم، لایک نه برای سیلبیریتی ها بی هدف و تهی، لایک نه برای لاکچری ها سرما نکشیده، لایک برای اخلاق، ایثار، فداکاری از خودگذشتگی.

خواجه یوکون چاتاردا     بیردفعه لیک یاتاردا

ریز علی اؤلسه گئتسه    ملت غمه باتاردا

خواجه یوکون باغلادی   بو احواله آغلادی

بودونیادان کؤچرکن      اؤرکلری داغلادی

قاطار یولو باغلایار        اؤرکلری داغلایر

فداکارلیق اؤلرکن        آذربایجان آغلایار*

اشعار موسی احمدی مرند