تبریزبیدار
سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ۱۵:۳۰:۵۶ شناسه خبر : ۱۰۷۵۸۶۶

سرویس فرهنگی تبریزبیدار؛

علامه دیار آذربایجان و معمار مدینه «غدیر»

به راستی الغدیرِ علامه امینی، چراغ خانه دلها و مشعل هدایت امت اسلامی فروزان باقی ماند.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار سید علیرضا سیدکباری

زمین و آسمان تبریز نورباران بود، بوی گل محمدی در فضای شهر پیچیده بود، بوی بهار می آمد، تبریز در شبی رویایی به سر می برد و صدای حمد، تهلیل و تکبیر از همه جا بلند بود; هزار و سیصدو بیست سال از هجرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می گذشت، که «آقا میرزا احمد» صاحب پسر شد. سر به خاک سایید و طلوع آفتاب زندگی در خانه اش را سپاس نهاد. در کنار بستر کودک جای گرفت، او را بغل کرد، بوسید و بویید. اشک شوق بسان مرواریدی بر گونه کودک غلتید. جاذبه و نور سیمای طفل پدر را جذب کرده بود، چشم از رخ فرزند برنمی داشت. به یاد آن که همه عمر مرادش بود، نام نوزاد را «عبدالحسین» نهاد تا در مسیر «امامت»، «شهادت» و «ایثار» گام نهد.
سوره تربیت

روزها گذشت، فرزند به دوره ای از زندگی رسید که می توانست تعالیم پدر را به جان بپذیرد. او دیگر کمتر در اندیشه بازی بود و بیشتر در عالم خیال سیر می کرد. می خواست بداند، بیاموزد و در هستی اندیشه کند. نخست آموزش های مادر را فرا گرفت; آیات قرآنی و سوره های کوتاهی، که با آهنگی الهی جانش را صیقل می داد، به تدریج وی را برای گام نهادن در محفل علمی پدر آماده کرد. آقا میرزا احمد در سال 1287 هجری قمری در قریه «سردها»، از نواحی تبریز، متولد شده بود. او از سال 1304 برای ادامه تحصیل به شهر آمده بعد از فراگیری مقدمات در محضر درس علامه بزرگوار مرحوم حاج میرزا اسدالله حضور یافت و به مرتبه ای از دانش پژوهی رسید که صلاحیت علمی اش از طرف زعیم بزرگوار حضرت آیت الله «میرزا علی آقای شیرازی» و فقیه برجسته «حاج میرزا علی ایروانی» تایید شد.
علم و عمل از وی شخصیتی برجسته ساخته بود. حسن سیرت، وقار و پرهیزگاری اش زبانزد خاص و عام بود.

وی خود تربیت فرزندش را به عهده گرفت تا نیک پرورش یابد و در جمع دوستان پاکدل اهل بیت(علیهم السلام) جای گیرد.  عبدالحسین به چنین پدری افتخار می کرد و خدای را سپاس می گف.
او به زودی ادبیات فارسی و عربی، منطق، فقه و اصول را نزد پدر فرا گرفت و در سایه هدایت آن مجتهد فرزانه «الفیه ابن مالک» و اشعار برخی از بزرگان دین را حفظ کرد.
از اولین شعرهایی که پدر، فرزندش را به آموختن و حفظ آن تشویق کرد، شعری از حضرت علی(علیه السلام) بود.

عبدالحسین کتاب های مختلفی در حدیث و اعتقادات را نزد پدر خواند و از آنها بهره برد. او مسائل مشکل را با استاد در میان می نهاد و از دریای دانش او سیراب می شد. اهتمام به قرآن و حدیث، به خصوص نهج البلاغه، وی را عاشق امام علی(علیه السلام) کرد، او با اندیشه در گفتار امام(علیه السلام( درستی این سخن گرانمایه را که: «هیچ آیه ای در قرآن کریم نیست که اول آن «یا ایها الذین آمنوا» باشد، مگر آنکه علی ابن ابی طالب(علیه السلام) سردار، امیر و شریف و اول مخاطبان آن آیه است.» با جانش دریافت.
قرآن و نهج البلاغه برای این محصل جوان دو کتاب گرانقدر بود. وی این دو کتاب را بارها مطالعه کرده، در معانی آن دقیق شده بود. گاه هنگام مطالعه این کتابها می گریست، اشک بر گونه اش جاری و چون دری گرانمایه در سینه اش نهان می شد.

جدش «مولا نجفعلی » مشهور به «امین الشرع » از اهالی آذربایجان بود، که در سال 1257 هجری قمری متولد شده و خویشتن را به علم، ادب، پاکی و پرهیزکاری آراسته بود. آن بزرگ از شیفتگان گردآوری آثار ائمه اطهار(علیه السلام) شمرده می شد و چون از ادب فارسی و ترکی بهره وافر داشت، قصایدی چند به این دو زبان سروده بود. خانواده عبدالحسین، به خاطر شهرت جدش، «امینی » شهرت یافت  و عبدالحسین راه جدش را در پیش گرفت تا امین شرع و مدافع اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) باشد.

قیام سرو

شیخ محمد خیابانی در1299 ش. علیه استعمار شوم انگلیس قیام کرد و به شهادت رسید. عبدالحسین، که چهارده سال داشت و با سخنان و اندیشه شیخ آشنا بود، چون دیگر دوستدارانش عزا گرفت و از پدر آموخت که پس از قیام و شهادت باید با مکتب دعا، فرهنگ سیاسی - اجتماعی اسلام را در جامعه نشر داد.

هجرت عشق

سال 1342 هجری بود. عبدالحسین بیست و دو سال در سایه رفتار و گفتار پدر با اسلام و قرآن آشنا شده، از محضر بزرگانی چون جناب حاج سید محمد، مؤلف «مصباح السالکین» مشهور به «مولانا» و جناب حاج سید مرتضی خسروشاهی، صاحب «اهداء الحقیر در معنی حدیث غدیر»، و جناب شیخ حسین، مؤلف «هدیة الانام» بهره های علمی برده بود.

عشق به امام علی(علیه السلام) و علاقه به تحصیلات عالی آتش اشتیاق به نجف را در جانش شعله ور ساخت.

بنابر این هدفش را با پدر در میان نهاد. پدر بر قامت برومند فرزند نگریست و باءدیدگانی اشک بار به وی پاسخ مثبت داد. میرزا احمد از ندای امام آگاه بود و از جاذبه علی(علیه السلام( حکایات فراوان به خاطر داشت. چگونه می توانست عاشق را از معشوق دور نگاه دارد؟ پدر لذت دیدار و همنوایی با فرزند را از دل شست و وی را به امام علی(علیه السلام) و فرزندش امام حسین(علیه السلام) بخشید.

عبدالحسین هواخواه علی(علیه السلام) بود و خود می دانست که علی(علیه السلام) او را به شهر خویش فرا خوانده است. از این روملامت سرزنشگران و کوردلان را به هیچ انگاشت و زیر لب چنین زمزمه کرد:

ملک در سجده آدم، زمین بوس تو نیت کرد       که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

شهر نجف از عصر شیخ طوسی مهد علم و تقوا بود، دانشگاه بزرگ عالم تشیع به شمار می آمد و برای تحصیل مناسب بود. عبدالحسین می خواست با تحصیل در این پایگاه اهل بیت(علیه السلام( به جهاد علمی پرداخته، عالمی فریادگر شود و مسیر حق را تداوم بخشد. از این رو در درس حضرات آیات: سید محمد فیروزآبادی (متوفی 1345 ه. ق) و سید ابوتراب خوانساری (متوفی 1346ه. ق) حاضر شد.

سپاه شقایق

«علمدار غدیر» روزگاری به شهر علی بن ابی طالب(علیه السلام( وارد شد که امپراطوری عثمانی از هم پاشیده، عراق به دست انگلیسیهای ناپاک افتاده بود. او که هنوز شهدای انقلاب مشروطیت را به خاطر داشت، در صدد برآمد تا با یاد شهیدان راه فضیلت امت متفرق اسلامی را به وحدت و اخوت اسلامی دعوت کند; چرا که خون شهیدان رایج ترین سکه تاریخ بشریت در راه آزادی و استقلال امت اسلامی است; این سکه طلایی نه در ضرابخانه های آزادیخواهان، بلکه در ضرابخانه های مستبدان به نفع امت اسلام زده شده است.

علامه امینی زندگی شهدای راه حق و فضیلت را اولین تالیف خویش قرار داد تا با جمع آوری گلهای بوستان فضیلت، امت اسلامی را به سمت آرمان بزرگ پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) سوق دهد; آرمان والایی که برای تحقق آن رادمردان بسیاری وضوی خون ساخته، در محراب عشق به نماز ایستادند.

علامه امینی در اولین تالیف خویش ابداع و ابتکاری به کار برد که پیش از آن کسی بدان دست نیافته بود. او با تالیف «شهداء الفضیلة » گوی سبقت از همگان ربوده، و بر گذشتگان و معاصرانش برتری یافت.

علامه برای نگارش این اثر، بار سفر بسته با رنج بسیار کتابخانه های ایران و عراق را مورد بررسی قرار داد و در کتابهای خطی کمیاب دنبال مردانی گشت که در راه حق شهید شده اند.

او پس از سالها تحقیق این اثر را به جامعه عرضه کرد و به عنوان مجاهدی نستوه زبانزد خاص و عام شد. برخی از دانشمندان اسلامی که با تقریظهای خود این اثر جاودانه را ستودند، عبارتند از:
1.. بزرگ مرجع شیعه حضرت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی
2.حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی قمی.
3. حضرت آیت الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی.
4. حضرت علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانی.

علامه امینی، با «شهداء الفضیلة » زندگینامه صد و سی تن از علمای دین و پیروان اهل بیت(علیهم السلام) را، از قرن چهارم تا چهاردهم، به رشته تحریر درآورد تا امت اسلامی همچنان سرفراز و استوار در مقابل فتنه های دشمنان ایستادگی کند.

زمانی که استعمارگران با به راه انداختن جنگهای جهانی در صدد برآمدند ملل اسلامی را مورد تجاوز قرار داده، مستعمره خویش سازند، امینی با تالیف شریف «شهدا الفضیلة» بزرگ اسوه های شجاعت و ایثار را در مقابل دیدگان مردم غیور مسلمان قرار داد و آنان را به پایداری و استقامت فرا خواند.

غواص بحر معانی

محدث، مفسر، فیلسوف، متکلم و فقیه امین شیعه پس از «شهداء الفضیلة » به تحقیقات دامنه داری دست زد. او بر آن بود فلسفه سیاسی اسلام را برای مردم کوچه و بازار هم قابل فهم کند، پس به کوشش فزونتر پرداخت و با تحقیق و تعلیق بر کتاب «کامل الزیارات » ابن قولویه قمی، که از مشایخ شیعه به شمار می رود، معتبرترین متون زیارات را در اختیار امت اسلامی قرار داد. او همچنین با تالیف «ادب الزائر لمن یمم الحائر»، که شرح آداب زیارت حضرت امام حسین(علیه السلام) است، فلسفه زیارت را بیان کرد. علاوه بر این شیخ مصلح عبدالحسین امینی، که سالها در مکتب درس استادان بزرگ نشسته، فقه، اصول، فلسفه و کلام اسلامی را فرا گرفته بود، «ثمرات الاسفار» را در دو جلد فراهم آورد و بر «رسائل» و «مکاسب» شیخ اعظم انصاری حاشیه نوشت.

رساله ای در باره نیت، رساله ای در علم «درایة الحدیث» و «رساله ای در بیان حقیقت زیارت»، در پاسخ به برخی از علمای پاکستان از دیگر آثار علامه امینی در این دوره است. او با تالیفات گرانقدر خویش بنیه علمی خود را در برابر چشم معاصران قرار داد، از حضرات آیات عظام: سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمد حسین نائینی، شیخ عبدالکریم حائری و شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی، اجازه اجتهاد دریافت کرد و به زادگاهش تبریز بازگشت تا «امین الشرع » دیار خویش باشد. اما دلش دیگر بار آهنگ نجف کرد.

او در این دوره رو به قرآن کریم آورد تا راه سعادت بشر را از کتاب الهی استخراج کند. شاگرد مکتب وحی آیات 172 و 180 سوره اعراف،7 واقعه و 11 مؤمن را برمی گزیند و به تفسیر آن پرداخت. آنگاه «العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز» را نگاشت و حق اولویت و مولویت خاندان رسالت را تبیین کرد.

شهر آرمانی غدیر

تالیف رسالات گوناگون جان شیفته امین شریعت را خشنود ساخت، پس تصمیم گرفت مدینه فاضله اسلامی را به امت اسلامی عرضه کند و داستان سال دهم هجرت رادر خاطره ها زنده سازد. زمانی که استعمارگران با حیله های خاص خود امپراطوری عثمانی را از بین بردند، او چنان اندیشید که هرگز نباید به دولت های غارتگر اجازه داد جایگزین دولت به ظاهر اسلامی عثمانی شوند در دیدگاه او بهتر آن بود که امت اسلام، پس از زوال دولت 623 ساله عثمانی و چشیدن تلخی های بسیار، نظام مدینه فاضله اسلامی را - که در آن اصل بنیادی غدیر مطرح است. - تجربه کند، نظامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جز به آن سفارش نفرموده است.

علامه امینی با تالیف «الغدیر» خاطرات عصر نبوی را تجدید کرد; عصری که سروری از آن امت قرآنی بود، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رهبری آن را بر عهده داشت و خود علی بن ابی طالب(علیه السلام) را جانشین خویش قرار داد.

امینی، احیاگر سنت نبوی، با «الغدیر» جلوه های شوکت و عظمت امت اسلامی را در خاطره ها زنده کرد و اصل اصیل و محور حکومت قرآنی، غدیر خم، را یادآور شد.

دکتر سید جعفر شهیدی - که خود در نجف و تهران از یاران آن فرزانه بود، نقل می کند که، روزی علامه امینی به من گفت: «برای تالیف «الغدیر» ده هزار جلد کتاب خوانده ام.»

وی در ادامه می گوید: «او مردی گزافه گو نبود. وقتی می گفت کتابی را خوانده ام، به درستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یادداشت برداشته بود .»

احیاگر مدینه فاضله قرآنی، به یاری کتاب خدا، حدیث و شعر، مبانی فلسفه سیاسی اسلام را به جهانیان ابلاغ کرد. او نه تنها با رجوع به قرآن و سنت و رعایت موازین «سند شناسی» و «نقد حدیث» حقایق غیر قابل انکاری را در برابر چشم امت اسلامی قرار داد و مساله اختلاف اهل یک کتاب و قبله را از میان برداشت، بلکه جهانیان را به این مساله واقف ساخت که امامت و رهبری از مبانی اصیل اسلامی است.

غواص غدیر با نقد آثار و تالیفات کسانی چون «ابن تمیمه»، «آلوسی»، «قصیمی» و «رشید رضا» در صدد برآمد نهال وحدت و اخوت اسلامی را در دل مسلمانان بکارد. وی در پی اسناد حدیث غدیر بیست و چهار کتاب تاریخی، بیست و هفت محدث، چهارده مفسر قرآن و هفت متکلم مسلمان را می یابد که به نقل حدیث غدیر پرداخته اند. آنگاه گروهی از صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را، که راوی حدیث غدیر شمرده می شوند، به ترتیب حروف الفبا ذکر می کند.

او در بخش راویان اولیه حدیث غدیر به نام حدود ده تن از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و هشتاد و چهار «تابعی» اشاره می کند. سپس طبقات دانشوران راوی حدیث غدیر را برمی شمارد. و از 360 دانشمند نام می برد.

البته «الغدیر» تنها گنجینه راویان غدیر نیست در این کتاب نورانی آیات الهی و متن روایات بسیار یافت می شود; آیات و روایاتی که باید آنها را کلید ورود به شهر نیکبختی جاودان دانست.
متون هدایتگری که آیات شریف تبلیغ، اکمال دین  و ولایت  از سوره مائده، آیات سوره معارج ، سوره هل اتی  و روایات گرانقدر غدیر و ولایت، اخا، منزلت، ثقلین، تبلیغ، انذار العشیرة، ردالشمس، سد الابواب، علی مع الحق و ان علیا اول من اسلم و ... تنها بخشی از آن شمرده می شود.

او برای نگارش این کتاب به دورترین سرزمینها مسافرت کرد و کتابهای بسیاری را مورد بررسی قرار داد. نام بخشی از کتابخانه هایی که آن بزرگوار در تالیف الغدیر در آنها به تحقیق پرداخته و تعداد کتابهایشان چنین است:

کتابخانه ناصریه، 000/30 جلد کتاب ،لکنهو
کتابخانه مدرسة الواعظین 000/20 جلد کتاب، لکنهو.
کتابخانه سلطان المدارس 000/5 جلد کتاب، لکنهو.
کتابخانه ممتاز العلماء، 000/18 جلد کتاب، لکنهو.
کتابخانه فرنگی محل، 000/9 جلد کتاب، لکهنو.
کتابخانه ندوة العلماء، 000/60 جلد کتاب، لکنهو.
کتابخانه امیرالدوله 000/110 جلد کتاب لکنهو.
کتابخانه دانشگاه اسلامی علیگره، 000/500 جلد کتاب، علیگره.
کتابخانه عمومی رظلا، -، رامپور.
کتابخانه خدابخش، 000/50 جلد کتاب، پتنه.
کتابخانه عمومی دانشگاه عثمانی، 000/111 جلدکتاب، حیدرآباد.
کتابخانه عمومی آصفیه، 000/125 جلد کتاب، حیدرآباد.
کتابخانه سالار جنگ 000/52 جلد کتاب حیدرآباد

علامه نستوه پس از بررسی اسناد حدیث غدیر و اثبات این واقعه مهم عصر نبوی، شاعران چهارده قرن را، که از سفره قرآن توشه برداشته اند، به شهادت آورد تا هم از نام آوران و مبارزان مکتب ارجمند علوی یاد کرده باشد و هم فضایل امام علی(علیه السلام)، وصی حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، را به اثبات رساند. وی ادبیات متعهد شیعی را یکی دیگر از حجتهای واقعه غدیر دانست و برای فراهم آوردن شعر بزرگ مردان فضیلت سالها تلاش کرد تا علاوه بر گردآوری شعر حماسه سرایان غدیر، اشتباهات عمدی محققین مغرض را بر ملا سازد.

در سال 1324 ش چاپ اول کتاب الغدیر در نجف آغاز شد و تا نه جلد آن به چاپ رسیده، و در سراسر جهان منتشر شد. با انتشار کتاب گرانمایه «الغدیر» سیل نامه ها و ستایشهای دانشمندان بزرگ مسلمان و برخی از حکام کشورهای اسلامی به سوی دانشمند فرزانه به حرکت درآمد.

نکته مهمی که در تمام ستایشها به چشم می خورد، پذیرش غدیر به عنوان محور حرکت اسلامی و بنیان حکومت اسلامی بود. پادشاهان فرصت طلب در صدد بودند از این جنبش دینی به نفع خود بهره گیرند، ولی دانشمندان از جایگاهی بی غرضانه به مساله می اندیشیدند و در حقیقت، بعد از قرنها به راهنمایی مصلح بزرگ حضرت علامه امینی، زنجیر متصل به وحی را یافته بودند.

«شیخ محمد سعید دحدوح» از دانشمندان محقق و امام جمعه و جماعت «اریحا»، منقطه ای در نواحی حلب در نامه ادیبانه اش به مؤلف «الغدیر» چنین نوشت: «آقای من! کتاب «الغدیر» را دریافت کردم و آن را مورد مطالعه قرار دادم...  قبل از آنکه در امواج انبوه معانی آن وارد شوم نیروی فکر و اندیشه ام در آن شناور گشت و شمه ای از آن را با ذائقه روحی خویش چشیدم. احساس نمودم که این همان یگانه سرچشمه و منبع آب گوارائیست که هرگز دگرگون نشود. این منبع جوشان معانی از آب باران صاف تر و گواراتر و از مشک خوشبوتر است...» .

بوستان هدایت

صاحب الغدیر در سال 1373 هجری قمری، هشت سال پس از انتشار نخستین جلد الغدیر، کتابخانه ای بنیاد نهاد، آن را «مکتبة الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام)» نامید و در روز عید غدیر افتتاح کرد. فعالیت این کتابخانه با 42000 جلد کتاب خطی و چاپی آغاز شد. برای غنی ساختن این کتابخانه نسخه های خطی بسیار از کتابخانه های معتبر جهان تهیه شد.

بایست های جهان تشیع

علامه مصلح با جهان تشیع و تاریخ پرفراز و نشیب آن آشنایی کامل داشت. او به مقدار هر حرفی از کتاب الغدیر تجربه اندوخته بود و نانوشته هایی داشت که باید در جامعه پیاده می شد، تا نظام اجتماعی، نظام الهی شود.

زمانی که علامه امینی از دفتر تبلیغات اسلامی قم - دارالتبلیغ - دیدن کرد و برنامه های آن مؤسسه در اختیارش قرار گرفت، فرمود:

«باید درسی تحت عنوان «ولایت» غیر از آنچه که در درس علم کلام و اعتقادات مطرح می شود، به طلاب آموزش داده شود .»

این سخن، ژرف نگری آن مصلح اجتماعی را نشان می دهد. علامه امینی برای احیای فلسفه سیاسی اسلام تدریس «ولایت » را امری ضروری می دانست و آموزش آن در محدوده کتب کلامی را کافی نمی دید.

او با مشکلات تالیف و نشر کتاب آشنا بود و در این اندیشه بود تا با تاسیس «دار التالیف » (خانه نویسندگان) رفاه مورد نیاز محققین را فراهم آورد تا نویسندگان بی هیچ آشفتگی خیال به تحقیق و تالیف مشغول شوند.

آن بزرگوار همچنین هنگام تالیف الغدیر نشریات بسیاری دیده بود که در باره اسلام سخن گفته بودند. حجم گسترده این نشریات او را در این اندیشه فرو برد که با تاسیس مجمعی این نشریات را گردآوری کرده، مورد ارزیابی قرار دهد.

حضرت علامه امینی با بحثهای عمیق علمی و کاوشگرانه پیرامون امامت و ولایت از نخستین متفکران اسلامی بود که به «ولایت فقیه » در عصر غیبت رسید و بحث و درس اختصاصی پیرامون آن را امری لازم و ضروری دانست. او حکومت را از آن ولی فقیه به شمار می آورد و می گفت:
«دیگران غاصبند و این مقام، حق مسلم آن فریادگر [امام خمینی - ره -] است.»

و در جای دیگر به صراحت بنیانگذار جمهوری اسلامی را ستود و گفت:
«الامام الخمینی ذخیرة الله للشیعة.»
«امام خمینی ذخیره خدا برای جهان تشیع است.»

او از طلوع فجر صادق خبر داشت و از رسالتی که بر دوش مجدد قرن نهاده شده بود آگاه بود; از این رو شاگردی چون حضرت نواب صفوی را تربیت کرد تا حکومت علوی را فریاد زند و پایه های حکومت غاصبان را به لرزه افکند.

نماز آخر

تلاش بی پایان، معمار مدینه غدیر را در بیماری فرو برد; بیماری و ضعفی که به تدریج فزونی یافت و او را از کوشش علمی باز داشت.
بیماری و بستری شدن علامه حدود دو سال به طول انجامید و حتی درمانهای خارج از کشور نیز مفید واقع نشد. سرانجام در نیمروز جمعه 12 تیرماه، 1349 برابر 28 ربیع الثانی 1390 ق، آیتی از آیات الهی و عاشقی از عاشقان ولایت، جهان خاکی را بدرود گفت. وی، که همواره در نماز بود و جز به عبادت خدای کعبه و خدمت به مولود آن نمی اندیشید، در شصت و هشت سالگی از دنیا رفت و جهانی را در غم ارتحال خویش فرو برد.

و به راستی الغدیر وی، چراغ خانه دلها و مشعل هدایت امت اسلامی فروزان باقی ماند.