تبریزبیدار
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۵۴:۰۶ شناسه خبر : ۱۰۷۵۸۷۹

تبریزبیدار گزارش می دهد:

یک روز در مساجد لاکچری و محقر تبریز/غم زدگی به سبک سالن ورزشی زنانه

هنوز اذان مغرب را نگفته‌اند و نمازگزاران پیر و جوان کم‌کم با آستین‌های بالا زده خود وارد صحن مسجد می‌شوند. یک به یک صف‌ها را پر می‌کنند و تقریبا پنج ردیف تشکیل شد. ترکیب سنی به کهنسالی می چربد و جمعیت جوان کم به نظر می رسد.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار 

سالنی که بدور از چشمان سرزنش گر و کنجکاو گویی از مسجد جدا شده اما چسبیده به دیواره مسجد است؛ صدای ناهنجاری، سالن را فرا گرفته، صبح یک روز تابستانی است و زنان دور هم جمع شده اند، نه برای نماز و مجلس ختم که این روزها کارکرد مساجد در ان خلاصه شده؛ آمده‌اند تا در کنار هم تمرین ایروبیک کنند. آری اینجا اینجا باشگاه ورزشی مسجدی در همین تبریز است.

این‌جا همه کلیشه‌ها شکسته شده است، تمیز و به دور از غم‌زدگی ا‌ست. در سالن مسجد  با صداهای ناهنجار مربوط به همان ورزش، ایبروییک تمرین می‌کنند.

هر از گاهی صدای اذان هم از مناره های ساختمان بغلی بلند می‌شود.

اعتدال گرایی با تمثیل بهشت برای مسلمانان اشرافی

در حوالی همان مسجد یک سالن ورزشی نیز وجود دارد اما زنان این سالن  را ترجیح می دهند و در ادبیات عامیانه خود از آن به نام «سالن مسجد»! یاد می کنند.

از آن مسجد لاکچری اما نیمه کاره آن سوی شهر به یک مسجد لاکچری و نیمه کاره دیگر در همان حوالی رهسپار می شویم.

مسجدی که نمای آن شبیه به یکی از ابنیه مهم جهان اسلام ساخته می شود.

خبری از سنگر سازی نیست؛ تمثیل بهشت روی زمین است برای مسلمانان اشرافی.

می گویند این مسجد محل اعتدال است و وجود پایگاه بسیج آن را به افراط می کشاند و فعلا به مصلحت نیست!

بچه‌های مسجد می‌گویند که قدم همه در مسجد محترم است اما جانب اعتدال رعایت شود!

البته اعتدال را هر کس به رای خویش تفسیر می کند.

خبرها رسیده که متولی این مسجد لاکچری در یکی از لاکچری ترین محله های تبریز، قصد ساخت مسجدی دیگر در یکی از مکان های دیگر شهر داشت که زمین آن هبه نشد!

اشرافی‌گری سال‌ها است وارد حوزه‌های معنوی در جامعه شده است؛ این دو مسجد در همین تبریز نمونه‌ای از آنها است. سال ها است گرفتار اشرافی‌گری در ابعاد معنوی شده‌ایم. این مساجد نخستین مسجد نیستند که به این شکل ساخته شده است.

به یکی دیگر از مساجد در محلات پایین تر می روم تا شاید صفای پایین شهری را در مساجد آنها هم دیدیم.

هنوز اذان مغرب را نگفته‌اند و نمازگزاران پیر و جوان کم‌کم با آستین‌های بالا زده خود وارد صحن مسجد می‌شوند. یک به یک صف‌ها را پر می‌کنند و تقریبا پنج ردیف تشکیل شد. ترکیب سنی به کهنسالی می چربد و جمعیت جوان کم به نظر می رسد.

 حال برای شروع گفت‎وگو به سراغ یکی از قدیمی‎های مسجد می‎روم. آقای ابراهیمی بعد از کلی اخم و تخم به سوال ما در خصوص کارکرد دیروز و امروز مساجد گفت: مساجد از قدیم مرکز گردهمایی‎ جوانان محله برای فعالیت‌های مختلف بوده  اما متاسفانه این روز‌ها نه تنها این نقش‎ کم‎رنگ شده، بلکه حضور جوانان هم در مسجد نسبت به قبل بسیار کاهش یافته است.

وقتی از او علت را می پرسم با دلی پر جواب می دهد: چرا باید در مسجد مدت‌ها بسته باشد؟ چرا باید در ترکیب هیات امنا جوانان حضور نداشته باشند؟ چرا روحانی مسجد نباید برای جوانان وقت بگذارد؟ مسجد باید رابطه خود را با جوانان برقرار و مستحکم کند؛ حضور جوانان و روحیه‌های بسیجی می‎تواند محیط مسجد را زنده، پرنشاط و لبریز از امید کند و برای خود جوانان هم مفید باشد.

در لابلای حرف های دو طرف ما، جوانی وسط بحث آمده و می گوید: امام جماعت در جذب جوانان نقش مهمی دارد و باید ارتباط خوب و مداومی را هم با جوانان ایجاد کند تا این ارتباط منجر به تشویق آن‌ها برای ورود به مساجد شود.

وی که از اخلاق خادمان مسجد گلایه داشت چنین ادامه می دهد:  اولین قدم در جذب جوان و نوجوان در مسجد،اخلاق و رفتار خادمان و امام جماعت است که ویترین مسجد هستند؛ اگر در این ویترین محصولی خراب و یا زشتی دیده شود، آن وقت دیگر نه می‎توان جوانان را به این محیط جذب کرد و نه می‎توان آینده خوبی را برای مساجد متصور شد.

نماز مغرب شروع و دل‌ها با ندای تکبیر روانه آسمان شد؛ امام جماعت جوان آیات الهی را قرائت می‎کرد و رعایت سن و سال افراد مسن و کم صبری جوانان را هم داشت.

نماز دوم که به پایان رسید، بسیاری از افراد برای دعا‌های پایانی منتظر نماندند و بدون توجه به اعمال پایانی نماز، به سمت درب‎ خروج روانه شدند؛ یک صفحه قران تلاوت شد و خادم مسجد همه را به بیرون دعوت کرد و من لاجرم از صحن مسجد خارج شدم.

در فضای بیرونی مسجد به سراغ یکی از جوانان فعال در پایگاه بسیج رفته و هم صحبت شدم.

دل پری از برخی مسجدی‌ها داشت و می گوید: امروزه مساجد ما مکانی برای افراد سن بالا شده‎ و جوانان در مساجد دیده نمی‎شوند و این بزرگترین غفلت است. چرا وقتی فلان جوان که به ظاهر پوشش مدنظر مسجدی ها را ندارد، باید کلی حرف بشنوم که مثلا حرمت مسجد را نگه نداشته است؟


وی حرف های دلش را اینگونه ادامه می دهد: چرا مساجد فقط محل نماز شده است؟ چرا به ما اجازه فعالیت فرهنگی و تشکیلاتی می‎دهند، اما چرا فعالیت مساجد تنها به برگزاری مراسم ختم و منبرهای تکراری برای افراد مسن تبدیل شده است؟

تلاش برای صحبت با امام جماعت مسجد به نتیجه نرسید و حاج آقا بعد از اقامه نماز و دعا، به سرعت باد از مسجد خارج شد.


پی نوشت: تصویر شاخص متن آرشیوی است.



نظرات

IR

عکاس عکس زیبا و حرفه ای انداخته است