تبریزبیدار
چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸ ۰۹:۱۷:۳۸ شناسه خبر : ۱۰۷۶۲۲۹

سرویس فرهنگی تبریزبیدار؛

یازدهم محرم؛ عبور کاروان اسرا از قتلگاه

با ديدن پيكر به خون آغشته برادر، رو به آسمان كرد و گفت: «أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ‏؛ خدايا اين قربانى را قبول فرما!». اين جمله چون پتكى بر سر دشمن فرود آمد و كوس رسوايى آنها را به ‏صدا درآورد.

به گزارش تبریز بیدار ، «عمر بن سعد» تا حدود ظهر روز يازدهم به دفن اجساد پليد كوفيان مشغول بود. پس از اتمام كار در حالى كه پيكر پاك فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران پاكبازش در زير آفتاب رها شده بود، دستور داد سرهاى ديگر شهداى كربلا را از بدن ها جدا كنند و به قصد تقرّب به ابن زياد و گرفتن جايزه با خود به كوفه ببرند.

اين سرهاى پاك كه مجموع آنها با سر امام عليه السلام به 72 سر نورانى مى‏ رسيد اينگونه بين قبائل تقسيم شد:

1. قبيله كنده به سركردگى قيس بن اشعث، سيزده سر!

2. قبيله هوازن به فرماندهى شمر بن ذى الجوشن، دوازده سر!

3. قبيله تميم، هفده سر!

4. قبيله بنى اسد، نه سر!

5. قبيله مذحج، هفت سر!

6. ساير قبايل، سيزده سر![

حرکت کاروان اسرا از کربلا

عمر سعد پس از دفن اجساد پليد سپاهيانش نزديك ظهر روز يازدهم دستور حركت به سوى كوفه را صادر كرد.

اسامی اسرای اهل بیت (علیهم السلام)

«ابن عبد ربه» در «عقد الفريد» مى‏نويسد: در ميان اسراء دوازده پسر بچه و نوجوان از جمله آنها محمد بن الحسين و على بن الحسين عليه السلام بودند.

از جمله زنان بزرگوارى كه در كربلا به اسارت درآمدند عبارتند از:

زينب كبرى عليها السلام، ام كلثوم، فاطمه دختر اميرالمؤمنين عليه السلام، فاطمه دختر امام حسين عليه السلام، سكينه دختر امام حسين عليه السلام، و دختر چهارساله امام حسين عليه السلام (رقيه)، و رباب دختر امرء القيس همسر با وفاى امام حسين عليه السلام، رمله، مادر حضرت قاسم و همسر امام حسن مجتبى عليه السلام.

اينان بازماندگان از عترت رسول اللَّه بودند كه ابن سعد و سپاهش حرمت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در حق آنها رعايت نكردند و با جسارت تمام آنان را چون اسيران جنگى به بند كشيدند و با خيل نامحرمان كه قاتلان ذرارى پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش بودند، به سوى كوفه روانه ساختند.

عبور کاروان اسرا از قتلگاه

از دشوارترين لحظات تاريخ كربلا، كه در عظمت و سنگينى با همه آسمانها و زمين برابرى مى‏ كند، لحظه وداع جانسوز قافله اسيران با بدن ‏هاى پاره پاره شهيدان است.

دشمنان، اسيران دل‏سوخته را از كنار آن پيكرهاى پاك شهيدان عبور دادند، همان پيكرهاى غرقه به خونى كه يكجا همه عزّت ومظلوميت را در خود جمع و خلاصه كرده بودند.

برابر بعضى از نقل ‏ها، اسيران خود چنين درخواستى داشتند تا براى وداع با آن عزيزان شهيدشان از كنار قتلگاهشان عبور كنند.

ناگفته پيداست كه ترك سرزمين كربلا در آن وضعيت غمبار و وحشتناك براى آن دل‏سوختگان بسيار دشوار و سخت بوده است. به ويژه آنكه دشمن اجساد پليد سربازانش را دفن كرده بود ولى پيكرهاى ذرارى پيامبر صلى الله عليه و آله به خصوص پيكر پاك سرور جوانان بهشت بی ‏غسل و كفن در بيابان رها شده بود. دشمن بدكينه نه خود به دفن آنها اقدام نمود و نه اجازه تدفين آنها را به كسى داد.

مشاهده آن صحنه ‏هاى دلخراش با آن بدن ‏هاى پاره پاره و پايمال سمّ اسبان كه عمدتاً قابل شناسايى نبودند، می توانست هر بيننده‏اى را از پاى درآورد ولى طمأنينه و آرامشى كه در زينب كبرى‏ عليها السلام، يادگار صبر و شكوه على عليه السلام ظهور كرد و صلابت و استحكامى كه در كلمات دلنشين او موج مى ‏زد، تا حدود زيادى آن فضاى سنگين را شكست و آن را براى آل رسول قابل تحمل كرد.

حضرت زینب علیهاالسلام ، رهبر کاروان اسیران کربلا

زنان حرم چون چشمشان به آن بدن هاى پاره پاره افتاد، فريادشان به ناله و شيون بلند شد و بر صورت خود لطمه زدند.

زينب كه مى ‏دانست دشمن در انتظار است تا با ديدن كوچكترين نشانه ‏اى از ضعف و پشيمانى درخاندان پيامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با ديدن پيكر به خون آغشته برادر، رو به آسمان كرد و گفت: «أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ‏؛ خدايا اين قربانى را قبول فرما!». اين جمله چون پتكى بر سر دشمن فرود آمد و كوس رسوايى آنها را به ‏صدا درآورد.

زینب (سلام الله علیها)؛ آرامش دل امام سجاد (علیه السلام)

زينب عليها السلام سنگ صبور اهل كاروان، كه با نوحه سرائى بجا و به موقعش تا حدودى باعث تخليه بغض‏ هاى فرو خفته در گلو شده بود، متوجه على بن الحسين عليه السلام شد كه مى ‏رفت از سر بى ‏قرارى قالب تهى كند، زينب عليها السلام خود را به امام سجاد عليه السلام رساند  و فرزند برادر خود را تسلى بخشيد و آينده كربلا و عاشورا را آن‏گونه كه ما امروز بعد از حدود 14 قرن مى ‏بينيم دقيقاً ترسيم كرد، آرى قلب نازنين زينب عليها السلام مى ‏دانست كه اين آغاز كار است هر چند تاري ك‏دلان بنى ‏اميّه و منافقان آن را پايان كار مى ‏پنداشتند.

شیوه به اسارت بردن اهل بیت(علیهم السلام)

زنان و دختران و كودكان حرم حسينى را بر شتران بدون جهاز سوار كردند و آنها را بدون پوشش مناسب، ميان دشمنان حركت داده و همانند اسيران بلاد كفر و در نهايتِ مصيبت و اندوه،  به سوى كوفه‏  حركت دادند. 


 تهیه و تنظیم: معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی 

 

مطالب مرتبط:

آخر ذی‌الحجه؛ قُطقَطانیه و آزمون هدایت گمراهان

 رویای صادقه ای که در کربلا تعبیر شد

 اللهم انی اعوذ بک من‌الکرب والبلاء

سوم محرم؛ نامه ابن زیاد و پروای عمر سعد 

چهارم محرم؛ تب و تاب در کوفه 

رونمایی از مرد هزار چهره کوفه

آب را از خاندان طهارت مضایقه کردند...

 من الغریب الی الحبیب

پاسخ کوبنده عباس(ع) به امان نامه