تبریزبیدار
چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۰:۰۲:۰۱ شناسه خبر : ۱۰۷۹۴۵۹

گفتگوی دلچسب تبریزبیدار با معلم ایثارگر و دانش آموز قدرشناس؛

تفسیر «عین»، «شین» و «قاف» در گوشه ای از پارک / شوق تعلیم بدون «شاد»ی آموزشی

متین در برنامه «تلگرام» و «شاد» نبود و از خانواده آن ها پیگیر شدیم دیدیم اینترنت ندارد و نمی تواند مثل همکلاسی های خود از کلاس درس مجازی بهره مند شود...

سرویس فرهنگی تبریز بیدار 

«معلمی شغل نيست، معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش كرده‌ای، رهايش كن و اگر عشق توست مباركت باد.»

جمله ای پر مغز از شهید رجایی، جمله ای که مصادیق آن در جای جای وطن تعلیم و تعلم راکه عبادتی در نزد معبود تلقی شده است، بر جان فرزندان این دیار جاری می کنند.

و بی‌گمان هرکجا که صدای الفبا و ضرب‌آهنگ آموزش به گوش می رسد سایه پیدا و پنهان معلمی را می‌بینی که عشق را هجی و محبت و ایثار را بخش می‌کند.

من اینجا درگوشه ای از پارکی در شهر تبریز تفسیری از «عین» و «شین» و «قاف» همین عشق معلمی را به عینه نظاره گر بودم.

معلمی که با جان و دل عشق را برای دانش آموزش هجی می کند و ايمان را بر لوح جان و ضمير پاكش چنان بی ادا و بدون چشمداشت حك می‌كند که من به حرمت شرافت نام مقدس معلم می ایستم و در مقابلش سر تعظیم فرود  می آورم.

صحبتم در مورد خانم زیبا عبدالحسینی معلم مقطع سوم دبستان در مدرسه پسرانه ضیای تبریز است.

او 13 سال است به این شغل شریف مشغول است اما این روز ها انسانیت و عشقش به شغل خود را جور دیگری رقم زده است.

خانم عبد الحسینی این روزها که کرونا مدارس را به نعطیلی کشانده علاوه بر اداره کلاس درسش در فضای مجازی کلاس تک نفره ای هم در پارکی در تبریز برای متین داش آموز کلاسش دایر کرده است.

Image title

شغل معلمی فقط علاقه می خواهد

سراغ او و دانش آموزش رفتم. صحبتش را از سال های دور آغاز کرد. می گوید: از دوران کودکی به شغل معلمی علاقه داشتم و اگر دوباره به دوران جوانی بازگردم باز هم شغل معلمی را انتخاب می کنم چرا که معلمی شغل انبیا هست.

این معلم ایثارگر می گوید: هر کسی علاقه داشته باشد می تواند با بهترین روش ها به دانش آموزانش تدریس کند. اگر کسی به معلمی علاقه نداشته باشد نمی تواند در کلاس تدریس کند چرا که برای شغل معلمی فقط علاقه می خواهد و تمامی معلمان این سرزمین با عشق و علاقه در کلاس درس حاضر می شوند.

غرور آمیخته با عشق

از او در مورد سختی ها و نحوه تدریس در این روزهای کرونایی می پرسم، می گوید: از وقتی ویروس منحوس کرونا شروع شد و باعث شد مدارس تعطیل شوند، سختی های زیادی بود چون در کلاس با بچه ها حضوری و رو درد رو درس یاد می دادیم و دانش آموزان هم بهتر یاد می گرفتند و پرسش و پاسخ بود و برای دانش آموزان هم بهتر بود اما بعد از کرونا قرار بر این شد دانش آموزان در برنامه شاد و تلگرام آموزش ببینند و الان حدود سه ماه است که در «تلگرام» و برنامه «شاد» به دانش آموزان تدریس می کنیم و برای بعضی از دانش آموزان هم مشکلاتی به بار آورده و دوباره برای خانواده ها حضوری و یا تلفنی توضیح داده می شود.

از خانم معلم در مورد چرایی حضورش در این پارک می پرسم، با غروری آمیخته با عشق و محبت نگاهی به متین که کنارش نشسته می کند و دستی بر سر او می کشد و ادامه می دهد: متین در روز های اول در برنامه «تلگرام» و «شاد» نبود و از خانواده آن ها پیگیر شدیم دیدیم اینترنت ندارد و در اوایل هم شدت ویروس کرونا زیاد بود و نمی شد حضوری به متین درس یاد بدهم. بعد متین به تلگرام آمده و بعد از چند روز دوباره دیدم متین در برنامه تلگرام نیست دوباره وضعیت آن را پیگیر شدم و گفتند اینترنت نداریم، گفتم هر چند بخاطر کرونا خودم هم راضی نیستم ولی اگر اجازه بدهید به متین حضوری آموزش دهم و با رعایت بهداشت، متین را به پارک آورید و من در آنجا حضوری تدریس کنم، خانواده ایشان گفتند خانه بیایید و تدریس کنید و من هم گفتم پارک چون فضای باز دارد بهتر هست آنجا باشیم.

Image title

دلسوزی مادرانه 

من هم از این همه مهر و محبت مادرانه ای که نشان از دلسوزی یک معلم فداکار در وجود این معلم مهربان نهفته است احساس شور و شعف می کنم و این روحیه ایثارگریش را تحسین می کنم.

می پرسم: از این کار و صرف این همه انرژی با زبان روزه خسته نمی شوید؟

لبخند می زند و می گوید: از این کارم احساس بسیار خوبی دارم که در ماه رمضان می توانم کار خیر انجام بدهم و اگر بدانم بعد از متین هم از دانش آموزانم مشکل داشته باشند می روم و به آن ها حضوری تدریس می کنم از این کارم هم اصلا ناراحت نیستم.

خانم عبدلحسینی ادامه می دهد: به دانش آموزانم علاقه خیلی زیادی دارم و همه آن ها را مثل بچه های خودم می دانم و در تابستان بیشتر دلتنگ مدرسه و دانش آموزانم می شوم و می گویم کی مدرسه ها باز می شود؟ و ایام مدرسه هم بهترین روزهای زندگیم می باشد.

Image title

او در پایان صحبتش حرفی با همکاران و خانواده اش دارد و می گوید: از خانواده عزیزم تشکر و قدر دانی می کنم که مرا در این راه کمک کردند و اگر حمایت های ایشان نبود نمی توانستم هر روز به پارک بیایم و با من خیلی همکاری کردند. و از همکاران عزیزم خواهش می کنم اگر ببینند دانش آموزی نمی تواند در برنامه شاد حضور داشته باشد حداقل با روزی نیم ساعت حضوری به آنها تدریس کنند تا دانش آموزان از آموزش محروم نشوند.

از هم صحبتی با این معلم فداکار بسیار خرسندم و به این موضوع پی برده ام که دغدغه معلمان با وجدان هميشه اين است كه حيات بشر، بر مدار ارزش‌ها و كرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مكتب و دين، همت اساسی آدمی باشد.

این بار روی صحبتم با متین است او که در طول مصاحبه ام با معلمش چنان مشتاقانه به حرف های معلم خود گوش می داد که انگار کلمه به کلمه و واژه به واژه حرف هایش را از بر می کند.

Image title

متین می گوید: خانم معلم را به قدر مادرم دوستش دارم و از ایشان ممنونم که نگذاشت من از همکلاسی هایم عقب بیافتم و با جان و دل برای آموختنم تلاش کرد .

متین کلاس سوم هست و 10 سال دارد. او هر روز با دوچرخه به پارک می آید و خانم معلم هم درس می دهد و می رود خانه تمرین می کند تا زحمات معلمش را ارج نهاده باشد.

Image title

متین و معلمش را به خدا می سپارم و از آنها دور می شوم اما از اینکه در کلاس درس اخلاق خانم معلم امروز اندوخته های زیادی داشتم خدا را قدردانم و از تمام معلمانی که با عشق درس علم و زندگیمان آموختند سپاسگزارم.

گفتگو از الهه مهدوی

تنظیم: سیده صفورا موسویلر