تبریزبیدار
پنج شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۱۳:۵۲ شناسه خبر : ۱۰۷۹۶۷۸

یادداشت تبریزبیدار؛

استفاده ابزاری از رومیناها

ماجرای رومینا طبیعتا قلب هرانسانی را به درد می‌آورد، اما مثل همیشه ما شاهد سوء استفاده یا تفسیر به رای افراد برای اثبات افکار خودشان یا انتقال برداشت‌های اشتباه (سهوا یا عمدا) خواهیم بود، اما دلسوزان واقعی، نگاه واقع بینانه به قضایا دارند.

یادداشت تبریز بیدار / ندا جلیلوند

به یقین آنها که فرزندان خودرا ازروی جهل و نادانی کشتند، گرفتار خسران شدند؛ زیرا آنچه را خدا به آنها روزی داده بود، برخود حرام کردند و برخدا دروغ بستند آنها گمراه شدند و هرگز هدایت نیافتند.(سوره ی انعام آیه ی ۱۴۰)

دختری ۱۳ ساله

در این اتفاق ناگوار ما با فردی مواجهیم که در سن ۱۳ سالگی و درواقع سن حساس نوجوانی و بلوغ قرار دارد، طبیعتا در این حدود از سن اشتباهات متعددی از طرف نوجوانان احتمال وقوع دارد و تصمیماتی از جانب شان امکان دارد گرفته بشود که همراهی و حمایت خانواده را لازم دارد و در صورت برخورد ناآگاهانه پیامدهای نامناسبی هم برای نوجوان هم خانواده خواهد داشت. آگاه سازی والدین و آموزش برای خانواده در قدم اول نقش عمیقی در جلوگیری وکنترل انواع رفتارها و تصمیات اشتباه نوجوانان دارد.

این آگاهی در بیشتر شدن حمایت عاطفی از نوجوان و همراهی والدین با فرزند اهمیت زیادی دارد و تمام این نکات بهم گره خورده آسیب رسانی رفتارها ی نوجوانان به کمترین حد می رساند.

در این حوزه نهادهای فرهنگی، رسانه و آموزش و پرورش نقش ویژه ای در انتقال این مسائل به والدین دارند و برای جلوگیری و کنترل پیامدهای رفتاری نوجوانان و بحران_بلوغ که قرار دارند تمامی این اوامر باید مدنظر گرفته شود.

یکی از مطالبات ردیف اول مردم که خلاءبزرگی در سطح فرهنگ جامعه و زندگی مردم به حساب می آید مطالبه از رسانه ها و نهاد ها و آموزش پرورش می باشد و بدیهی است که افزایش آگاهی جامعه از شروط اول اجتماع و فکر سالم می باشد که درصورت غفلت انواع مشکلات روانشناختی و رفتاری خود را نشان خواهد داد، از جمله  قتل رومینا که هیچ گونه درک متقابل، همراهی، یا هدایت ملایم فرد خطاکار را شاهد نیستیم.

باورهای بی‌ریشه

برخی باورها که مصداقا در ماجرای قتل رومینا شاهد بودیم مربوط به وقوع یک اشتباه از سوی دختر و تحمیل و تلقین بی آبرویی از جانب پدر به خودش و در نهایت قتل دختر بدلیل این اشتباه جزو باورهای بی اساسی و ریشه ای که مربوط به چندین و چندسال گذشته هست و همیشه قربانی های مظلوم داشته است اصلاح و ازبین بردن این باورها بدور از سهل انگاری نیاز به سرعت عمل منطقی و چارچوب فکری، فرهنگی متناسب می باشد و نباید توقع داشت این باورها خودبخود از بین بروند چه بسا اگر قصاص صدها پدر نیز اجرا شود شاید بظاهر وقوع این اتفاقات کمتر شود ولی مغزهای بیمار همچنان سرجای خود خواهند بود.

این اتفاق هشدار بزرگی است(اگر بفهمند) برای مسئولینی که چپ و راست لوایح و قانون بر سر ما می کوبند و فکر می کنند با امضای زیر قانون تمام معضلات فرهنگی ما حل خواهد شد. درحالی که قدم اول، اصلاح فرهنگ و باور خانواده رومینا ها هست اگر دنبال راحت ترین راه درمان باشیم و به فکر پرکردن خلاء های فرهنگی نباشیم اتفاقات بیشمار اینچنین در سرتاسرکشور در انواع مختلف ،نه تنها درمورد دختران بلکه کل جامعه را شاهد خواهیم بود.

البته این به معنی عدم لزوم به وجود قانون منصف و بروز نیست چه بسا قوانینی که نیاز به بازنگری دارند زیاد است اما با قانون ها افکار پدر رومینا عوض نخواهد شد. ثبات فرهنگ مطلوب و منطقی جزبا فرهنگسازی و بیرون راندن افکار بی ریشه بدست نمی آید کسی که به بهانه غیرت و ناموس دست به چنین فجایعی می زند و نمیفهمد که غیرت واقعی چیست قانون شما را نیز نخواهد فهمید.

طی این ماجرا که ابتدا بنا به شکایت خانواده دختر، رومینا به رای دادگاه به خانواده برگردانده می شود، با توجه به سن دختر و فرار او از خانه نیاز به تحقیق و بررسی زیادی بوده و نباید با این سرعت کار را به اتمام می رساند.

هدف، انجام کار به هرشرطی نیست بلکه بیشترین میزان تاثیرگذاری نیز باید در نظر گرفته شود شاید اگر چند جلسه ی مشاوره هم با پدر وهم دختر انجام می شد هر دو متوجه اشتباهاتشان می شدند.

قصاص

از زمانی که این اتفاق تلخ افتاده است، بیشترین بحث روی حکم پدر مقتول انجام‌گرفته و نقطه ای ازاین ماجرا را که توان اصلاحش را داریم، غافل شده ایم. قصاص بحث فرعی این مسئله است و تمرکز و حساسیت روی این جنبه ماجرا ما را از رومینا های بعدی غافل خواهد کرد.

اگر قرار بود با وجود قانون اتفاقاتی از قبیل قتل نیافتد و صرفا به بندهای حقوقی بعنوان راه چاره برای جلوگیری از خشونت و ناهنجاری بسنده کرد در آن صورت نتیجه ای جز فراموشی این قوانین و وقوع این نوع فجایع را شاهد نخواهیم بود چراکه به طور مثال در قتل های اتفاق افتاده عدم کنترل خشم، غلبه هیجانات، تسلط نداشتن به رفتار و... بیشتر موثر هستند و تقویت ارزش های دینی و مداخلات آموزشی و فرهنگی باید از اولویت های نهاد های مربوطه، خانواده ها، مدارس و...باشد. تربیت والدینِ مسئولیت‌پذیر و آگاه نیز نقش بسیار عمیقی داشته و واجب است آموزش های لازم طبق شرایط متفاوت به زوجین ارائه شود تا از قربانی شدن افراد پیشگیری واقعی کرد.

استدلال های مغرضانه و بی اساس و غیرکارشناسی مانع بزرگ اصلاحات فرهنگی واجتماعی محسوب می شود و روند تغییرات را بشدت کند می کند. تمام اتفاقاتِ شبیه رومینا برای برخی فرصت بزرگی شده تا تمام کینه‌ها، نظرات شخصی، ارتباط دادن مسائل نامربوط دینی، ایجاد موج‌های رسانه ای جهت منافع شخصی و عقیدتی را بروز دهند و از رومیناها استفاده‌ی‌ ابزاری برای ابراز این مسائل نمایند و گزاف نیست اگر بگوییم این افراد از دشمنان رومیناها هستند که هیچ وقت دنبال حل قضایا نبوده و وسیله ای بیش برایشان نبوده و جز مانع تراشی و بستن راه گفتگو فایده ای نداشته اند.