تبریزبیدار
پنج شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹ ۱۰:۳۴:۲۴ شناسه خبر : ۱۰۸۰۵۴۱

در گفتگو با استاندار کابینه شهید رجایی در آذربایجان شرقی مطرح شد؛

ساریخانی: تبعات سفر بهزاد نبوی به تبریز / تهمت منافقینِ نفوذی به استاندار

محمد علی نژاد ساریخانی از دوران نخست وزیری و ریاست جمهوری شهید رجایی حرف هایی دارد که در گفتگو با خبرنگار تبریزبیدار بازگو کرده است.

سرویس سیاسی تبریز بیدار 

محمد علی نژاد ساریخانی متولد سال 1317 متخصص جراحی عمومی است که در زمان نخست وزیری شهید رجایی، ابتدا فرماندار تبریز و سپس استاندار آذربایجان شرقی بوده است.

وی اواسط 1358 از فرمانداری تبریز استعفا داده و  در اولين دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تبریز در مجلس حضور یافته و به پیشنهاد وزیر کشور آن زمان، مرحوم آیت الله مهدوی کنی، از نمایندگی مجلس استعفا داده و مسئولیت استانداری آذربایجان شرقی را پذیرفت.

ساریخانی بعد از 6 ماه به دلایلی از استانداری استعفا داده و در بیمارستان سینا به عنوان جراح خدمت کرده است.

وی از دوران نخست وزیری و ریاست جمهوری شهید رجایی حرف هایی دارد که در گفتگو با خبرنگار تبریزبیدار بازگو کرده است.

مسئولین امروزی از ساده زیستی و عزتمندی رجایی دور شده اند

تبریزبیدار:کدام ویژگی های مدیریتی شهید رجایی امروز بین مسئولین مغفول مانده است؟

ساریخانی:به نظر من خیلی چیزها مغفول مانده است. شهید رجایی ایمان صادق و قوی داشت که به نظر می آید در مسئولین امروز کمتر وجود دارد.

او به  امام خمینی(ره) به عنوان جانشین امام زمان(عج) معتقد بود و می‌گفت من مقلد امام(ره) هستم و باز به نظر می رسد که در این زمانه، از این نوع مسئولین کم پيدا می شود.

خصوصیت بعدی او ساده زیستی بود و به دنیا و زندگی مادی بی رغبت بود و حتی در زندگی معنوی چیزی به عنوان اینکه پستی را اشغال کرده و در انتخابات حرف دروغ بزند، وجود نداشت.

از اعتقدادات راسخ شهید رجایی، از دست ندادن عزت در مقابل بیگانگان بود و در مقابل دشمن به سختی مقاومت کرده و خود را از ٱنان بالاتر می دانست و واقعا هم بالاتر بود چون به خدا نزدیک بوده و ایمان قوی داشت، این نیز در بین مسئولان ما کمتر دیده می‌شود.

مشورت نخست وزیر با کارمند تبریزی

یکی دیگر از خصوصیت بارز او مردمی بودن بود و در هر کار با متخصصان آن زمینه مشورت کرده و مورد بررسی قرار می داند. در هر جا که نیروی مخلصی وجود داشت با آنها مشورت کرده و نظر خواهی می کرد.

برای مثال از برادر بنده آقای مجید ساریخانی که در آموزش و پرورش تبریز شاغل بود در خصوص تخصص خود مشورت گرفته و حتی در زمینه بررسی سیستم آموزش و پرورش شوروی 3 نفر را به آنجا فرستاد که یکی از آنها برادر من بود.

رویکرد شهید رجایی در اغتشاشات داخلی

تبریزبیدار: دیدگاه مدیریتی شهید رجایی در خصوص محرومیت زدایی و استکبارستیزی چگونه بود؟

ساریخانی: او مسلما به برقراری عدالت معتقد بود و استکبار ستیزی از اعتقادات شهید رجایی بوده و در مقابل دشمن سخت ایستادگی کرده و یک ذره کوتاه نمی آمد و مقلد امام(ره) در استکبار ستیزی بود.

شهید رجایی همچنین مسلمانان را عزتمند می دانست. ایشان به قشر مستضعف بیشتر می پرداخت. اگر اغتشاشاتی صورت می گرفت بر ظلم نشدن به کسی و اجرای عدالت حساسیت داشتند.

هر ماه ایشان با استانداران و وزرا جلسه ی مشورتی برگزار می کردند که تبادل افکار کرده و برای اینکه از مشکلات کشور اطلاع یابند؛ هر کس نواقصی داشت در آن جلسه مطرح کرده و نواقصات آنان در حد امکان برطرف می شد.

Image title

ویژگی بارز شهید رجایی در نگاه اهالی تبریز

تبریزبیدار: تبریزی ها در آن دوران چه دیدگاهی نسبت به شهید رجایی داشتند؟

ساریخانی: تبریزی ها دیدگاه بسیار خوبی به ایشان داشتند، آن زمان عموم مردم نسبت به الان انقلابی تر بودند و انتظار داشتند که اشرافی گری نباشد و جامعه متعادل باشد؛ برای همین شهید رجایی را دوست داشتند.

روحانی با القائات تبلیغاتی، مردم را تحت تاثیر قرار داد

تبریزبیدار: لازمه های روی کار آمدن دولت انقلابی در وضعیت فعلی کشور چیست؟

ساریخانی: مردمی که رأی می دهند و افرادی که مسئولیتی را قبول می کنند،  تحت تأثیر القائات دنیا پرستانه نباشند و کمی فهم خود را ارتقا دهند. برای مثال در انتخابات اخیر ریاست جمهوری یکی از تبلیغات آقای روحانی این بود که اگر من نباشم جنگ اتفاق خواهد افتاد؛ مردم باید کمی فهم خود را ارتقا دهند که اگر قرار باشد جنگی اتفاق بیفتد از سوی ما نیست بلکه از طرف دشمن است و وظیفه  شرعی ما دفاع است.

متاسفانه بعضی مسئولین به مردم دروغ گفتن و حقه زدن به مردم برای گرفتن رأی را مشروع می دانند. کسی که می خواهد مسئولیتی بگیرد اعم از نماینده مجلس یا ریاست جمهوری، نباید تفکری مبنی بر اشغال پست و نیات دنیوی داشته باشد.

تهمت منافقین به استاندار رجایی در آذربایجان شرقی

تبریزبیدار: دوران نخست وزیری و ریاست جمهوری شهید رجایی منشا تحولات مختلف سیاسیِ اول انقلاب بود، در این باره بفرمایید.

در زمان نخست وزیری شهید رجایی و بعد از ایشان گروهی تحت عنوان مجاهدین خلق(منافقین) تشکیل شد که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به نام اسلام با رژیم شاه در حال مبارز بودند؛  طبق گفته های خودشان بعضی اصول آنها مخفی و بعضی علنی بود و خود این قضیه، بو دار است؛ چون اگر این گروه صاحب انقلاب بوده و می خواهد انقلاب به رهبری امام خمینی(ره)پیشرفت کند، چرا باید اصول خود را مخفی کنند؟ من متوجه این قضایا بودم ولی مسئولیت قدرتمندی نداشتم که کاری از دستم بربیاید.

آنان تفکر مکتبی بودن یا تخصصی بودن را در کشور راه انداختند که اگر کسی می گفت من به تخصص اعتقاد دارم، می گفتند تو باید حذف شوی و حذف می کردند و کسانی که گوش به زنگ حزب مجاهدین بودند را بر سرکار می آوردند.

این گروه منافق، نفوذ بسیار زیادی داشت و افراطی بودند. خود مرا به که به تعبیر آنها  مکتبی نبودم و لفظ آمریکا را به زبانم آورده بودم، از استانداری حذف کردند.

موضع وزیر کشور وقت در تقابل استاندار با منافقینِ نفوذی

در زمان انتصاب من در استانداری، طبق رسومات کشوری عده ای به دیدار برای تبریک می آمدند اما هیچ یک از آنها به دیدار من نیامده و از همان روز اول با من مخالفت کردند و من خودم به دیدار آنان رفتم تا فکر نکنند من متکبر هستم. درآن دیدار،آنها به من با عنوان اینکه تو یک فرد مکتبی نیستی، توهین کردند و من جلسه را ترک کردم.

بعد از این توهین، استعفای خود را به وزیر کشور آقای مهدوی کنی تحویل دادم ولی ایشان قبول نکرده و حق را به من دادند.  

تبعات سفر بهزاد نبوی به تبریز 

تبریزبیدار: چطور شد که از استانداری استعفا دادید؟

این مساله به میزان نفوذ منافقین برمی گردد. بعد از قضیه توهین به من، متوجه شدم که اعضای مجاهدین خلق(منافقین) این مطلب را مطرح کرده اند که اگر بهزاد نبوی(از نفوذی های کابینه) را به تبریز نیاوریم، نمی توانیم ساریخانی را حذف کنیم.

 بهزاد نبوی به تبریز آمد و بررسی هایی انجام داد و سپس مرا به تهران دعوت کرد و گفت که باید با اینها (مجاهدین خلق) همکاری کنی و شرط گذاشتم که آنها نباید در حق کسی ظلم کنند و مسائل شرعی و دینی اجرا شود. وقتی دیدند آنطوری که می خواهند من با آنان همکاری ندارم استعفا دادم.

مکتبی هایِ افراطی دیروز، اصلاح طلبان امروز شده اند

این مطالب را گفتم تا بدانید قدرت و نفوذ منافقین چقدر بوده است. این افرادی که اسم خود را مکتبی گذاشته بودند، همان اصلاح طلبان امروز شدند.

Image title

هاشمی رفسنجانی بذر دنیاخواهی در مسئولین را کاشت

تبریزبیدار: به نظرتان چرا دولت های اخیر در اغلب مسایل، از سیره و مکتب شهید رجایی دور شده اند؟

درد من اینست که مردم دنیا خواه شده اند که البته علت اصلی این را از مسئولین می دانم؛ چون عموم مردم از مسئولین تبعیت می کنند. مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی این کار را شایع کردند.

برخی گفتند «اگر بیری یسه ده عیبی یوخدی اما ایشلین اولسون»

زمانی در انتخابات مجلس می گفتند: «اگر بیری یسه ده عیبی یوخدی اما ایشلین اولسون» (اگر  بخوبی کار کند اشکالی ندارد که از بیت المال بخورد).

مثلا یک مسئولی که برای نماینده شدن در مجلس پول خرج می کند، طبیعتا باید آن پول را در مجلس دربیاورد و این کار فسادآور است. این کار در مملکت اتفاق افتاده است و کنترل آن هم سخت است و باید خدا کمک کند.

خوشحالی ما اینست که انقلاب با وجود برخی فسادهای داخلی، در مبارزه با استکبار جهانی پا برجاست.