تبریزبیدار
پنج شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ ۱۰:۰۹:۳۶ شناسه خبر : ۱۰۸۰۶۵۹

ناگفته های ناب از دومین شهید محراب در گفتگو با محافظ شهید مدنی؛

منبع جود: پاسخ قاطع شهید مدنی به ساواک در برابر لزوم صدور اجازه از شریعتمداری

حمید منبع جود یکی از همراهان نزدیک و محافظ شهید آیت الله مدنی است؛ ناگفته های جالبی در مورد دومین شهید محراب دارد که شنیدنی و خواندنی است.

سرویس سیاسی تبریزبیدار؛

حمید منبع جود (منتسب به غفاری) یکی از همراهان نزدیک شهید محراب آیت الله مدنی است؛ از زمانی که شهیدقاضی طباطبایی از شهیدمدنی درخواست داشتند که به تبریز برای یاری ایشان تشریف بیاورند، منبع جود همراه ایشان بوده و تا پایان عمر شهید مدنی در خدمت ایشان بوده است.

مبنع جود ناگفته های در مورد شهید محراب آیت الله مدنی دارد که در گفتگو با تبریزبیدار بمناسبت سالروز شهادت امام جمعه شهید تبریز بیان کرده است.

مشروح این گفتگو بشرح ذیل است:

کاش مدعیانِ انقلابی امروز، مانند جریان غدیر به رهبر خود پشت نکنند

تبریز بیدار: از چگونگی حضور شهید مدنی در تبریز و آغاز مبارزات ایشان علیه رژیم شاه بفرمایید.

 منبع جود: شهید آیت الله قاضی طباطبایی از شهید مدنی، هم به صورت شفاهی و هم به صورت کتبی درخواست می‌کنند تا از آذرشهر به تبریز آمده تا به ایشان کمک کنند که من و چند نفر نامه ایشان را به شهید مدنی رساندیم.

آن زمان انقلاب به اوج خودش رسیده بود و حتی آن کسانی که می‌ترسیدند هم به خیابان آمده بودند. انقلابی های آن زمان را نمی‌توان با بعضی انقلابی های این زمان که فقط در گفتار از انقلابی بودن دم می‌زنند مقایسه کرد.ای کاش بعضی هایی که از انقلابی بودن دم می زنند انقلابی بودنشان مانند جریان غدیر نباشد؛ همان هایی که به حضرت علی(ع) و پیامبر(ص) تبریک گفتند ولی درب خانه ایشان را آتش زدند.

اولین ماهی که بازار تبریز اعتصاب کرد، به توان و همکاری شهید آیت الله قاضی طباطبایی بود که مردم توانستند چنین کاری را کرده و اعتراض خود را اعلام کنند؛ ایشان از قدرت مالی برخوردار بودند و هر موقع بازاری ها به با مشکلی مواجه می‌شدند. شهید آیت الله قاضی به آنها کمک می‌کرد.

آن زمان آیت الله قاضی از شخصیت بسیار بزرگی برخوردار بودند { ایشان هم تبعید شده اند و هم ۴۰ جلد کتاب نوشته و هم در حوزه مدرس بودند} ولی به خاطر وجود دست هایی در تبریز ایشان را بسیار اذیت کردند و در نهایت خدا نتیجه زحماتش با شهادت داد.

Image title

پاسخ قاطع شهید مدنی به ساواک در برابر لزوم صدور اجازه از شریعتمداری

شهید آیت الله مدنی در مبارزات با ایشان همراه بودند. ما در محله مقصودیه خانه ای را برای شهید مدنی تدارک دیدیم که تا شب هنگام جوانان به آن خانه رفت و آمد داشتند ولی ساواک از این ماجرا بو برد و و درخواست داشت که این مجلس برگزار نشود ولی آیت الله شهید مدنی بسیار خشک جلویشان می ایستاد و حرف حق را می زد.

همچنین بعضی‌ها از ایشان بهانه گرفتند که باید از آقای شریعتمداری کاغذ داشته باشی ولی ایشان فرمودند که اصل رهبری است و غیر امام خمینی رهبری در این مملکت وجود ندارد. بعدها به ایشان فشار آورده و گفتند باید از اینجا بروی و می گفتند باید سوار ماشین ساواک شوی تا برویم، ولی ایشان می‌گفتند من سوار ماشین طاغوت نمی شوم ولی ایشان را به زور سوار کردند.


تبریزبیدار: چه مدت در کنار شهید مدنی بودید و چه شد که محافظ ایشان شدید؟

منبع جود: من به طور رسمی محافظ ایشان نبودم بلکه همیشه همراه ایشان بوده و هر کاری و هر نامه ای داشتند از طریق من انجام می شد و از زمانی که تبریز تشریف آوردند تا موقع شهادت ایشان همیشه در کنار ایشان بودم. همچنین من موذن ایشان بودم. بعضی کارها و خبرها را نیز به بنده می گفتند تا به اطلاع برسانم.

Image title

هماهنگی گفتار و کردار شهید مدنی / کسب اجازه از امام(ره) برای سفر خارج از شهر

تبریزبیدار:کدام خصوصیات بارز شهید مدنی جایگاه ایشان را برجسته کرده بود؟

منبع جود: اولین خصوصیت که شخصیت ایشان را برجسته می کرد هماهنگی گفتار و کردار ایشان بود. همچنین عمل به گفته های اسلام از خصوصیت های بارز ایشان بود برای مثال ایشان مساله بیت المال را به شدت رعایت می کردند.

دومین خصوصیت ایشان ولایت‌مداری بود که حتی برای سفرهای خارج از شهر زنگ زده و از امام خمینی(ره) اجازه می‌گرفتند و می‌گفتند که بدون اجازه امام جایی نمی روم.

من یک بار به ایشان گفتم امام که متوجه نمی شوند که شما از شهر خارج شده اید ایشان در جواب من گفتند من از چند تن از علمای نجف اجازه اجتهاد دارم ولی من به ولایت فقیه معتقدم و اگر نظر خودم را اجرا کنم خیانت کرده ام؛ من ایشان را نائب امام زمان(عج) می دانم و اگر کاری را بدون اجازه ایشان انجام دهم از ولایت ساقط می شوم. 

واکنش سرسختانه به خرید ناهار از بیت المال

در حین سفر به سمت تهران هراسان از خواب بیدار شدند و از من پرسیدند که آیا موقع اذن شده است و بعد خودشان تشخیص دادند که چند دقیقه‌ای به اذان مانده است که ماشین را در جایی کنار زده و نماز اول وقت خوانده و برای ناهار نان و پنیر خوردیم. ایشان تصور کردند  کسانی که ایشان را تا تهران همراهی می کنند از نان و پنیر خوششان نمی آید و فرمودند که من میلم نان و پنیر می خواهد ولی شاید آنها نان و پنیر دوست نداشته باشند و من روز قیامت مسئول می شوم؛ برای همین من را مسئول کردند که برایشان ناهار بخرم و من می خواستم با پول بیت المال برایشان غذا تهیه کنم که ایشان من را عتاب سختی کرده و از کیسه پول شخصی شان برای تهیه ناهار آنان استفاده کردند. بعدها وقتی از کیسه پول ایشان خبر گرفتم، گفتند پول تأمین معاش زندگی شان است که از اجاره بهای مغازه پدری در شهر آذر شهر بدست می آید و نیز فرمودند که من تا الآن از بیت المال یک ریال هم خرج نکرده ام.

به دلیل عمل به گفته هایشان بود که در محراب در حال قنوت به شهادت رسیدند.

شرط عجیب برای خرید خانه

زمان خرید خانه، ایشان قبول نمی کردند یک ریال از بیت المال خرج شود ولی به آیت الله گلپایگانی که شخصیت بزرگی بودند زنگ زدیم و پرسیدیم که آیا قبول می کنید که برای آیت الله مدنی یک خانه بخریم؟ ایشان  فرمودند که حتی اگر هزار خانه برایشان بخرید قبول می کنیم. زمان نوشتن قباله، ایشان کاغذی را به من دادند تا به بنگاه بدهم؛ وقتی مسئول بنگاه کاغذ را دید رنگ از صورتش پرید و گفت من چنین شخصیتی ندیده ام که برایش خانه بخرند و بگوید «باید در قباله بنویسی که تا ابد هر کسی اینجا سکونت کند، باید نماینده ولی فقیه باشد و همچنین در مسجد نماز بخواند.»

من با آیت الله مدنی این موضوع را مطرح کردم و ایشان اظهار داشتند که اواخر عمرشان است و اگر این کار را نکنند بعد از فوتشان ورثه صاحب خانه می شود و باید در قبر و روز قیامت پاسخگو باشم. شهید مدنی اینگونه زیستند که شخصیت‌شان برجسته شد.

غیر از رعایت مسئله بیت المال می توان به شخصیت مبارزه و تعصب اسلامی ایشان اشاره کرد که تا زمانی که در نجف بودند از جمله علمایی بودند که کفر صدام را اعلام کردند. 

Image title

انتقام خلق مسلمان از شهید مدنی با سنگ و آب دهان

تبریزبیدار: آیا ایشان در دوران مبارزات و بعد از انقلاب تهدید به ترور شده بودند؟

منبع جود: شهید مدنی همیشه در معرض تهدید بودند و می خواستند مانند شهید قاضی ایشان را نیز ترور شخصیتی کنند. در مسجد قیزیلی تعزیه برگزار بود که خبر آمد خلق مسلمان تلویزیون و رادیو را به تصرف خود درآورده است و ایشان مساله  غیرت را پیش کشیده و با کمک حزب الهی ها رادیو و تلوزیون را پس گرفتند و آن ها را از صدا و سیما بیرون کردند که حتی در بین آنها یک روحانی به اسم سعیدی که الان خلع لباس شده‌ است نیز بود که او هم نیز بدون کفش فرار کرد. زمانی که آیت الله مدنی را تنها دیدند موقع خروج ایشان از مسجد شعار مرگ بر مدنی سر داده و بعد در خیابان تربیت با توطئه ای ایشان را وارد کانکس کرده و از بیرون به طرف کانکس سنگ پرتاب کرده و به ایشان و امام خمینی(ره) فحش داده و آب دهن پرت کردند. در نهایت شهید مدنی توسط آقای شربیانی از آنجا خارج شده و سوار ماشین شده و آن محل را ترک کردند.

عده ای ولایت فقیه را بخاطر منافع خود می خواهند

دشمنان شهید مدنی برای ایشان نقشه ها کشیده و توطئه ها کرده و قصد ترورشان را داشتند و خودشان فرموده بودند که به شهادت خواهند رسید و به محافظان خودشان می گفتند خودتان را زیاد خسته نکنید و وظیفه خود را انجام دهید ولی بدانید کارها دست خداست و اگر او نخواهد تمام عالم هم نمی توانند کاری کنند و برعکس اگر خدا بخواهد هیچ کس جلو دار خدا نیست همانطوری که ایشان را در نماز جمعه در میان صدهزار نفر به شهادت رساندند.

آن زمان روحانیون انقلابی  و حزب الله واقعی و انقلابی در تبریز انگشت شمار بودند و بقیه توابین بودند؛ الان هم که کارهایمان اینگونه شده است واقعیت اینست که بعضی ها به ولایت فقیه معتقد نیستند و دروغ می گویند و از ولایت فقیه به خاطر منافع و ریاست خودشان دم میزنند. درست است که خیانت ها زیاد است ولی خدا به خاطر خون شهدا این انقلاب را تا ظهور امام زمان(عج) نگه خواهد داشت؛ آن ها هم رسوا خواهند شد؛ همانطوری که هر روز شاهد رسوا تر شدنشان هستیم. 


Image title 

جلسه شهید مدنی با امام(ره) برای عزل بنی صدر

تبریزبیدار: آیا خاطراتی از حضور شهید مدنی در محضر امام(ره) دارید؟

منبع جود: موقعی که ایشان در محضر امام خمینی بودند روی روی زمین می نشستند و حتی زمانی که امام چندین بار می فرمودند که روی صندلی بنشیند می گفتند میخواهم روی زمین بنشینم.

در دیداری که تمام بزرگان و امام جمعه ها جمع شده بودند تا خواستار عزل بنی صدر شوند، افراد می خواستند کسی به امام این مطلب را برساند ولی قبل از انتخاب فرد سخنران، امام که انگار متوجه حرف دل آن جمع شده بود فرمودند «می دانم که شما برای چه آمده اید اما برای موقع انجام اینکار مدتی باقی مانده است. باید مردم خودشان متوجه قضیه شوند و بیداری پیدا کنند که او خائن است.اگر او الان عزل شود بعضی ها فکر می کنند که حکومت دیکتاتوری است. بعد از بیداری مردم، مجلس درخواست کرده و بنده امضا می کنم و قضیه تمام می شود.»

امام به شهید مدنی احترام زیادی قائل بودند، امام به ایشان یک انرژی می دادند که گویی تازه انقلاب شده است و شهید مدنی را سرشار از روحیه می کردند.چون اعتقاد امام این بود که انقلاب پیروز شده و تا ظهور ادامه پیدا خواهد کرد.

میانجیگیری شهید مدنی برای پایان دادن اختلاف امام جمعه ارومیه با نظامی ها

تبریزبیدار: از روابط صمیمانه شهید مدنی با رزمندگان لشکر عاشورا بفرمایید.

منبع جود: شهید مدنی با سپاهیان و بسیجیان آن زمان که همه شان جوان بودند،گرم بودند و روابط خوبی داشتند. آن زمان مرحوم آقای حسنی امام جمعه ارومیه با جوانان سپاه اختلاف پیدا کرده بودند که از نظر شهید مدنی حق تا حدودی با آقای حسنی بود. آیت الله مهدوی کنی این موضوع را به اطلاع شهید مدنی رساندند و درخواست حل اختلاف داشتند.

آقای حسنی تابع شهید مدنی بودند و به حرف ایشان گوش کرده و قبول کردند. شهید مدنی از سپاه تبریز چند نفر را که به روحانیت احترام قائل بودند را برداشته و به ارومیه بردند تا سپاه ارومیه را اداره کنند.

گزارش شبانه شهید مدنی به امام(ره) و شکست محاصره رزمندگان 

ایشان دائما با جبهه در ارتباط بودند و مشکلات را به گوش امام خمینی(ره)  می رساندند. حتی زمانی که رزمندگان در محاصره دشمن افتاده بودند و می دانستند که تا فردا صبح دوام نمی آورند، با شهید مدنی تماس گرفته و ایشان هم اوضاع را به اطلاع امام رسانده و امام نیروی کمکی (شهید صیاد شیرازی و شهید چمران را) فرستادند و محاصره شکست و دشمن شکست خورد.

تخریب جایگاه ایراد خطبه توسط افراطیون

اواخر عمر ایشان خلق مسلمان به بهانه اینکه آیت الله مدنی از ما نیست، جایگاه سخنرانی نماز جمعه آیت الله مدنی که در راه آهن برگزار شد را آتش زده و به سمت ایشان سنگ پرتاب کردند.

دفن شدن کنار امام(ره) ملاک حقانیت نیست

تبریزبیدار: چه ناگفته های مهمی از شهید مدنی وجود دارد که تاکنون گفته نشده است؟

منبع جود: اولین حرفم قرار است این باشد که نگویید فلان امام جمعه مانند شهید مدنی است یا فلان مسئول مانند شهید رجایی است چون این شخصیت ها در تاریخ تکرار نشدنی است و هیچ کس نمی تواند رجایی یا مدنی باشد. امام(ره) چرا امام شد؟ چون از همه چیزش گذشت. با اینکه امام خودش راضی به ساخت چنان مقبره ای نیست ولی خدا می خواهد امام را به عالم معرفی کند.

یکی در خانه خود آب برای حمام ندارد، دیگری در استخر از دنیا می رود!

یکی را بردند پیش امام(ره) دفن کردند اما تدفین کنار امام(ره) ملاک حقانیت نیست. سال ها در ملک دیگری سکونت داشت الان هم می گویند میخواهیم آنجا را موزه کنیم؛ مگر بیت المال را می شود موزه کرد؟ به پسرش گفتند پدرت در استخر فلانی فوت کرده، گفت نه ما خودمان آنجا استخر ساخته بودیم. یکی نیست بگوید یکی در خانه خودش آب ندارد و حمام ندارد، تو استخر می سازی؟

تفاوت ازدواج باور نکردنی دختر شهید مدنی با ازدواج فرزندان مسئولین

یک مطلب ناراحت کننده هم این بود که بعد از شهادت آیت الله مدنی امام(ره) دستور بررسی وجوهات ایشان را دادند متوجه شدیم خانه شان را به یک تاجر اهل قم، بیع گذاشته اند و از او پولی دریافت کرده و با آن پول دختر خود را به خانه بخت فرستاده است.امام فرموده بودند وای به حال ما.

یکی هم آمده مدتی مسئول شده، مملکت را غارت کرده است؛ پسرش فلان جا، دخترش فلان جا است. اینها شایسته جمهوری اسلامی نیست.

Image title

فداکاری شهید مدنی در خدمت به مردم

هیچ کس نمی تواند در مورد خانواده آیت الله مدنی این ادعا را کند که آنها رفتار  افراطی داشته اند. دخترانش با حجاب و وقار و دامادانش هم روحانی است. آیت الله مدنی تمام دخترانش را به عقد یک فردی که روحانی بود، در می آورد.

چرا امام(ره) به شهید مدنی اجازه خواندن خطبه عقد دخترش را نداد؟

مدتی قبل از شهادت از امام اجازه می خواستند که 3 روز به قم رفته و عقد دخترش را بخواند. ما به دفتر امام زنگ زدیم و بعد از پرس و جو و پیگیری، سید احمد آقا گفتند به آقای مدنی بگویید امام می فرمایند ممکن است که عقد دخترتان را من بخوانم و شما از تبریز خارج نشوید؟ شهید مدنی گفتند چه خوب!من شاد می شوم که امام عقد آنان را بخوانند.

امام چون می دانستند اوضاع وخیم است و ممکن است ایشان را ترور کنند، به ما گفته بودند از آقای مدنی بسیار مواظبت کنید. هیچ وقت ندیدیم که نماز جمعه را تعطیل کنند بلکه همیشه هر کجا که بودند خودشان را به نماز جمعه می رساندند.

موقعی که امام عقد دختر شهید مدنی را خواندند موقع خروج آنها از دفتر امام به اطلاع دخترش رساندند که پدرش (آیت الله مدنی) شهید شده است؛ یعنی همان روز و ساعتی که عقد دخترش بوده، آیت الله مدنی به شهادت رسیده بود.

در لحظه جانسوز شهادت چه گذشت؟

تبریزبیدار: از روز ترور شهید مدنی بگویید که دقیقا چه اتفاقی افتاد و بعد از ترور اوضاع چگونه بود؟

منبع جود: روز شهادت، ایشان را سوار ماشین کردیم تا به محل نماز جمعه در میدان نماز برسانیم. جمعیت آنقدر زیاد بود که صف های نمازگزاران تا جلوی استانداری ادامه پیدا کرده بود. ایشان از همان استانداری پیاده شدند و به اعتراض راننده که گفته بود راه زیاد مانده است، گفته بود که من باید مردمی که در نماز شرکت کرده اند را ببینم و بروم و طبق معمول به من گفتند صدقه پرداخت کنم؛ من هم انجام دادم.

ایشان بعد از روبوسی و دیدار با مردم و خواندن خطبه ها بعد از نماز جمعه،  نماز ظهر احتیاط خواندند. من به عنوان موذن کنارشان نشسته بودم و رکعت دوم نماز ایشان بود که دیدم کسی نامه در دست آمد و ایشان را از پهلو بغل کرد؛ چون آیت الله مدنی به ما می گفتند که با کسانی که حرفی دارند و نامه آورده اند کاری نداشته باشیم و اجازه دهیم تا حرف شان را بزنند، من از ترس اینکه ایشان بعد نماز به من بگویند که چرا نگذاشته ام آن مرد حرفش را بزند، واکنشی نشان ندادم تا اینکه موقع قنوت، چون دست های ایشان به خاطر بغل کردن آن مرد قفل شده بود، ایشان به من اشاره کردند تا دست های آن مرد را جدا کنم تا بتوانند قنوت بگیرند.

 دست های او را از طرف دیگری که قفل شده بود باز می کردم که نارنجک منفجر شد و ایشان روی من افتاده و دیدم که سرشان را آرام روی سینه من گذاشته و روح از بدنشان خارج شد. پا و صورت من نیز زخمی شده و دندان هایم شکستند.

به خاطر آن انفجار و هول شدن مردم، صدای تیر اندازی از چند جا به گوش می رسید. بعد از آن یک باد قرمز رنگ بسیار عجیبی که ظاهرا  خاک قرمز رنگ نیز به همراه داشت شروع به وزیدن کرد که هیچ سجاده ای را در زمین باقی نگذاشت.

Image title

واکنش امام(ره) به شهادت شهید مدنی

امام خمینی در پیام خود در پی شهادت آیت مدنی، تمامی حرکات و سکنات ایشان را با عنوان درس اخلاق یاد کردند. تمامی وجود آیت الله مدنی همین بود و در عمل این را نشان می دادند.

Image title

کمک شبانه از نیازمندان

تبریزبیدار: خاطرات خاصی از همنشینی با شهید مدنی دارید؟

منبع جود: شخصیت و حرکات و سکناتشان اینگونه بود که برای فقرا ایثارگری های بسیاری می کردند. تا ساعت 4 شب، اقلام غذایی و پوشاک را با همکاری تعدادی از بازاری ها به فقرا می فرستادند و هیچ کس خبردار نمی شد.

پاسخ شهید مدنی به فردی که گفت پول همه جا دست توست!

یکبار از نزدیکان از آذرشهر برای دیدار ایشان آمده بودند و آیت الله مدنی به من فرمودند که من هم به بهانه نظافت دفتر، آنجا حضور داشته باشم. آن شخص درخواست کمک مالی داشت. شهید مدنی هم قبول نکردند و گفتند اگر از ارث پدری چیزی باقی مانده آن را استفاده کنند. او به شهید مدنی گفت ارث پدری را نمی گویم، منظورم اینست که حالا که پول همه جا دست توست، از آن به من امانت بدهی؛ شهید مدنی گفتند من نمی توانم از این پول که امانت و بیت المال است به تو قرض دهم و به مستحق می دهم.آن فرد خیلی اصرار کرد و برخاست و در اتاق دیگر نشست.

من به ایشان گفتم آقا او از شهرستان با یک امیدی اینجا آمده، اجازه بدهید حداقل مقداری از آن مقدار پولی که درخواست کرده را بدهیم. شهید مدنی  گفتند من او را میشناسم و می دانم که او این پول را باز نخواهد گرداند.

با اصرار من راضی به قرض دادن یک سوم آن پول البته با سفته شدند تا آن شخص بداند که بدهکار است و باید پول را برگرداند. شهید مدنی شخصیتی دقیق بوده و اهل پارتی بازی نبودند؛ اگر کسی درخواست کار از ایشان می کرد، او را به یک بازاری یا افراد دیگر ارجاع می دادند که برایش کار پیدا کنند و اینطور نبود که به استاندار بگوید به فلانی میز دهید.


گفتگو از امیررضا فرامرز


نظرات

تانیش
NL

سوژه ها و آدم ها و حتی کلمات تکراری!به فکر نوآوری باشید نه تکرار