تبریزبیدار
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۰۷:۴۲ شناسه خبر : ۱۰۸۰۷۸۹

در گفتگوی تبریزبیدار با برادر شهید جنگجو مطرح شد؛

پای برهنه با دشمن جنگید / شهید چمران گفت «حسن منیم بالامدی»

برادر بزرگتر شهید حسن جنگجو معروف به "فهمیده آذربایجان"، پیروی محض از ولایت فقیه را پیام شهدا به جوانان عنوان کرد.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار؛ شهید حسن جنگجو معروف به فهمیده آذربایجان که با رجعت پیکرش در سال ۹۶ و همزمانی مراسم تشییع او با رحلت مادر چشم انتطارش، حال و هوای عجیبی به تبریز و کل ایران داد و همه را منقلب کرد.

جثه کوچک این شهید همواره نگاه ها را در جبهه به خود جلب کرده بود، او در اسفند سال ۶۱ در عملیات خیبر در حالی که تنها ۲۳ سال داشت، بال در بال ملائک گشود و شهد شهادت را سرکشید.

بمناسبت هفته دفاع مقدس، برادر بزرگتر او حسین جنگجو گفتگویی با این سایت خبری داشته که از نظر می گذرانیم؛


تبریزبیدار: از حضور شهید در عملیات‌های دفاع مقدس برایمان بگویید.

حسین جنگجو:حسن در عملیات های «فتح المبین»، «والفجر ۴»، «مسلم بن عقیل» و «خیبر» حضور داشت که در عملیات «مسلم بن عقیل» از ناحیه صورت و در عملیات «والفجر۴» از ناحیه پا و برخی قسمت‌های بدن شدیدا زخمی شده بود و هنوز کاملا بهبود نیافته بود که مجددا عازم جبهه شد. در موقع اعزام از او خواستیم تا خوب شدن پایش صبر کند اما او در جواب چنین گفت: «پای برهنه با دشمن خواهم جنگید.» آخرین بار که به جبهه اعزام می شد گفت: این بار شهید خواهم شد.

Image title

ایستادن پای ولایت، پیام شهید به جوانان امروز

تبریزبیدار: پیام شهید به جوانان امروز چیست؟

حسین جنگجو: پیام شهیدان به همه جوانان در همه دوره‌ها اطاعت و پیروی محض از ولایت فقیه و رهبر جامعه می باشد چنانکه در اکثر وصیت نامه های شهدا به این موضوع اشاره شده است که راه شهدا را ادامه دهند و از مقاومت در برابر دشمنان انقلاب اسلامی لحظه‌ای درنگ نکنند.


رشادت هایی که او را به فهمیده آذربایجان تبدیل کرد

تبریزبیدار: به شهید جنگجو فهمیده آذربایجان می گویند، دلیل این نامگذاری چیست؟

حسین جنگجو: شاید اولین دلیل، شباهت ظاهری و جثه کوچک حسن باشد اما دلیل اصلی به خاطر شجاعت ها و شهامت هایی که با وجود سن کم در جبهه از خود نشان داده است.

از آشپزخانه تا ستاد جنگ های نامنظم

تبریزبیدار: از ارتباط برادرتان با شهید چمران هم برایمان بگویید.

حسین جنگجو:
حسن همان بار اولی که به جبهه اعزام شده بود بعد از گذراندن یک دوره ۱۰ روزه آمادگی دفاعی در شهر مسجدسلیمان به گروه شهید چمران منتقل شده بود. به خاطر جثه کوچکش اول به آشپزخانه رفته بود اما بعد از اینکه شهید چمران ایشان را دیده بود و با توانایی‌های رزمی و علاقه وی برای دفاع از کشور آشنا شده بود، با ضمانت خود شهید چمران به خط مقدم راه پیدا کرده و در جنگ‌های نامنظم شرکت کرد.

Image title

شهید چمران به دو گروه از رزمندگان علاقه بیشتری داشتند، رزمندگان مسن و رزمندگان کم سن و سال؛ که حسن هم جزء گروه دوم بود به همین علت مورد محبت خاص ایشان بود، بعدها به ما گفتند که شهید چمران، حسن را مثل پسر خودش دوست داشت و به همه می‌گفت: «حسن منیم بالامدی»، یعنی فرزند من است. بعد از شهادت دکتر چمران هم حسن به گردان امام حسین(ع) لشکر عاشورا ملحق شد.

الهام عجیب شهادت حسن به پدر و مادر

تبریزبیدار: داستان چشم انتطاری مادر و رجعت ایشان همه را منقلب کرد، از ایشان بگویید. 

حسین جنگجو: به مادرم از قبل الهام شده بود که حسن شهید شده است. یعنی همان روزهایی که حسن در عملیات خیبر شرکت داشت، مادرم در خواب دید که پدرم به او خبر شهادت حسن را می دهد. همزمان پدرم هم خواب دیده بود که حسن خودش به او گفته که پدر منتظر من نباشید. همه این‌ها در کنار ایمان و اعتقادی که پدر و مادرم داشتند باعث شد که به شهادت حسن افتخار کنند.

Image title

باتوجه به اعتقادات راسخ خانواده به آرمان های انقلاب اسلامی و رهبری آن و خط سرخ شهادت، چیزی به عنوان بی قراری در میان خانواده علی الخصوص مادر شهید وجود نداشت. مادر با صبر و بردباری خاصی که داشتند به خانواده شهدایی که به خانه ما رفت و آمد داشتند با ذکر مصائب واقعه عاشورا و حضرت زینب(س) به آنها دلداری می دادند و همیشه از حضرت زینب(س) به عنوان الگویی برای خود یاد می کردند.ولی گاهی اوقات مادر دلتنگ حسن می شدند.

وصیت حسن، به خانواده آرامش ۳۵ ساله داد

تبریزبیدار: در مدت مفقودی پیکر شهید، چطور این دلتنگی را طاقت می آوردید؟

حسین جنگجو: به وصیت نامه حسن عمل می‌کردیم. حسن در وصیت نامه‌اش نوشته بود که احتمال دارد من شهید بشوم و پیکرم برنگردند. من به شما وصیت می‌کنم که اگر دلتنگ شدید به جای مزار من، سر مزار شهدای دیگر بروید. ما هم همیشه به وصیت او عمل می‌کردیم و سرمزار شهدای گمنام و بقیه شهدای جنگ تحمیلی می رفتیم و مادر بر سر مزار آنها با حسن حرف می زد.

مادر ۳۴ سال چشم انتظار بود، زمانی که اعلام می شد پیکرهای شهدا در مناطق عملیاتی شناسایی شده‌اند و شهدایی از تبریز میان آنهاست داغ دل مادر تازه می شد ولی هر بار که پیگیر می شدیم با ناامیدی پیش مادر می آمدیم، تا اینکه تقریبا اواخر مرداد ماه سال ۹۶ به من خبر شناسایی حسن را دادند.

تبریزبیدار: شناسایی شهید چگونه انجام گرفت؟

حسین جنگجو: سال ۹۳ از مادر و برادر کوچکترم آزمایش DNA گرفته شده بود تا اینکه سال ۹۶ توانستند با مطابقت آزمایش‌ها حسن را شناسایی کنند.

در روز وصل مادر و فرزند چه گذشت

تبریزبیدار: از روز تشییع پیکر و حال مادر هم بگویید.

حسین جنگجو: آن روز حال مادر خوب نبود و به علت بیماری و کهولت سن در آی سی یو بیمارستان بستری بود و هوشیاری کامل نداشت.

Image title

به این علت مراسم تشییع پیکر را ۱۸ روز عقب انداختیم بلکه حال مادر بهتر شده و بتواند در مراسم شرکت کند ولی متاسفانه حالشان بهتر نشد و مجبور شدیم مراسم تشییع و تدفین را بدون حضور ایشان برگزار کنیم؛ که متاسفانه همان روز حال مادر وخیم تر شد و دار فانی را وداع گفت و پیش فرزند شهیدش رفت.


گفتگو از علی آقائیان