تبریزبیدار
جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۲۹:۱۲ شناسه خبر : ۱۰۸۰۸۷۶

پاسخ به یک شبهه؛

رحلت یا شهادت پیامبر؟ / از زن یهودی تا نفوذ در بیت رسول الله

در این یادداشت به این سوال پاسخ داده شده که آیا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم رحلت فرمودند یا شهید شدند؟

به گزارش تبریز بیدار ، حجت الاسلام اصغر همایونی پژوهشگر علوم دینی پیرامون شبهه رحلت یا شهادت پیامبر اکرم(ص) می نویسد: یکی از مظلومیت های پیامبرخدا(صلی الله علیه واله وسلم) این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی شود. برای کشف حقیقت اجمالا به این سوال جواب داده می شود (لازم به ذکر است این مطالب از منابع طراز اول برادران اهل سنت برگرفته شده است)

شهادت پیامبر خدا(صلی الله علیه واله وسلم) بوسیله سم در منابع شیعی و سنی صد در صد تاییدشده است.و این روایت به حد تواتر رسیده است. (متواتر مثل حدیث غدیرخم و...که هیچ محدثی بخاطر کثرت راوی و طرق نمی تواند منکر آن شود)


۱) چند نمونه از روایات و اقوال تاریخ وسیره نویسانی که صراحتا اشاره به مسمومیت و شهادت رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)کرده اند.

ابن سعد می گوید: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله و سلم در ۶۳ سالگی بوسیله سم درگذشت.

عالم سرشناس اهل سنت ابن کثیر دمشقی در السیره النبویه و عالم بزرگ و استوانه اهل سنت حاکم نیشابوری در المستدرک به خداوند متعال قسم می خوردکه پیامبر اسلام را بوسیله سم شهید کردند.

از علمای بزرگ شیعی مثل علامه حلی (ره) در منتهی المطلب، مرحوم شیخ مفید(ره) در المقنعه، مرحوم اردبیلی(ره) در جامع الرواه، شیخ طوسی(ره) در تهذیب الاحکام و مرحوم علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار بر این نکته تاکید کرده اند. و.....
و ده ها سند معتبر می توان در این مورد ارایه داد.


۲) ازسوی دیگر ما روایات صحیح السندی از پیامبرخدا (صلی الله علیه واله و سلم) و از حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) داریم که فرموده اند: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید می شود

و یا فرمودند: هیچ کس از ما اهل بیت نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهدبود.


۳) پیامبرخدا (صلی الله علیه و اله و سلم) قبلا در این مورد پیشگویی هایی کرده بودند خصوصا در چند روز آخر قبل از شهادت در مسجد حاضر شده و از فتنه ها سخن فرمودند و به مردم هشدار دادند.

پس شهادت حضرت بوسیله سم از طریق روایات شیعه و سنی و زیدی و واقفیه و...یک امر مسلم و ثابت شده است.

۴) اما نکته مهم این است چه کسانی به پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله و سلم سم) دادند؟ برخی تاریخ و سیره نویسان اشاره به سمی کرده اندکه در فتح خیبر به ایشان دادند که البته در این مورد باید همه مطالب موشکافی بشود. مثلامحمد بن سعد؛ بعد از اینکه ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) رانقل می کند می گوید شهادت پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) بخاطر همین مسمومیت بوده که در جریان فتح خیبر اتفاق افتاده است.

همچنین، احمد بن حنبل که پیشوای حنبلی مذهبی هاست این جریان را با اندکی اختلاف در کتاب مسند خود نقل کرده است و از یک زن یهودی به اسم ام مبشر نام برده است.


اماچندسوال؟؟؟

۱) رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در سال ۱۱ هجری شهید شده و حادثه خیبر در سال هفتم اتفاق افتاده است!!!هیچ عاقلی قبول نمی کند که به کسی در سال هفتم سم خورانده باشند و بعد از سال های سال بخاطر اثر آن سم از دنیا برود!

۲) رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) از مسمومیت طعام خیبر توسط جبرئیل آگاه شده و از آن نخوردند و هیچ سند صحیحی هم در این مورد نداریم که ایشان از آن سم خورده باشد بلکه گفته شده حضرت از طریق وحی الهی مطلع شده و از آن غذای سمی نخوردند.

البته بايد بگوييم كه نقشه قتل پيامبر یک بار در جنگ تبوک و یکبار در فتح خیبر به وسيله سم و بارها به صورت مسلحانه تدارک ديده شده بود كه همه نقش بر آب شد.

نکته قابل تامل و مهم اینکه وقتی پیامبر مبتلا به تب می شوند چند نفر از اهالی خانه با زور و اجبار به ایشان دارو می خورانند که این جریان در صحیح ترین منابع اهل سنت آمده و بزرگان اهل سنت نیز تصحیح کرده اند.


و یا در قدیمی ترین منبع اهل سنت باز به این جریان اشاره شده است.«...پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زن ها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود. (الطبقات الکبری ج۲ص۲۳۵)»

وقتی با زور و اجبار به حضرت دارو می دهند پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) می فرمایند: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت.
(سنن البخاری ج۷ص۱۷ و ج۸ص۴۰ و سنن مسلم ج۷ ص ۲۴و۱۹۴- تاریخ طبری ج۲ص۴۳۸)

در الطب النبوی ابن جوزی سنی،ج۱ص۶۶ می گوید: به او دوا خوراندند در حالی که بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود:چه کسی با من چنین کرد. این کار زن هایی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد.

چرا حبشه؟

درحقیقت این یک افشاگری از سوی رسول خدا است که ایشان را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشی ها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.

کسانی که به پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) سم خورانده بودند برای اینکه اسم آنها به عنوان قاتلین حضرت رسول در جامعه پخش نشود به دست و پا افتادند و صحنه را غبار آلود کردند و گفتند: درست است که رسول خدا مسموم شده اما این اثر سم خیبر در سال هفتم هجری بوده است که اینک او را از پای درآورده است! البته هیچ عاقلی چنین بهانه واهی را نمی پذیرد..

در بالا اشاره کردیم رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)  از مسمومیت طعام خیبر توسط جبرئیل(علیه السلام) آگاه شد و از آن نخورد.

کسانی که در محضر حضرت حضور داشتند نیز از آن واقعه عبرت گرفته بودند و خوردن سم را به اختیار خود پیامبر نگذاشتند بلکه به زور آن را به حضرت خوراندند. پس قطعا شهادت حضرت به خاطر آخرین سم بوده که با زور و اجبار به حضرت خورانده شد و حضرت به خاطر ضعف نتوانستند مقاومت کنند و به شهادت رسیدند.

بی گمان قاتل ايشان، از عاملان نفوذی يهود، در نظام حكومتی و يا حتی در خانه پيامبر (صلی اللَّه عليه و آله و سلّم) است كه به ايشان زهر خورانده است؛ خواه آن را منافق بناميم، خواه يهودی، خواه ..... ولي با توجه به شواهد و روايات، زني مسلمان نما كه ارتباط تنگاتنگی با منافقان و يهودی زادگان مدينه داشته است عامل مسموم نمودن پيامبراکرم(صلي اللَّه عليه و آله و سلم) است؛ ولی تاريخ، او را زن يهوديّه خيبری معرفی كرده است. حال آن كه اين ترور، از ترورهای نافرجام پيامبر(صلي اللَّه عليه و آله و سلم) است ولی همگان می پندارند ايشان با همان زهر زن خيبری به شهادت رسيده است در حالی كه زهر زن منافق، كارگر شده است.

البته تحریف واقعیت ها خصیصه یهودی گری است که در قرآن به صورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است.

یهودیان که پیمان شکنى و تزویر و خیانت طبیعت ثانوى آنان شده بود، به جاى آنکه از رسول خدا به پاس عفو و گذشت از آنان و آزادى اسیران و اسکان دادن آنان در سرزمین مسلمانان تشکر و قدردانى کنند، طى توطئه اى خطرناک و ناجوانمردانه طرح قتل حضرت را ریختند و سم کشنده تب آورى تهیه کرده و آن را تحت عنوان دارو به وسیله زنى براى ایشان فرستادند و از سویی پیامبر سپاه اسامه را آماده حرکت به سوی موته می کنند تا شکست قبلی در این منطقه را جبران کند، ولی بار دیگر یهودیان با کمک منافقین ماهرانه به تفرقه افکنی می پردازند و الان بهتر واقف می شویم چرا از فرمان پیامبر خدا تمرد کردند و به سوی سپاه اسامه نرفتند. و متاسفانه سد مستحکم یهود فرو نریخت و منافقین جان تازه ای گرفتند، اگر پیامبر یکماه بیشتر زنده بودند یا اینکه این سپاه به حرکت در آمده بود، یهود به سیاه گورهای تاریخ می پیوست و منافقین پایگاه امید خویش را از دست می‌دادند، اما متاسفانه با کارشکنی بعضی به ظاهر اصحاب، این حرکت اسلامی شکست خورد و یکی از بزگترین آمال پیامبر عملی نشد.