تبریزبیدار
دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۰۲:۱۳:۲۲ شناسه خبر : ۱۰۸۱۲۷۶

در گفتگوی صمیمی تبریزبیدار با نخبه موسیقی تبریزی مطرح شد؛

موسیقی آذربایجان سرشار از عشق به طبیعت است / هر آهنگسازی را هنرمند ندانیم

محمود نامدار متخصص موسیقی سنتی ایرانی و یکی از افراد ممتاز در عرصه خطاطی است که چهل سال در این عرصه فعالیت داشته و از اساتیدی همچون داوود آزاد استفاده کرده است.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار استاد «محمود نامدار» از نوازندگان چیره دست تار و سه تار در ایران و یکی از بهترین نوازندگان مکتب تار تبریز است.

شهرت او بخاطر نوازندگی کم نظیر است و علاوه بر هنر موسیقی، در هنر خوشنویسی هم آثاری دارد.

گفتگوی صمیمی تبریزبیدار با این هنرمند نامی تبریز را از نظر می گذرانیم:


تبریزبیدار: توصیف شما از هنر موسیقی چیست؟

نامدار: موسیقی مانند هنر های دیگر تعاریف عمومی دارد؛ موسیقی فن و علم و زبان بیان احساسات به وسیله اصوات می باشد؛ همانطوری که یک نقاشی به وسیله رنگ ها و لازمه های یک نقاشی، احساسات هنرمند را نمایان می کند.

موسیقی مانند هنر های دیگر دارای مبانی بوده و هر کشوری برای خودش موسیقی خاصی را داراست؛ در این میان یک نوع موسیقی جهانی نیز داریم که در تمام دنیا مشترک است.

جهانی شدن مختص موسیقی غرب نیست

تبریزبیدار: کدام موسیقی قابلیت جهانی شدن دارد؟

نامدار: بعضی افراد موسیقی غرب(کلاسیک) را موسیقی جهانی می نامند حال آنکه تمامی موسیقی های دنیا بر اساس مبانی زیبایی شناسی هایی که دارد، قابلیت جهان شدن دارند و این موضوع مختص به غرب نیست. موسیقی درجه های زیبایی دارد و نسبت به این درجات، رتبه آن مشخص می شود؛ یعنی هر چقدر علم موسیقی شناسی و درجه زیبایی آن موسیقی بالاتر باشد، معروفیت آن اثر نیز بیشتر خواهد بود. بستگی به قابلیت شخص دارد؛ همانطوری که در موسیقی ایرانی افراد بسیاری وجود دارند که چهره شناخته شده در دنیا می باشند.

موسیقی تبلیغاتی هیچگاه اثر هنری نخواهد بود

موسیقی را از یک نظر می توان در دو سطح نازل و والا دسته بندی کرد؛ برای مثال اگر موسیقی به عنوان یک اثر کاربردی مانند تبلیغات استفاده شود، در سطح نازل قرار خواهد گرفت. یعنی اگر یک اثر خوشنویسی را به عنوان تبلیغات به کار ببریم، ارزش آنچنانی نخواهد داشت؛ عناوین نوشته شده در سر در مغازه های شهر حاکی از این مطلب می باشد و هیچکس آن را به عنوان اثر هنری نمی شناسد.

Image title

مراتب زیبایی اثر هنری

اثر هنری در خود موسیقی یا خط نمی باشد بلکه آن کسی هنرمند است که اثر خودش را به درجه ای برساند که به عنوان اثر هنری شناخته شود. برای مثال، فرشی وجود دارد که آن را زیر پا می اندازند و فرشی وجود دارد که آن را در قالب تابلو گرفته و به دیوار می آویزند؛ چون فرش اولی فاقد اثر هنری بوده و زحمت زیادی روی آن کشیده نشده ولی برای فرش دومی زحمات بسیاری کشیده شده و به عنوان یک اثر هنری پذیرفته می شود.

اینطور نیست که هر کسی که وارد عرصه موسیقی یا خطاطی یا نقاشی و... می شود از همان اول هنرمند محسوب شود؛ بلکه این شخص در وهله اول برای آموزش یک فن و پیشه وارد این عرصه شده و بعدا تحت شرایط خاصی به درجه هنرمندی می رسد. 

اثری که به مرور زمان از مد بیفتد، هنری نیست

فرق است بین دارای هنر بودن و هنرمند بودن؛ یک شخص می تواند با فعالیت هنری یک اثر هنری بیافریند. عوامل زیادی برای تبدیل یک فعالیت صنعتی به یک اثر هنری لازم است. مانند اینکه اگر شخصی از راه صحیح آن حرفه را ادامه دهد بعد از گذشت سال ها، می تواند یک اثر هنری بیافریند و هر چیز جدیدی که بسازد، یک اثر هنری خواهد بود.

خیلی از موزیسین ها، آهنگ می سازند ولی آن آهنگ به عنوان اثر هنری باقی نمی ماند؛ یک مدت در جامعه پخش می شود ولی بعد از آن اثری از آن آهنگ باقی نمی ماند و از مد می افتد؛ در حالی که یک اثر هنری هیچ وقت از مد نمی افتد؛ برای مثال موسیقی های «موتسارت» یا آهنگ های «بتهوون» که یک اثر هنری هستند، هیچوقت از مد نمی افتد و بعد از گذشت 200 سال از خلق این آثار، بازهم همان معروفیت خود را دارند،چون موسیقی آن ها یک اثر هنری است.

هر آهنگسازی را هنرمند ندانیم / بازار هنرمند نماها در ایران

تبریزبیدار: تفکر صحیح درباره عنوان هنرمند از نظر شما چیست؟

نامدار: متاسفانه جامعه به گونه ای شده که تمامی کسانی که آهنگ می سازند، هنرمند شناخته می شوند؛ در حالی که این تصور نادرست است؛حتی ممکن است یک شخصی در کار خودش ورزیده و دقیق و با قاعده باشد ولی کارش را به عنوان یک اثر هنری نپذیرند.

هنر الهام از سوی خداست

هنرمندی که خدا به او عنایت کرده و یک شخصیت هنری به او عطا کند، تمامی آثار او مطمئناً جزو بهترین آثار خواهد بود. «موتسارت» 33 سال عمر کرده و اگر بیشتر از این عمر می کرد، آثار گرانبهای بیشتر می آفرید؛ وقتی از او درباره آثارش می پرسند که چگونه توانسته ای این گونه آثار بیافرینی، می گوید «تمامی فکر ها و الهامات من از سوی خداوند است».

هر هنرمندی پای اثر خود امضا می گذارد که مخاطب بداند این اثر برای کدام هنرمند است ولی امضای آثار «بتهوون» کلمه GOD بود؛ یعنی بدانید که این آثار از طرف خدا و برای خداست.

در آثار خودمان نیز همین قضیه وجود دارد؛ 150 سال است که از فوت «میرزا غلامرضای اصفهانی» خوشنویس می گذرد؛ امضای این هنرمند و خوشنویس بزرگ، «یا علی مدد» می باشد؛ ایشان حق را در نظر گرفته و از حق طرفداری کرده اند.

عشق لازمه جاودانگی هنر

تبریزبیدار: اینکه می گویند هر هنری باید الهام داشته باشد تا چه حد درست است؟

نامدار: یک اثر هنری می تواند به سطحی برسد که نمی توان روی آن قیمت گذاشت چون از یک منبع و سرچشمه زلال تغذیه شده و تراوش پیدا کرده است. اگر هنری قابلیت الهامی نداشت، از بین می رفت. آن چیزی که موسیقی را جاودانه نگه می دارد تنها کیفیت آن نیست، اگر یک اثری عاشقانه ساخته نشود، هیچوقت ظرفیت جاودانه شدن را ندارد و لازمه این موضوع، عاشق بودن خود فرد است.

عشق یعنی تمرکز بر روی یک نقطه؛ یعنی یکی دیدن و یکی خواستن و یکی جستن. منظور از توحید در عرفان نیز عاشق شدن است؛ چون اگر کسی عاشق نشود هیچوقت نمی تواند بر روی یک نقطه تمرکز کند و پراکنده می شود.

دلیل ماندگاری اشعار حافظ بعد از گذشت 700 سال، همین عشق است که خودش این نکته را می داند که چه اثری خلق کرده که می فرماید:

دل نشین شد سخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخن عشق نشانی دارد

شخص عاشق چون همه آثارش را با تمرکز و عشق خلق می کند، اثرش زیبا می شود. عاشق یعنی کسی که یک زیبایی را دیده و هیچ چیز در نظرش غیر آن زیبایی باقی نمی ماند؛ در نتیجه در هر چیزی که خلق می کند فکر و ذکرش آن زیبایی است و آثاری را که خلق می کند، نشانی از آن زیبایی در آثارش دیده می‌شود.

تا نیاموزی و تمرین نکنی، هنرت جهانی نمی شود

در تمامی هنرها این قضیه صادق می باشد؛ برای مثال در هنر شعر، اشعار حافظ و سعدی همگی وحدت مضمون دارند و از یک وجود واحد سخن به میان می آورند. شاید طرق بیان آن وجود واحد به طرق مختلف و به تعداد انفس باشد ولی همه آن ها به یک سرچشمه منتهی شده و یک سرچشمه را مورد بیان قرار می دهند.

کسی که می خواهد هنرش جهانی شده و اثر او جاودان بماند، باید در وجود خود چند قابلیت داشته باشد؛ از جمله آنها آموختن، تمرین و... می باشد ولی باید دانست که شرط آخر، عنایات حق می باشد که کار را تکمیل می کند؛ در اینصورت انسان به یک ساحت دیگری غیر از دنیای مادی وارد می شود که هنرمند آنجا دیگر حدیث نفس نمی گوید بلکه حدیث، حدیث عشق و محبت و صفا و صمیمیت و وفا است.

Image title

چه بسا هنرمندان غیرمسلمانی که آثارشان حقانیت دارد

هنرمند غیر مسلمان زیادی داریم که وقتی آثار آنان را بررسی می کنیم، عشق و صفا و وفا را می یابیم. منظورم از هنرمند، هنرمندانی را که عوام آن ها را هنرمند نامیده اند نیست بلکه آن هنرمندی که آثار وی جهانی است و آثارش در موزه ها برای بازدید آیندگان باقی مانده است. در تمامی آثار این هنرمندان همین قضیه عشق و وفا و محبت وجود دارد. همه آن هنرمندان در وهله اول طعم عشق را چشیده و در آتش عشق سوخته اند و بعد آثاری را با همان عشق پدید آورده اند که بی نظیر است. همه این آثار حقانیتی در وجود خود دارند که اگر برگرفته از حق و حقیقت نبود، قطعا از بین می رفت. همه این مسائل در عرفان ما و ادبیات ما موجود است.

موسیقی آذربایجان سرشار از عشق به طبیعت است / موسیقی پاپ روایتگر عشق به همنوع

تبریزبیدار:کدام موسیقی برای روح انسان مفید و کدام موسیقی  مضر می باشد؟

نامدار: هر انسانی عشق به طبیعت و عشق به مخلوق خداوند دارد و این عشق حاشا کردنی نیست؛ برای هر یک از این عشق ها موسیقی خاصی وجود دارد. برای مثال موسیقی آذربایجان سرشار از عشق به طبیعت است؛ یعنی قابلیت موسیقی آذری بیشتر برای مطرح کردن عشق انسان به طبیعت است. یا برای مثال دیگر عشق به هم نوع در موسیقی پاپ بیشتر مطرح است؛ یعنی قابلیت آهنگ پاپ، بیشتر برای ابراز عشق انسان به همنوع خودش می باشد.

نمایان شدن عشق به ماورا در موسیقی سنتی ایرانی

همچنین موسیقی سنتی ایرانی، عشق به ماورا را نمایان می کند. اکثر کسانی که موسیقی سنتی اجرا کرده و می کنند، از اشعار حافظ، سعدی و مولانا استفاده کرده اند؛ چون این اشعار و این سبک از موسیقی قابلیت آن را دارد که عشق انسان به ماورا را بیان کنند.

شجریان را با آثارش ارزش گذاری کنیم

تبریزبیدار: ادعای بعضی ها درباره مرحوم شجریان که می گویند او «صدای مردم ایران» بود، را قبول دارید؟ 

نامدار: خدمات استاد شجریان به موسیقی ایرانی غیر قابل انکار است و فکر نمی کنم برای کسی موقعیت استاد شجریان فراهم شود. چون او در برهه ای از تاریخ قرار گرفت که توانست با اکثریت هنرمندان بزرگ افت و خیز داشته باشد. سرگذشت او حاکی از این افت و خیزها می باشد. مطلق نشستن در محضر آنان به انسان درس می آموزد. آن زمان شرایط به گونه ای بود که هنرمندان می توانستند حداقل دو سه روزی یکبار به دیدار یکدیگر بروند ولی الان شرایط به گونه ای دیگر شده و فکر نمی کنم برای کسی این موقعیت پیش بیاید.

شجریان خودش ادعا نداشت که صدای مردم ایران است؛ تمامی قضاوت های من بر اساس آثاری است که از او برجای مانده است و برای من آثار او مهم است و تمامی ارزش گذاری من بر اساس آثار او می باشد. شجریان یک انسان خلاق بود و حتی اگر در زمینه های دیگری غیر از موسیقی قدم می گذاشت، در آن زمینه موفق و سربلند بود.

کرونا، هنرمندان را محدود کرد

تبریزبیدار: حرف پایانی؟

نامدار: یک هنرمندی که در زمینه موسیقی رشد کرده، صد در صد به خاطر تلاش های خودش بوده است و در کنار حمایت هایی که از او شده است. هنرمند باید خودش را به نقطه ای برساند تا فردی رغبت داشته باشد که از او حمایت کند. به نظر من در این زمانه به خصوص در دوران کرونا هنرمندان باید بیشتر مورد حمایت قرا بگیرند. چون الان به خاطر کرونا کلاس ها محدود شده و کارهای پژوهشی در باب موسیقی تعطیل شده است.

حمایت های مردم از یک هنرمند می تواند حتی در حد خریدن نوار آثار باشد. آثار جدید هنرمندان به دلیل حضور در خانه و دوری از مشغله های فکری، مطمئنا آثار خوبی خواهد بود.