تبریزبیدار
شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۹ ۱۳:۲۶:۴۸ شناسه خبر : ۱۰۸۱۵۰۸

روایت هایی از مبارزات مردم تبریز در گفتگو با زندانی سیاسی ساواک؛

از تسلیم نشدن کلانتری قره آغاج تا امان نامه به عوامل شاه / شهید قاضی با فرمانده طاغوتی چه کرد؟

تبریز بیدار به مناسبت دهه فجر، گفتگویی با حجت الاسلام اقازاده مبارز انقلابی و زندانی سیاسی ساواک داشته که شنیدنی است.

سرویس سیاسی تبریزبیدار/ پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می شود، انقلابی که با مبارزات توده های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) به ثمر نشست و 42 سال است که بالنده تر از هر روز پیش می رود.

به گواه تاریخ مبارزات مردم تبریز علیه رژیم طاغوت در سرعت بخشیدن به این انقلاب موثر بود. حجت الاسلام و المسلیمن نجف آقازاده از مبارزین  انقلابی و از یاران آیت الله قاضی در تبریز است که ناگفته های نابی از آن دوران دارد.

 تبریز بیدار  به مناسبت دهه فجر، گفتگویی با این مبارز انقلابی داشته که شنیدنی است.


ممانعت ساواک از ورود شهید قاضی به تبریز بعد از دوران تبعید

تبریزبیدار: از روزهای مبارزات مردم تبریز در نهضت انقلاب برایمان بفرمایید.

آقازاده: اول این را بگویم که شهید قاضی نقش برجسته ای در مبارزات مردم آذربایجان داشت. رژیم شاه در سال 1347 آیت الله شهید قاضی را به بافت کرمان تبعید کرد. موقع بازگشت از تبعید، ساواک مانع ورود او به تبریز شد و یک سال در زنجان تحت حمایت آیت االله عزالدین زنجانی، امام جمعه وقت بوده و توسط ساواک تحت کنترل بود.

بعد از آزاد شدن آقای قاضی و ورود به تبریز، مردم استقبال عجیبی کردند که تراکم جمعیت، از راه آهن تا به خانه او کشیده شده بود. ما مثل آن جمعیت را ندیده بودیم مگر زمانی که مقام معظم رهبری در سال 1372 به تبریز تشریف آورده بودند.

آیت الله قاضی همیشه انقلاب را زنده نگه می داشتند و هیچوقت بعد از تبعید امام، صحنه انقلاب را ترک نکرد. در مساجد شعبان و مقبره همیشه با علمای تبریز و تهران و زنجان و قم صحبت می کرد و مواقعی که او نبود، من با آنها صحبت می کردم.

Image title

سخنرانی که به دستگیری انجامید

روزی در  تبریز یک هیئتی داشتم که در منبر آنجا عهد نامه مالک اشتر را می گفتم؛ عهدنامه مالک اشتر جایی که برای گریز زدن (به مسائل آن روزها) باشد، زیاد است. در این عهد نامه امام علی(ع) بایدها و نبایدهای رفتار مالک اشتر با مردم را به مالک اشتر توضیح می فرمایند. من در بین خواندن این عهدنامه، اشاره می کردم که این حکومت، ظالمانه است و اگر عادلانه بود، باید به فرمایشات امیرالمومنین(ع) گوش بسپارد.

بعد از اتمام هیئت، به خانه رسیدم و کمی نگذشته بود که دیدم اطراف خانه ام پر از سربازان رژیم است. به خانه ام ریخته و مرا دستگیر کرده و کتابخانه ام را نیز به هم ریختند.


حبس یک ماهه با چشمانی بسته

تبریزبیدار: حال و هوای زندان ساواک چگونه بود؟

آقازاده: یک ماه مرا بازداشت کردند و فامیل ها از ترس ساواک نمی توانستند به خانه ام سر بزنند؛ در این مدت آقای قاضی و آقای مجتهدی به خانه ام سر می زدند و جویای احوال خانواده ام شدند.

یک ماه تمام مرا چشم بسته نگه داشتند به طوری که موقع قضای حاجت، با پایم سنگ توالت را پیدا می کردم. اوقات نماز را هم گم می کردم. وضو می گرفتم، گاها تیمم می کردم و مانده بودم به چه چیزی تیمم کنم؛ چون همه جا سیمان بود.

یکبار با یک چیز سفتی که نمی دانم سنگ بود یا آهن، به صورتم زدند و از هوش رفتم؛ بعداً که بیدار شدم، چون چشمم را بسته بودند، با دستم بررسی کردم و دیدم خون از صورتم به تمام لباس هایم ریخته است. چون دکتر هم برای معالجه نیامد، مشکلات ناشی از آن هنوز در من وجود دارد.

بعد از یک ماه بازداشت، مرا شبانه و چشم بسته به در خانه ام آورده و با یک لگد به حیاط خانه پرت کردند. در این ماه، قدر یک سال اذیت کردند؛ فکر می کردند که من ترسیدم. اما اینطور نبود و بعد از آزادی، با شدت بیشتری سخنرانی کردم. به من اعتراض کردند که دیوانه شده ای که هر حرفی می زنی؟ من هم گفتم قبلا گرفتند و یک ماه زدند. فوقش اینست که مرا می کشند تمام می شود.

Image title

بیعت همافران با نماینده امام(ره) در تبریز

تبریزبیدار: نقش تبریز و تبریزی ها در نهضت انقلاب اسلامی چیست؟

آقازاده: تبریزی ها سنگ تمام گذاشتند. آقای قاضی اشاره می کرد بازار تعطیل شود، بازار شش دانگ تعطیل می شد. امکانات خوبی که دست آقای قاضی می رسید، در اختیار بازاری ها و شاگردهای بازاری که در مضیقه بودند، می گذاشت.

تبریز شش دانگ گوش به فرمان آقای قاضی به عنوان نماینده امام(ره) بود. مردم اعتنایی به کسی نمی کردند و می گفتند قاضی چه می گوید. تبریز با امر آقای قاضی انصافا زحمت کشیده و سنگ تمام گذاشت؛ از روستاها نان و گوسفند و امکانات می آوردند؛ آقای قاضی هم دستور می داد آن ها را به کسانی که از کار بیکار شده اند، بدهند. آقای قاضی همیشه با امام تماس داشته و چه کنیم ها را از ایشان و یارانشان می پرسید.

19 بهمن 1357 بود که افسران نیروی هوایی ارتش با آقای قاضی بیعت کردند و در تهران هم با امام(ره) بیعت کردند. آقای قاضی هم حفاظت اماکن بسیار مهم را به نیروی هوایی واگذار کرد.

در 22 بهمن فقط یک کلانتری تسلیم نمی شد / امان نامه به عوامل شاه

تبریزبیدار: حال و هوای تبریز در 22 بهمن 57 چگونه بود؟ 

22 بهمن 1357 هم که انقلاب پیروز شده بود، ارتش نیز اعلام همبستگی کرد اما یکی از کلانتری های تبریز واقع در خیابان قره آغاج اطاعت نکرد؛ مردم برای تصرف آن کلانتری می رفتند ولی آنها تیراندازی می کردند. من جلوی کلانتری بودم و با بلندگو به آن ها اعلام کردم که کار تمام شده است. خودتان را به کشتن ندهید. آنها گفتند حاج آقا ما می ترسیم با وجود مردم بیرون بیاییم. من به آن ها تضمین دادم و گفتم شما را از اینجا آزاد خواهم کرد منتها اسلحه هایتان را باید زمین بگذارد. بعد از تسلیم شدن آنها و رد کردن آنها، مردم وارد کلانتری شدند.

شهید قاضی با فرمانده شاهنشاهی چه کرد؟

بعد از پیروزی انقلاب، ماموران شهربانی و تیراندازان بسمت مردم شناسایی و دستگیر شدند. مردم آنها را به خانه آقای قاضی می آوردند. به دستور آقای قاضی، من و یکی دیگر از افسران، فرمانده ارتش بیدآبادی را دستگیر کردیم. همچنین فرمانده ژاندارمری و شهربانی را نیز دستگیر کردیم. آقای قاضی همه آنها را برای محاکمه به تهران فرستاند.

تبریزبیدار: به نظرتان بزرگترین ظلمی که رژیم طاغوت به مردم ایران کرده چه بوده است؟

آقازاده: بزرگترین ظلم، سست کردن اعتقاد مردم بود. البته از نظر اقتصادی ظلم کرده و خزانه ها را خالی کرده و همچنین انگلیسی ها را به پالایشگاه ها مسلط کردند ولی این ها ظلم مالی و قابل جبران بودند؛ اما آن بزرگترین ظلمی که قابل بخشش نیز نبود، بازی کردن با دین و عقیده مردم بود. برای مثال دستور کشف حجاب ناموس مردم را دادند. همچنین تحریف تاریخ اسلام از یکی دیگر از کارهایشان بود. از دیگر موارد، رایج کردن فساد در جامعه بود که جوانان را به انحراف می کشیدند. آن ها به دین و تشیع ظلم کردند.

همچنین ایران را در سلطه بیگانان قرار داده و بیگانگان بر ایران مسلط شدند؛ هدف بیگانگان از بین بردن دین بود و الان هم که آمریکا با ما جنگ و دعوای دین دارد و الا اگر آمریکا با ما جنگ پول دارد، از عربستان 10 برابر ما پول می گیرد.

تبریزبیدار: عده ای سعی در تطهیر خاندان پهلوی دارند، چه صحبتی با آنها دارید؟

آقازاده: من توصیه می کنم خاطرات دختر یتیم و خاطرات مادر زن شاه و خاطرات خود نوشت فرح را خوانده و در مورد فسادهای اخلاقی این خاندان قضاوت کنند. 

بزرگترین خیانت رژیم شاه، محدود کردن و محبوس کردن مغزها و استعدادها و و آلوده کردن جوانان بود. اگر مکتب یک ملتی زنده بماند، از هیچ چیزی نمی ترسند، همانطور که در دفاع مقدس مکتب مان احیا شده و با دنیا مبارزه کردیم. بعد از احیا شدن مکتب، افرادی چون صیاد شیرازی و باکری و حاج قاسم سلیمانی و... تربیت می شوند که جانشان را سپر انقلاب و مردم کردند.

همچنین در دنیا، انقلاب ایران است که سوریه و عراق و لبنان را نجات داد و دنیا متوجه این موضوع می باشد.


تبریزبیدار: حرف پایانی؟

آقازاده: این انقلاب با ولایت به وجود آمده و تداوم آن باید هم باید با ولایت فقیه باشد. بنابراین مردم باید گوش به فرمان ولی امر باشند؛ جناح ها و گروه ها و اصول گرا و اصلاح طلب ها، مسائل حزبی هستند و فقط گوش به فرمان رهبر باشند تا در نتیجه سعادتمند شوند. 


انتهای پیام/


بخش دوم این مصاحبه در مورد قیام 29 بهمن تبریز در روزهای آتی بخوانید....


گفتگو از امیررضا فرامرز