سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ ۱۸:۱۶:۱۸ شناسه خبر : ۱۰۷۱۰۳۱

قرعه کشی و انتخاب شدن، این کجا و آن کجا!!!

لاتاری، مراجعه به هویت فطری

درباره "لاتاری" سخن می گویم. اسم لاتاری بهانه است تا بگوید در دور و اطراف ما وجود دارد موضوعاتی از جنس لاتاری ، از جنس قرعه کشی از جنس انتخاب شدن. لاتاری هم قرعه کشی است ، انتخاب شدن است، اما انتخاب دختری که در مدلینگ شرکت دارد برای ارضای شیخ دبی نشین هم انتخاب است اما این انتخاب شدن کجا و آن کجا ؟!

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛محمد رضا سبزی 


چند ماهی است برنامه ای برای نقد فیلم های سینمایی ایرانی داریم در "پاتوق فیلم مرتضی"، هفته ای یک فیلم، آن هم از نوع اجتماعی اش.
معمولاً فیلم هایی که در ژانر اجتماعی در ایران تولید می شود با موضوعاتی ضد هویتی است همراه با سیاه نمایی مفرط. فیلم هایی که کارگردانانش با یک نگاه یأس آلود مخاطبانش را همراه می کند . فیلم هایی که نه قهرمان دارد و نه امید .

اما امروز بعد از مدتها فیلمی در ژانر اجتماعی دیدم که به نوعی مراجعه به هویت دارد، به شدت ایرانی است و دارای مؤلفه های فطری . قهرمان دارد، قهرمانی که بذر امید را در دل مخاطبانش می کارد .

 در برخی از سکانس های فیلم رگ غیرتم شبیه قهرمان داستان باد می کرد و تپش قلبم همراه با ریتم فیلم بالا و پایین می رفت . 
درباره "لاتاری" سخن می گویم. اسم لاتاری بهانه است تا بگوید در دور و اطراف ما وجود دارد موضوعاتی از جنس لاتاری ، از جنس قرعه کشی از جنس انتخاب شدن. لاتاری هم قرعه کشی است ، انتخاب شدن است، اما انتخاب دختری که در مدلینگ شرکت دارد برای ارضای شیخ دبی نشین هم انتخاب است اما این انتخاب شدن کجا و آن کجا ؟!

و باز هم هنر نمایی مهدویان با آن نحوه فیلم برداری اش. تو گویی به یک مستند نگاه می کنی ، صحنه هایی که واقعی بودنش بر ساختگی بودنش می چربد . فرم ها ، قاب ها و بازی گردانی ، به قاعده دیگر فیلم هایش سر جا و درست. ریتم متوسط و از همه مهمتر فیلم نامه ای در خور توجه. 

 در این فیلم اسم قهرمانش، "موسی" است و نام فرد منفی فیلم "سامی". که یادآور غیرت موسوی و بی دینی سامری است. وقتی غیرت موسی را نسبت به دختران و ناموس ایرانی نشان می داد به ناگاه یاد غیرت حضرت موسی نسبت به دختران شعیب افتادم .
اینجا موسی نماینده فطرت انسانی ایرانی است که نه مصلحت سنجی می داند و نه معامله گری ، خودش را طلبکار نه ، بلکه مقصر می داند در فلاکت دختر جوانی که به خاطر آبرویش خودش را از ارتفاع بلند هتل بیرون انداخته است. گفتمان موسی " اشداء علی الکفار "است.
موسی با تبلیغ دروغ مشکل دارد، از کندن پوسترهای تبلیغاتی مبارزه ای آتش به اختیار در برابر تزویر و فریب شروع کرده است و در انتها در برابر فریب خوردن ناموس ایرانی دست به انتحار می زند. موسی با اقدامی که در انتهای فیلم انجام می دهد در واقع راهی از میان دریای ناتوانی و ناامیدی باز می کند کاری شبیه حضرت موسی. 

فیلم به ساختارها انتقاد دارد ، به تفکرات چرتکه محور می تازد ، به ناموس فروشی حمله می کند و به بی تفاوتی مسئولین . از نفوذ سرمایه داران دبی نشین در همه جا حتی در سینما می گوید ، حتی در سینمای ایران ، کارگردانی که برای "فروشنده" گی اش از این سرمایه داران پول گرفته است . 

من حق می دهم به هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ، این فیلم باید از داوری کنار می رفت. چرا که اگر این فیلم داوری می شد باید به درام زیبا ، به فیلم برداری اش ، به اکثر فنون کارگردانی اش نمره عالی می دادند ولی نه. این آقایان امید دارند به سرمایه های شیخ های دبی نشین . خودشان کارگردان اند . اگر به این فیلم جایزه بدهند قراردادهایی که شاید در آینده خواهند بست رشته خواهد شد . ظاهرا اینجا هم قرعه کشی هست ، انتخاب شدن هست . اما این انتخاب شدن کجا و آن کجا !!!