چکیده/

ناگفته های آشوب سال ۷۸ و ۸۵ تبریز؛ با گوش خودم شنیدم…

در دو جلسه و ۵ ساعت به گفتگو نشستیم و او پاسخ سوالات صریح خبرنگاران ما را با صراحت داد. در ادامه چکیده این گفتگو تقدیم می گردد.

تبریز بیدار در ادامه مصاحبه های خود با مسئولین و چهره های اثرگذار استان، مصاحبه ای تفصیلی و متفاوت داشته است با محمد اسماعیل سعیدی، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی. خبرنگاران تبریز بیدار در دو جلسه از و مسائل و جریانات کشوری و استانی در سالهای اخیر از او پرسیدند و وی نیز پاسخ های صریحی داد. آنچه در ادامه می آید چکیده این مصاحبه ۵ ساعته است و شرح تفصیلی آن در هفته آتی منتشر خواهد شد.

 

 

دولت سازندگی، دولت لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی همراه با خفقان سیاسی بود

دولتی که بعد از امام وارد کار شد با مشکلات  سیاسی و اقتصادی مواجه بود؛ اقتصاد بحران زده، خرابی های جنگ، دشمنی آمریکا و تحریم. کار و تلاش می کردند اما تفکر آن ها در حوزه اقتصاد و فرهنگ لیبرالیستی بود. مثلا می گفتند برخی روش هایی که مالزی در فرهنگ و آزادی آن ایجاد کرده خوب است و ما هم باید آن مسیر را طی کنیم. در اقتصاد هم به دنبال بازار آزاد و توسعه لیبرالی بودند. وقتی درموضوع اقتصاد برنامه خودشان را مطرح کردند، رهبری گفتند نباید اقشار پایین جامعه در فشار باشند و در این تونلی که برای اقتصاد ایجاد کرده اید، عدالت برای اقشار پایین جامعه را برای من تضمین کنید؛ در مقابل اقای هاشمی گفته بودند که من خودم هم نمی توانم این موضوع را تضمین کنم.

به لحاظ سیاسی هم در دوره هاشمی رفسنجانی دولت سعی در ایجاد خفقان داشت. مطبوعات و رسانه ها بدترین شرایط را داشتند و فشار بر آن ها در بدترین وضع ممکن بود. تعجب می کنم که همان آقایانی که سانسور کنندگان دیروز بودند امروز از آزادی مطبوعات حرف می زنند.

 

رأی به خاتمی بدلیل ترس مردم از تکرار مجدد دوران هاشمی رفسنجانی بود / اصلاحات هیچ مرزبندی مشخصی نداشت و معاندین نظام در آن نفوذ کرده بودند

در انتخابات سال ۷۶ رقابت بین آقایان ناطق نوری و خاتمی بود. مردم ناطق نوری را ادامه دهنده راه هاشمی می دانستند و می ترسیدند که نکند دوباره اشتباهات دوران سازندگی تکرار شود. اگر شما هم خوب دقت کرده باشید، می بینیدکه آقای خاتمی هم در آن زمان دقیقا علیه دولت وقت سخنرانی می کردند.

در طیف جریان اصلاحات از معاندین نظام بودند تا جریان معتقدین به نظام. اینکه رهبری فرمودند مرزبندی های خود را شفاف بکنید به همین دلیل بود. وقتی وضعیت اینگونه باشد هم عملکرد مثبت داریم و هم منفی؛ مثلا وزارت فرهنگ افتاده بود دست جریانی که بر هر اعتقادی پشت پا زدند و شروع به تخریب و زیر پا گذاشتن ارزش های مردم کردند. یا در وزارت علوم جریان شتابنده علمی در نطفه خفه شد و فعالیت های دانشجویی تحت الشعاع فعالیت های سیاسی قرار گرفت. تا اینکه با سوءاستفاده دشمنان نظام از برخی از اشتباهات دولت وقت حوادثی مثل قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه اتفاق افتاد که مسلما دشمنان این نظام در آنها دخیل بودند.

 

ناگفته های آشوب سال ۷۸ دانشگاه تبریز؛ با گوش خودم شنیدم که مسئول دولتی وقت تبریز به آشوبگران می گفت که “مقاومت کنید” / تعدادی از آشوبگران اسلحه در دست داشتند و سلاح وارد دانشگاه کرده بودند

برخی مسئولین دولت اصلاحات در شکل گیری آشوب های سال ۷۸ دخالت داشتند. مثلا تاج زاده و عبدالله نوری در جریانات حضور داشتند و جمعی که به کمیته ایکس مشهور است آشوب گران را برای ادامه ماجرا تشویق و ترغیب می کردند. در آن زمان بنده فرمانده سپاه تبریز بودم و در خاطر دارم که مسئول دولتی وقت تبریز در جلسه شورای تامین می گفت که چه کار کنیم تا ادامه پیدا نکند این کارها و من با گوش خودم شنیدیم که با تلفن به برخی می گفت مقاومت کنید و نگران نباشید.

ما می خواستیم تا این قضیه مدیریت شود و افراد بیگانه که از دانشجویان جدا شوند و بعضی از مقامات دولتی هم تا مقطعی بی میل نبودند که این ماجرا کش پیدا کند اما وقتی دیدند که علیه نظام همچین حرکاتی انجام گرفت آنها هم دست به کار شدند تا قضیه حل شود. در نهایت مردم تحمل نکردند و ما را مورد عتاب و خطاب قراردادند که چرا ساکت نشسته اید و جلوی این افراد را نمی گیرید؟ از داخل دانشگاه سنگ به بیرون پرتاب می شد و تیراندازی می کردند و یک نفر شهید هم دادیم. افرادی از بیرون از دانشگاه مسلح شده و وارد دانشگاه شده بودند و اسلحه وارد دانشگاه شده بود، حتی برخی عکس ها هم حاکی از مشاهده اسلحه در دست برخی افراد بود.

 

از بغض علی حب معاویه را پذیرفته بودند / به فرماندار گفتم از مردم نترسید!

با بالا گرفتن آشوب در دانشگاه تبریز، مردم دیگر تحمل نکردند و به خیابانها آمدند و در تظاهرات گسترده خواستار پاسداری از ارزش های انقلاب و مقابله با آشوب شدند. تعدادی از مردم معترض در مقابل ساختمان استانداری تجمع کرده بودند. به فرماندار گفتم که درب آمفی تئاتر فرمانداری را بازکنید تا مردم به داخل آمفی تئاتر بیایند و فضا آرام تر شود. اتفاقا نام آمفی تئاتر هم “جمهوری” بود که من به وی گفتم جمهوری یعنی مردم و اجازه دهید مردم در سالن خودشان حضور داشته باشند تا فضا آرام شود، شما از چه چیز می ترسید؟ در حال خروج به سمت آمفی تئاتر بودیم که فرماندار گفت استعفای خودم را نوشتم و روی میزم گذاشتم و اگر اتفاقی برای من بیفتد تو مسئول هستی و رو به فرمانده وقت نیروی انتظامی کرد که شما هم شاهد باشید که اگر اتفاقی برای من در سالن افتاد مسئول تمام قضایا آقای سعیدی است که من هم گفتم بله من مسئول هستم، شما چرا از مردم می ترسید؟

خلاصه به سالن آمفی تئاتر رفتیم و ایشان سخنرانی خوبی هم کردند و مردم هم حرفشان را زدند و در نهایت جلسه با آرامش پایان یافت. من هم به او گفتم که اگر با مردم باشید مشکلی نیست؛ وقتی از مردم می ترسید که راه خودتان را از آنها جداکرده اید. در آن سالها برخی ها به دنبال قدرت و ثروت افتاده بودند و در واقع از بغض علی حب معاویه را پذیرفته بودند.

 

در سال ۸۴ اقبال مردم به سوی جریان اصولگرا بود و احمدی نژاد شد ثمره آن

در اواخر دوران اصلاحات مردم به شدت نگران آرمان ها و اعتقادات خودشان بودند. خود آقای خاتمی گفتند که هر ۹ روز با یک بحران مواجه می شدند و برخی از این بحران ها عملا از درون خود دولت شروع می شد. بالاخره من عضو شورای تامین استان بودم و می دیدم که چه اتفاقاتی می افتد!
مردم کاملا نگران بودند لذا رغبت به سمت جریان اصولگرایی بود و در ابتدا بین کاندیداهایی که از طرف این جریان مطرح بودند آقای احمدی نژاد در ردیف آخر قرارداشت و بیشتر آقای لاریجانی و قالیباف مطرح بودند. ولی کم کم نظرسنجی ها نشان داد که شرایط عوض شده است و آقای احمدی نژاد بالا آمد. مردم که به دنبال ساده زیستی و عدالتخواهی و پایبندی به اصول و آرمانها و ولایت پذیری بودند، دیدند آقای احمدی نژاد این شرایط را داراست و جزو اصحاب قدرت و ثروت هم نیست. لذا جهت گیری و گرایش اولیه مردم به سمت اصولگرایی بود و بعد از آن، از بین نفرات دارای شاخصه اصولگرایی آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند.

 

نگاه امثال علی مطهری به فتنه ۸۸ سطحی و بدون بصیرت است / فتنه ۸۸ از قبل برنامه ریزی شده بود

متاسفانه آقای مطهری و امثال وی بصیرت سیاسی ندارند و زوایای ظاهری و سطحی قضایا را می بیند. رویدادهای قبل از انتخابات ۸۸ موید برنامه ریزی های قبلی برای اتفاقات فتنه بوده است. مثلا تصمیمات طیف تندرو اصلاحات ، رفت و آمدهای برخی از افراد معلوم الحال به انگلستان، بسط ادعای تقلب بزرگ در انتخابات، اظهارات امثال خاتمی، نبوی، یونسی و… که ما باید در کف خیابان نتیجه این انتخابات را به دست آوریم و صدها مورد دیگر موید وجود برنامه ریزی قبلی برای فتنه ۸۸ است.

 

یک شب پیش از راهپیمایی یکم خردادماه ۸۵  درحال خرید از مغازه بودم. صاحب مغازه که خود و خانواده اش از متدینین و حزب اللهی ها بودند از من پرسید : «حاج آقا! انشاالله فردا راهپیمایی هستید دیگه ؟!» / اینگونه نبود که راهپیمایی به قصد تجزیه طلبی و تحرک ضد نظام باشد بلکه یک راهپیمایی احساسی در واکنش به توهین انجام شده بود که مسئولین پاسخ مناسبی نداده بودند.

کاریکاتور و مطلب چاپ شده در روزنامه ایران در سال ۸۵ بدون شک توهینی بیش نبود. حتی در آن روزها از سوی سپاه استان برای مسئولین امر نامه ای نوشته شد که مورد توجه واقع نشد. متاسفانه آقای صفار هرندی، وزیر ارشاد وقت هم علی رغم ارادت شخصی بنده به ایشان، به موقع ورود نکردند. از سوی دیگر، جا داشت مسئولین سیاسی و فرهنگی نیز  پس از آن حادثه عکس العمل قاطع و محکمی از خود نشان دهند که متاسفانه باز  قضیه سرسری گرفته شد و به سردی از کنار آن گذشتند. در نهایت رسانه ها و جریانات تجزیه طلب با عملیات سنگین روانی بر روی این موضوع حتی بخشی از متدینین را هم تحت تاثیر قرار دادند که چرا مسئولین نسبت به این توهین واکنشی نشان نمی دهند. یک شب پیش از راهپیمایی یکم خردادماه درحال خرید از مغازه بودم. صاحب مغازه که خود و خانواده اش از متدینین و حزب اللهی ها بودند از من پرسید : «حاج آقا! انشاالله فردا راهپیمایی هستید دیگه؟! » . اینگونه نبود که راهپیمایی به قصد تجزیه طلبی و تحرک ضد نظام باشد بلکه یک راهپیمایی احساسی در واکنش به توهین انجام شده که مسئولین پاسخ مناسبی نداده بودند. اگر استاندار وقت کنار مردمی که در مقابل استانداری تجمع کرده بودند حاضر می شد و از عزم مسئولین برای پیگیری قاطع این توهین خبر می داد بالطبع مسائل بعدی پیش نمی آمد. متاسفانه استانداری وقت تحلیل عمیق و دقیقی از این جریان نداشت. راهپیمایی انجام شد و اقدامات معاندین و مخالفین نظام پس از آن بسیار ناخوشایند و نامطلوب بود چون در مدت زمانی کم به سایر استان ها و شهر ها نیز تسری یافت.

 

 

در انتخابات مجلس به رقیب خودم رای دادم

در انتخابات مجلس نهم، در مرحله اول به ۶ نفر و در مرحله دوم به ۳ نفر رای دادم. برخی از نزدیکانم ناراحت بود و می گفتند باید تک رای می دادی. حتی یکی از کاندیداهایی که آرایمان در مرحله دوم شانه به شانه هم حرکت می کرد و بعدا نماینده شد پس از انتخابات به من گفت: فلانی من اسامی نوشته شده روی برگ رایت را دیدم و تشکر می کنم که اول اسم مرا و آخر خودت را نوشتی!

 

از عملکرد مسئولین فرهنگی استان راضی نیستم

از عملکرد مسئولین فرهنگی استان راضی نیستم و گلایه های بسیاری دارم. علی رغم اینکه در رهبری امسال را سال فرهنگ نامیده اند و با چشم پوشی از کاستی ها و خلاهای موجود در دولت جدید، طی ماه گذشته متاسفانه در اداره کل ارشاد استان اقدامی جز برپایی کنسرت مشاهده نمی شود. آیا تمام مشکلات فرهنگی ما در این حوزه خلاصه می شود؟!

 

متاسفانه رای دادگاه کرسنت صادر شده است و در صورت ابلاغ باید چندین برابر چیزی که در مذاکرات اخیر گرفته ایم را به عنوان جریمه پرداخت کنیم

مجلس از ابتدا نگران این بود که در صورت رسیدن آقای زنگنه به وزارت نفت، رای پرونده کرسنت در دادگاه لاهه علیه ما صادر شده و  باعث جریمه ۱۸-۱۹ میلیارد دلاری ما شود. اما دولت نظر مخالفی با آنچه مجلس فکر می کرد را داشت

جمع بندی نهایی مجلس این بود که خود شخص آقای زنگنه در قضیه کرسنت نقشی نداشته ولی بدون تردید فساد تحت مدیریت ایشان رخ داده است. نهایتا بنا بر مصالحی و با توجه به قول اقای زنگنه، مجلس به او رای اعتماد داد ولی متاسفانه پیش بینی مجلس محقق شده است. آخرین وضع پرونده کرسنت این است که دادگاه رأی خود را داده است ولی هنوز ابلاغ نشده است و رایزنی هایی در عرصه دیپلماسی در حال انجام است.

 

در انتصاب مدیران استان نمایندگان را در برابر عمل انجام شده قرار می دهند / استعفای آقای استاندار شایعه ای بیش نیست

در ابتدا  آقای روحانی گفتند ۳ضلع نمایندگان ، دولت و نماینده ولی فقیه باید با توافق همدیگر مسولان را انتخاب کنند اما بعدا ما را مقابل عمل انجام شده قراردادند و برخی افراد را تنها گزینه دولت مطرح کردند و به جز موارد معدود بقیه موارد را خودشان انتخاب کردند. البته جدای از عملکرد ضعیف در برخی حوزه ها، غالبا افراد تندرو در استان ما در مسئولیت ها قرار نگرفتند. در روزهای اخیر برخی زمزمه ها در خصوص استعفای آقای جبارزاده مطرح می شود که در حد شایعه است و من آنها تائید نمی کنم.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.