بسته ویژه ماه رمضان تبریز بیدار؛

ماه وصال (۸) / حاج آقا میرزا محمدی: عبودیت هدف مخلوق است نه هدف خالق/ زندگی بدون عبودیت مردگی است

حق تعالی نیازی به خدمت و اطاعت هیچ مخلوقی ندارد بلکه به فضل و رحمتش آنان را آفرید تا رحمتشان کند و از عذاب و عقابش دورشان سازد. اگر این همه آفریدگان، همه کافر شوند، یا موحد باشند، برایش تفاوتی ندارد؛ لذا از اطاعت، خلق، مشمول کرم و عنایت حق می‏شود و خودشان بهره می‏‌برند.

پایگاه خبری تبریز بیدار در نظر دارد در ایام ماه مبارک رمضان،به صورت روزانه بستۀ ویژه‌ای به مناسبت این ماه تقدیم خوانندگان محترم کند. این بسته تحت عنوان «ماه وصال» در سحرگاه ایام ماه مبارک بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت.

 

سخنرانی حجت‌الاسلام حاج شیخ محمد میرزامحمدی و مناجات مداح معظم حاج مهدی خادم آذریان؛ هیئت انصار الحسین تبریز

Image title

 

جلسۀ هشتم:

آیۀ شریفۀ «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این طریق تکامل یابند وبه من نزدیک شوند))، اشاره به هدف خلقت دارد نه هدف خالق، این نکتۀ ظریفی است که باید بدان توجه نمود در غیر اینصورت نقص پروردگار عالم اثبات خواهد شد، یعنی ذات اقدس الهی نقصی داشته است که با عبادت انس و جن کامل می‌گردد؛ غیر از استدلال عقلانی دلیل قرآنی نیاز نداشتن پروردگار عالم به عبادت بندگان نیز موجود است؛ آیه شریفۀ «إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ» می‌فرماید: اگر شما و هر که در زمین است همگى کافر شوید، به یقین خدا بى‏ نیاز و شایسته ستایش است.

پروردگار عالم هیچ قومی را عذاب نمی‌کند مگر آنگه بسوی آن قوم پیامبری ارسال کرده باشد تا پیغمبر ابتدا صراط مستقیم را نشان آنان بدهد. قرآن در آیۀ پنجم سورۀ ابراهیم می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْأَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» (ما موسی را با آیات خود فرستادیم(و دستور دادیم) قوم خود را از ظلمات به نور بیرون آر، و ایام الله را به آنها متذکر شو، در این، نشانه‏ هائی است برای هر صبر کننده شکرگزار).

اگر کسی جز در راستای عبودیت زندگی می‌کند این زندگی نیست بلکه مردگی است؛ تعابیر حضرت سجاد(ع) را در دعای ابو حمزه ثمالی و خمسه عشر ببینید. زندگی فقط در لوای عبودیت خداست نه بندگی طاغوت. من نکردم خلق تا سود ی برم؛ حق تعالی نیازی به خدمت و اطاعت هیچ مخلوقی ندارد بلکه به فضل و رحمتش آنان را آفرید تا رحمتشان کند و از عذاب و عقابش دورشان سازد. اگر این همه آفریدگان، همه کافر شوند، یا موحد باشند، برایش تفاوتی ندارد؛ لذا از اطاعت، خلق، مشمول کرم و عنایت حق می‏شود و خودشان بهره می‏برند. خداوند با فضلش با انسان برخورد می‌کند نه با عدلش چرا که اگر با عدل بخواهد با انس و جن رفتار کند جهنم مظهر عدل خداوند خواهد بود و بهشت مظهر فضلش.


دانلود صوت کامل مراسم


احکام ماه مبارک رمضان مطابق فتوای رهبر معظم انقلاب ؛ روزهشتم:

 Image title

کفاره‌ی افطار عمدی روزه‌ی ماه مبارک رمضان

۱. وجوب کفاره و موارد آن

الف) هرگاه در ماه مبارک رمضان کارهایی که روزه را باطل می‌کند،  از روی عمد و اختیار و بدون عذر شرعی انجام دهد، علاوه بر این که روزه‌ی او باطل می‌شود و قضا دارد کفاره نیز بر او واجب است اعم از این که هنگام انجام مفطر، عالم به وجوب کفاره باشد یا نه.

 

توجه:

اگر فردی به خاطر عذری احتمال دهد که روزه‌ی ماه مبارک رمضان بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. (صرف احتمال عدم وجوب روزه‌ی ماه مبارک رمضان برای افطار کافی نیست). بلی اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد کفاره ندارد، ولی قضا بر او واجب است.

اگر به سبب بی اطلاعی از حکم شرعی، کاری را انجام دهد که روزه را باطل می‌کند،‌ مثل این که نمی‌دانست سر زیر آب کردن روزه را باطل می‌کند و سر زیر آب کرد، روزه‌اش باطل است و باید آن راقضا کند، ولی کفاره بر او واجب نیست.

اگر به جهتی باطل کردن روزه برای او جایز یا واجب شود، مانند این که او را مجبور کنند کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، یا برای نجات جان غریق خود را در آب بیندازد، در این صورت،کفاره بر او واجب نیست، ولی باید قضای آن روز را به جا آورد.

ب) اگر چیزی از اندرون روزه‌دار به دهان او  برگردد، نبایدآن را دوباره فرو برد، و اگر عمداً فرو ببرد قضا و کفاره بر او واجب است.

ج) اگر روزه‌داربه گفته‌ی کسی که می‌گوید مغرب شده و اعتماد به گفته‌ی او نیست، افطار کند و سپس بفهمد که مغرب نبوده، قضا و کفاره بر او واجب می‌شود.

د) هرگاه روزه‌دار در ماه رمضان با همسر خود که روزه‌دار است جماع کند و زن نیز به آن راضی باشد بر هریک از آنان حکم افطار عمدی جاری است و علاوه بر قضا، کفاره هم بر هر دو واجب است.

 

۲. مقدار کفاره و کیفیت آن

الف) کفـاره‌ی افطار عمـدی روزه‌ی ماه مبارک رمضان در شرع اسلام یکی از سه چیز است:

۱. آزاد کردن یک برده.

۲. دو ماه (شصت روز) روزه گرفتن.

۳. شصت فقیررا غذا دادن.

 

توجه:

از آن جایی که در این دوران ظاهراً برده‌یی وجود ندارد که بتوان آزاد کرد مکلف باید یکی از آن دوکار دیگر را انجام دهد.

در مقدار کفاره تفاوتی نیست بین آن که روزه‌دار، به چیز حلال روزه‌ی خود را باطل کند یا به چیز حرام،مثل زنا یا استمنا یا خوردن و آشامیدن حرام، گر چه احتیاط مستحب در افطار به چیز حرام آن است که کفاره‌ی جمع بپردازد یعنی  هم یک برده آزاد کند و هم دو ماه روزه بگیرد و هم شصت فقیر را غذا دهد.

هرگاه هیچ یک از این سه کار ممکن نشود باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط (واجب) آن است که استغفار نیز بکند و اگر به هیچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نیست فقط کافی است که استغفار کند یعنی با دل و زبان بگوید: «اَسْتَغْفِرُاللهَ» (از خداوند بخشایش می‌طلبم).

کسی که به خاطر عدم توانایی بر روزه و غذا دادن به فقیر، وظیفه‌اش استغفار است، اگر بعدها تمکن کرد که روزه بگیرد یا به فقرا غذا دهد، لازم نیست این کار را بکند، گر چه موافق احتیاط مستحبی است.

ب) کسی که می‌خواهد دو ماه کفاره‌ی روزه‌ی ماه رمضان را بگیرد باید یک ماه تمام و حداقل یک روز از ماه دوم را پی‌در‌پی بگیرد و اگر بقیه‌ی ماه دوم پی‌در‌پی نباشد اشکال ندارد.

ج) زنی که می‌خواهدشصت روز روزه‌ی کفاره بگیرد و در اثنای روز به روزهای عادت ماهانه و امثال آن برسد پس از پایان آن روزها می‌تواند بقیه‌ی روزه‌ها را بگیرد و لازم نیست آنها را از سربگیرد.

د) غذا دادن به شصت فقیر را می‌توان به دو صورت انجام داد:

    ۱. این که با غذای آماده آنان را سیر کند.

    ۲. این که به هر نفر به اندازه‌ی ۷۵۰ گرم (یک مد) گندم یا آرد یا نان یا برنج یا امثال آن بدهد.

هـ) کسی که برای کفاره‌ی روزه می‌خواهد به شصت فقیر غذا دهد (به شرحی که در مسأله‌ی قبل گفتیم) اگربه شصت فقیر دسترسی دارد نمی‌تواند سهم دو نفر یا بیشتر را به یک نفر بدهد، بلکه لازم است به تمام شصت نفر به اندازه‌ی سهم هر یک غذا بدهد. البته می‌تواند به عدد افراد خانواده‌ی شخص فقیر مقدار سهم آنان را به او واگذار کند و او آن را مصرف آنان نماید.

 

توجه:

در فقیر، تفاوت میان بچه و بزرگ و زن و مرد نیست.

 

۳. احکام کفاره

۱. اگر روزه‌دار در یک روز بیش از یک‌بار کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد فقط یک کفاره بر او واجب می‌شود. بلی اگر این کار، آمیزش جنسی یا استمنا باشد احتیاط واجب آن است که به عدد دفعات آمیزش جنسی یا استمنا کفاره بدهد.

۲. کسی که عمداً روزه‌ی خود را باطل کرده، اگر پس از آن به سفر برود کفاره از او ساقط نمی‌شود، بنابراین اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند و برای فرار از روزه تصمیم بگیرد بعد از طلوع فجر مسافرت کند و این کار را نیز انجام دهد، صرف تصمیم و قصد سفر در شب و رفتن به مسافرت در روزبرای سقوط کفاره از او کافی نیست.

۳. کسی که کفاره بر او واجب شده، لازم نیست که آن را فوراً بدهد، ولی نباید آن را به قدری تأخیر بیندازد که کوتاهی در ادای واجب شمرده شود.

۴. کفاره‌ی واجب را اگر چند سال بگذرد و ندهد، چیزی بر آن اضافه نمی‌شود.

۵. در کفاره‌ی روزه، بین قضا و کفاره، ترتیب واجب نیست.


شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیه الله جوادی آملی (۸)

Image title


در این دعای سحر ابوحمزه ثمالی که از وجود مبارک امام سجادسلام الله علیه نقل کرد منشاء اصلی دعا را معرفت می‌داند. و تداوم دعا را هم معرفت می‌داند. و ناامید نشدن هم مستند به معرفت است. عرض می‌کند:

“یا واسِعَ المَغْفِرَه یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَه.”

ای پروردگاری که مغفرت‌ات بی‌کران است و اگر بخواهی کسی رامورد تَفقّد قرار بدهی با کرامت تفقّد می‌کنی.

باسِطُ الیَدَین! گرچه خدا دست ندارد، ولی اگر کاری بکند ومحبّتی بکند مثل این که انسان دو دستی کاری را انجام بدهد این چنین می‌کند. این کهفرمود: یَداهُ مَبسُوطَتان، یَدی او ندارد تا بسط کند. ولی اگر کسی خواست نسبت به دیگری عطائی کریمانه داشته باشد، دو دستی چیزی را به او عطا می‌کند. خدا اگر خواست بنده‌ای را بنوازد دو دستی به او احسان می‌کند. او باسِطُ الیَدَین است. چنین بسطی که برای ذات أقدس إله بازگو شد، آنگاه عرض می‌کند : خدایا! تو اگر مرا برانی از دَرت، ولی من دوباره برمی‌گردم .

به دلیل این که در دیگری نیست. انسان اگر به عجز خود پی ببرد، اول: بداند که موجود نیازمندی است و بداند توان رفع نیاز در اختیار خود او نیست، دو : حلّ رفع نیاز به عهده غیر اوهم نیست، سوم: تنها مبدائی که می‌تواند نیازهای او را برطرف بکند خداست، چهارم : وخدا هم اگر کسی او را بخواند و بخواند اجابت می‌کند، پنجم: خوب چنین کسی یقیناً دعامی‌کند. لذا عرض می‌کند: خدایا! تو اگر مرا برانی و از فیض خاص‌ات محروم بکنی، من ناامیدنمی‌شوم . دوباره برمی‌گردم .

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.