بازی نه چندان تمیز پساتحریم

هر کسی با واقعیت های آشکار و لایه های زیرین اقتصاد ایران آشنا باشد، بخوبی می داند که مشکلات اصلی اقتصاد ایران، ربط چندانی به تحریم های اقتصادی موجود ندارد و تحریمها، حداکثر تقویت کننده برخی مشکلات بوده اند و با حذف احتمالی تحریم ها – که ان شاالله محقق شود، مشکلات اساسی اقتصاد ایران چندان حل نخواهند شد.

به گزارش تبریز بیدار به نقل از الف، چند ماهی است برخی رسانه ها و فعالان اقتصادی اصطلاح «پساتحریم» را زیاد بکار می برند و دایم در حال توصیف پساتحریم هستند. هر کسی با واقعیت های آشکار و لایه های زیرین اقتصاد ایران آشنا باشد، بخوبی می داند که مشکلات اصلی اقتصاد ایران، ربط چندانی به تحریم های اقتصادی موجود ندارد و تحریمها، حداکثر تقویت کننده برخی مشکلات بوده اند و با حذف احتمالی تحریم ها – که ان شاالله محقق شود، مشکلات اساسی اقتصاد ایران چندان حل نخواهند شد.

با رفع تحریم ها، حداکثر و در بهترین حالت، چند ده میلیارد دلار به خزانه دولت وارد و تجارت خارجی سهل می شود و سرمایه گذاران خارجی، اجازه و امکان بیشتری برای سرمایه گذاری در داخل ایران خواهند یافت.

اما در کشوری که سرمایه داران بومی، اقدام به سرمایه گذاری نمی کنند، انتظار داریم سرمایه گذاران خارجی چه تصمیمی بگیرند؟

در کشوری که قانون محترم نیست و هر مسوولی به خود اجازه می دهد قانونی را که علاقه ندارد، اجرا نکند و وزرا خود را مجاز می دانند تا صورت حساب های پیمانکاران بخش خصوصی را تا سال ها نپردازند و دست پیمانکاران بیچاره هم به جایی بند نیست؛ با رفع یا تشدید تحریم ها چه معجزه ای قرار است اتفاق بیفتد؟ 

در کشوری که تجاوز به حقوق مالکیت شهروندان (نظیر پاس نشدن چک ها، فروش کالای تقلبی، بی تعهدی به اجرای قراردادها و…) مثل آب خوردن اتفاق می افتد و از آن طرف، باز پس گیری اموال از کلاهبردار و مجبور کردن طرف قرارداد به اجرای تعهداتش، فرایندی بس طولانی و طاقت فرسا از کلانتری ها و دادگاه های ناکارآمد و شلوغ دارد، تحریم بودن یا نبودن چه فرقی می کند؟ 

در اقتصادی که صدها قانون و مقررات و رویه اجرایی ضد تولیدی، دست و پای فعالان اقتصادی را بسته و هر روز یک مامور حکومتی با مراجعه به واحد های تولیدی برای اداره واحدها مزاحمت ایجاد می کند، پیشاتحریم یا پساتحریم چه فرقی می کند؟!

در اقتصادی که انواع فسادهای مالی و سیاسی در سطح سیستمی به همه جا سرایت کرده و غیر از نتایج تلخ اخلاقی و فرهنگی مخرب، تولید را از بهره وری و رقابتی بودن هر روز دورتر می سازد، و تا این غول بی شاخ و دم باقی باشد باید شاهد نرخ های پایین رشد و افزایش شکاف طبقاتی باشیم، پیش و پس تحریم چقدر متفاوت است؟!

به گمانم کسانی که در هفته های اخیر عمداً واژه پساتحریم را بکار می برند، خود بخوبی از این واقعیت ها خبر دارند اما تلاش برای ترویج این اصطلاح و تصویرپردازی از دوران بعد از تحریم ها، صرفنظر از انگیزه های سیاسی، انگیزه های مالی هم دارد.

می توان پیش بینی کرد در صورت اعلام رفع تحریم ها؛ در ساعات و روزهای اول، برخی بازار هایی که نقدینگی و معامله در آن ها سریعتر اتفاق می افتد، دچار شوک قیمتی خواهند شد. نظیر بازار های ارز، طلا، سهام برخی صنایع تا حدودی هم خودروها و محصولات وارداتی که بورس نسبتا متشکل دارند.

تکرار عبارت پساتحریم و ایجاد توقع در افکار عمومی برای رفع تحریم ها، عمق و ابعاد «شوک قیمتی» در بازارهای فوق الاشاره را تقویت و هیجان ناشی از «خبر رفع تحریم» را در این بازارها تشدید و رانت های اطلاعاتی در این میان را هرچه ارزشمندتر می کند. 

به نسل ما که ماهیگیری عده ای از آب گل آلود و نوسانات شدید چند روزه ی پس از اعلام پذیرش قطعنامه در ۲۷ تیر۶۷ را دیده است، باید حق داد به دمیدن های رسانه ای در تنور پساتحریم، مشکوک باشد. 

دوستانی که این روزها با شدت و حرارت، از پساتحریم می گویند و می نویسند، اگر متوجه ابعاد ماجرا نیستند، لااقل حواسشان باشد که آب را به نفع چه کسانی دارند گل آلود می کنند…

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.