حاشیه ای بر بازگشت روباه به لانه؛

شما هنوز هم می‌ترسید «مستر هاموند»!

فیلیپ هاموند در مراسم بازگشایی سفارت انگلیس در خیابان فردوسی تهران در پاسخ به یکی از خبرنگاران خارجی که از او پرسید:”آیا شعار مرگ بر انگلیس؛ بر روی دیوار سفارت باقی می‌ماند؟!”؛ می‌گوید:”مادرم همیشه می‌گفت سنگ می‌تواند آسیب برساند؛ اما شعار و کلمه نه!”

به گزارش تبریز بیدار به نقل از خبرگاری دانشجو، این گزارش مقدمه ندارد. «بازگشایی سفارت انگلیس» آنقدر کنایه و مفهوم در خودش دارد که برای بحث درباره آن؛ نیازی به مقدمه نویسی برای مخاطب ایرانی نباشد! لذا سر اصل مطلب می رویم. فیلیپ هاموند در مراسم بازگشایی سفارت انگلیس در خیابان فردوسی تهران در پاسخ به یکی از خبرنگاران خارجی که از او پرسید:”آیا شعار مرگ بر انگلیس؛ بر روی دیوار سفارت باقی می ماند؟!”؛ می گوید:”مادرم همیشه می گفت سنگ می تواند آسیب برساند؛ اما شعار و کلمه نه!”  با خود فکر می کردم که شاید هاموند هم در فضای پساتوافق مانند خیلی های دیگر که این روزها به آلزایمر دچار شده اند؛ از این بیماری بی نصیب نمانده باشد. چه اینکه او طبیعتاً بایستی مانند دیگر دیپلمات های ارتش روباه ها؛ تاریخدان خوبی باشد. هاموند اما شاید بر اثر آلزایمر مصلحتی و خودخواسته؛ شعارهای کارگران شرکت نفت ایران و انگلیس در ۱۳۲۸ ، شعارهای مردان نهضت جنوب و تنگستان و فریادهای ملت ایران در سال ۵۷  را از یاد برده است. شعارهای نمازجمعه های هر هفته شهرهای ایران، شعارهای تشییع شهدای غواص، ۲۲ بهمن و ۹ دی پیشکش!

 

هر چه هست؛ واقعیت این است که او برخلاف آنچه اظهار می کند تنها از همین شعارها می ترسد. او و همپالگی هایش، کارایی شعار و رنگ را پیش از این در گرجستان، قرقیزستان، اوکراین و حتی ایران! محک زده اند. منوچهر متکی وزیرخارجه وقت جمهوری اسلامی در جریان فتنه سال ۱۳۸۸، بعدها در بیان نقش سفارت انگلیس در ریختن بنزین بر آتش فتنه می گوید:” در جریان فتنه ۸۸ رفت و آمدهای بین دیپلمات‌های انگلیسی و سفارت آنها در تهران به قدری زیاد شده بود که هواپیماهای عادی پاسخگوی رفت‌وآمد آنها نبود!” آنها می آمدند تا به شعارها جهت بدهند نه به سنگ ها!

 

در متن کتاب “نقش انگلیس در فتنه ۸۸” در همین زمینه می خوانیم:”حجم مداخله‌ی مقامات ارشد بریتانیا در انتخابات دهم کشورمان بسیار سنگین بود، به‌نحوی که برای نمونه طی هفده روز اولیه (از تاریخ ۲۳ خرداد تا ۹ تیر ۱۳۸۸) مجموعاً سیزده بار گوردون براون نخست‌وزیر و دیوید میلیبند وزیرامورخارجه‌ی وقت آن کشور در خصوص این موضوع داخلی ایران اظهارنظر و دخالت کرده‌اند. این امر بسیار غیرمعمول است که مقامات کشورهای خارجی به‌ویژه رئیس دولت و وزیر امورخارجه‌ی یک کشور این‌چنین در مسائل داخلی کشور مستقل دیگری تقریباً به‌طور روزانه اظهارنظر نمایند.

 

حالا اما به فاصله ی چند روز پس از صدور مجوز فعالیت هسته ای بی بی سی در تهران (!)؛ جاسوسخانه انگلیسی ها در تهران بازگشایی شده است. فیلیپ هاموند وزیر خارجه کنونی انگلیس آذرماه ۹۳ در صحن مجلس عوام انگلیس در پاسخ به اعتراض نمایندگان به کم کاری وزارت متبوعش در زمینه بازگشایی مجدد سفارت انگلیس در تهران می گوید: “برخی مشکلات فنی وجود دارد که به سادگی قابل حل نیست. ما باید مقدار قابل‌توجهی تجهیزات! وارد ایران کنیم. بخش زیادی از تجهیزات عملیاتی سفارت ما در جریان وقایع نوامبر ۲۰۱۱ (تعطیلی سفارت) از بین رفت. اگر قرار باشد ما آن‌جا دوباره شروع به کار کنیم، نیاز داریم تجهیزات‌مان را به شیوه‌ای امن و مورد اطمینان! به آن‌جا منتقل کنیم. هنوز دو طرف بر سر شیوه‌ انتقال این تجهیزات به داخل سفارت به توافق نرسیده‌اند.” حالا اما گویا دو طرف در تمامی زمینه ها به توافق رسیده اند! مبارک باشد!

 

هاموند اما در این موضوعِ بخصوص، مرد خوش شانسی بود! زیرا موضوع وجود سفارت برای انگلیس در تهران آنقدر مهم بود که کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلیس به دلیل ضعف ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه سابق انگلیس در بازگشایی این سفارتخانه وی را بازخواست کرده و چند روز پس از این بازخواست، وی از سمت خود برکنار شده بود! کمیته مذکور در متن گزارشِ سوال از هیگ می نویسد:” نداشتن روابط مناسب دیپلماتیک با تهران موجب شده تا توانایی انگلیس برای شکل دادن تحولات کاهش یافته و نتواند اقداماتی همچون جمع آوری اطلاعات (جاسوسی) را در ایران انجام بدهد. علاوه بر این موارد به دلیل نبود روابط دیپلماتیک، انگلیس نتوانسته ارتباطات انسانی خوبی با ایرانیان که برای گسترش روابط دیپلماتیک ضروری هستند داشته باشد.”

 

در ادامه این گزارش می خوانیم:”به اعتقاد اعضای کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلیس، به دلیل حضور نداشتن در تهران و همچنین نبود روابط دیپلماتیک با ایران، انگلیس نتوانسته متحدان خود در خاورمیانه را در این رابطه مطمئن سازد که کاملا از دیدگاه های ایرانیان و عقاید آنها در موارد مختلف مطلع است و توانایی هدایت آنها را دارد. مطلع شده ایم که بواسطه دوره طولانی سکوت در روابط انگلیس با ایران اکنون بریتانیا کشور چندان بزرگی در ایران به حساب نمی آید!”

 

هاموند حالا که خیالش از بایت انتقال تجهیزات فنی به ایران، راحت شده است؛ در گفتگویی که همین حالا! با رادیو ۴ بی بی سی در محل سفارت انگلیس در تهران انجام داده، می گوید:” اگر با ایرانی‌ها صحبت نکنیم، قادر نخواهیم بود در توسعه سیاست ایران تاثیرگذار باشیم!” وی ادامه می دهد:” آنچه در مورد ایران اهمیت دارد؛ رفتار ایران در قبال بازیگران منطقه چه اسرائیل و چه دیگر کشورهاست که معلوم می‌شود ایران دیگر تهدیدی برای آنها نیست!”

 

بیایید وقایع را یک بار دیگر مرور کنیم. ابتدا هاموند تنها مشکل بازگشایی سفارت انگلیس در تهران را انتقال تجهیزات فنی می داند، چند ماه بعد مجوز فعالیت بی بی سی در تهران صادر می شود و چند روز بعد از آن؛ سفارت روباه پیر رسماً بازگشایی می شود. آن هم در سالی که ایران دو انتخابات مهم در پیش دارد. شاید باید بیش از آنچه هستیم، هوشیار باشیم!

 

همه اینها در حالی است که اعترافات صریح یکی از ماموران سفارت انگلیس؛ از نقش مستقیم این سفارتخانه در مدیریت آشوب های تهران و دیگر شهرهای ایران در سال ۸۸ پرده برداشته است. دستگیری چند تن از اعضای رسمی این سفارت با لباس و مچ بند سبز در خیابان های تهران، اوج این فضاحت جاسوسی-اطلاعاتی را رقم زده بود. عصبانیت و واکنش مقامهای انگلیسی پس از دستگیری کارمندان سفارت انگلیس در تهران خود بیان کننده ترس آنها ازفاش شدن مسائل پشت پرده در خصوص دخالتهای مخربشان در قضایای پس از انتخابات ایران بود.

 

حسین رسام تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در دومین جلسه دادگاه متهمان براندازی نرم در مورد کیفیت اقدامات سفارت انگلیس در تهران می گوید: “سفارت انگلیس به دلیل سیاستهای خصمانه اش درایران وترس ازافشای ارتباط گیریاش بامنابع داخلی اقدام به ارتباط گیری از طریق کارکنان محلی می کند و به دستور مقام های سفارت من نیز اقدام به ارتباط گیری می کردم.

 

وی ادامه می دهد: من حدود ۱۳۰ مرتبط داشتم که متعهد شدم تعداد آنها را به ۱۸۰ نفر برسانم و تماسهای من با آنها در اماکن عمومی، رستورانها و کافی شاپها با هزینه سفارت انگلیس بود که مطالب مورد گفت و گو در این جلسه ها نیز به اطلاع مقامهای لندن می رسید وی تصریح میکند: “«توماس برن» نفر دوم سفارت انگلیس درزمینه ارتباط گیری و تأمین بودجه نقش بسیار ویژه ای داشت.” رسام در مورد هماهنگی سفارت با بی بی سی فارسی برای القای تقلب در انتخابات ایران می گوید: “گزارش هایی در تهران تهیه می شد که برای وزارت خارجه انگلیس ارسال می گردید که برخی از آنها تبدیل به سیاست ها می شد و توسط شبکه بی بی سی اجرا می شد. طبق دستور،سفارت ازکارمندان محلی خواسته بود در اغتشاش ها حضور یابند. پاتریک دیویس کاردار سفارت نیز در راهپیمایی خیابان انقلاب تادانشگاه صنعتی شریف حضورداشت.

 

حالا و با چراغ سبز «دولت کلیددار» قرار بر حضور دوباره انگلیسی ها در خیابان های تهران شده است و هر کسی به حضور آنان اعتراض کند، به زندان می رود. سخنگوی نیروی انتظامی که به دستور دولت وظیفه سرکوب دانشجویان را داشت؛ در تشریح برخورد با دانشجویان انقلابی معترض به بازگشایی سفارت انگلیس در خیابان فردوسی می گوید:”چند نفر خودسر! که به هیچ صراطی مستقیم نبودند، به کلانتری ارجاع و سپس آزاد شدند.” هر چه هست، انگلیس اکنون در خیابان فردوسی خیمه زده؛ می خواهد دوباره شغالها را به جان ایران بیندازد ولی هاموند هنوز هم از شعارهای روی دیوار سفارت می ترسد! که اگر نمی ترسید نیازی به ضرب وشتم معترضان توسط دولت نبود. ما این را خوب می دانیم «مستر هاموند»!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.