تبریزبیدار
سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶:۵۰ شناسه خبر : ۱۰۵۰۰۹۵

برخی مردان بی انصاف؛

وقتی کاخ زناشویی متلاشی‌ می شود

مرد مادامیکه زن نگرفته آزاد است. می‌تواند دیر به خانه بیاید یا زود. اطلاع بدهد کجا می‌روم یا نه. اما هنگامی که ازدواج کرد خواه ناخواه‌ باید برنامه‌اش را تغییر دهد و زودتر به منزل بیاید.

به گزارش  تبریز بیدار به نقل از جام نیوز، یکی از مشکلات خانواده های امروزی عدم برنامه ریزی و نظم در منزل و بیرون از منزل می باشد که گاها باعث بروز تنش و بگو مگو در بین زن و شوهر می باشد. در این متن با استفاده از کتاب همسرداری آیت الله امینی نکته ای را به برخی مردان گوشزد می کنیم.

 

مرد مادامیکه زن نگرفته آزاد است. می‌تواند دیر به خانه بیاید یازود .اطلاع بدهد کجا می‌روم یا نه. اما هنگامی که ازدواج کرد خواه ناخواه‌ باید برنامه‌اش را تغییر دهد و زودتر به منزل بیاید.

 

مرد خانه باید توجه داشته باشد که همسرش از صبح تا غروب در منزل‌ زحمت کشیده خانه را مرتب نموده، غذا پخته، لباس شسته، منزل را تمیزکرده و... اکنون چشم براه است که شوهرش به منزل بیاید، با هم بنشینند صحبت کنند و از انس و محبت لذت ببرند. بچه‌هایش نیز همین انتظار را دارند. با این حال دور از انسانیت و انصاف است که مرد خانه، شب دنبال خوشگذرانی و شب‌نشینی برود و همسر بیچاره و کودکانش را در انتظار بگذارد!!

 

 

سخنی با برخی از مردانی که نه تها روز بلکه تا نیمه شب هم خانواده خود را تنها می گذارند

 

آقای محترم!


مگر زن‌داری فقط به این است که غذا و لباسش را بدهی؟ زن‌ شریک زندگی است نه کلفت‌ بدون مزد و مواجب. به خانه شوهر نیامده که‌ شبانه‌روز زحمت‌ بکشد و لقمه نانی بخورد. بلکه بدان امید آمده که انیس و همنشین دائم داشته باشد. 

 


بعضی مردها واقعا انصاف و عاطفه و شعور ندارند. زن پاکدامن و عفیف و فرزندان معصوم خویش را در خانه می گذارند و شب تا به سحر دنبال عیاشی و ولگردی میروند.


پولهایی را که باید در خانه خرج کنند در خارج منزل بیهوده تلف‌ می کنند. این بیچاره‌ها هنوز لذت انس و محبت را درک نکرده‌اند که‌ عیاشیهای کثیف را خوشگذرانی می‌شمارند. هیچ فکر نمی‌کنند که با این‌ رفتار آبرو و حیثیت‌ خویش را از دست می دهند. و در نزد مردم، افرادی‌ هوسباز و سبک مغز معرفی می‌شوند. خودشان را بدبخت و بیچاره و زن و فرزندشان را بدبخت‌تر می گردانند. کاری می کنند که همسرانشان از درد ناچاری تقاضای طلاق و جدایی می کنند و کاخ زناشویی را متلاشی‌ می‌سازند.

 


به داستانهای زیر توجه فرمایید:


مردی که زنش را طلاق داده بود در دادگاه گفت:در ابتدای ازدواج‌ به خاطر جوانی و معاشرت با دوستان بد هر شب همسرم... را تنها در خانه‌ می گذاشتم و برای تفریح و خوشگذرانی از خانه بیرون می‌رفتم و نزدیک‌ صبح به خانه می‌آمدم. همسر جوانم که از رفتار من ناراحت‌ بود عاقبت‌ بستوه آمده طلاق گرفت. دو فرزند داشتیم قرار شد ماهی دو مرتبه آنها را ببینم. مدتی بدین نحو گذشت ولی اکنون مدتی است از من مخفی شده‌اند. برای دیدن فرزندانم خیلی ناراحت هستم. 


زنی می‌گوید: از تنهایی دیگر حوصله‌ام سر رفته دارم دق میکنم.


شوهرم اصلا به فکر من و تنهایی کشنده من نیست، هر شب تا بعد از نیمه‌شب در پی تفریح و شادی خودش است. 


آقای محترم، تو که دارای زن و بچه هستی دیگر حق نداری مانند سابق بی‌قید و بند باشی. به فکر آینده خودت و خانواده‌ات باش. دوستان ناباب را رها کن. از کار که فارغ شدی‌ یک سر به خانه بیا. با زن و فرزندانت‌ بنشین، کانون خانوادگی را گرم و با صفا کن و از لذت انس و محبت‌ برخوردار شو. شب‌نشینی بر فرض اینکه سالم و بدون مفسده هم باشد باز به حال تو سودی ندارد و زندگی‌ات را متلاشی می‌سازد.