نان برخی ها در دوگانه سازی است؛

هروله میان آرمانگرایی و معیشت

دوگانه سازی ها برای سیاسیون نان داشته اما برای مردم سفره خالی را به ارث گذاشته است.

گروه سیاسی تبریز بیدار؛ در عرصه سیاسی کشور عمدتا این دوگانه ها بوده اند که تکلیف نهایی رای مردم را مشخص کرده اند. چه آن زمان که دوگانه ملی گرایی و انقلابی شکل گرفت و چه آن زمان که این دوگانه تبدیل به راست و چپ شد و چه بعد از آن، دوگانه اصولگرایی و اصلاح طلبی. همه سبب شد تا تمام طیف های غیر از این دوگانه به حاشیه رانده شوند و از اثر گذاری آنها به شدت کاسته شود.

در چنین شرایطی کسانی اثرگذار هستند که توانایی طراحی دوگانه را داشته باشند و بتوانند دوگانه مورد نظر خود را به جامعه القا کنند. مدتهاست که دوگانه اصولگرایی-اصلاح طلبی صرفا به یک نماد تبدیل شده است و معنای واقعی از این دو مفهوم از دست رفته است. آن زمان که احمدی نژاد تمام دوگانه های رسمی را برهم ریخت و با دوگانه عدالت-اشرافیت، هاشمی را برای مدتها از صحنه سیاسی کنار گذاشت، دوگانه مدنظر هاشمی همان دوگانه اصلاح طلبی-اصولگرایی بود و خود در وسط این دوگانه ایستاده بود تا بتواند از سبد رای هر دو طرف استفاده کند. البته این شگرد هاشمی است که تلاش می کند در دوگانه وسط بایستد و در شرایط مقتضی خود را به یکی از طرفین متمایل کند و از رای آن جناح بیشترین بهره را ببرد.

این تجربه نشان می دهد هرجناحی که در دوگانه رقیب خود گرفتار شود محکوم به شکست است حتی اگر هاشمی باشد. اشتباه بزرگی که جریان مقابلِ روحانی در سال ۹۲ انجام داد همین مسئله بود که در دوگانه مد نظر روحانی گرفتار شد. 

دوگانه معیشت – آرمان

از نظر نگارنده دوگانه مد نظر روحانی معیشت-آرمان بود که وی توانست به خوبی این نکته را در عموم جامعه تسری دهد و نشان دهد که طرف مقابل وی کاری با معیشت و رفاه مردم ندارد و برعکس اگر روحانی رئیس جمهور شود دغدغه اصلی اش رفاه و آسودگی مردم خواهد بود.

حقیقتی که باید پذیرفت این است که مردم ایران در عین حالی که آرمان گرا هستند اما چند سالی بود که فشارها مالی و فسادهای اقتصادی عموم مردم را نسبت به جریانی که مدعی عدالت و آرمانگرایی بود بدبین کرده بود و قاعدتا هرجریانی که برچسب آرمان گرایی می خورد و مدعی تدوام چنان شعار هایی می شد محکوم به شکست بود.

کسانی که میان معیشت و آرمانگرایی هروله می کنند و مدام فریاد وامعیشتنا و وا آرمانا سر میدهند توجه ندارند که معیشت و آرمان گرایی منافاتی با یکدیگر ندارد  چه این که  تنها راه رسیدن به معیشت عبور از آرمانها نیست وهمچنین تنها راه آرمانگرایی فدا کردن رفاه مردم نیست. حقیقت این است که اصلی ترین و چه بسا تنها راه رسیدن به معیشت و رفاه، تحرک و پویایی است که باید با اقدام جهادی و مدیریت واقع بینانه با چشم انداز آرمانگرایانه صورت گیرد. در هر صورت باید خاطر نشان کرد که دوگانه ها در اغلب اوقات با واقعیت ها سازگار نیستند و بیشتر به عنوان یک موج تبلیغی و رای آور در جامعه گسترش می یابند.

نشانه های آن نیز روز به روز بیشتر هویدا می شود. دولتی که با دوگانه آرمان و معیشت بر سر کار آمد، تاکنون قدم مثبتی برای رفاه بیشتر مردم انجام نداده است. نامه ۴ وزیر به روحانی تصویر روشنی از اقتصاد این روز های ایران بود. شاید گفته شود، با توافق هسته ای گشایش ها آغاز خواهد شد اما کیست که نداند و حاشا کند که همه مشکلات اقتصادی از رهگذر توافق حل نمی شود و تنها بخش کوچکی از مشکلات پای تحریم ها و فشار های خارجی است که برای این گزاره می توان دلایل متقنی را ردیف کرد که مجال پرداخت نیست.

الغرض، دوگانه سازی ها برای سیاسیون نان داشته اما برای مردم سفره خالی را به ارث گذاشته است. برای عبور از مشکلات اقتصادی برنامه ریزی صحیح و بلند مدت لازم است که همه دولت ها از آن تهی بوده اند که اگر فکر و برنامه بود پس چرا در طول یک سال دوبار بسته خروج از رکود داده می شود؟!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.