زندگی زیر یک سقف اما دور از هم؛

در فضای حقیقی طلاق عاطفی در فضای مجازی دلخوشی با معشوقه مجازی

اگر پیش از این اعتیاد، دخالت والدین، ناسازگاری، مشکلات جنسی و بیکاری به عنوان عوامل اصلی طلاق در جامعه مطرح بود،امروز علاوه بر همه این موارد باید فضای مجازی را نیز یکی از مهم‌ترین علل و عوامل طلاق و جدایی بین زوج‌ها نام برد.

به گزارش تبریز بیدار ، زیر سفره سپید عشق آیه‌های نور می‌خوانند و با هم عهد و پیمان می‌بندند برای یک همسفری و همراهی همیشگی زیر یک سقف، حلقه‌های زرین مهربانی در انگشتان همدیگر جای می‌گیرد و روزهای شیرین همدلی آغاز می‌شود، همدیگر را عشق یکدیگر، همنفس زندگیم  و همراه همیشگیم، بهار زندگیم، همسرم و… خطاب می‌کنند و این گونه زندگی مشترک زیر یک سقف آغاز می‌گردد.

روزها و ماه های اول به خوبی و خوشی سپری می‌شود و ماه‌های اول جای خود را به یک سال می‌رساند و زندگی همچمنان دوام دارد.

زندگی که به یک سال  می‌رسد کم‌کم زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد، بعد از مدتی این زمزمه‌ها در بین فامیل می‌پیچید و زمزمه‌ها تبدیل به عبارت‌های زشت و رکیک می‌شود که دو کبوتر عاشق نثار هم می‌کنند، انگار طوفانی در زندگی آنها در حال وزیدن است، طوفانی سهمگین زندگی آنها را متلاطم می‌کند، امواج این طوفان سهمگین زندگی آنها را دستخوش تغییر و تحولات جبران‌ناپذیر می‌کند، این دو یار آشنا از همدیگر روی بر می‌گردانند، ترش رویی می‌کنند و کار به جایی می‌رسد که دست روی یکدیگر بلند می‌کنند.

این دو کبوتر عاشق ساز نامهربانی کوک کرده و  آهنگ جدایی سر می‌دهند و کلبه عشقشان دستخوش تاراج می‌شود، آهنگ جدایی آنها طلاق نام می‌گیرد، طلاق، حلال مغضوبی که عرش الهی را می‌لرزاند چرا که با جاری شدن خطبه طلاق آشیانه‌ای از هم می‌پاشد.

طلاق یک ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی در جامعه  است و زنان به عنوان یکی از قربانیان این پدیده ناهنجار نسبت به مردان دچار آسیب‌های زیادی در این حوزه می‌شوند.

در بررسی علل و آسیب‌های طلاق گزینه‌های متعددی به چشم می‌خورد  و در دهه‌های مختلف  با تغییر سبک زندگی  مردم الگوهای جدیدی در شکل‌گیری طلاق مطرح می‌شود.

به طور مثال در یک مقطع زمانی موضوعات اقتصادی، مهم‌ترین علت طلاق است، در برهه‌ای دیگر اعتیاد حرف اول را می‌زند، در یک مقطع زمانی نیز ممکن است بی‌وفایی و خیانت زوجین در صدر این عوامل قرار گیرد.

زندگی زیر یک سقف اما دور از هم

“طلاق خاموش” یا “عاطفی” واژه‌ای است که متاسفانه این روزها زیاد به گوش می رسد همسرانی که زیر یک سقف زندگی می کنند اما پیوندهای عاطفی شان متزلزل و ناپایدار است و به اجبار با هم زندگی می‌کنند.

 بررسی آسیب شناختی خانواده‌های ایرانی نشان می‌دهد که در حال حاضر دو عامل فقر فرهنگی و معیشتی منشا بسیاری از مشکلات خانوادگی است و این در حالی است که طلاق عاطفی صدمات جبران ناپذیری را بر اعضای خانواده می گذارد و آنها را مستعد انواع مشکلات روحی و روانی می کند که البته عدم شناخت زوجین، شرایط نامساعد اقتصادی، روند رو به افزایش بیکاری، افزایش آمار طلاق و … از جمله علل طلاق های عاطفی است.

زمانی یک ارتباط و پیوند از “ما” بودن به “من” می‌رسد که حس جدا شدن کامل عاطفی میان زوجین اتفاق بیفتد و این همان طلاق عاطفی است این موضوع زمانی اتفاق می افتد که زن و مرد در یک خانه زندگی می‌کنند از یک ظرف غذا می‌خورند، ولی هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند از آنجا که بالاترین دلیل ازدواج انگیزه” است؛ اگر زن و مرد تمایلات خود را در نظر نگرفته و به ازدواج تن بدهند، سرانجام نتیجه‌ای جز سردی و بی‌تفاوتی نخواهند دید.

این افراد با فاصله‌ای که از لحاظ روحی و جسمی با یکدیگر دارند خط قرمزهایی را برای همدیگر مشخص کرده‌اند و هرکدام در خلوت خود دیگری را متهم می‌کند درک نکردن صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی‌علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود همه و همه ‌دست به دست هم می‌دهد تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوج‌ها به‌وجود بیاورد هیچ آمار دقیقی از میزان وجود طلاق عاطفی در دست نیست.

طی سال‌های اخیر نیز با رشد فزاینده تکنولوژی‌های ارتباطی، ارتباطات مجازی نیز عامل دیگری برای افزایش طلاق در جامعه شده است.

متاسفانه حفظ حریم خانواده، پاکدامنی و صداقت، حفظ حیا و عفت در لایه‌هایی از جامعه کم رنگ شده است و فقدان مهارت‌های ارتباطی نیز بر افزایش طلاق‌ها دامن می‌زند. زوج‌هایی که سال‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند در بدیهی‌ترین مهارت‌های ارتباطی نیز دچار نوسان می‌شوند.

اگر پیش از این اعتیاد، دخالت والدین، ناسازگاری، مشکلات جنسی و بیکاری به عنوان عوامل اصلی طلاق در جامعه مطرح بود، امروز علاوه بر همه این موارد باید فضای مجازی را نیز یکی از مهم‌ترین علل و عوامل طلاق و جدایی بین زوج‌ها نام برد.

زندگی‌هایی با ویترین شاد اما واقعیتی عذاب آور

به واسطه آشنایی با مشاوران و پژوهشگران حوزه آسیب‌های اجتماعی در  یکی از مراکز مشاوره حضور یافته و با  چند نفر از زوج‌هایی که برای مشاوره آمده بودند هم‌صحبت شدم که فضای مجازی آشیانه همدلی آنها را در آستانه فروپاشی قرار داده بود.

البته افرادی که در این مرکز مشاوره بودند علل و عوامل مختلفی را برای جدایی و طلاق عنوان می‌کردند که یکی از مهم‌ترین این عوامل خیانت همسران در فضای مجازی بود.

خانم مینا- ب یکی از خانم‌هایی بود که برای مشاوره آمده بود تا دقایقی که نوبت به او برسد سرگرم صحبت شدیم.

او از همسرش درخواست طلاق کرده بود و چون هنوز پرونده آنها در جریان بود کارشناسان مربوطه آنها را به مرکز مشاوره ارجاع داده بودند.

فضای مجازی هووی من است

او می‌گوید: فضای مجازی هووی من است، چند وقتی است احساس می‌کنم شوهرم به من خیانت می‌کند، او وقتی از سر کار به خانه باز می‌گردد تمام وقت  با گوشی در فضای مجازی است.

وی ادامه داد: شوهرم رفتارهای مشکوکی دارد، او وقتی فهمید من درخواست طلاق  و جدایی داده‌ام بسیار مشتاقانه موضوع را پذیرفت و هیچ مخالفتی ندارد.

مینا اضافه کرد: با وجودی که فقط یک سال است ما ازدواج کرده‌ایم ام شوهرم حتی شبانه با افراد مختلفی در فضای مجازی به چت کردن با غریبه‌ها مشغول است و وقتی اعتراض می‌کنم ادعا می‌کند در مورد مسائل کاری حرف می‌زنیم ولی کدام عقل سلیمی باور می‌کند ساعت یک یا دو بامداد در مورد موضوع کاری حرف می‌زند.

این خانم از شدت ناراحتی از رفتارهای شوهرش بغض کرده  و ادامه می‌دهد: در حالی که ما در ابتدای زندگی باید با همدیگر دلخوش بوده و روزهای بسیار شاد و شیرینی در کنار همدیگر داشته باشیم ولی متاسفانه زندگی ما در حال از هم پاشیدن است.

مینا خیلی تلاش کرده است تا شوهرش را به مرکز مشاوره بیاورد ولی او راضی نشده است.

وی می‌گوید: شوهرم از گوشی موبایل جدا نمی‌شود که بخواهد به مرکز مشاوره نیز بیاد ولی من چون زندگیم را دوست دارم به مرکز مشاوره آمده‌ام تا جای ممکن  بتوانم مانع از فروپاشی زندگیم شوم.

یکی دیگر از زوج‌هایی که به مرکز مشاوره آمده‌اند آقا و خانم جوانی هستند که در حال گفت‌و‌گو با یکدیگر هستند، آنها البته اتهامات وارد شده به همدیگر را قبول ندارند، آنها سربسته با همدیگر حرف می‌زنند و از صحبت‌هایی که گاه و بیگاه به گوش می‌رسد معلوم است که آنها نیز دچار تضاد در عمل و رفتار هستند.

وقتی خودم را به آنها معرفی می‌کنم خانم جوان خیلی تمایلی برای صحبت کردن ندارد ولی شوهرش جسته و گریخته حرف‌هایی در مورد زندگیشان می‌گوید.

کجایی، چکار می‌کنی، با چه کسی هستی؟

او خود را رسول معرفی کرده و می‌گوید: همسرم زن خوبی است و من قدردان او هستم ولی او بیش از حد به من مشکوک است، به تمام کارهای من مشکوک است، او دائم مرا زیر نظر گرفته  مرا کنترل می‌کند، تماس‌های مدام او مرا کلافه کرده است، کجایی، چکار می‌کنی، با چه کسی هستی، کی می‌آیی.

رسول آقا ادامه می‌دهد: او دیگر با این رفتارهای خود مرا خسته کرده است، من هر لحظه باید به او گزارش دهم در چه وضعی هستم.

وقتی از او می‌پرسم استدلال همسرت در برابر رفتارها و کنترل‌هایش چیست؟ به نقل از همسرش می‌گوید: دوست داشتم همسرم می‌گوید همه این موارد از دوست داشتن است که من می‌خواهم بدانم کجایی و کی می‌آیی.

وی  با اشاره به این که قصد جدایی و طلاق نداریم افزود: ما قصد طلاق و جدایی نداریم، ما به مرکز مشاوره آمده‌ایم تا بتوانیم برای ادامه زندگی خود از مشاور برنامه بگیریم تا ببینیم و بدانیم این روش زندگی فعلی ما چقدر به زندگی آینده ما آسیب می‌زند.

اگر مواظب نباشم فضای مجازی شوهرم را از من می‌گیرد

صحبت‌های ما که به اینجا می‌رسد همسر رسول آقا نیز به ما می‌پیوندد و در ادامه حرف‌های شوهرش می‌گوید: من همسرم را خیلی دوست دارم و باید مواظب باشم. الان اوضاع به گونه‌ای شده است که اگر یک لحظه غفلت کنم فضای مجازی شوهرم را از من می‌گیرد.

وی ادامه داد: من برای ادامه زندگی خودم دوست ندارم به هیچ وجه شوهرم را از دست بدهم.

رواج بی‌وفایی همسران نسبت به یکدیگر

سکینه ساعدی، پژوهشگر حوزه آسیب‌های اجتماعی  می‌گوید: متاسفانه با افزایش ارتباطات و در دسترس بودن گوشی‌های هوشمند نوجوانان خیلی زودتر از سن خود به مطالب و اطلاعاتی در مورد مسائل زناشویی دسترسی پیدا می‌کنند.

وی افزود: دیدن برخی تصاویر و ویدئوها باعث بلوغ زودرس دختران و پسران می‌شود و آنها زودتر نیازها و خواسته‌های جنسی خود را فعال کرده و به دنبال راهی هستند تا بتوانند این نیاز جنسی را برطرف کنند.

ساعدی افزود: بنابراین آنها در سنین پائین ازدواج می‌کنند و مشاهده می‌شود دختران و پسران چون به مسوولیت‌پذیری خود در قبال ازدواج و تعهدی که برایشان ایجاد می‌شود التزام ندارند و فقط به دنبال ارضای نیاز جنسی خود هستند به محض این که این نیازها برطرف شد تازه سر عقل آمده و با خود می‌اندیشند که این فرد گزینه مناسبی برای ازدواج نبوده و نیست و راهی دادگاه شده و تقاضای طلاق می‌دهند.

پژوهشگر حوزه آسیب‌های اجتماعی، مهم‌ترین زمینه‌های طلاق را بیکاری و مشکلات اقتصادی، مشکلات جنسی، اعتیاد، فقر ارتباطی  اعلام کرد و افزود: در جامعه امروزی باید در کنار این عوامل خیانت همسران را نیز یکی از عوامل مهم طلاق عنوان کنیم.

وی ادامه داد: هر چند که خیانت همسران به یکدیگر پیش از این نیز وجود داشته است ولی باید گفت متاسفانه با گسترش فضای مجازی، خیانت در زندگی همسران به شدت افزایش یافته است.

ساعدی تصریح کرد: امروزه مصادیق خیانت تغییر یافته است و به جرات می‌توان گفت فضای مجازی به عنوان هوو در داخل خانه‌ها حکمرانی می‌کند.

حال خوب زن و شوهر در فضای مجازی، در خانه دچار طلاق عاطفی

مشاور خانواده با اشاره به اینکه زن و شوهرها در خانه دچار طلاق عاطفی بوده ولی در فضای مجازی حالشان خوب است ادامه داد: ما در مرکز مشاوره با نمونه هایی مواجه هستیم که زن و شوهرها در خانه با همدیگر دچار طلاق عاطفی هستند ولی در فضای مجازی با معشوقه های مجازی خود دلخوشی می‌کنند.

وی گفت: این افراد حتی با تماس تلفنی و تصویری با فرد مقابل حتی نیازهای جنسی خود را نیز ارضاء می کنند و این موضوع متاسفانه در حال گسترش است.

دیوار بی‌اعتمادی همسران قد می‌کشد

ساعدی خاطرنشان کرد: ما هر روز با مواردی مواجه می‌شویم که دیوار بی‌اعتمادی همسران نسبت به همدیگر قد می‌کشد و آنها بدون این که به وجود فرزندان خود توجهی داشته باشند و آینده فرزندان برایشان مهم باشد همچنان با بی‌مهری نسبت به همدیگر و دلخوشی در فضای مجازی زندگی را ادامه می‌دهند.

وی با اشاره به پرونده‌هایی که در مورد طلاق و فضای مجازی داشته است می‌گوید: طی سال‌های اخیر طلاق به خاطر خیانت شوهر در فضای مجازی خیلی افزایش یافته است. به عنوان مثال طی روزهای قبل خانمی به مرکز مشاوره مراجعه کرده و از اینکه شوهرش در فضای فیس بوک با دخترانی که عکس پروفایل‌های آنان دختران یا زنان عریان یا نیمه عریان هستند چت می‌کند و حتی حاضر نیست با همسرش سر یک سفره شام بخورد و شام را نیز  با گوشی هوشمند و در فضای مجازی می‌خورد.

ساعدی افزود: متاسفانه مواردی از این دست زیاد است و به خصوص در این زمینه زنان بیشتر از مردان شاکی هستند که گوشی‌های هوشمند به عنوان رقیب آنها عمل می‌کند.

طبق آمار اعلام شده توسط سازمان ثبت احوال بیشتر طلاق‌ها در سال ۹۴ مربوط به ترکیب سنی مردان ۳۰ تا ۳۴ و زنان ۲۵ تا ۲۹ ساله با ۱۶ هزار و ۲۸۶ مورد بود.

 گروه بعدی ترکیب زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله و مردان ۲۵ تا ۲۹ ساله است که ۱۵ هزار و ۹۲۸ مورد طلاق در این ترکیب سنی رخ داده است.

در سال ۹۵ نیز آخرین آماری که اعلام شد حاکی از همین وضعیت بود. تحلیل‌های آماری نشان می‌دهد روند عمومی طلاق در ۱۰ سال گذشته به همین شکل بوده و بدتر آن که طول عمر و پایایی زندگی مشترک نیز کاهش یافته است.

آمار ثبت احوال در سال ۹۵ نشان‌دهنده مرگ زودرس زندگی مشترک است و این جدایی اغلب در سال اول زندگی زناشویی رخ می‌دهد و این رقم رو به کاهش نیز نهاده است.

با ادامه روند فعلی باید در آینده نزدیک داشتن خانواد به یک آرزوی دست نیافتنی تبدیل می شود. آمارها دروغ نمی‌گویند.

آنچنان که احد جودی مدیرکل ثبت احوال آذربایجان‌شرقی  در مورد آمارهای مربوط به ازدواج و طلاق استان می‌گوید جای تامل دارد.

وی در خصوص آمار ازدواج ثبت شده طی سه ماه نخست سال‌جاری گفت: طی ۳ ماهه نخست سال‌جاری ازدواج ثبت شده در استان ۸ هزار و ۹۶۶ واقعه بوده، که از این تعداد ۳ هزار و ۵۶۹ مورد مربوط به تبریز و ۶۹۰ مورد مربوط به شهرستان مراغه و ۶۲۸ مورد مربوط به شهرستان مرند بوده و کمترین آمار ثبت ولادت نیز مربوط به شهرستان هریس با ۱۰۸ مورد است.

مدیرکل ثبت احوال آذربایجان‌شرقی در خصوص آمار طلاق‌های ثبت شده در ۳ ماهه نخست سال‌جاری، بیان کرد: کل طلاق‌های ثبت شده در استان ۲هزار و ۱۲ واقعه بوده که از این یک هزار ۱۴۴ واقعه مربوط به تبریز است.

وی ادامه داد: پس از تبریز بیشترین آمار ثبت طلاق مربوط به شهرستان مراغه با ۱۵۴ واقعه و کمترین آمار طلاق نیز مربوط به شهرستان‌های چاراویماق و ورزقان با ۶ مورد و عجب‌شیر با ۱۰ مورد است.

از هر ۵ ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شود

محسن ارشدزاده مدیرکل بهزیستی استان آذربایجان شرقی نیز یکی از آسیب‌های بزرگ استان را  طلاق عنوان می‌کند.

وی افزود: به ازای هر ۵ ازدواج تقریباً یک مورد طلاق رخ می‌دهد که از این رو بهزیستی استان برای کاهش طلاق اقدامات مشاوره‌ای انجام داده است.

ارشد زاده افزود: برای بیش از ۱۰ هزار زوج در آستانه طلاق خدمات مشاوره ارائه داده که  30 درصد منجر به سازش شده است.

بنابراین با روند افزایشی طلاق در جامعه باید همت جمعی به کار آید و هشدارهای لازم در زمینه انواع آسیب هایی که در کمین خانواده وجود دارد به آنان یادآوری شود. اگر طلاق در ظاهر  جدایی یک زن و شوهر از همدیگر است ولی تبعات ناشی از این جدایی بسیار سخت و غیر قابل جبران است.

مطمئنا در این میان فرزندان قربانیان اصلی طلاق هستند که معلوم نیست بعد از جدایی  والدین چه آسیب هایی بدتر ااز طلاق در انتظار آنان است.

گزارش از معصومه درخشان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.