تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : سلامت و خانواده , دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۱۱:۲۴:۱۵ شناسه خبر : ۱۰۷۱۱۲۳

بررسی اسید پاشی های اخیر در تبریز در گفتگو بامدرس دانشگاه تبریز:

اسیدپاش‎ها، جانیان بالفطره نیستند/ روابط عاطفی بیشتر از شش ماه ممکن است خطرناک باشد

استاد گروه روانشناسی دانشگاه تبریز با تاکید بر این که اسیدپاش‌ها جانیان بالافطره نیستند، گفت: اغلب چنین پنداشته می‎شود که اسیدپاشان افراد خطرناکی هستند و این در حالی است که اسیدپاش‎ها همان افرادی هستند که در دور و اطراف ما زندگی می‎کنند، آن‌ها اسیر دست هیجان‌های لحظه‌ای می‌شوند.

به گزارش تبریز بیدار ، علی قره‎داغی، در گفت‎وگو با ایسنا،  با بیان این که پژوهش کمی و کیفی دقیقی در خصوص علل اسید پاشی و انگیزه‎های مهاجمان انجام نشده است، گفت: اگر علل حوادثی مانند قتل‎های خیابانی، با ماشین زیر گرفتن و سایر مصادیق پرخاشگری را به اسیدپاشی تعمیم دهیم، حس انتقام جویی منجر به این حادثه می‎شود، انتقام جویی جزیی از رفتار پرخاشگرانه تلقی می‎شود، بر اساس برخی فرضیه‎ها پرخاشگری پاسخی به ناکامی است و هر چه شدت ناکامی بیشتر باشد، شدت پرخاشگری نیز بیشتر خواهد بود و هر چه ارزش مورد انتظار در مورد چیزی که فرد درباره آن ناکام شده بیشتر باشد، شدت پرخاشگری بیشتر بوده و در نتیجه فرصت ارزیابی از فرد سلب خواهد شد.

چرا افراد خوب، ناگهان دست به کارهای شیطانی می‎زنند؟

وی عنوان کرد: این سوال همواره در بین روانشناسان وجود داشته است که «چرا افراد خوب، ناگهان دست به کارهای شیطانی می‎زنند؟»، در صورت توجه به تاریخچه زندگی برخی افرادی که زن‌های خیابانی را کشته‌، به کودکان معصوم تجاوز کرده و آن‌ها را به قتل رسانده‌اند، متوجه می‌شویم آن‌ها مدت‌ها در بین مردم زندگی، مراوده و کار کرده‌ و اهل خانواده بودند، اما به یکباره تبدیل به هیولاهایی شده‌اند که بی محابا دست به قتل و آسیب زده‌اند.

وی ادامه داد: در تاریخ جنگ‌ها می‌بینیم که زندان‌بان‌هایی که در تاریخچه زندگی خود حتی نمره انضباطشان هم بالاترین نمره بوده، دست به کارهای فجیعی زده‌اند، بنابراین پاسخ به این سوال که «چرا آدمهای خوب ناگهان دست به کارهای شیطانی می زنند؟»، می‌تواند گره انفجارهای خشم را باز کند.


مهاجمان اسیدپاش، خود را قربانی می‌دانند

قره‌داغی با تاکید بر این که مهاجمان اسیدپاش، خود را قربانی می‌دانند، گفت: آن‌ها قربانی ناکامی‌هایشان می‎شوند، این افراد در دنیای ذهنی‎شان خود را قربانی می‎پندارند و در ابتدا دنیایی می‌سازند که همه چیز آن پیش بینی شده است و فرد مهاجم در آن به تمام نداشته‌هایش می رسد، تمام رنگ‌های دنیای ذهنی‌اش او را مشغول و مشعوف می‌کند، چرا که لذت رسیدن به آرزوها در دنیای ذهنی اثری شبیه رسیدن به آن‌ها در دنیای واقعی دارد.

مهاجم از چه نوع دنیایی آمده و چه نوع دنیایی را تصور می‌کند؟

وی عنوان کرد: در علم روانشناسی مفهومی به نام "دلبستگی" وجود دارد که بر دو نوع ایمن و ناایمن تقسیم می‌شود، فردی که دارای دلبستگی ایمن باشد، به خودش و روابطش اعتماد داشته و خودش را در گرو روابطش توصیف نکرده و موقع طرد شدن‌ احساس نمی‌کند که وجودش در خطر افتاده است.

وی با اشاره به دلبستگی ناایمن گفت: کسی که دلبستگی‌اش ناایمن است، همیشه خود را وابسته به روابط نگه می‌دارد، این فرد به محض این‌ که احساس طرد شدن کند، آشفته می‌شود، افراد ناایمن هنگام طرد شدن، چنین می‌پندارند که دنیایشان به پایان رسیده است، آن‌ها فکر می‌کنند دوست داشتنی نیستند و وقتی کسی آن‌ها را دوست بدارد، دنیایشان را بر محور آن دوست داشتن می چینند، طرد شدن، تلخ ترین اتفاق افراد با دلبستگی ناایمن است.

مهاجمان اسیدپاش احتمالا دلبستگی نا ایمن دارند

قره‌داغی با بیان این که مهاجمان اسیدپاش احتمالا دلبستگی ناایمن دارند، افزود: فرد مهاجم فکر می‎کند با از دست دادن طرف مقابل، دچار احساس ناامنی شده و وجودش به خطر می‎افتد، این احساس برآمده از دلبستگی ناایمن که ریشه در دوران کودکی فرد مهاجم دارد، سبب می‎شود فرد تمام معنای زندگی را در دلبستگی به یک فرد بداند، این افراد وجودشان را به وجود فرد دیگری وابسته کرده و در روابط عاطفی بسیار شکننده بوده و با تجربه‎ی یک شکست، خشم خود را به این شکل برون‌ریزی می‎کنند، مهاجم خود را مستحق حمله و اسیدپاشی می‎داند.

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به روش‌های حل مسئله عنوان کرد: راهبردهای حل مسئله‎ این افراد از نوع هیجان مدار منفی است، در راهبردهای هیجان مدار منفی، به جای عقل و تدبیر، هیجان جهت تصمیم گیری را مشخص می‌کند، در مواردی که فرد نمی‌تواند هیجان‌هایش را شناخته، کنترل کرده و تغییر جهت دهد، هر رویکردی به ارضای هیجان منجر شود، همان رویکرد اتخاذ می‌شود.

وی در ادامه با به نقش مواد محرک در تحریک پذیری این افراد اشاره کرد و گفت: مصرف موادی مانند متاآمفتامین، شیشه، کراک و مواد صنعتی موجود در بازار، واقعیت سنجی را بسیار تضعیف کرده و جسارت بیشتری به افراد مهاجم می‎دهد.

بیشترین میزان آمار اسید پاشی در دنیا متعلق به کشور بنگلادش است

عضو هیات علمی دانشگاه تبریز تاکید کرد: اسیدپاشی نه تنها در جامعه‎ی ما، بلکه در جوامعی مثل آمریکا و انگلیس هم اتفاق می‎افتد، اما بیشترین میزان آمار اسید پاشی در دنیا متعلق به کشور بنگلادش بوده و آمارها حاکی از آن است که سالانه 300 مورد اسیدپاشی در این کشور اتفاق می‎افتد، همچنین مستندات نشان می‎دهد، عمده‎ترین نقطه تمرکز اسیدپاشی، در جنوب شرق و جنوب آسیا و در کشورهایی مانند کامبوج، بنگلادش و پاکستان اتفاق می‎افتد و این نکته نشان می‌دهد که اسیدپاشی یک پدیده‎‌ی وابسته به فرهنگ است.

وی افزود: طبق مستندات، اسیدپاشی در کشورهای در حال توسعه بیشتر گزارش شده است، در سال 1980، آماری از نرخ اسیدپاشی در کشورهای توسعه یافته منتشر شد که انگیزه‎های افراد با انگیزه‎های اسیدپاشان در کشورهای در حال توسعه متفاوت بود و سرقت و تعصبات قومی-نژادی و دعواهای خیابانی، زمینه ساز حمله با مواد شیمیایی و اسید بودند.

وی در ادامه با اشاره به آمار اسیدپاشی در ایران عنوان کرد: گزارشات استانی بیمارستان‎ها حاکی از آن است که 11.5 درصد کل سوختگی‎ها، ناشی از سوختگی با اسید هستند، اما تا کنون آمار رسمی در این خصوص از سوی وزارت بهداشت ارایه نشده است.

قره‌داغی با اشاره به تفاوت‎های جنسیتی در اسیدپاشی عنوان کرد: در کشورهای توسعه یافته، اسیدپاشی توسط مردان علیه مردان و در کشورهای در حال توسعه، توسط مردان علیه زنان انجام می‎شود، عوامل عاطفی مثل رد پیشنهاد ازدواج و رابطه‎ عاطفی از سوی زنان در کشورهای در حال توسعه، عمده علت اسیدپاشی را تشکیل می‎دهند.

وی ادامه داد: در کشور بنگلادش دختران زیر 18 سالی که از نقش‌های سنتی و قومی خودشان فرا رفته و پوشش و سبک زندگی‎شان را عوض کرده‎اند، قربانی اسیدپاشی شده‌اند، در «جامائیکا» نیز زنان به دلیل خیانت‎های زناشویی از سوی مردان مورد اسیدپاشی قرار گرفته‎اند.

احساس عدم امنیت قربانیان اسیدپاشی را تهدید می‎کند

وی با اشاره به تجربه‎ی تلخ قربانیان اسیدپاشی اظهار کرد: قربانیان علاوه بر سوختن و بدشکلی صورت، قضاوت شده و در معرض اتهام قرار می‎گیرند، طرد شده و به شدت تنها می‎شوند، افراد جامعه این بدشکلی صورت را مسری می‎پندارند و به دلیل این برخوردها، قربانیان دچار تاخیر در تکالیف رشدی و از دست دادن روابط می‎شوند، حسرت و اندوه گذشته آنان را رنج داده و در دام افسردگی، رفتارهای خودشکنانه و خود تخریب‌گر می‎اندازد، احساس عدم امنیت و ترس از تهدید شدن به اسید پاشی مجدد و مورد حمله قرار گرفتن، از مواردی هستند که حتی در صورت جان سالم به در بردن، قربانی را رها نمی‎کنند.

قره‌داغی ادامه داد: احساس امنیت نکردن و به هم ریختن تصویر بدنی، قربانیان را دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‎کند، قربانیان این استرس را در سطح فکر، رفتار و فیزیولوژی تجربه می‎کنند و در ارتباطات بعدی خود همواره احساس ناامنی می‎کنند، گاهی کابوس‌های شبانه گریبان آنها را می‌گیرد و در صورتی که مهاجم مجازات نشود، احساس خشم و مورد بی عدالتی قرار گرفتن، آنها را رنج می‌دهد.

وی عنوان کرد: قربانیان اسید مردم را فریب نداده‎اند که به خاطر آن قربانی اسیدپاشی شوند، آن‌ها فقط برای زندگی خودشان تصمیم گرفته‎اند، این قربانیان، متهم نیستند، مردم به جای ترحم و طرد کردن باید با قربانیان اسیدپاشی، هم حسی کنند، آنان نیازمند حمایت برای حضور مجدد در جامعه هستند، در کشورهایی مانند بنگلادش، خیریه‎هایی برای حمایت و کمک به قربانیان اسیدپاشی شکل گرفته است، اما در برخی جاها از نظر قانونی و ساختاری خلا‎هایی در برخورد با مهاجمان اسیدپاش وجود دارد و این خلا سبب می‎شود قربانیان هیچ گاه احساس ‎نکنند که با مهاجمان برخورد برابری شده است.

وی با تاکید بر اتخاذ تدابیری برای برخورد قاطعانه با اسیدپاش‌ها از سوی مراجع قضایی خاطرنشان کرد: برای جرایم نوظهور مانند جرایم سایبری، مجازاتی تعیین شده و این در حالی است که تاکنون برخورد قاطعانه‎ای با مهاجمان اسیدپاشی نشده است.

قره‌داغی با اشاره به راهکارهای حمایت از قربانیان اسیدپاشی متذکر شد: راهبردهای فردی، اجتماعی و ساختاری از جمله این راهکارها هستند، راهبرد شخصی به کمک برای بازیابی خود و توانایی‎های سابق فرد اشاره دارد، این فرد می‎تواند با عضویت در برخی سازمان‌های مردم نهاد به سایر قربانیان کمک کند، مشاوران، روانشناسان، مددکاران و خانواده‎ها می‎توانند در راستای تامین حمایت عاطفی برای قربانیان تلاش کنند، راهبردهای ساختاری نیز به حمایت قانون و بیمه از قربانیان اشاره دارد.

استاد دانشگاه تبریز در پایان تاکید کرد: با توجه به این که اغلب موارد اسید پاشی در ایران به دلیل شکست در روابط عاطفی اتفاق می‌افتد، روابط عاطفی بیشتر از شش ماه ممکن است خطرناک باشد و جنبه‎ی پاتولوژیک پیدا کند، افراد با مطلع کردن خانواده‎ها وارد رابطه شوند، آموزش مهارت‎های حل مسئله و کنترل خشم نیز باید مورد توجه قرار گیرد، اسیدپاشی مصداق پرخاشگری و عدم کنترل خشم است و افراد باید کنترل خشم را یاد بگیرند.