تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷ ۱۰:۲۹:۵۷ شناسه خبر : ۱۰۷۲۶۹۶

چاوشی فقط میخواند و نمی ایستد؛

«ابراهیم» محسن چاوشی یا «ابراهیم» حسین صفا

هر چند انتخاب های چاوشی تا الان خوب بودند و با درایت توانسته از تکرار فرار کند و درجا نزند، اما این بار ترس آن می رود که این فرار از تکرار به مذاق مخاطب خوش نیاید. باید نشست و دید مخاطبان چاوشی بزرگ، چه واکنشی به ابراهیم نشان خواهند داد.

یادداشت ؛ علی علی بیگی

«ابراهیم» وارد بازار شد. آخرین آلبوم محسن چاوشی. چاوشی قطعا یکی از بزرگان موسیقی پاپ کشور است. هم از لحاظ مخاطب و تاثیر گذاری و هم از لحاظ هنری. آخرین آلبوم او همانند آلبوم اولش «یه شاخه نیلوفر» پر حاشیه بود و به راحتی مجوز نگرفت. پس از یک ماه کشمکش، وزارت ارشاد به دو قطعه از آلبوم مجوز نداد و ابراهیم با ۶ قطعه روانه بازار شد. البته این ظاهر قضیه بود. چرا که چاوشی خودش دو قطعه دیگر را به صورت غیر قانونی برای دانلود گذاشت و الان ابراهیم را همه با ۸ تراک می شنوند.
من نه به عنوان موسیقی دان و یا فعال در حوزه موسیقی، بلکه صرفا به عنوان علاقه مند به کار محسن چاوشی و به عنوان کسی که از اوایل دهه هشتاد یعنی از آغاز انتشار آلبوم نفرین تا الان همه آثار چاوشی را دنبال کرده ام، خواستم یادداشتی بر جدیدترین آلبوم چاوشی بنویسم.

اشعار:
شاعر هر هشت قطعه آلبوم ابراهیم، حسین صفاست. و آهنگساز همه کار ها خود محسن چاوشی است. حسین صفا از ابتدای فعالیت محسن چاوشی با او بوده است. اما نه اینقدر دیگر! او همیشه با دو سه تا از قطعات با محسن بود. به نظر می رسد، ابراهیم بیشتر از اینکه مال چاوشی باشد مال صفاست! چاوشی حتی به مولانای بزرگ هم اینقدر میدان نداده بود که به صفا داده است! این اولین ضربه را به ابراهیم زده است.
همه ی شعرها در یک فضاست. هر چند اشعار صفا قطعا از لحاظ ادبی نسبت به شعرهای قبلش قوی ترند، ولی یک نوع بودن اشعار و فضای کل آلبوم مخاطب را خسته می کند. ترکیب ها و آرایه های ادبی شعر صفا قدرتمند و زیبا هستند. در هر 8 قطعه بیت های بسیار زیبا و عمیق و از لحاظ فنی بسیار قوی وجود دارد، اما مشکل در کلیت اشعار است.
«شعر ما بزرگ و نادانیم» یا «ماه مهر» و با ارفاق «در آستانه پیری» را می توان سه تراکی انتخاب کرد که فضای کلی شعر برای مخاطب قابل ملموس است. «ما بزرگ و نادانیم» نقدی است بر جامعه و رفتارهای ما. و جزء تراک های خوب آلبوم به شمار می رود. «ماه مهر» نقدی است بر نظام آموزشی کشور و «در آستانه پیری» روایت مردی میانسال از دغدغه هایش و غصه ها و درد دلهایش است که فضای کلی کار قابل لمس است.
بقیه تراک ها تقریبا نا ملموس و گنگ هستند. و این یعنی از دست دادن مخاطب عام. بعضی از شعرها آنقدر گنگ اند که مخاطب جدی شعر هم متوجه اش نخواهد شد. هر چند در همه تراک ها ابیاتی وجود دارد که خوب و ادبی و قطعا لذت بخش اند اما اکثرا مخاطب متوجه کل معنی شعر نمی شود و این ایراد از مخاطب نیست بلکه از شعر است. گنگ بودن فرق دارد با سخت خوان بودن. گنگ بودن ایراد است و

پیچیدگی نیز همین طور. این حد از اشعارِ انتزاعی و از همه گسیخته و نامفهوم جایش در آلبوم خواننده محبوب نیست.
در آلبوم «امیر بی گزند» اشعار بشدت درست انتخاب شده بود. تلفیقی از شعرهای سنتی و مدرن. در آلبوم های قبل تر هم باز انتخاب های چاوشی در مورد اشعار بسیار درست تر از این آلبوم بود. آلبوم «پرچم سفید» و یا آلبوم «حریص» و «پاروی بی قایق» همه شاهد این ادعا هستند. اشعار انتخابی، در فضاهای مختلف و تلفیقی از اشعار سنتی و غزل های مدرن و ترانه های عاشقانه و حتی اشعار مذهبی و یا شعر های با مضمون جنگ و دفاع مقدس انتخاب شده بودند. اما «ابراهیم» این تنوع را ندارد. در «ابراهیم» از ترانه خبری نیست. مسلما وجود چند ترانه با زبان محاوره ای و صمیمی به جذاب بودن آلبوم کمک می کرد که این اتفاق هم نیافتاده است. حتی اگر چاوشی شعر هر هشت قطعه اش را از حافظ یا سعدی هم انتخاب میکرد باز خسته کننده می شد چه برسد به حسین صفا!

آهنگ سازی:
ضربه دوم را «ابراهیم» از آهنگ سازی خورده است. مقایسه سر انگشتی این آلبوم با آلبوم های قبلی این را نشان خواهد داد. سازهای طبیعی مانند سه تار و سنتور و پیانو و ویولون و آکاردئون و... در این آلبوم بسیار کمرنگ اند و تا دلتان بخواهد فضا با گیتار برقی پر شده است. البته در بعضی جاها صدای پیانو(خاک اره) و ویولون (در قطعه لطفا به بند اول سبابه...) و بعضا سه تار در قطعه (ماه مهر) به گوش می رسد ولی اگر گیتار الکتریک امان دهد! کل آلبوم پر است از آهنگ های کامپیوتری.
زمانی شهرت چاوشی به تلفیق کردن سازهای سنتی و مدرن بود. به آهنگسازی متفاوتش. به ایجاد همزمان فضای مدرن و سنتی. اما در این آلبوم هیچ خبری از این ها نیست. کجاست «قله خوشبختی»، «خواب»، «نگار»، «قطار»، «دور آخر»، «کافه های شلوغ»، «غم و شادی»، «بوف کور»، «بغض»، «ناز»، «خیانت»، «ابرای پاییزی»، «زخم زبون»، «سنتوری»، «گمشده دو حرفی» و کلی تراک های ماندگار چاوشی که همه را با آهنگ های متفاوتشان در ذهن داریم. در «ابراهیم» آهنگ ماندگار و متفاوتی نداریم. با اغماض می شود آهنگ تراک «تو در مسافت بارانی» را انتخاب کرد و بقیه آهنگ ها تقریبا چیز دندان گیر و چندان متفاوتی نیستند.
باید گفت که اشعار آنقدر ابیاتش زیاد است که مجالی برای موسیقی نمی دهد. در طول آلبوم، چاوشی فقط میخواند و نمی ایستد ما دقیقه ای موسیقی گوش دهیم!
مضمون:
همه اشعار مضمونی انتقادی و بعضا سیاه دارند. این بنظرم خوب است و من مشکلی با این ها ندارم. «در آستانه پیری»، «ماه مهر»، «ما بزرگ و نادانیم»، «جهان فاسد مردم» پر از اعتراض و انتقاد است که زیبایی کار را دو چندان کرده است. اضافه کنید به این انتقاد ها و اعتراض ها صدای خش دار و متفاوتچاوشی را! که حاصل، سمفونی اعتراض بی نظیری می شود که در مقایسه با سایر نمونه ها بی نظیر است.

بعضی از شعرها لخت اند. و باز هم من مشکلی ندارم ولی قطعا بعضی از مخاطبان پس خواهند زد. چاوشی را به یاد نداریم این همه شعر لخت بخواند و این همه از بوسه و آغوش و عشق رختخوابی و زنان هرزه و رَحِم و تُف... مستقیم و بی تکلف حرف بزند. مخاطب عامی که به همراه خانواده اش موسیقی ای برای گوش دادن انتخاب خواهد کرد، قطعا این قطعات به مذاقش خوش نخواهد آمد.

هرچند حرف های انتقادی از وضع فرهنگی و اجتماعی و رفتاری جامعه، مهم و ارزشمند است و قطعا فاصله بسیاری دارد با خوانندگان همه چیز خوان بی هنر که امروزه زیاد هم شده اند، ولی چاوشی از خودش فاصله گرفته است. می توان گفت این آلبوم حتی یک قطعه عاشقانه ندارد. چاوشی در «ابراهیم» فکری برای مخاطب عامش نکرده است.


تراک های آلبوم:

هرچند ایراداتی که گفتیم بر چاوشی وارد است، اما به جرات میتوان گفت چاوشی در این زمانه برای موسیقی ما غنیمتی است. در آشفته بازاری که خواننده های دو روزه، از راه می رسند و تازه به دوران رسیده ها تلویزیون را پر می کنند و حتی کنسرت هایشان هم لب خوانی است و با بریدن بخشی از شعر مولانا و سایر بزرگان خودشان را شاعر جا می زنند، کلاه باید از سر برداشت و برای چاوشی ادای احترام کرد.

چاوشی همه چیز خوان نیست. شعر برایش اهمیت بسیاری دارد. چاوشی، خواننده ی بی دغدغه نیست، جامعه برایش مهم است و تقریبا سعی می کند به همه اتفاقات جامعه و اطرافش واکنش نشان دهد. خشکی دریاچه ارومیه، زلزله آذربایجان، گرد و غبار اهواز، برجام، آمدن شهیدان گمنام حتی پیروزی کاندیدایش در انتخابات، همه واکنش های محسن چاوشی را در پی داشته است و این نشان می دهد او هنرمند بی دغدغه و عافیت طلب نیست.

قطعات «ببر به نام خداوندت»، «ما بزرگ و نادانیم» و «تو در مسافت بارانی» جز خوب های این آلبوم اند و قطعات «در آستانه پیری» و «همراه خاک اره» و «ای ماه مهر» متوسط به بالا هستند و قطعا آلبوم ابراهیم ارزش شنیدن را دارد.


حرف آخر:

هنوز هم اعتقاد دارم بهترین آلبوم چاوشی، آلبوم «یه شاخه نیلوفر» است. و بعدا «حریص»  و «پاروی بی قایق». ما انتظار چاوشی «یه شاخه نیلوفر» را داشتیم. جایی که حتی از مولانا و بابا طاهر هم نمی خواند. با اشعار عامه پسند و البته قوی از نظر ادبی و متفاوت و فضای سیاه و خاکستری و موسیقی بی نظیر و صدای مسحور کننده اش، ساعت ها مخاطب را سر آلبومش می نشاند و گلایه می کرد از عشق هایی که به سر انجام نرسیده اند و معشوقان بی وفا.
ناگفته نماند تمایل چاوشی به مولانا و سعدی و سایر بزرگان ادب فارسی بسیار ارزشمند است و در این آشفته بازار خوانندگان، غنیمتی است.
شاید اگر آهنگسازی آلبوم به فرد حرفه ای تری واگذار می شد و در انتخاب اشعار به دو سه شعر از حسین صفا قناعت می شد و به همراه چند ترانه امروزی تر و چند شعر سنتی از شعرای بزرگ اهمیت داده می شد، حاصل کار به مراتب از این بهتر می شد.
هر چند انتخاب های چاوشی تا الان خوب بودند و با درایت توانسته از تکرار فرار کند و درجا نزند، اما این بار ترس آن می رود که این فرار از تکرار به مذاق مخاطب خوش نیاید. باید نشست و دید مخاطبان چاوشی بزرگ، چه واکنشی به ابراهیم نشان خواهند داد.