تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : ورزشی , شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ ۱۴:۴۱:۴۰ شناسه خبر : ۱۰۷۲۸۸۰

سی و سومین دوره تور آذربایجان هم به پایان رسید؛

توری که در آن مانده ایم

در چنین رویدادهایی که ویترین نمایش زیبایی های شهر است باید کوه و بیایان های تازه درخت کاری شده و برج های اروپا طور شهر با مسیری بی ارتباط با هویت شهرمان را نشان بدهیم یا زیبایی ها شهرمان را؟

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛فرزاد نریمان زاده

سی و سومین دوره تور آذربایجان هم به پایان رسید!
سی و سه دوره!
یعنی جوان و نوپا نیست که نشود خرده گرفت و نکات ریزی که میتواند این چنین کارها را تبدیل به احسن کند را نگفت .
الغرض چند نکته من باب مسئولیت شهروندی خدمتتان عارضم ، نکاتی برای ریخت و قیافه این رویداد که مثل بسته بندی هر محصول پیشانی و ویترین تمام محسنات فنی پشت پرده است.

اما بعد

1-اولین باری که پوستر رویداد بین المللی دوچرخه سواری ایران_آذربایجان امسال را دیدم باز یاد کارهای تکراری چندین سال پیش افتادم، طرح هایی به قول معروف آجیلی! طرح هایی که لابد با نظارت مسئول محترمی طراحی شده است.
آیا نباید پوستر رویداد به این بزرگی اولا توسط افراد صاحب سبک و احیانا از طریق مسابقه طراحی بشود؟
رجوع تان میدهم به پوسترهای ورزشی رویدادهای بین المللی...
آقا طراح نداریم؟ کامپیوتری که از آن طرح ها کار کند نداریم؟ چاپخانه نداریم یا چه؟
من میگویم!
فقط همت و جرات نداریم، جرات خالی کردن فنجان ذهنمان را نداریم برای همین هرچه در آن میریزیم سر ریز میشود!

2- با اینکه در انتخاب مسیرها باید مسائلی در نظر گرفته شود اما با کمی جسارت و عدم تقید به کلیشه های فکری موروثی و همت و یاری دیگر مسئولان شهری میشود خرق عادت کرد و کمی متفاوت تر دید مسئله را، دیروز آخرین مرحله راتماشا میکردم، مرحله ای که هم از شبکه سهند و هم از شبکه ورزش پخش زنده میشد. مسیری از مقابل لاله پارک! به سمت میدان امام علی و برعکس! مسیری به دور از جاذبه های بصری و بلواری در میان شهرکی در حال ساخت و پلی نیمه کاره در میانه مسیر!
3- در ادامه بند دوم عرایضم قصد دارم به مسئله مهمی به نام تصویربرداری اشاره کنم که همه جا میتواند کمی ها را پوشش دهد و با لطایف الحیلی از جادوی دوربین برای بهتر دیده شدن استفاده کند، امکانی که عملا در پخش زنده ندیدم! تصاویری به شدت کم کیفیت از لحاظ پیکسلی و کم کیفیت از لحاظ بالانس رنگی، طوری که مثلا هنگام سوئیچ از دوربین شماره یک به هلی شات کلا رنگ و لعاب تصویر رنگ می باخت!
البته باید پذیرفت مکان برگزاری در زیبا دیده شدن قاب ها نقش بسیار مهمی دارند و خاک و جدول و ساختمان بتن آرمه عملا جذابیتی ندارند اما نمیشود کم کاری های فنی خودمان را گردن سیمان و خاک و کمبود چمن و درخت بیندازیم!
حالا شما اضافه کنید به همه اینها این را که من بیننده حساس ترین دقایق یا بهتر بگویم حساس ترین دقیقه مسابقه را که اصطلاحا خط فینیش نامگذاری شده را ندیدم، چون احتمالا کارگردان سرگرم خوردن چای یا مزه پرانی با دوستش بود!
دوربین جا مانده بود جناب کارگردان!

حالا شما مقایسه کنید اینها را مثلا با توردوفرانس، یعنی طراحی یک هویت بصری ماندگار مثل رنگ و تیپ طراحی برای توری به این مهمی کار سختی است؟؟!! کننده نداریم در این شهر یا در کشور؟؟!! یا تنبل شده ایم؟
شاید ابتدا به ساکن بحث مالی مطرح شود که فلان قدر هزینه دارد و چنان و چنین، اما دو مسئله 1- هزینه زیادی نخواهد داشت اگر این قبیل مسائل را هم جزو لاینفک تور بدانیم! 2- درست که اسپانسر در این شرایط کمک حال می شود اما در همین جا قول میدهم اگر شما ریخت و قیافه تور را درست کنید اسپانسر خودش به سراغتان می آید، یعنی پیش نیاز اسپانسر همین مسائل است نه اینکه اسپانسر پیش نیاز این مسائل!

حالا همه اینها به کنار!
در چنین رویدادهایی که ویترین نمایش زیبایی های شهر است باید کوه و بیایان های تازه درخت کاری شده و برج های اروپا طور شهر با مسیری بی ارتباط با هویت شهرمان را نشان بدهیم یا زیبایی ها شهرمان را؟!
من باب مثال نمیشد مسیر را جاده ائل گلی قرار دهیم تا مردم هم بدانند تبریز زیباتر از آن چیزیست که شنیده اند؟!
تصاویر زیباتر میشد، اطراف مسیر مملو از تماشاگر میشد، و احیانا پل نیمه کار و ساختمان بتن آرمه و دست اندازهای عریض و طویل کمتر در قاب تلویزیون جا میگرفت.
باز ارجاعتان میدهم به قسمت پایانی توردو فرانس که در پاریس/خیابان شانزلیزه ما بین برج ایفل و طاق پیروزی انجام میشود، حتما پاریس هم جای بد دارد ولی آنها نمی آیند با دست خودشان در قاب مهم ترین رویداد ورزشی شهرشان نمایش دهند!
شاید باز سوالی پیش بیاد که مثلا آن مسیر نمیشد و ترافیک داشت و و و اما یک مسئله! یک سوال، چرا وقتی برنامه پیاده روی خانوادگی درست در همان مسیر برگزار میشود مشکلی بوجود نمی آید؟ برنامه ای که به لحاظ زمانی شاید بیشتر از دو و نیم ساعت دوچرخه سواری است!

علی ایها الحال تمام این مطالب از سر اِرق و از سر دلسوزی و کمی از سر عصبانیت بود، چرا که تمام این مسائل میشود با یک همت بلند و بیرون آوردن پوسته کلیشه از ذهنمان حل شود.