تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۰۰:۴۶:۲۲ شناسه خبر : ۱۰۷۳۱۰۸

در گفتگوی متفاوت و بدور از کلیشه با همسر شهید مدافع حرم فرهنگی والا مطرح شد؛

مظلومیت و رسالت های همسران شهدا / تصویر غلطی وجود دارد که شهدا فقط تبسم بر لب داشته و کاری به مسایل روز نداشتند

به بهانه اولین سالگرد عروج ملکوتی شهید فرهنگی والا، گفتگویی متفاوت و بدور از سوالات کلیشه ای با سرکار خانم یل هیکل، همسر صبور این شهید در خصوص مسایلی چون رسالت همسران شهدا، آرمان شهدای مدافع حریم ولایت، بی مهری های جامعه نسبت به خانواده شهدا و... داشته ایم.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار ؛

شهید مدافع حرم وحید فرهنگی والا، جوان رشید تبریزی است که آبان ماه سال گذشته و حوالی اربعین حسینی، در یکی از حساس ترین و تعیین کنندگان مناطق عملیاتی سوریه شهد شیرین شهادت را سرکشید و به قافله سیدالشهدا(ع) پیوست.

به بهانه اولین سالگرد عروج ملکوتی این شهید جبهه مقاومت اسلامی، گفتگویی متفاوت و بدور از سوالات کلیشه ای با سرکار خانم سمیه یل هیکل، همسر صبور این شهید در خصوص مسایلی چون رسالت همسران شهدا، آرمان شهدای مدافع حریم ولایت، بی مهری های جامعه نسبت به خانواده شهدا و... ترتیب داده ایم که مشروح آن بشرح ذیل می باشد:

اطمینان قلبی برای انتخاب وحید داشتم

ابتدا درباره نحوه آشنایی با شهید فرهنگی والا بفرمایید.

تقریبا مهر ماه سال 96 بود که خواهر شهید با بنده در دانشگاه  آشنا شدند و مرا به برادرشان معرفی کردند، در جلسه اول خواستگاری آقا وحید خودشان هم تشریف آورده بودند، آمادگی های لازم را در جلسه اول خواستگاری نداشتم یعنی تقریبا نمی دانستم که ایشان هم در همان جلسه اول حضور خواهند داشت، در جلسه اول ابتدا معیار های ازدواج را صحبت کردیم و خواسته ها و انتظارات طرفین به همدیگر گفتیم، تنها  جمله ای  که آقا وحید بیشتر بر روی آن تاکید داشتند مسئله حجاب بود. من هم معیار های خودم برای ازدواج را گفتم معیار اصلی انتخاب همسر از نظر من  عفت نگاه  و عفت کلام بود، بحث دیگری که در جلسه اول خواستگاری بیان شد مسائل مربوط به کار ایشان بود که در این باره گفتند: بنده به عنوان یک پاسدار انقلاب اسلامی  در هر جایی ممکن است زندگی کنم یا به ماموریت بروم.

Image title


 بالاخره بعد از این که مسائل مختلف بیان شد  به این نتیجه رسیدیم که وجه اشتراک فراوانی بین ملاک های بنده و ایشان وجود دارد، تاکید بیشتر ایشان بر مسائل کاری هم بخاطر مشکلاتی بود که امکان داشت به وجود بیاید ولی من با علاقه قلبی و خواست  خودم انتخاب کردم، البته  خانواده من قبلا مخالفت هایی را اعلام می کردند که مثلا میگفتند سن تو برای ازدواج پایین است  بازهم  همین سخنان گفته شد ولی من  انتخاب خودم را کرده بودم از طرفی خواهر و مادر آقا وحید  اصرار می کردند که اگردلیل قانع کننده ای برای جواب رد دادن ندهید ما قبول نمیکنیم. خود آقا وحید هم از اول قضیه را نتیجه بخش دانسته بود به طوری که تاکید داشت که همه چیز به سرعت انجام گیرد و بخاطر  فرا رسیدم ماه محرم اربعین در کنار هم به زیارت مشرف شویم که البته به بعد از محرم و صفر موکول شد. بعد از دوماه، جلسه دوم خواستگاری  هم برگزار شد و در آن جلسه مسائل را کامل تر بررسی کردم و پروردگار هم اطمینان  قلبی را در دل من قرار داد و خود آقا وحید هم اظهار می کردند که  همان چیزی را که از خداوند می خواستم به دست آوردم.

وحید گفت همسری می خواهم که مانع رفتن من به سوریه نشود

آیا در همان جلسات خواستگاری بحث اعزام به سوریه و حضور در جبهه مقاومت هم مطرح بود؟

 بله در همان جلسه اول مطرح کردند و من هم مخالفتی نداشتم در جلسات بعدی که  این موضوع را به طور کامل از ایشان پرس و جو کردم و برایم کاملا توضیح دادند، حتی در پیام های رد و بدل شده هم من پرسیدم که انتظار شما از همسر آینده خودتان چیست و ایشان هم پاسخ دادند که من کسی را می خواهم که در آینده مانع حضور من در جبهه نبرد نشود،  من اگر بخواهم بخاطر امام حسین(ع) از همه چیز خود دل بکنم همسری می خواهم که  مانع تراشی نکند.

Image title


صبر بر طعنه و تهمت ها و شناسایی درست شهدا به نسل جوان، رسالت اصلی ماست

وحید علاوه بر دارا بودن بعد معنوی ، به شدت شوخ طبع و به روز بود


به عنوان همسر شهید، رسالتی سنگینی را بر عهده دارید، به نظرتان مهمترین رسالت اصلی همسران شهدا به ویژه همسران شهدای مدافع حرم، چیست؟


جمله معروفی وجود دارد که آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کار زینبی بکنند،  اولین رسالت همسران شهدا به نظر من، صبر  کردن است، صبر بر اتفاقاتی که پیش آمده است. صبور و محکم بودن وظیفه اصلی خانواده های شهدا است، برخی طعنه ها و تهمت هایی از طرف برخی ها نسبت داده می شود و باید در مقابل همه این ها صبور بود و در این راه مقدس باید حضرت زینب(س) را الگو و مقتدای خود قرار بدهیم، دومین رسالت همسران شهدا این است که شهدا را به مردم و به خصوص نسل جوان بدرستی بشناسانیم، نسل جوانی که دفاع مقدس را ندیده است و شهدا را فقط از طریق اردوهای راهیان نور و به صورت معنوی شناخته اند ولی خانواده های شهدای مدافع حرم  این شهدا را درک کرده اند و با آن ها زندگی کرده اند واقعا اخلاص و معنویات شهدا را از نزدیک دیده ایم، اخلاص آقا وحید را در نماز ها به چشم خودم دیده ام. همیشه نماز هایمان را به جماعت می خواندیم و من به ایشان اقتدا می کردم، حالات توجه و مقید به نماز اول وقت را  در ایشان مشاهده می کردم همیشه می گفتند که این همه تلاش و کوشش که در پایگاه و بسیج و مسجد می کنیم اگر بتوانیم یک نفر را به صف نماز اضافه کنیم برای سعادت هر دو دنیایم کافی است، علاوه بر بعد معنوی شهید، به شدت انسانی شوخ طبع و به روز بود،  انسانی بود که به علم روز هم مجهز بود. بسیاری از کارهای کامپیوتری خودمان هم زحمتش با ایشان بود،  فردی منزوی نبود که فقط اهل نماز و روزه باشد ولی نسبت به دیگر مسائل بی تفاوت باشد، واجبات را با تمام خلوص نیت انجام می داد و روحیه تعاون و همکاری  را هم به جامعه انتقال می داد،  شهدای دیگر هم  اینگونه بودند، شهدا افراد خارج از جامعه و و منزوی نبودند و همانند دیگر مردم  در جامعه زندگی می کردند.

Image title


القای تصویر غلط از شهدا که فقط تبسم بر لب داشته و کاری به مسایل روز نداشتند

به هیچ وجه منزوی نبود و در عرصه ورزش و فعالیت های سیاسی حضور داشت

ماجرای جالب تماس تلفنی وسط خیابان و حضور سریع در یکی از ناآرامی های شهر

متاسفانه یک تصور نادرستی به جامعه القا که شهدا فقط اهل نماز و روزه بودند تبسم بر لب داشتند و در مسائل اجتماعی و سیاسی روز حضور نداشتند، درباره حضور شهید فرهنگی والا در مسائل اجتماعی و روز جامعه هم بفرمایید.

زمانیکه بحث خواستگاری مطرح بود چون ایشان هم در بسیج دانشجویی  حضور داشتند طبیعتا افراد آشنای مشترک در بین ما بسیار بود به طوری که صمیمی ترین دوست آقا وحید همسر یکی از دوستان من بود و زمانیکه من می خواستم  ایشان را پرس وجو کنم اطرافیان به من تاکید کردند که  دور و بر آقا وحید مملو از دوستان فراوان است و امکان دارد این قضیه برای شما در آینده دردسر شود، من هم درباره این قضیه از آقا وحید سوال کردم و ایشان در پاسخ گفتند که درست است که من دوستان زیادی دارم ولی اولویت من در زندگی خانواده و همسرم است،  در زندگی مشترکامان هم صداقت حرف هایش برای به عینه تفسیر شد. هر فعالیتی که می کرد به من می گفت که اگر شما راضی نیستی من فلان کار را انجام نمی دهم، من هم چون در بین بسیج و کارهای گروهی بودم مسائل را درک می کردم، فعالیت های ورزشی جزء لاینفک زندگی ایشان بود، ورزش هایی مثل پاراگلایدر، پینت بال و کوهنوردی از ورزش هایی بود که آقا وحید انجام می داد،  در فعالیت های سیاسی هم حضور چشم گیری داشت، در زمان انتخابات عضو ناظر بود و در برخی نا آرامی هایی که در بعضی شهرها  از جمله تبریز پیش آمده بود ؛ حضور داشت. دقیقا یادم است که به تلفن ایشان زنگ زدند دقیقا وسط خیابان اتومبیل را نگه داشت و پیاده شد و رفت و من و مادرم  مجبور شدیم خودمان با ماشین برگردیم، درک می کنم اینگونه مسائل برای برخی از بانوان  سخت می گذرد  ولی بخاطر مسائل کاری ایشان اعتراضی هم نکردم به هر حال مسئولیت پذیر بود و وظیفه خود را انجام می داد، در کل می توان گفت فردی نبود که گوشه گیر یا منزوی باشد.

Image title


همسران شهدا اصلا دیده نمی شوند و مظلوم هستند

احساس می شود همسران شهدا مظلوم واقع شده اند و بیشتر توجه جامعه در تکریم خانواده شهدا، به سوی والدین شهدا یا فرزندان آنان است، آیا این مطلب را  قبول دارید؟

بله قبول دارم حالا امثال ما در فضای مجازی این رسالت را داریم که از زندگی مشترکمان وخصوصیات اخلاقی شهیدانمان بگوییم تا جوان ها بدانند والگو بگیرند اما واقعا همسران شهدا در اکثر مواقع دیده نمی شوند. خودم را هیچ وقت در رسیدن آقا وحید به این فوز عظیم شریک نمی دانم زیرا معتقدم این لیاقت و شایستگی در خود شهید وجود داشت و من شاهد این مسئله بودم ولی همسر شهید به عنوان فردی که از تمام زندگی خود می گذرد کار بسیار بزرگی انجام داده است.  معامله ما با خدا بود ولی در این میان همسران شهدا  مظلوم واقع می شوند.

نگاه ما به جبهه مقاومت اعتقادی بود و ریالی از حق ماموریت را خرج زندگی خودمان نکردیم

کسانی هستند که ادعا می کنند مدافعان حرم بخاطر پول و مسائل مالی در سوریه حضور دارند، جواب شما به اینگونه افراد چیست؟

من به عنوان همسر آقا وحید هیچ گاه از میزان و کم و کیف حقوق  و مسائل مالی ایشان  خبر نداشتم و حتی نپرسیده بودم  که میزان حقوق شما چقدر است. حتی در جلسات خواستگاری نکته جالب توجه از دیگاه ایشان این بود که من  از میزان درآمد ایشان  سوالی نکرده بودم و بارها گفته بودند که نمی خواهی بدانی حقوق من چقدر است؟  معیار من برای شغل این بود که شغل ثابتی داشته باشند. به ایشان گفته بودم که حق ماموریت هایی را هم که  قرار باشد به شما بدهند من راضی نیستم ریالی از این پول وارد چرخه زندگی ما شود این جزء شروطی بود که من تعیین کردم، لااقل به عنوان همسر شهید این را از نزدیک دیده ام و لمس کردم که نگاه و نگرش ما به مسائل جبهه مقاومت  یک نگاه اعتقادی بود با اشتیاق و علاقه به امام حسین(ع) قدم در این راه گذاشتند و از جان خودشان گذشتند  و به همین خاطر هم  شهادت که همانا بزرگترین افتخار است به ایشان  هدیه داده شد. پایان ماموریت یک بسیجی شهادت است، ذره ای چشم داشت نداشتیم و نداریم.

پاسخ عقلی و استراتژیک به آیندگان در خصوص چرایی حضور شهدای مدافع حرم در کیلومترها دورتر از کشور

شاید دفاع از آرمان شهدای مدافع حرم در آینده سخت باشد. درباره شهدای دفاع مقدس می گویند که  از خاک کشور دفاع کردند اگر پرسیده شود که شهدای مدافع حرم در کیلومترها دورتر از کشور از چه چیزی دفاع می کردند در جواب چه می گویید؟

 اگر مسائل استراتژیک را کنار بگذاریم  و با یک نگاه معمولی بنگریم می بینیم که در دنیای امروز هر کشوری که بخواهد امنیت خود و مردمش را  تامین کند  باید امنیت پیرامونی خود را تامین کند، شرایط دفاع جمهوری اسلامی ایران در سوریه هم بدین شکل است ما باید در سوریه و عراق دفاع کنیم تا خاک کشور مورد تهدید دشمن قرار نگیرد،  مقابله مستقیم با دشمن در خاک خودمان را در هشت سال دفاع مقدس شاهد بودیم  و این تجربه ای گران بها در دفاع از کشور بود به همین خاطر برای حفظ کشور و نظام از گزند دشمنان باید امنیت پیرامونی خود را تقویت کنیم، شهدا هم برای تامین این هدف دراین راه قدم گذارند، شهدا برای دفاع از مظلومیت و آموزه های اسلامی  از جان خود گذشتند، شهدا کاری کردند که صحنه های دردناک مردم سوریه در ایران تکرار نشود اگر کمی میزان مطالعه در این زمینه را افزایش دهیم  مطمئنا  به جواب این سوالات دست خواهیم یافت.

مردم ثابت کرده اند در سختی های پای انقلاب هستند اما برخی مسئولین...

پشت میز نشینی خیلی ها را از آرمان ها غافل کرده

به نظر شما در وضعیت  فعلی مردم و مسئولین تا چه میزان قدردان شهدا هستند؟

مردم در سختی ها ثابت کردند که پای انقلاب ایستادگی کرده اند ولی متاسفانه در بین مسئولین دیده می شود که به آرمان های شهدا پشت پا زده اند،  گلایه ها از مسئولین بی شمار است،  پشت میز نشینی بسیاری از مسئولان را از آرمان های انقلاب و شهدا غافل کرده است، البته در بین آن ها مسئولین انقلابی و خوب هم دیده می شود.

بزرگترین آرزو و وصیت شهید فرهنگی والا چه بود؟

بزرگترین آرزوی آقا وحید همان شهادت در راه خدا بود که نصیبش شد، ولی این آرزو را کمتر در حضور من  ابراز می داشت، چون من ناراحت می شدم البته این ناراحتی بخاطر  دلتنگی ها و مسائل عاطفی بود. هر موقع هم که بحث شهادت  مطرح می شد، می گفت که  شهادت لیاقت می خواهد و من از این سعادت بی نصیب هستم و نسبت به شهید و شهادت متواضعانه برخورد می کرد، آرزوی دیگری هم که داشت این بود که همراه من باهم به زیارت اربعین مشرف شویم که متاسفانه قسمت نشد، تربیت فرزند صالح از دیگر دغدغه های شهید وحید فرهنگی والا بود.

آقا وحید تک خوری نداریم

به عنوان آخرین سوال اگر قرار باشد یکبار دیگر آقا وحید را ببینید، چه حرفی به او می گویید؟

سوال سختی است و نمیتوان جواب داد ولی اگر قرار باشد روزی ببینم از ایشان می خواهم که مرا تنها نگذارد. به قول معروف تک خوری نداریم و اگر قرار باشد به جایی برسیم می خواهم در کنار هم باشیم، واقعا به مقام ایشان غبطه می خورم.


گفتگو از: صابر عیسی پور و الهه مهدوی

تنظیم: محمدرضا دهقان نژاد



نظرات

حسن بداقی
IR

روزنامه شما هم شده محل پارتی بازی شماها فقط به منافع خودتان فکر میکنید مشکل من را چاپ کردید ولی پیگیری نکردید سعی کنید بخاطر منافع خودتان انسانها را بازیچه خودتان قرار ندید به صندلی زیاد نچسبید ما هم خدایی داریم زندگی کسی را خراب تر نکنید