تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۳:۵۱:۳۲ شناسه خبر : ۱۰۷۳۲۹۵

خالق تابلوی ستارخان در گفتگو با تبریزبیدار مطرح کرد؛

نشان درجه یک هنر را بخاطر اینکه تهرانی نبودم از من گرفتند / دلیل اهدای تابلوی ستارخان به رحیمی

صابر بقال اصغری نقاش و هنرمند تبریزی با حضور در تحریریه تبریزبیدار به تشریح فعالیت های خود در عرصه هنر پرداخت.

سرویس فرهنگی تبریزبیدار؛

سخن از نقاشی که به میان می‌آید، ذهن ناخودآگاه سراغ رنگ، بوم و قلم‌مو می‌رود. گمان عامه مردم از هنر نقاشی آن است که هنرمند آن‌چه را به واسطه ذهن خلاق خود یا به عینه می‌بیند، روی بوم نقاشی پیاده می‌کند این هنر در بین انسان‌ها، عمری به اندازه شش برابر زبان نوشتاری دارد. زمانی تنها راه ارتباطی بین انسان‌ها، اشکال کشیده شده روی دیواره غارها بوده است؛ بنابراین نقاشی یک هنر ارتباطی بوده و هست. صابر بقال اصغری یکی از هنرمندانی است که توجه به مفاخر آذربایجان به خصوص مشروطیت در آثار وی دیده می شود، با این هنرمند تبریزی در تحریریه تبریزبیدار گپ و گفتگویی را انجام دادیم که  در ادامه  باهم می خوانیم.


Image title


هنر در خانواده ما  جایگاه ویژه ای دارد

تبریزبیدار؛ با عرض سلام  و خوش آمد لطفا  از بیوگرافی خودتان برای ما بگویید؟

 بنده صابر بقال اصغری در 5دی  سال 1356 در محله عباسی تبریز متولد شدم  پدرم چون  در عرصه فرش هنرمند بود و کارمند میراث فرهنگی بود  از دوران کودکی با هنر آشنا شدم ، هنر در نزد خانواده ما جایگاه ویژه ای دارد مدتی هم در هنرستان میرک تبریز مربی گری می کرد و برادران بزرگ بنده در کلاس های هنری پدر شرکت می کردند،برادر بزرگترم به  دنبال خوشنویسی رفت و برادر دیگرم هم به سمت کاریکاتور تمایل پیدا کرد من نیز به رشته پدرم که همان فرش بود علاقه پیدا کردم  حتی زمانیکه که در دبیرستان بودم یک طرح ویژه ای اجرا می شد ولی بیمارستان ها را از این طرح مستثنی کردند من هم که   رشته تجربی را انتخاب کردم  هنرستان را نیز اجازه ندادند علت این عدم اجازه این بود که معتقد بودند که کسانیکه پایه درسی قوی دارند حتما باید به رشته های تجربی یا ریاضی گرایش کنند در حالی که این تفکر اشتباه است، به هنرستان نرفتم و مجبور شدم در میراث فرهنگی تکنیک های مربوط به فرش را بیاموزم ، بعدا به هنر کاریکاتور علاقه مند شدم ، در حالی که  برادرم یکی از کاریکاتوریست های  زبردست بود از طرفی هم نخواستم ادامه دهنده راه پدر باشم به همین خاطر  به نقاشی روی آوردم ، علاقه به نقاشی در من  در حالی ایجاد شد که  یک آدم به قول معروف بدخط بودم،  ایجاد علاقه نسبت به نقاشی  همزمان با  راه یافتنم به دانشگاه بود  در رشته میکروبیولوژی در دانشگاه تهران قبول شدم و به خاطر اینکه ورودی بهمن بودم 4 ماه وقت داشتم به نقاشی بپردازم.


تحصیل در رشته میکروبیولوژی دانشگاه تهران را بخاطر نقاشی ترک کردم

آن هنگام که نقاشی می کردم احساس می کردم  گمشده خود را یافتم به همین علت  به خانواده اعلام کردم که قصد دانشگاه رفتن و ادامه تحصیل را ندارم  این خبر من با موج اعتراض و نصیحت ها از طرف خانواده و اطرافیان  روبه رو شد، اطرافیانم اصرار داشتند که نقاشی را همزمان با تحصیل ادامه دهم ولی معتقدبودم که نمی توان در کنار تحصیل به هنر  رسیدگی کرد، بخاطر انصراف از دانشگاه مجبور شدم   رهسپار خدمت مقدس سربازی شوم با آنکه یگان خدمتی من در پدافند تبریز بود، خوشبختانه  به عنوان سرباز فرهنگی پذیرفته شدم و دیوار های پادگان را خوشنویسی و نقاشی می کردم، 4 ماه بود که  در کلاس های آموزش نقاشی پذیرفته شده بود در دفتر شمس تبریزی واقع در سه راه امین تبریز اتاقی را به عنوان دفتر در اختیار بنده قرار داده بودند، تابلوهای سفارشی و برخی کارهای هنری را می پذیرفتیم و همزمان با خدمت سربازی کلاس های آموزش نقاشی را سپری می کردم،

Image title


اولین نقاشی من در ارتباط با ستارخان بود/ در هیچ کجا آشنا یا پارتی ندارم 

اولین کارم در ارتباط با ستارخان بود که  انتشارات ارک چاپ کرد، در رشته موزاییک سنگ هم اولین اثرم با موضوع ستارخان بود که توسط موزه تبریز خریداری شد و این طور بود که پله پله  مراحل زندگی را بالا می رفتیم در حال حاضر در یک آموزشگاه نقاشی که که با مدیریت خود بنده اداره می شود مشغول هستم، حدود 10 سال  رئیس انجمن هنرهای تجسمی استان بودم، در بیش از 20 کشور  نمایشگاه هنری دایر کردم که برخی به صورت حضوری و برخی  را نیز به طور غیر مستقیم برپا کردم  در هر جایی که امروز به عنوان موزه شناخته می شود چندین کاری هنری از من در آنجا وجود دارد، دلیل شناخت بنده بخاطر هنر و مهارتی که دارم است و الا  من در هیچ کجا آشنا یا پارتی هم ندارم، البته این شناختن گاهی خوب است و گاهی هم بد، زیرا  این مسئله باعث اذیت من نمی شود، از همه مسئولیت هایی که داشتم از جمله مسئول زیبا سازی شهرداری در زمان مدیریت جناب آقای نوین، یا  انجمن هنر های تجسمی یا عضو شورای فنی آموزشگاههای استان  که بودم کناره گیری کردم و در حال حاضر  فقط به بحث آموزش نقاشی می پردازم.

در درجه بندی هنرمندان در تهران تبعیض قائل می شوند/ نشان درجه یک هنر را بخاطر اینکه تهرانی نبودم  از من گرفتند

تبریزبیدار؛نشان درجه 2 هنری را در سال 95  دریافت کردید، معیار های انتخاب نشان های فرهنگی به صورت است و کدام اثر شما  موفق به کسب این نشان شد؟

عرض کنم که وزارت ارشاد ، سازمان میراث فرهنگی و برخی ارگان های دیگربا یکدیگر جمع شدند که برای هنرمندانی که آثار قابل توجهی دارند را با استفاده از آزمون های مختلف در شورای ارزشیابی  درجه بندی می کنند البته محدوده سنی خاص هم داردکه باید سن شما از 40 سال بیشتر باشد البته این محدودیت سنی مختص شهرستانی ها است و برای افراد بومی تهران محدودیت ندارد، و براساس نتایج آزمون درجه بندی می شوند درجه یک معادل دکتری درجه 2 معادل فوق لیسانس و درجه 3 هم معادل کارشناسی محاسبه می شود، من را هم بیشتر از طرف سازمان صنایع دستی تشویق به شرکت در این آزمون کردند البته خودم هم اقدام نکردم و مراحل اداری را نیز خود سازمان انجام داد، پیشتر هم به من می گفتند که در بار اول  اگر درجه 4 را هم اعطا کنند خوشحال باش زیرا به این سادگی ها نمی توان درجه 1 یا 2 را کسب کرد، بار اول درجه 1 را به من دادند  و هنگامی که کارت ملی مرا دیدند و متوجه شدند که سنم زیر 40 سال است، نشان درجه 1 به درجه 2 تقلیل پیدا کرد البته این تقلیل درجه به خاطر مسائل فنی نبود، این تبعیض  برای غیر تهرانی ها همیشه است، دلیل این تفاوت قائل شدن ها هم این است که اعضای شورای ارزیابی  همگی از تهران انتخاب می شوند. متولی اجرای این کار هم خود وزارت ارشاد است ولی مجری این آزمون ها سازمان صنایع دستی است.

علت اصلی تمایل به نقاشی وجود عکس های قدیمی و آرشیوی بود

تبریزبیدار؛ با توجه به اینکه نقاشی سبک های مختلفی دارد جنابعالی در کدام سبک مشغول هنرنمایی هستید؟

سبک کاری من بیشتر بر محور رئالیسم اجتماعی است، بیشتر به مفاخر و مشاهیر علاقه مند هستم و حتی  با جرات می توان گفت که علت اصلی روی آوردن من به نقاشی  وجود برخی تصاویر آرشیوی از مفاخر بزرگ است که  تصاویر با کیفیتی نداشتند، به کار پورتره فرش هم علاقه مندم ولی به نظرم با نقاشی می توان راحتتر و بهتر به هدف مورد نظر در خلق یک اثر درباره بزرگان هنری و اجتماعی دست یافت.


Image title


اگر در تبریز هنرمندی به جایگاهی رسید مطمئن باشید بدون کمک و حمایت بوده

تبریزبیدار؛ به عنوان یک هنرمند تبریزی فضای هنری تبریز را از دیدگاه یک هنرمند چگونه ارزیابی می کنید؟

سوال سختی است ولی به طور کلی می توان گفت در اینجا اگر کسی بتواند به جایگاهی دست یابد مطمئن باشید که بدون کمک دیگران  به قله رسیده است  زیرا هیچ یک از مسئولان  از هنرمندان حمایت نمی کنند، با برخی از مشکلت دست و پنجه نرم می کند و آنکسی  که با داشتن هنر خاصی، هنوز هم در تبریز مانده است باید  از وی تقدیر کرد، امکاناتی که در تهران  یا برخی کشورهای همسایه در اختیار هنرمندان قرار می دهند  در تبریز وجود ندارد جایگاه هنرمند تبریزی در کشورهای همسایه بسیار بالاتر از ارزشی است که در تبریز برایش قائل می شوند، در تبریز زمانی هنرمندان را  به یاد می آورند که نیاز  دارند، حمایت ها هم فقط زبانی و وعده و وعید هایی است که هیچگاه عملی نمی شود، سازمان فرهنگی هنری شهرداری اداره ارشاد حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، انجمن های هنری، می توانند با یکدیگر جمع شوند و فکری به حال هنر تبریز بکنند.

مسئولان با یکدیگر مشکل دارند ضررش به هنرمند می رسد

در تبریز هنرمند را گرو کشی می کنند به طور مثال اگر با اداره ارشاد کار کنی شهرداری قبول نمی کند اگر با شهرداری کار کنی حوزه هنری  قبول نمی کند و دلیل اصلی این مشکل هم این است که مسئولان با یکدیگر دچار مشکل هستند، دلیل دیگری هم که برای این کار می توان نام برد این است که هیچ ارگانی به شرح وظایف تخصصی خود پرداخت نمی کند، در حال حاضر نهاد های مربوطه چون به گفته خودشان بودجه و منابع مالی را در اختیار ندارند  به هنرمندان هم کاری ندارند به این معنی که اگر دستت را هم نگیرند پایت را هم نمی کشند،

نقاشی آثار تاریخی آذربایجان باید در موزه باشد نه کافو های مخابراتی شهر

با شرح این اوصاف می توان گفت وضعیت فرهنگ و هنر در تبریز مناسب نیست، اگر به طور مصداقی بتوان نظر داد می شود گفت که  یک مجتمع فرهنگی مخصوص هنرمندان در تبریز وجود ندارد، اگر این مثال را به صورت دقیق بررسی کنیم آن وقت اوضاع هنر و هنرمند را  در تبریز می توان وصف کرد. در بحث هنر باید به دنبال استعداد و صلاحیت بود نمی شود به بهانه اشتغالزایی  مجوزهای بدون حساب و کتاب  داده شود، آیا آموزشگاهی که مجوز می گیرد خروجی مناسب را خواهد داشت یانه؟ کیفیت اصلا اهمیتی ندارد، به طور مثال شهرداری طرحی را اجرا می کند که آثار تاریخی  را بر روی کافو های مخابراتی  نقاشی می کنند به نظر من این کار اشتباهی است، مسجد کبود  تبریز باید بجای کشیده شدن در دکه های مخابراتی باید به یک اثر هنری والا تبدیل شود  و در موزه قرار گیرد، در اتاق کدام  مسئول یک اثر هنری دیده می شود؟ یک هزارم بودجه های عمرانی باید صرف خرید آثار هنری شود، آیا این  کار عملی شده است؟

Image title


تبریزبیدار؛ بودجه های فرهنگی  مصوب در سازمان و نهاد ها از جمله شهرداری صرف چه کار هایی می شود؟ 

در حدود 5 سال است که با  سازمان فرهنگی و معاونت اجتماعی ارتباطی ندارم حتی یک بار هم دعوت نکردند تا  برای برگزاری  یک طرح هنری  همفکری کنیم، مبتکر جشنواره  تخم مرغ های نوروزی بودم  بیش از یک صد هزار نفر بازدید کردند و در حدود 5 هزار اثر نیز به این جشنواره ارسال شد،زمانیکه منتظر ثمربخشی این جشنواره بودیم به یکباره و در کمال راحتی  این جشنواره  دیگر ادامه پیدا نکرد، دلایل واهی را هم برای لغو این جشنواره ها بیان می کنند مثلا می گویند امام جمعه یا برخی سازمان ها مخالف برگزاری این جشنواره ها هستند در حالی که امام جمعه کاملا بی خبر است،درباره این موضع حتی اظهار نظری هم نکرده است تا  اعلام مخالفت کند به نظر من این ها  سخنان عوام فریبانه است.

از زمانی که حجت الاسلام آل هاشم در تبریز حضور یافتند وضعیت هنر تا حدودی بهتر شده است

فرصتی نشده تا از زحمات امام جمعه تبریز تشکر کنم/ هنر حلقه گمشده شهر است

اتفاقا از زمانی که حجت الاسلام آل هاشم در تبریز حضور یافتند وضعیت تا حدودی بهتر شده است، مثلا پارک مفاخر تبریز که در حال  از بین رفتن بود  با حمایت های ایشان جان تازه ای یافت،تا بحال نتوانستم به عنوان یک هنرمند از زحمات ایشان تشکر کنم. ایشان  به عنوان یک فرد هنردوست قدردان آثار هنری هستند و به هنر و هنرمند ارزش و بها می دهند، بعد از عید هم طبق دستوری که نماینده ولی فقیه نسبت به احیای پارک مفاخر به شهردار منطقه 2 داده بودند پارک مفاخر را احیا کردیم که بازدید کنندگان فراوانی هم  به پارک مفاخر کشید، بهانه دیگر برخی ارگان ها هم نبود منابع مالی است در حالی که فقط  صرف دادن بودجه مشکل را حل نمی کند و همیشه به پول نیاز نیست گاهی حمایت های معنوی از یک اثر  یا هنرمند می تواند برای بهبود وضعیت فرهنگی شهر مناسب باشد، هنرمند برای پول کار نمیکند، اگر در تبریز از هر رشته 10 نفر شاخص را انتخاب کنند مثلا می شود 100 نفر،آیا نمی توانند از این تعداد هنرمند حمایت کنند؟ پس چرا مبالغ هنگفتی صرف فوتبال می شود، هزینه 1 فصل بازی یک فوتبالیست برابر با کل بودجه هنرمندان استان است، در عین حال هم خروجی این هزینه ها چیست؟ در حالی که هنر حلقه گمشده شهر است.

نمایشگاه های هنری در خارج از کشور را با هزینه شخصی برگزار می کنیم/ تبریز برای من بهتر از هرکجای دنیا است

تبریزبیدار؛ فرمودید که در برخی از کشورها اقدام به برگزاری نمایشگاه آثارتان کرده اید؟  بفرمایید که بازخورد این نمایشگاههای خارجی در داخل کشور چگونه بود؟

 مراکز هنری داخل که کاملا از برپایی نمایشگاه های خارجی بی خبر هستند، اکثرا با هزینه های شخصی انجام می شود ولی فقط در یک مورد بود که،  بخاطر هفته فرهنگی تبریز در ترابوزون ترکیه، اعزام شدیم که بازخورد و استقبال خوبی در آنجا داشت ولی در داخل کشور اصلا خبری نبود،یکبار هم از طرف سازمان صنایع دستی به دهکده صنایع دستی دوبی اعزام شدیم، هزینه های برپایی نمایشگاه در خارج از کشور بسیار بالااست به همین خاطر در برخی مواقع فقط آثار خودمان را ارسال می کنیم از جمله این کشور ها می توان به سوئد،جمهوری اذربایجان، کانادا، استرالیا و قطر اشاره کرد،  این را می توانم بگویم که تبریز برای من بهتر از همه جای دنیا است در این شهر پرورش یافتم و دینی هم بر گردنم هست که تاکنون ادا نشده است.

علاقه شدیدی به مشروطیت دارم/ در داخل کشور اول شخصیت بررسی میشود بعد تکنیک هنری مورد توجه است/ در خارج از کشور این نگاه متفاوت است


تبریزبیدار؛ موضوعاتی که کار می کنید  بیشتر در چه حوزه هایی هستند؟

همانطور که گفتم بیشتر بر روی مفاخر تمرکز دارم علاقه شدیدی هم به مشروطیت دارم، در حدود 20 سال است که  برروی چهره های مشروطه تمرکز دارم، این را هم باید اضافه کرد که چهره های مشروطه  مختص آذربایجان نیست و به همه کشور تعلق دارد، مثلا ستارخان با عنوان سردار ملی شناخته می شود، اخیرا هم  برروی موضوعات مربوط به مشروطه کار می کنیم سنگری که ستارخان در محله امیرخیز مشغول نبرد بود را ترسیم می کنیم، نگاهها به یک اثر هنری در جغرافیای مختلف متفاوت است در برخی از کشور ها به قالب موضوع توجه نمی شود و فقط  تکنیک های هنری مورد توجه قرار می گیرد، این نوع نگاه در داخل کشور به شیوه دیگر است اینجا ما باید اول شخصیت را قبول کنیم و توجه به تکنیک های هنری در بخش دوم قرار دارد، زمانیکه در دوبی  نمایشگاهی داشتیم یک فرد خارجی آمد و پورتره شهریار را پسندید و خرید، تعجب کردم که این شهریار را از کجا می شناسد به وسیله مترجم پرسیدم  و وی در جواب گفت که   تکنیک های هنری استفاده شده در این اثر مورد توجه من قرار گرفته است، بعد هم توضیحاتی در مورد استاد شهریار به ایشان ارائه دادیم که بیشتر ازاین تابلو خوشش آمد ولی توجه اولیه در خارج از کشور برخلاف داخل توجه به تکنیک های هنری  است.

Image title


نصف مردم تبریز پارک مفاخر را نمی شناسند

در پارک مفاخر تبریز تمثال بیش از 110 تن از مفاخر آذربایجان به تصویر کشیده شده است ولی بیش از  نصف مردم تبریز بی خبر هستند و اینجا نیاز به رسانه احساس می شود صداو سیما به عنوان رسانه ملی و استانی وظیفه شناساندن مفاخر را به مردم بر عهده دارد، شهرداری به عنوان متولی اصلی این پارک چرا در شناساندن این پارک کوتاهی کرده است، دانش آموزان را از  مدارس به سینما یا تئاتر می برد چرا برای یکبار هم شده  به این پارک مفاخر برده نشده اند تا با بزرگان دینی و اجتماعی و مفاخر خود آشنا شوند؟

هنر براساس تجربه است نه تحصیلات دانشگاهی

تبریزبیدار؛در ارتباط با انتقال هنر به نسل بعدی چه کارهایی می توان انجام داد؟


اگر اثر هنری یک هنرمند ماندگار شود حتما به نسل بعد منتقل خواهد شد،  در کنار این تاکتیک ها و تکنیک های هنری نیز در آموزشگاههای هنری آموزش داده می شوند، ولی اگر آثاری بدون تفکر خلق شوند به طور طبیعی از بین خواهند رفت،  هنرمندی که ماندگار شود به تعداد انگشتان یک دست خواهد بود به طور مثال  چند نفر مانند استاد فرشچیان وجود دارند؟ علت ماندگاری فرشچیان علاوه بر تکنیک هنری، تفکر نهفته در آثارش است، به نظر من الان در سطح جهان استاد فرشچیان را  خیلی بیشتر از برخی سیاستمدارن می شناسند،یا حسن روح الامینی از جمله افرادی است که بدون حاشیه آثار ماندگاری در حوزه دینی ارائه می کند،  هنر بر اساس تجربه است نه تحصیلات هنری.


خودم آثار خودم را چاپ نکردم/ مالکیت و حقوق معنوی در نقاشی بی معناست

تبریزبیدار؛ آثاری که  با نام شما به چاپ رسیده اند را هم نام ببرید؟


من تاکنون به شخصه آثار خودم را چاپ نکرده ام ولی به نام من من چاپ شده است بسیاری از طراحی های روی جلد برخی  کتاب ها مربوط به نقاشی های من است ولی معمولا این کار با اجازه صاحب اثر به چاپ نمی رسد چون آثار من را یا هر فرد دیگری از فضای مجازی تهیه می کنند و در کل می توان گفت مالکیت و حقوق معنوی در نقاشی  وجود ندارد، در حدود بیش از 40 جلد کتاب را دیدم که مربوط به آثار من است، به ندرت در برخی کتاب ها  اسم نوشته می شوند، شهرداری هم کتابی را با عنوان مشاهیر آذربایجان به چاپ رسانیده که برخی از کارهای من نیز وجود دارد ولی اسمی نبرده شده است.آموزشگاه هنری بنده هم با نام ساو در چهارراه باغشمال  فعالیت می کند ، با همکاری تنی چند از شاگردان آثار هنری را به وجود آوردیم مثلا سرداران شهید آذربایجان یا پارک مفاخر تبری نیز با کمک و همراهی اعضای آموزشگاه انجام شده اند.

Image title


جشنواره تخم مرغ تبریز به علت کم کاری مسئولان به نام جلفا ثبت ملی شد


تبریزبیدار؛ تبریز 2018 به عنوان یک رویداد فرهنگی شناخته شد،  می توانید بگویید در این رویداد جایگاه هنرمند کجا بود؟

اتفاقا تا قبل از تبریز2018  از برخی سازمان ها و ارگان ها سفارش نقاشی دریافت می کردیم ولی بعد از تبریز2018، نه سفارشی گرفتیم و نه جلسه مشترکی داشتیم، جشنواره تخم مرغ  را برای تبریز2018 قرار بود که در اسفند ماه برگزار کنیم و شهردار تبریز نیز نظر موافق  داشتند ولی مسئولان به قول معروف این دست آن دست کردند و  در نهایت شهرستان جلفا این جشنواره را به نام خود ثبت ملی کرد، حتی برخی از شهر های دیگر هم این  جشنواره را به تقلید از تبریز برگزار کردند،ایراد کار ما در تبریز این است که همیشه در ابتدا با قدرت شروع می کنیم ولی تا آخر نمیتوانیم ادامه بدهیم، جشنواره رنگ آمیزی تخم مرغ هم به این سرنوشت دچار شد.

در نقاشی ستارخان حتی رنگ اسب ستارخان و باقرخان را هم مطالعه کردیم/ تابلوی سنگی ستارخان را کار خواهیم کرد

تبریزبیدار؛ محوریت آثار شما بر مشروطیت  جریان دارد اخیرا هم تابلوی ستارخان را رونمایی کردید، درباره مراحل به سرانجام رسیدن این اثر هنری توضیحی بفرمایید؟

این تابلو بر اساس موضوع مشروطیت است، ستار خان و باقرخان و چند تن سوار بر اسب  هستند که مطالعات کاملی انجام داده بودیم حتی رنگ اسب های ستارخان و باقرخان را مطالعه کرده بودیم  این اثر  با تمثال ستارخان و باقرخان  در حال دفاع از ارک تبریز به تصویر کشیده شده است، جمله معروف ستارخان را که خاک میخوریم و خاک نمی دهیم را مد نظر قرار دادم به همین خاطر تصویر تابلو به مانند وضعیت خاک آلود  کشیده شده است، ارک تبریز هم که نماد مقاومت تبریز است در پشت سر ستارخان قرار گرفته است این تابلو مدت زمان بسیاری است که در آموزشگاه  ما  قرار داشت و من هم با خودم عهد کردم که امسال این تابلو را به سرانجام  برسانم به خاطر همین هر وقتٰ فراغتی پیدا می کردم  مشغول کشیدن این تابلو می شدم گاها می شد که تا ساعت 3 نصف شب  مشغول به کار می شدم، مراسم رونمایی هم برای تابلو برگزار شد، این تابلو پیش زمینه یک تابلوی سنگی است زیرا ماندگاری سنگ نسبت به نقاشی بیشتر است، خوشبختانه هم مورد اقبال قرار گرفت.

اگر این تابلو را به شهردار اهدا می کردم می گفتند برای چاپلوسی انجام داد

دلیل اهدای  تابلوی ستارخان به رحیمی

تبریزبیدار؛ مطالب بسیاری درارتباط با مراسم رونمایی تابلو ستارخان بر سر زبان ها افتاد اجرای اصلی این مراسم بر عهده کدام نهاد بود؟

متولی اصلی این مراسم کمیسیون فرهنگی و روابط عمومی شهرداری بود،  دلیل اهدای  این تابلو به آقای رحیمی چند عامل بود، اول اینکه، هر نهادی یا سازمانی  برای ستارخان برنامه ای در نظر می گرفت اگر این تابلو هم نمی شد یکی دیگر از آثارم درباره ستارخان را حتما اهدا می کردم، این برنامه هم برای من نبود، آقای فرج قلیزاده زمانیکه در کمیسیون فرهنگی و هنری شورای شهر بود  چه کاری برای فرهنگ این شهر انجام داد؟ اتفاقا از دوستان نزدیک بنده نیز هست، بعد از 104 سال برای ستارخان  مراسمی گرفته شد اوج نا انصافی بود که مسائل حاشیه ای درست شود، میگویند این تابلو را چرا به آقای رحیمی اهدا کردید؟ علت کار مشخص است زیرا ایشان مسئولیتی ندارند، اگر این تابلو را به شهردار اهدا می کردم بعدا همان نفرات می گفتند چون شهردار مسئولیت دارد بخاطر چاپلوسی  اهدا کرده است اگر به آقای دبیری اهدا می کردیم هم همان جملات تکرار شد، علت اصلی اهدای این تابلو به آقای رحیمی این بود که ایده اصلی برگزاری این مراسم با وی بود و من هم اصلا فکر نمیکردم برنامه ای به این جذابیت برگزار شود در آخر برنامه هم از ایشان تشکر کردم، 

در تبریز جناح بازی بیداد می کند/ تابلوی ستارخان 15 سال بود در آموزشگاه ما بود و کسی سراغی نمی گرفت

در تبریز وضعیت به طوری است که جناح کشی بیداد می کند، برای من راست، چپ، اصلاح طلب یا اصول گرا اصلا اهمیتی ندارد، هرکس برنامه را ترتیب داده بود قابل تقدیر و تشکر است، از فرهاد باغشمال خیلی متشکر هستم که با  ذکر نام خود  درباره نوع هزینه این برنامه انقاد کرده است،  مراسم ها و همایش های بسیاری با هزینه های قابل توجه  برگزار می شود ولی برای ستارخان بعد از چندین سال  مراسمی می گیرند که با اعتراض روبه رو می شود، هزینه اجرای مراسم را در حدود 10 میلیون تومان اعلام کرده اند که البته من از جزییات اطلاع دقیقی ندارم، تابلوی ستارخان  15 سال بود که در آموزشگاه در کنار ما بود در این 15 سال کسی سراغی از این تابلو نگرفت و حتی نگفتند که این تابلو را به موزه اهدا کن، اگر یک کلمه می گفتند من به موزه اهدا می کردم.


مسئولان موزه چنان برخوردی می کنند که از اهدای تابلو به موزه پشیمان می شوم

چند سال قبل نیز تابلویی با نام سرداران مشروطه بود که با سنگ کار کرده بودیم و قصد داشتیم به موزه مشروطیت اهدا کنیم ولی چنان برخوردی کردند که پشیمان شدیم، از آن به بعد تصمیم گرفتم دیگر برای موزه تابلویی اهدا نکنم زیرا هر چه به موزه ها تابلو اهدا می کنم برداشت های اشتباهی صورت می گرد هرچند در تمام موزه ها اثری از آثار من به چشم میخورد، بیش از 150 تابلو هم اکنون در آموزشگاه بنده وجود دارد ولی کسی  سراغی نگیرد حتی موزه ها نیز درخواستی نمی کنند آقای محمد پور مدیرکل فرهنگ و ارشاد  اسلامی نیز قرار بود دراین مراسم حضور یابند و از قبل هماهنگ شده بود ولی  دست آخر،  نه تنها نیامد، بلکه  پیگیری هم نکردند، وظیفه رسانه است که لااقل یک برنامه کوتاه درباره ستارخان تهیه کند و در همین ایام سالگرد وفات علامه جعفری هم بود که باید پرسید چرا برای این عالم بزرگ و فیلسوف شرق نیز مراسمی برگزار نشد؟ 

نقاشی که بدون پیام باشد با عکس پرسنلی فرقی ندارد

تبریزبیدار؛ تفاوت نقاشی  با کاریکاتور در انتقال پیام به مخاطب  چیست؟ 


معمولا کاریکاتوریست ها نسبت به نقاش ها موفق تر هستند، چون در زمان کوتاهی نتیجه بخش است،  از طرفی چاشنی طنز در کاریکاتور به ارتباط بهتر بین مخاطب کمک می کند، سهل الوصول بودن از دیگر مزایای کاریکاتور است که می توان با یک قلم و کاغذ ایده های ذهنی خود را بر روی کاغذ ترسیم کرد ولی نقاش باید مرحله به مرحله کار را انجام دهد، نقاشی که بدون پیام باشد با عکس پرسنلی فرقی ندارد هرچند تکنیک های هنری نیز در آن بکار رفته باشد،  من خودم به شخصه  کاریکاتورهایی با مضمون انتقادی و سیاسی  را بیشتر می پسندم.

Image title



تبریزبیدار؛ اثر جدیدی هم  برای ارائه دارید؟

تابلوی جدی هم در حال انجام است که بازهم با موضوع  مشروطیت است،  شرح حال سنگر ستارخان و توپچی  ستارخان با  نام ایلدریم است که مراحل اولیه  آن در حال اجرا است، تابلوی دیگر از ستارخان را هم به موزه دفاع مقدس اهدا کردم.

 تنها  نهادی که آثار مرا مورد توجه قرار داد بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس است

تبریزبیدار؛ در حوزه هنر انقلاب هم  فعالیتی داشتید، میزان توجه به هنرمندان در آن حوزه چگونه است؟

 تنها  نهادی که آثار مرا مورد توجه قرار داد بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس است ، چند باری هم که مشغول  فعالیت درباره تابلویی بودیم سردار جعفری  با هیئت همراه حضور می یابند و  استقبال گرمی هم از هنرمندان می کنند،حمایتی که از هنرمند انجام می دهند  جای تقدیر وتشکر دارد،  اتفاقا تابلوی سنگی برای شهید حسن باقری  در دست اجرا داریم.

برای تابلوی سنگی سرداران آذربایجان در خیابان راهنمایی تبریز5 میلیون قطعه سنگ استفاده شده است که در دنیا بی نظیر است

تابلوی سنگی سرداران شهید آذربایجان که در خیابان راهنمایی  نصب شده است به مساحت 60 متر است که در حدود 5میلیون قطعه سنگ بکار رفته است در حالی که تابلو سنگی به دست یک نقاس استرالیایی کار شده است که فقط500هزار قطعه سنگ بکار رفته است و در کتاب گینس ثبت شده است،من به عنوان یک نقاش شهدا را باید با زبان هنر معرفی کنم ،  در اینجا لازم است که نسبت به نگهداری این تابلو سنگی هشدار دهم که اگر نگهداری از این تابلوی سنگی انجام نگیرد به مرور  از بین خواهد رفت همان میزانی که ستارخان برایم مهم است شهید باکری هم اهمیت دارد، شهید عباس عبداللهی هم برایم قابل احترام و مهم است، در حین نمایشگاهی که در جلفا برگزار کردیم تابلوی سنگی شهید عباس عبداللهی را هم کار کردیم.

مردم باید بدانند شهید مهدی باکری  از جایگاه شهرداری  به جبهه رسید نه اینکه یک سرباز ساده بود

ای کاش در کنار تابلوی سرداران شهید  زندگی نامه این عزیزان هم نوشته می شد که مردم بدانند شهید مهدی باکری  از جایگاه شهرداری  به جبهه رسید نه اینکه یک سرباز ساده بود و در جبهه شهید شد، اگر میخواستم  در نقاشی به پول و ثروت برسم سراغ مفاخر و بزرگان نمی رفتم  در کنار این  من تصویر هر کسی را نقاشی نمی کنم و شخصیت طرف مقابل برایم اهمیت دارم، 

کسانیکه می گویند مدافعان حرم برای پول رفته اند، جان خود را به چه قیمتی میفروشند

نقاشی شهید عباس عبداللهی را نقاشی کردم و به خانواده این شهید اهدا کردم، مفاخر و شهدا را هرگز نباید  ابزار سیاسی کاری قرار داد، وقتی تصویر یک شهید را نقاشی می کنم لااقل بتوانم شخصیت این شهید را به چند نفر یا حتی به فرزند خودم معرفی کنم، وقتی ورکشاپ شهید عباس عبداللهی را برپا می کنم  در حین اجرای آن لااقل به هنرجویان خودم شخصیت این شهدا را معرفی می کنم تا فردا نگویند این  فرد برای سوریه رفتن خود چقدر پول گرفت، در برابر کسانیکه این موضوعات را مطرح می کنند باید پرسید خود شما  جان خود را با چه قیمتی معاوضه می کنید؟ 

تا نفس دارم برای تبریز،آذربایجان و ایران کار می کنم

در پایان اگر مطلبی دارید بفرمایید؛

آخرین حرف من این است که تا نفس دارم برای تبریز،آذربایجان و ایران کار می کنم، من چون در تبریز به دنیا آمدم علاقه وطنی دارم  این مسائل که مارا تفرقه انگیز و جدایی طلب معرفی کنند بیزاریم، کل ایران وطن ماست ، هرچه قدر سنگ اندازی کنند من تا آخر نقاشی را ادامه می دهم و اتفاقا هم مفاخر را کار خواهم کرد هرکسی قدمی برای شناساندن مفاخر  بردارد قابل تقدیر است، از رسانه ها خواهشمندم که شفاف سازی کنند، دعواهای شخصی و سیاسی را به هنر وارد نکنیم.


گفتگو و تنظیم: محمدرضا دهقان نژاد