تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : ورزشی , شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷ ۱۰:۵۱:۳۹ شناسه خبر : ۱۰۷۳۳۴۲

ناگهان چه زود دیر می شود؛

بازی بازنشسته ها در زمین هیاتهای ورزشی با توپ جوانان

کاش آنان که کار در هیئت های ورزشی را کار فی سبیل الله قلمداد می کنند به خاطر خدا این سبیل الهی را واگذارند، به خاطر فرزندانشان که هم نسلان جوانان امروزند به خاطر کشوری که در این برهه حساس نیاز به دمیدن روح تازه در کالبد مدیریتیش حس می کند نیاز به تحرک اندیشه و فکر جدید.

یادداشت میهمان تبریزبیدار؛ علیرضا امیری

وقتی که سخن از هیاتهای ورزشی به میان می آید، روح نشاط و جنب جوش روحیه ورزشکاری، نسل ورزشکار و هم واژه با آن جوانان ورزشکار به ذهن ها متبادر می شود، راستی قصه نسل جوان ورزشکار، قهرمانان روی سکوها و امیدهای رسیدن به قله های افتخار چگونه در چهار چوب این هیات ها رقم میخورد! که بازیگر اصلی داستان در حصار تنگ مدیریت هیاتهای ورزشی قدرت نفوذ به این لایه سخت و سنگین را پیدا نمی کند و اساسنامه ای که تضمینی بر حضور این جوانان را در لای لای برگهای خود نمی بیند.

قصه حضور جوانان در لایه های مدیریتی به آرزویی دست نیافتنی تبدیل می شود، تا اینکه روزی به قول مقام معظم رهبری قانونی در این کشور وضع میشود و حلقه بسته مدیریتی را به نفع جوانان این سرزمین رقم می زند، اما قفل این حلقه نیاز به کلیدی دارد که در دستان مدیریت امروز هیاتهای ورزشی هست، کاش آنان که کار در هیتهای ورزشی را کار فی سبیل الله قلمداد می کنند به خاطر خدا این سبیل الهی را واگذارند، به خاطر فرزندانشان که هم نسلان جوانان امروزند به خاطر کشوری که در این برهه حساس نیاز به دمیدن روح تازه در کالبد مدیریتیش حس می کند نیاز به تحرک اندیشه و فکر جدید.

کاش عزیزانی که مثل جانشان به میزها و پستهایشان چسبیده اند یکبار برای همیشه به این فکر کنند که امید در جوانان و فارغ التحصیلان رشته های تربیت بدنی کم رمق شده است، به این فکر کنند که آنها محلی را برای تجربه آموخته هایشان جستجو می کنند آنها دنبال تکیه بر تجربه های ناب شما برای دویدن و افتخار آفریدن هستند آنها دنبال احتزاز پرچمی هستند که برای بالارفتنش هزاران قطره خونها ریخته شده است.

پدران و برادران بازنشسته ما این اندک امید را ازما نگیرید، قصه تلخ ناامیدی را بر ورق زندگی ما شما ثبت نکنید کمی به خود جرات دهید، همانگونه که افرادی این جرات را زمانی به خود داده و بارمسئولیت اجرا را به شما سپرده اند، شاید زمان پیش داوریهای شما در مورد نسل ما به پایان رسیده باشد، نسل من تشنه یک اعتماد ناب هست از جنس اعتمادی که چشمه های جوشان امید را در وجود تک تک ما زنده کند، به خاطر خدایتان و به خاطر جوانان این سرزمین به خاطر وطنی که افتخارش افتخار شما و ماهاست دل به دریا زنید و فضا را برای نفس کشیدن ما باز کنید که هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

سخن پایانی اینکه تمام آنهایی که در عرصه ورزش تحصیل می کنند، قصه آدمهایی که فضا را برای حضور جوانان باز کردند و ریشه امید را به جوانه تبدیل کردند و چه آنهایی که بذر امید را به نوک کلاغی سپردند و این قانون را با تفسیرهای شخصی خود متعلق به خود ندانستند از یاد نخواهد برد.

بیایید همه یک کاری کنیم که روزی نرسد بگوییم " ناگهان چه زود دیر می شود".