تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : اقتصادی , شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷ ۱۲:۲۸:۰۴ شناسه خبر : ۱۰۷۳۵۶۵

اشتباه 40 ساله؛

این‌که داریم، بانک نیست / ضرورت انعطاف و آزادی عمل در تخصیص نقدینگی

ریشه مشکل صنعت بانکداری کشور در این است که بانک نداریم. یک نهاد مالی داریم که بر سردرش تابلوی بانک می‌زنیم اما برای بانک شدن، تابلو کافی نیست.

سرویس اقتصادی تبریز بیدار / محمد کلامی

ریشه مشکل صنعت بانکداری کشور در این است که بانک نداریم. یک نهاد مالی داریم که بر سردرش تابلوی بانک می‌زنیم اما برای بانک شدن، تابلو کافی نیست. ساختارها باید درست باشند. به تعریف حداقلی، بانک یک نهاد مالی است که سپرده می‌پذیرد و وام می‌دهد. به تعریف حداقلی، خودرو دستگاهی است با چهارچرخ و موتوری که آن چرخ ها را می‌چرخاند. ماشین فورد 100 سال پیش، به این تعریف، خودرو بود اما جایش در بزرگراه‌های امروز نیست. خودرو مدرن خیلی بیش از چهارچرخ و یک موتور است. بانک مدرن هم خیلی بیش از سپرده‌پذیری و وام دادن است. آنچه ما در کشور بانک می‌خوانیم، با تعریف حداقلی بانک مطابق است اما جایش در بزرگراه‌های مالی بین‌المللی نیست چرا که با تعریف بانک مدرن تطبیق ندارد. به این معنی بانک‌های ایرانی بانک نیستند، فقط یک نهاد مالی هستند.

در طراحی نهاد بانک 40 سال سخت به اشتباه رفته‌ایم. اشکالات طراحی‌مان هم در تجهیز بروز دارند، هم در تخصیص و هم در مدیریت بانک. نقص دیگر بانکداری ما در سمت تخصیص است. یک دوجین عقود تخصصی در اختیار بنگاه‌ها قرار داده‌ایم؛ از مضاربه و مزارعه و مرابحه تا سلف و جعاله و استصناع. دست آخر نیمی از تسهیلات بانکی مشارکتی است. چرا؟ بنگاه دار سرمایه در گردش نیاز دارد. استفاده از عقود تخصصی هزینه تامین مالی بنگاه‌دار را بالا می یبرد. بنگاه‌دار نیاز به انعطاف و آزادی عمل در تخصیص نقدینگی بنگاه دارد ولی عقود تخصصی انعطاف او را کم کرده، در مسیر فعالیت بنگاه اصطکاک ایجاد می‌کنند.اما عقود مشارکتی، نقدینگی و آزادی عمل، هر دو را به بنگاه‌دار می‌دهد. اما از آن طرف، بانکی که حافظ سپرده مردم است، نباید با پولشان ریسک کند. طبعاً بانک درآمد کم‌ریسک و قابل پیش‌بینی لازم دارد. اما ماهیت عقود مشارکتی شراکت در سود و زیان است. لذا ریسک سود علی‌الحساب عقود مشارکتی برای بانک خیلی بالاست، حاصل این شده که بانک بر عقود مشارکتی سود قطعی تحمیل می‌کند.

ما از بانکداری فقط اسمش را برگرفتیم و تعریف حداقلی آن را، اگرنه این چیزی که داریم،بانک به مفهوم متعارف و امروزی آن نیست. طراحی نظام بانکداری ما از پایه غلط است. وقتی دو ماشین تصادف می‌کنند، معمولاً یکی از راننده‌ها را مقصر می‌دانیم. اما وقتی پراید دچار سانحه می‌شود، می‌گوییم تقصیر راننده نیست،طراحی و ساخت خودرو اشکال دارد. طرحی که قانون برای بانکداری کشور ارائه کرده، از طراحی پراید بدتر است. تا بانکداری را درست طراحی نکنیم، نمی‌توانیم بانکدارهای خوب را از بانکدارهای بد تمییز بدهیم.