تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : فرهنگی و اجتماعی , شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ ۱۲:۵۳:۰۲ شناسه خبر : ۱۰۷۳۹۴۷

تبریزبیدار گزارش می دهد؛

وامانده ای به نام عابر پیاده

پیاده‌رو یک محل امن برای گذر عابرپیاده است و حق تقدم در آن مخصوص عابر است؛ پس نباید هیچ سد معبری در آن وجود داشته باشد. بسیاری از راننده‌ها را می‌بینیم که خودرویشان را در پیاده‌رو و روی پل جلوی خانه پارک می‌کنند

سرویس اجتماعی تبریزبیدار؛

همیشه فرق بین پیاده و سواره مشهود بود  چنانچه همیشه  گفته اند و شنیدیم که سواره از پیاده خبر ندارد، مصادیق بارز این ضرب المثل را همواره در خیابان های شهر های بزرگ می توان به عینه مشاهده کرد، همیشه عابران پیاده تاوان سواره ها را می پردازد,  

پیاده‌رو محل عبور عابر پیاده است، وقتی موتورسیکلت برای رهایی از ترافیک وارد آن می‌شود یعنی تجاوز به حریم شهروندان. موتورسواران زیادی هم هستند که به این کار اصرار دارند. با بوق زدن و گاز دادن اعلام حضور می‌کنند و از عابران می‌خواهند راه را برایشان باز کنند. حالا عابران‌پیاده‌ای که در دو جهت مخالف در حال رفت‌وآمد در پیاده‌رو هستند باید اضطراب عبور موتورسوارها را هم داشته باشند.

به جای اینکه با خیال راحت و در آرامش قدم بزنند، باید بترسند که ناگهان موتوری با سرعت به آنها نزدیک نشود و حتی تصادف نکند. طبق قانون، ورود هر خودرو و موتور به داخل پیاده‌رو تخلف محسوب می‌شود و جریمه 65هزار تومانی دارد. بیش از 40درصد موتورسواران برای اینکه زودتر به مقصد برسند وارد معابر می‌شوند که این آمار بسیار بالا و بدی است.

Image title


پیاده‌رو یک محل امن برای گذر عابرپیاده است و حق تقدم در آن مخصوص عابر است؛ پس نباید هیچ سد معبری در آن وجود داشته باشد. بسیاری از راننده‌ها را می‌بینیم که خودرویشان را در پیاده‌رو و روی پل جلوی خانه پارک می‌کنند. در این حالت اگر عابری بخواهد مسیر مستقیم پیاده‌رو را طی کند با یک خودروی پارک‌شده روبه‌رو می‌شود که باید آن را دور زده و دوباره وارد پیاده‌رو شود.

 روی خط عابر پیاده حق تقدم به‌طور کامل با عابر است، پس تمام خودروها باید سرعت خود را کم کنند تا افراد پیاده به‌طور کامل عرض خیابان را رد کنند. برخی از راننده‌ها این تصور را دارند که اگر برای عبور یک فرد پیاده کمی توقف کنند، به او لطف کرده‌اند. درصورتی که اینطور نیست و این حق عابر است که حتی بدون نگاه‌کردن به ماشین‌ها و با چشمان بسته از خط‌عابر رد شود.

تمامی این ها بخشی از حقوق عابران پیاده هستند که باید رعایت شوند ولی در صحنه عمل می بینیم که توجهی نمی شود،  بخش اعظمی  از این  بی توجهی ها به ناکارآمدی قوانین مربوط به حوزه بر می گردد,  برخودر سلیقه ای با قانون نیز به این بی توجهی ها شدت می بخشد،در ایران هنوز مقررات راهنمایی و رانندگی مثل بسیاری از کشورهای اروپایی در مورد عابران پیاده اجرا نمی شود. عبور عابران پیاده از چراغ قرمز و ارتکاب خیلی از تخلفات تردد در خیابان ها، جریمه به همراه دارد اما پلیس با اغماض با آن برخورد می کند چون اجرای این مقررات شکل رسمی به خود پیدا نکرده است.

Image title


دلیل بسیاری از تصادفات معابر درون شهری و برون شهری، عجله و شتاب هم از سوی عابر پیاده و هم از طرف راننده است. وقتی آنان در خیابان به هم می رسند هیچ گذشتی نسبت به یکدیگر ندارند و در نتیجه یکی یا هر دوی آنان صدمه خواهند دید.
ما همه کارها را به قول معروف به دقیقه 90 واگذار می کنیم لحظه ای که همه می خواهند به سرعت به مقاصد خود برسند اما طبیعتا خیابان های کشور یا کشورهای دیگر در آن زمان چنین گنجایشی ندارند.
مردم بسیاری از کشورها و از جمله کشورهای اروپایی، برای تردد در زمان پیک ترافیک مثل ما مشکل ندارند. یک راه ساده برای به موقع رسیدن به مقصد این است که باید زودتر از موعد از خانه و اداره حرکت کرد و همین رویه می تواند بسیاری از مشکلات کوچک و بزرگ را رفع کند.


در شهر های ایران عابران پیاده با رانندگان انگار باهم پدر کشتگی دارند و به خون هم نیز تشنه،  معمولا چند ثانیه آخر شمارشگر چراغ قرمز در خیابان ها با بیخیالی رانندگان روبه رو می شود، هنوز چند ثانیه ای به سبز شدن چراغ مانده که بوق ممتد  خودروهای به هم پیوسته گوش فلک را کر می کند، و بیچاره عابر پیاده که این چند ثانیه را باید با سرعت نور طی کند تا مبادا  گرفتار خشم رانندگان شود، این وضعیت  در تبریز که به عنوان یکی از کلانشهر های ایران مطرح است به وفور دیده می شود,  از کسانیکه لااقل یکبار به تهران سر زده اند جمله مشابه ای خواهیم شنید که می گویند  وضعیت رانندگی در تهران بهتر از تبریز است، تبریز شهری نزدیک به 2 میلیون نفر جمعیت که در قرق انواع و اقسام اتومبیل های ایرانی  و خارجی از پراید 40 میلیون تومانی گرفته تا برند های  مطرح جهان که به همان (ارس پلاک ها) مشهور است، می باشد،  از طرفی  همیشه تیلیغ می کنند که برای کاهش حجم ترافیک وجلوگیری از  آلودگی هوا از سیستم حمل و نقل عمومی  استفاده کنیم اما به راستی  مگر می شود  بعد از ظهر ها سوار اتوبوس شد؟

Image title


 مشکل بزرگ دیگری که علاوه بر ترافیک در تبریز حاکم است این است که خدایی ناکرده اگر برفی یا بارانی ببارد دیگر شهر فلج می شود،  زیر گذر هایی که با بارش برف و باران به یک استخر ماهی بیشتر شبیه است تا محل گذر خودرو ها،   در طول یک هفته که باران و برف آمد وضعیت  شهر به گونه ای نبود که بتوان با پای پیاده حرکت کرد، دستگاههای مختلف نیز طبق روال همیشه دیگری را مسئول این نابسامانی ها می دانند، مثلا اداره کل هواشناسی اعلام می کند که از چند روز قبل از بارندگی به شهرداری ها و سایر نهاد های مسئول اعلام کرده ایم که در حالت آماده باش قرار داشته باشند، بارش که در تبریز اتفاق می افتد  و برف هایی که به زودی آب می شود عابران پیاده را مجبور می کند که مانند شمس تبریزی روی آب راه بروند،  اگر یک نفر امروز در تبریز به مدت نیم ساعت پیاده روی کند به طور قطع یقین حتما لباس هایش  گل آلود خواهد شد و حتی اگر هم همه جوانب را رعایت کند, ازپاشیده شدن برف گل آلود توسط رانندگان در امان نخواهد بود،  برخی رانندگان چنان با سرعت از کنار افراد پیاده عبور می کنند که انگار نه انگار که  زمین خیس و گلی است.

رانندگانی که در شراطی  عادی در چهارراه ها بر سر یک مسافر خون و خونریزی به پا می کنند هنگامی که فصل زمستان  فرا می رسد شرایط کاری خود را به صورت خودجوش تغییر می دهند و فقط دنبال مسافر دربستی هستند سازمان تاکسیرانی هم  هیچ نظارتی نه به این شیوه ندارد،  پول خرد هم که به کابوسی برای مسافران تبدیل شده است در مسیر هایی که میزان کرایه آن ها  به صورت ارقام عجیبی است  برخی رانندگان  به بهانه نبود پول خرد تمام و کمال مسافران بیچاره را سرکیسه می کنند، باید توجه داشت این بندگان خدا هم  عضوی از این جامعه هستند، به هرحال  پیاده ها هم از پایین و هم از بالا  مورد هدف قرار می گیرند، برف هایی که در اثر بارش در بالای درختان جا خشک کرده اند هنگام عبور به یکباره به صورت توده ای عظیم بر سر مردم بیچاره فرود می آید.

 پله های برقی تبریز هم که به صورت ساعتی کار می کنند به طوری که در ساعات اوج تردد  به خواب زمستانی می روند, پله برقی خیابان آبرسان تبریز در ساعات 5 به بعد بعد از ظهر  خاموش می شود و عابران مجبورند پله ها را بالا بروند و عده ای هم در این میان ترجیح می دهند   از  خیابان عبور کنند که این هم  خطرات مخصوص به خود را دارد.

به هرحال همه این شرایط دست در دست هم می دهد و  عرصه را برای عابران پیاده تنگ می کند از احساس  ترس در پیاده رو ها به سبب عبور موتور سیکلت ها گرفته تا  ترس از گل آلود شدن لباس در  مواقع بارانی و برفی،  دست آخر هم باید گفت وامانده ای به نام عابر پیاده.

گزارش: محمدرضا دهقان نژاد