تلگرام
کانال تبریزبیدار در تلگرام
دنبال کنید
سرویس : اقتصادی , جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ ۱۶:۱۶:۵۹ شناسه خبر : ۱۰۷۴۰۰۳

با وجود بدعهدی و تاخیرها؛

پول داغ و ثبت نام خودرو / استمرار انحصار با کیفیت پایین و استثمار

کافی است سری به نمایشگاه های خودرو بزنید. به زودی متوجه خواهید شد که گویی کسی فروشنده واقعی نیست. تا چشمتان خودرویی را می گیرد و می خواهید معامله کنید، طرف اندکی قیمت را بالاتر می برد!

سرویس اقتصادی تبریز بیدار ؛ محمد کلامی

از هرکسی بپرسی، از کیفیت خودروهای داخلی به ویژه دو خودروساز معروف راضی نیست. چه کسی که از همان خودرو دارد و چه کسی که ندارد! همه از بدعهدی و تأخیر در تحویل خودرو یا شرایط نامعلوم پیش فروش ها ناله ها سر می کنند. چه کسی که پیش خرید کرده یا کسی که نکرده!

اما چه می شود که به محض اعلام پیش فروشی جدید، در کمتر از 45 دقیقه اعلام می شود که ظرفیت تکمیل شد! چرا همان مردمی که می نالند و "بی اعتماد" به وعده های تحویل سر موقع هستند و بارها تجربه این بی اعتمادی را دارند، کماکان برای پیش خرید صف می کشند؟ آیا آنها فریب می خورند؟ آیا آنها دچار فراموشی گذشته می شوند؟ آیا منطق اقتصادی ندارند؟ آیا به قول برخی ها که در گروه ها می نویسند و با پوزش "فرهنگ ندارند!"؟ آیا "اعتماد" به گفته مسئولین در مردم موج می زند؟ چه دلیل منطقی برای این رفتار وجود دارد؟

در اقتصاد، اصطلاحی است تحت عنوان "پول داغ". در شرایط تورمی که روز به روز قیمت ها بالا می رود، هیچ کس تمایلی به نگهداری پول نقد ندارد چون دائما ارزش آن در حال کاهش است. اگر امروز می توان با هزار تومان یک عدد نان خرید، هیچ معلوم نیست که فردا بتوان خرید! بنابراین، همه در تلاش هستند که هیچ پول نقدی نزد خود نگه ندارند و به محض دریافت پول، در اولین فرصت آن را به کالائی تبدیل کنند. گویی سکه های داغ دست آنها را می سوزاند و سعی می کنند سریعا آنها را به دست دیگران منتقل کنند. به همین خاطر، در شرایط تورمی، فشار تقاضا بسیار بالاست و رونق فعالیت ها وجود دارد. در چنین شرایطی، تلاش برای حفظ ارزش پول، مردم را به سمت تقاضای کالاهای سرمایه ای یا کالاهایی که سوداگری در آن رواج دارد، می کشاند. یعنی خرید و نگهداری ارز، سکه و دلار و خودرو و مسکن.

اما اگر توزیع درآمد نامناسب باشد، چه اتفاقی می افتد؟ وقتی گفته می شود 70 درصد حساب های سپرده بانکی تنها در اختیار 10 درصد سپرده گذاران است، نامتعادل بودن نظام توزیع درآمد و ثروت کاملا محرز می شود. در چنین شرایطی، بسیاری از مردم، به دلیل کاهش قدرت خرید و درآمد پائین، مجبور به کوچک کردن سفره خود می شوند. در نتیجه، تقاضا برای بسیاری از کالاهای مصرفی به شدت کاهش می یابد. بازار این نوع کالاها، در رکود به سر می برد. اما پول مازاد بر نیاز عده ای قلیل، به صورت پول داغ، از این بازار سوداگری به آن بازار نقل مکان می کند. عده ای از مردم عادی هم، برای اینکه بتوانند در تلاش برای ارتقاء یا لااقل حفظ پایگاه اجتماعی خود، با هر ترفندی ولو با دریافت وام و کم کردن هزینه های مصرفی، تلاش می کنند که ذخیره ارزشی برای آینده ایجاد کرده و سوار بر این موج تورمی شوند.

وقتی افزایش قیمت در برخی از این کالاها، به میزانی رسید که هیچ فروشنده ای حاضر به فروش نشد، چرا که نمی خواهد دارنده پول داغ باشد، برخی مصرف کنندگان واقعی نیز، سردرگم در این بازار خواهند بود. کسانی که نه برای سوداگری، بلکه برای مصرف شخصی، نیاز به این نوع کالا هستند، هیچ کالائی برای خرید پیدا نخواهند کرد.

در چنین شرایطی که عده ای پول داغ در دست دارند (چه از نوع کسانی که پول مازاد دارند و چه کسانی که نیاز واقعی به کالا دارند و پول آن را به هر زحمتی جور کرده اند و چه آنهائی که تمایل به سوار شدن به این موج حفظ کننده ارزش دارائی به هر طریق هستند)، وقتی در بازار عادی کسی را پیدا نکنند که فروشنده واقعی باشد و حاضر به دریافت پول داغ آنها در مقابل کالای در اختیار باشد، به محض شنیدن اینکه جائی پیدا شده است که حاضر است پول داغ آنها را دریافت و در ازای آن کالائی بدهد که حافظ ارزش دارائی آنها خواهد شد،قطعا برای آن اقدام می کنند. حتی اگر آن کالا، بی کیفیت ترین کالا باشد. مهم این است که می تواند فعلا نقش حافظ ارزش را بازی کند.

کافی است سری به نمایشگاه های خودرو بزنید و بخواهید خودرویی حتی کارکرده خریداری کنید. به زودی متوجه خواهید شد که گویی کسی فروشنده واقعی نیست. تا چشمتان خودرویی را می گیرد و می خواهید معامله کنید، طرف اندکی قیمت را بالاتر می برد! طوری که از صبح تا ظهر شاید 3-4 میلیون تومان روی قیمت خودرو بگذارد! در چنین شرایطی، مسلم است که پول داغ دست شما را می سوزاند و به محض اینکه خبر از ثبت نام پیش فروش خودرو شود، فورا و بدون توجه به "بی اعتمادی" به خودروساز و "کیفیت پائین" خودرو، اقدام خواهید کرد. بنابراین، این یک رفتار کاملا منطقی اقتصادی است و رفتاری غیر منطقی محسوب نمی شود. هر چند این رفتار موجب استمرار انحصار، استمرار تولید با کیفیت پایین و استمرار استثمار می شود.