تبریزبیدار
پنج شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷ ۱۲:۱۳:۳۴ شناسه خبر : ۱۰۷۴۰۶۳

یادداشت وارده؛

«دکترای چی گرفتی؟! دکترای رحمانی!»

عادت کنیم به اینکه نه دانشجوی حسابداری را «مهندس» بنامیم، نه مدیر مهندس اداره مان را «دکتر» بنویسیم، و نه حتی رضا رحمانی وزیر و لیسانس حقوق قضایی را «دکتر» بخوانیم!

 تبریز بیدار ،مهدی نورمحمدزاده

یکی از بدترین فجایعی که در سالهای اخیر در فضای علمی و دانشگاهی کشور رخ داده است، نزول جایگاه عناوین و مدارج دانشگاهی است.در روزگار امروز، فارغ التحصیلان و حتی دانشجویان همه رشته های دانشگاهی خودشان را «مهندس» می دانند و توجهی به عناوین دقیق رشته های تحصیلی خود ندارند.حتی در ادارات و سازمانها هم، غالب کارمندان همدیگر را «مهندس» صدا می کنند ولو اینکه طرف دیپلم مردودی باشد!

طبیعی است در چنین فضایی که حتی کارمندان معمولی هم مهندس شده اند، مدیران و روسای ادارات و سازمانها به فکر چاره باشند تا جاه طلبی و مقام پرستی خود را ارضا کنند و با عنوانی متفاوت خطاب شوند! از همین رو در سالهای اخیر له له زدن برای عنوان «دکترا» در میان مدیران اپیدمی شده است.کم نیستند مدیرانی که به مدد طمع کاری برخی دانشگاه های پولی و بی خاصیت و از برکت نفوذ سازمانی میز ریاست خود، مدارج دانشگاهی را جهشی طی کرده اند و بی هیچ کلاس و پایان نامه و پژوهشی، قله بلند «دکتری» را فتح کرده اند!

بدتر از این قماش، نمونه های دیگری نیز وجود دارند، مدیرانی که حتی در دانشگاه های رسمی هم تحصیل نکرده اند و صرفا به استناد طی برخی دوره های آموزشی و داخلی در برخی سازمانها و مجموعه های دولتی، خود را «دکتر» می دانند و دیگران را هم دعوت به «دکتر...دکتر» گفتن می کنند!

آدم های کوچک برای میزهای بزرگ فاجعه هستند! یکی از دوستان، از قول یکی از همین قماش مدیران تعریف می کرد که طرف حاضر بود همه کارمندان زیرمجموعه اش را مهمان ناهاری چرب کند، تا آنها در مکاتبات اداری ایشان را با عنوان «دکتر...» مورد خطاب قرار دهند! متاسفانه آفت جاه طلبی و نفسانیت دردناک چنین مدیران و نورچشمی ها، علاوه بر ابعاد محدود فردی و سازمانی به جامعه نیز سرایت کرده است.در جامعه ای که «دکترا» مثل نقل و نبات در بین مدیران و مسئولان پخش شود، اعتبار و جایگاه علمی این عنوان نیز به فنا خواهد رفت! حضرات مدیران غیرمتخصص را که فقط نقش ربات های «پاراف و امضا» را بازی می کنند، چطور می توان با کسانی که سالها پشت کتابها عرق می ریزند و پژوهش می کنند، مقاله می نویسند و تولید دانش می کنند، یکی دانست و هر دو را «دکتر» خطاب کرد؟!

همه ما در این فاجعه مقصر هستیم. حداقل نقش اصلاح گرانه ما در خصوص این نوع جاه طلبی های غیراخلاقی، پرهیز از پذیرش و خطاب القاب و عناوین غیر واقعی نسبت به افراد است. عادت کنیم به اینکه نه دانشجوی حسابداری را «مهندس» بنامیم، نه مدیر مهندس اداره مان را «دکتر» بنویسیم، و نه حتی رضا رحمانی وزیر و لیسانس حقوق قضایی را «دکتر» بخوانیم!

نظرات

علی
IR

آفرین! مطلب به این خوبی البته که جای تحسین دارد. این درد، از گفتن گذشته و آن قدر عمیق شده که تکرار این عنوان ها حال انسان را به هم می زند. ممنون بابت این سخن بجا