تبریزبیدار
پنج شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ ۲۱:۱۷:۰۴ شناسه خبر : ۱۰۷۶۲۵۷

روایتی از تجربه مباحثه با حامیان صدر در عراق؛

شهید تبریزی شاه کلید معمای ایران و آل سعود

برای من که با داشتن تجربه چند سفر به کشور عراق و مشاهده عمق نفوذ صدر در بین مردم، درک اهمیت تصویر صدر کنار رهبر انقلاب و حاج قاسم سلیمانی شاید بیش از دیگران باشد.

یادداشت تبریز بیدار / صابر عیسی پور

حضور مقتدی صدر روحانی بانفوذ عراقی در بیت رهبری در مراسم سوگواری امام حسین(ع) بعد از فاصله گرفتن های وی از خط مشی انقلاب اسلامی، خبرساز شد.

دو سال قبل در ایامی که توفیق حضور در کنگره عظیم پیاده روی در اربعین حسینی را داشتم؛ سعی کردم از هر فرصتی استفاده کرده و با جوانان عراقی ارتباط برقرار کنم و در خصوص تحولات منطقه و کشورشان صحبتی داشته باشم.

 آنچه که بیشتر توجهم را جلب کرد؛ محبوبیت و نفوذ کلام هر چه بیشتر "مقتدی صدر"  در بین مردم این کشور بود.

در نجف اشرف که بودم با یکی از مقلدان پر و پا قرص مقتدی صدر صحبتی داشتیم؛ خود را با افتخار از حامیان و طرفداران و مقلدان صدر معرفی کرده و از سابقه مبارزاتی این خاندان صحبت کرد که البته در سابقه مبارزاتی این جریان با رژیم صدام شکی نیست.

این جوان عراقی البته هیچ ابراز تنفری نسبت به دیگر علمای با نفوذ در عراق از جمله آیت الله سیستانی و حکیم نداشت. با او از صدام و داعش و وضعیت اجتماعی عراق حرف زدیم و با محبتی که نسبت به ایرانیان داشت؛ به گرمی جواب ما را می داد و در لابلای بحث ابراز انزجار خود از سیاست های صدام و آمریکا را اعلام می کرد.

تا اینکه چشمش به تمثال شهید منا حاج محمدرضا جلالی که روی کوله پشتی من نصب شده بود، افتاد و در مورد این شهید پرسید.

 از خصوصیات اخلاقی شهید جلالی گفتم و فاجعه غمبار منا در حج سال ۹۴ را توضیح دادم؛ در جواب با قاطعیت و صلابت به بدگویی نبست به آل سعود پرداخت و تاکید کرد "آل سعود خادم الامریکا"

وقتی به نفرت عمیق قلبی این جوان شیعی عراق نسبت به سعودی ها پی بردم، فرصت را مناسب دیدم تا با او در مورد سفر مقتدی صدر به عربستان و نزدیک شدن مواضع وی به همان "خادم الامریکا" بگویم . وقتی سر حرف را باز کردم متوجه شدم اصلا اطلاعی از موضوع ندارد و علی رغم علاقه قلبی به صدر که ریشه در تعلقات خانوادگی وی دارد؛ از سوی دیگر با فطرت پاک خود نسبت به آل سعود جنایتکار تنفر دارد و دست رژیم سعودی را در خون های منطقه شریک می داند.

وقتی بحث به اینجا رسید؛ دیگر حرفی برای گفتن نداشت و دیگر نه از صدر سخن گفت و نه از آل سعود و به سکوتی تامل برانگیز روی آورد.

فهمیدم باید روی ذهن های آماده جوانان سرمایه گذاری کرد تا با تبیین درست مطالب، زمینه را برای جولان دادن هر نوع تفکری نشات گرفته از شخصیت هایی که دگرگون می شوند؛ دور کرد.

آری آن جوان عراقی مقتدی صدر را همان مقتدی صدر دوران صدام می شناخت و از چرخش افکار او خبر نداشت و متعصبانه از او طرفداری می کرد اما چون با ذات پاک خود حق و باطل را تشخیص می داد، بدون اطلاع از مواضع متناقض صدر، ظالمان جور منطقه را لعن می کرد؛ بی آنکه بداند مرجع تقلید او شفای درد عراق را پیش آن سفاکان می جوید.

برای من که با داشتن تجربه چند سفر به کشور عراق و مشاهده عمق نفوذ صدر در بین مردم، درک اهمیت تصویر صدر کنار رهبر انقلاب و حاج قاسم سلیمانی شاید بیش از دیگران باشد و این یعنی نتیجه منطق مقاومت و عدم تسامح با خودی های سابق که راه کج کردند.