تبریزبیدار
دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ ۰۹:۰۸:۵۶ شناسه خبر : ۱۰۸۰۹۱۱

گزارش تبریزبیدار از همین حوالی؛

همبازی شدن کودک تبریزی با دستفروشی و کرونا

کودک 8 ساله تبریزی برای تامین مخارج سنگین زندگی خانواده خود، به همراه پدرش به دستفروشی می پردازد.

سرویس اجتماعی تبریز بیدار

تن نگاه خسته و به خواب رفته کودکی در سرمای شبانه پاییزی شهر توجهم را جلب کرد که به نظر می رسید به زحمت خود را برای کسب چندرغاز که شاید قرار است نان شب خود و گاه خانواده ای چند نفری را تامین کند، می کشد.

بسته های حاوی آدامس که می شد بادبادکی زیبا در دستان این کودک مظلوم باشد، فاصله این پسر بچه معصوم تبریزی را از کودکی که حق مسلم اوست نشان می دهد.

Image title

تکیه او بر سنگ سرد به جای ناز بالش، دل های خواب رفته را به درد می آورد. در روزهایی که همسالان او اضطراب و استرس برای انجام تکالیف مدرسه دارند، این پسرک قصه ما اضطراب دارد مبادا به مقدار لازم کاسبی نکرده باشد.

نباید بی تفاوت از کنار تو که دنیای کودکی ات به فروش چند آدامس در شهر خلاصه شده، بگذریم. این روزها که کرونا پشت در کمین همگی اتراق کرده و منتظر یک لحظه غفلت است، پسرک قصه ما، بازی با کرونا را به ماندن در خانه و کودکی ترجیح می‌دهد؛ شاید هم اجباری برای این کار دارد.

خود را امیر علی معرفی کرده و می گوید: 8 سال دارم و در مقطع دوم ابتدایی تحصیل می کنم، برای کمک خرجی خانواده، عصرها به همراه پدرم در منطقه ائل گلی دست فروشی می کنم.

امیرعلی به جای ماسک، شال به صورت خود پیچیده و به گفته خود از کرونا نمی ترسد چون مجبور است کار کند.

Image title

بقیه داستان را پدر امیرعلی که کمی آنطرف تر بادکنک می فروشد، ادامه می دهد: ماهیانه ۴۰۰ هزار تومان اجاره منزل می‌پردازم. کم و زیاد پیدا می کنیم و زندگی را می‌گذرانیم.

از او در مورد کار کردن فرزند خردسال خود می پرسم و می گوید: وقتی امیرعلی را به اینجا می آورم، عذاب وجدان می گیرم؛ اما مجبور هستم، اگر خانه کوچکی بداشته باشم و مجبور نباشم اجاره بپردازم، اصلا امکان ندارد که او را به اینجا بیاورم.

Image title

آقای شکیب که در این شلوغی ماسک هم نزده در مورد دلیل این کار نیز می گوید: من زخم معده دارم که اعصابم را مختل می کند و ماسک زدن باعث تنگی نفس می شود؛ ولی نسبت به کرونا ترس و استرس دارم و خودم را به خدا سپرده ام.

وی که متکی به کار دست فروشی است و درآمد دیگری ندارد، از خیرین و نهادهای حمایتی می خواهد در خصوص تامین مسکن او را یاری کنند.

وی در این خصوص چنین بیان می کند: اگر یک خانه کوچک داشته باشم انگار دنیا را به من داده اند.

آقای شکیب همچنین در خصوص عدم کفاف مالی برای معالجه بیماری خود نیز می گوید: باید گوش خود را عمل کنم ولی نمی توانم و اینکه زخم معده نیز دارم و اعصابم را ناراحت می کند.


گزارش از صابر عیسی پور و امیررضا فرامرز


پی نوشت: تصویر پدر امیرعلی با رضایت خود او توسط عکاس تبریزبیدار گرفته شده است.


نظرات

IR

پسری دارم 3 ساله و با وجود درآمد کارمندی باز هم در خیلی موارد زندگی مشکلات داریم. بیچاره این فرزند کوچکمان. بخدا حالم خراب شد.

IR

هر نوع نظری که نوشتیم چاپ نکردی رسانه عزیز .