تبریزبیدار
شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ ۱۹:۱۰:۰۳ شناسه خبر : ۱۰۸۱۸۸۰

مدیرعامل سازمان عمران شهرداری تبریز زیر تیغ شفافیت و پاسخگویی؛

از پروژه فرسایشی مقبره الشعرا تا معضلات میدان ارتش / کاندیداتوری همسر و شائبه های پیرامونی

مدیرعامل سازمان عمران شهرداری تبریز می گوید: الان که خانم مبصر در شورا نیستند، من خودم در تخصصی ترین و سخت ترین سازمان، پست و مسئولیت دارم.

سرویس شهری تبریز بیدار / سازمان عمران شهرداری تبریز در سال های اخیر بدلیل وجود برخی پروژه های شهری از جمله ارگان های خبرسازی بوده که در معرض نقد و مطالبه افکار عمومی قرار گرفته است.

در ماه های اخیر یک مورد دیگر به خبرسازی های این مجموعه اضافه شده است که در بستر انتخابات شورای دنبال می شود.

بابک شریفی مدیرعامل این سازمان با حضور در تحریریه تبریزبیدار پاسخگوی موضوعاتی پیرامون پروژه های این مجموعه و همچنین شائبه های کاندیداتوری همسر خود در انتخابات شورای شهر تبریز شده است.

 

هزینه 30 میلیاردی شهرداری برای مقبره الشعرا

اولین سوال خود از شریفی را با پروژه پر سر و صدای مقبره الشعرا و کش دار شدن ساماندهی آن پرسیده ایم. وی در پاسخ به این سوال چنین می گوید: سال 89 استارت پروژه مقبرۀ الشعرا توسط سازمان عمران شهرداری زده شد. ماهیت این پروژه صرفا برای بخش شهرداری نیست بلکه به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هم مربوط است و این اداره کل متولی اصلی مقبره الشعرا است. استارت این کار در سال 89 زده شد و یک مقطع هم از طریق پیمانکار خود اداره فرهنگ و ارشاد پیگیری شد ولی بعدا  عملیات اجرایی این کار به بنیاد مسکن واگذار می شود تا اینکه در سال 91 کلیت خاکبرداری مقبرۀ الشعرا صورت پذیرفت. در این شرایط المان در وسط قرار گرفت و دور تا دور قبرستان سرخاب خاکبرداری شد. در سال 91 این پروژه تعطیل و به صورت حصار کشیده شده در اختیار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و پیمانکار بنیاد مسکن قرار گرفت. در سال 93 طی جلسه ای در استانداری به این نتیجه رسیده شد که اجرای این پروژه به شهرداری سپرده شود. تحویل پروژه به شهرداری در سال 94 اتفاق افتاد. شهرداری وقتی وارد پروژه شد که فقط عملیات خاکبرداری و گودبرداری انجام شده و المان هم در وسط فضا قرار گرفته بود! نهایتا از اواخر سال 94، استارت این پروژه به دست شهرداری زده شد. پروژه مقبرۀ الشعرا حدود 11846 متر مربع زیربنای فرهنگی دارد. نهایتا سازمان عمران اجرای پروژه را بر عهده گرفت. اگر مقبرۀ الشعرا را به چهار قطب تقسیم کنیم بدین صورت است؛ جبهه شمالی، جبهه جنوبی، جبهه شرقی، جبهه غربی و بقعه. الان شهرداری بیشتر دنبال این است که فقط اسکلت این کار تمام شود که بتوانیم کف را کار کنیم. و سطحی همسطح با خود المان ایجاد کنیم که صُفّه تمام شود. خود زیربنا و کاربری هایی که تحت عنوان فرهنگی، هنری و خدماتی تعریف شده است، اصلا مشخص نیست که آیا باز هم شهرداری قرار است ادامه دهد یا آن را به سازمان دیگری واگذار می کند. تا امروز، شهرداری حدود 30 میلیارد تومان برای آنجا هزینه کرده است.

Image title

تکمیل مقبره الشعرا به عمر شورای پنجم نمی رسد / سرنوشت بقعه ثقه الاسلام و عرفای نامی

وی در ادامه می افزاید: اسکلت صُفّه شمالی تکمیل شده و کف سازی انجام گرفته است. اسکلت صُفّه شرقی نیز تکمیل شده و کف سازی آن در دست احداث است. اسکلت صُفّه غربی و بقعه نیز در حال نصب در محل است. فونداسیون جبهه جنوبی نیز تمام شده است و فقط اسکلتش مانده است. پیش بینی ما این است که در صورت تامین اعتبار نهایتا تا آخر امسال اسکلت و صُفّه های این بنا را تمام می کنیم و فقط می ماند کف سازی که قبلا به صورت فضای سبز بود. از زیربنای پایین صُفّه هم اطلاعی ندارم چون به ما ابلاغ نشده که این کار همینطور به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار می شود یا خود شهرداری کار را ادامه می دهد.

وی می گوید: مقبرۀ الشعرا یک پروژه دوم هم دارد که اخیرا موزه استاد احد حسینی افتتاح شد و در جنب آن هم «کافه هنر» قرار دارد که قرار است تا 25 روز دیگر افتتاح شود که در این صورت جبهه جنوب مقبرۀ الشعرا کلا تکمیل می شود. قطعا این پروژه تا پایان دوره شورای شهر فعلی تمام نخواهد شد و ادامه آن در شورای بعدی هم کار خواهد شد که در صورت تامین اعتبار تا پایان سال و در صورت عدم تامین اعتبار در سال های بعدی به اتمام خواهد رسید. همه چیز بستگی به تامین اعتبارات دارد. 11هزار متر مربع زیربنا با کاربری فرهنگی واقعا هزینه بر است. این اعتبار نه در توان شهرداری و نه در توان اعتبارات استانی است. هرچند که تا الان شهرداری 30 میلیارد تومان برای این پروژه خرج کرده است و الان هم پروژه تعطیل نیست ولی در صورت تامین اعتبارات، کلیات اسکلت مقبرۀ الشعرا و کف سازی را می توانیم کار کنیم. طبق گفته ها یک تعداد قبوری که از قبل در آنجا وجود داشتند، طی خاکبرداری از بین رفته اند. قبلا قبر 400 نفر عارف و شاعر در آنجا بود که الان نیست. البته قبر ثقۀ الاسلام در بغل بقعه باقی مانده است.

Image title

علت تعویق در پروژه میدان ارتش / وعده افتتاح پروژه تا شهریور ماه

سوال چالشی بعدی از شریفی در مورد پروژه پل روگذر میدان ارتش و بلاتکلیفی های موجود در مسیر شهروندان بود، که چهره نازیبایی را به شهر بخشیده است. او در این مورد پاسخ می دهد: در خیابان ارتش برخی مشکلات و معارضاتی وجود داشت که واقعا پروژه سختی بود. البته آن ها هم باعث نمی شد که این پروژه تا این حد عقب بیفتد ولی متاسفانه پروژه یک مقدار از زمان بندی خودش عقب افتاد و از این بابت عذرخواهی کرده ایم. شمع گذاری در مبپیدان ارتش بدلیل وجود تاسیساتی مثل لوله آب، فیبرنوری، کابل برق و... خیلی سخت بود و به خاطر همین کار ها دیر پیش می رفت. یک مقدار هم از محل تامین اعتبار مشکل داشتیم که آن هم بعد از عید حل شده و امیدواریم از هفته آتی به صورت مضاعف کار شود و هر چه زودتر شاهد پیشرفت باشیم. از مشاور خواسته ایم که برنامه جبرانی بداشته باشد، تخمین می ­زنیم که نهایتا تا شهریورماه کار را تمام کنیم.


معضل آسفالت تبریز چرا قابل حل نیست؟

کیفیت آسفالت و معضل خرابی زودهنگام آسفالت ها یکی دیگر از موضعات چالشی مربوط به سازمان عمران شهرداری است که شریفی راجع به آن چنین می گوید: سازمان عمران سه کارخانه تولید آسفالت دارد و ما از بیرون آسفالت خریداری نمی کنیم ولی این هم باعث نمی شود که بخواهیم از مصالح کم بگذاریم و درصد مواد را کم کنیم؛ چون از خودمان برای خودمان خرج می کنیم. پخت آسفالت های سازمان با خود ما است که سال قبل هم 160 هزار تن خودمان کار پخت آسفالت را انجام دادیم. نحوه پخش این آسفالت در سه مرحله است: یک قسمت از آسفالتی که در سازمان ما تولید می شود از طریق کارگاه های امانی مناطق، صرفا برای لکه گیری و چاله زدایی و به اصطلاح رفع خطر استفاده می شود؛ چون این را می دانیم که هرجا را لکه گیری می کنیم، عمر مفید آن یک سال خواهد بود. چون آنجا آسفالت نفوذپذیر شده است و آب از آن عبور خواهد کرد و به بستر آسفالت خواهد رفت و در زمستان آسفالت را خراب می کند و از جا بر می کند.=

وی ادامه می دهد: یک قسمت دیگر از آسفالت مناطق تبریز از طریق کارگاه های امانی پخش می شود؛ تولید توسط ماست و پخش توسط مناطق که سال قبل 35 هزار تن از طریق این کارگاه ها آسفالت تحویل داده بودیم. در بخش دیگر هم باز هم تولید آسفالت در محل کارخانه با ماست و ما آسفالت را تحویل پیمانکاران این مناطق می دهیم. یعنی پخش از طریق پیمانکاران مناطق است. در سال 99 نزدیک به 80 میلیون تن در محل کارخانه، آسفالت را تحویل پیمانکاران مناطق دادیم. صرفا فقط تحویل آسفالت بر عهده ماست و بعد از آن باخبر نمی شویم که این آسفالت ها را چه می کنند. مناطق خودشان اولویت بندی می کنند و معاونت عمرانی مناطق برنامه ریزی می کنند. ما نمی دانیم به کدام کوچه کی آسفالت می ریزند. من فقط مسئولیت تحویل آن ها را دارم.


شعار یا واقعیت؛ آسفالت ریزی های سازمان عمران خراب نمی شوند!

شریفی می افزاید: یک نوع پخش هم هست که هم تولید آسفالت با ماست و هم پخش آن. این ها آسفالت های اساسی است. قبل از اینکه ما شروع به کار کنیم، همه ساله، معاونت عمرانی شهرداری تبریز به ما ابلاغ می زند و اولویت بندی ها را می نویسد. مثلا می گویند که این 80 خیابان را در طول سال 1400 باید آسفالت کنید. حالا ممکن است ما این 80 خیابان را تمام کنیم و منتظر اولویت بندی جدیدی باشیم شاید هم ممکن است فقط بتوانیم 65 خیابان را تمام کنیم و بقیه بماند. ما تصمیم نمی گیریم که امروز کمربندی میانی آسفالت بشود یا چهار راه لاله؟! ما به این بحث ورود پیدا نمی کنیم. کمیته آسفالتی که در مرکز وجود دارد، خیابان ها را پی ام اس می کنند و بر اساس وضعیت موجود، سطح خرابی ها، درجه شریان اصلی یا حیاتی، و ... اولویت بندی می کنند و به ما برنامه می دهند که شما باید این خیابان ها را آسفالت کنید. ما هم قبل از اینکه عملیات آسفالت ریزی را شروع کنیم، محل مورد نظر را فونداژ می زنیم. این کار دو سال است که روی روال افتاده و شاید قبلا آسفالت ریزی هایمان در سطح شهر با سرعت انجام می گرفت و مردم شب می خوابیدند و صبح بیدار می شدند می دیدند یک خیابان قشنگ و تمیز آسفالت شده است. باید به عرضتان برسانم که خرابی های آسفالت از بالا به پایین نیست؛ بلکه از پایین آسفالت به سمت بستر های بالای آن است. فرضا اگر امروز آسفالت این خیابان ترک برداشته و ایراد دارد، یکسال بعد این ترک بالا می آید و ظاهر می شود. قبلا برای ترمیم آسفالت های ترک برداشته، دوباره روی آن آسفالت می ریختند؛ یعنی الان در بعضی جاهای خیابان امام به ارتفاع 65 متر آسفالت داریم که خرابی ها در زیر مانده اند بعد روی آن را دوباره آسفالت کشیده اند و دوباره بعد از اینکه خراب شده است روی آن آسفالت کشیده اند. اما الان به خیابان ها فونداژ می زنیم. خیابان را از لحاظ زیر سازی (نه فقط روسازی) بررسی می کنیم که ببینیم زیر سازی این مکان، جوابگوی روسازی آن خواهد بود یا نه؟! آسفالت ما در سه مرحله در سطح شهر پخش می شود؛ کارگاه های امانی، پیمانکاران مناطق و آسفالت اساسی. شما بررسی کنید خیابان هایی که از طریق سازمان عمران آسفالت ریزی شده اند اگر مورد خرابی پیش آید، من تمام گفته هایم را پس می گیرم. حتی یک موردی بود که در دی ماه 99 بود. علی رغم اخلاق حرفه ای که همه­ مان از مجموعه شهرداری هستیم، من یک استوری گذاشتم. سه چهار تا خبرگزاری عکس و فیلمی گذاشته بودند که بلوار 35 متری باغمیشه یک ماه بعد از آسفالت ریزی، آسفالتش تخریب شد! ما اصلا در جریان این جا نبودیم و کم و کیف آن را نمی دانستیم که کدام پیمانکار و با چه شرایطی این کار را بر عهده گرفته بود. ولی انقدر به من انتقاد کردند که این آسفالت را شما با این وضع کار کرده اید، علی رغم اخلاق حرفه ای ام، یک استوری گذاشتم مبنی بر اینکه ایها الناس من نمیدانم اصلا این آسفالت چه زمانی و توسط چه کسی کار شده است. این مشکل را از من مطالبه نکنید. این آسفالت ریزی کار فلان منطقه بود و تا آنجا که اطلاع دارم، با پیمانکار این پروژه نیز برخورد قانونی صورت گرفته است.


دستگاه های نظارتی شائبه سوءاستفاده انتخاباتی من در مورد مبصر را بررسی کنند

از موضوعات چالشی مرتبط با بابک شریفی، ثبت نام همسر وی (آرزو مبصر) در انتخابات شورای شهر تبریز است که شائبه هایی را ایجاد کرده است. یکی از این شائبه ها استفاده از رانت پیمانکاران برای تبلیغات مبصر است. شریفی در پاسخ به این سوال چنین می گوید: بحث حضور من در سازمان و کاندیدا شدن خانم مبصر در تبریز به هم ربط ندارد. ایشان یک شخصیت حقوقی مستقل دارند و من هم یک شخصیت حقوقی دیگری دارم که اصلا با یکدیگر منافاتی ندارد. اتفاقا من بعضا انقدر درگیر سازمان می شوم که خانم مبصر گلایه مند می شوند از عدم حمایت من از ایشان در شورا. از اینجا هم قرار است سر یک پروژه دیگر بروم؛ یعنی در واقع من انقدر شش دانگ در سازمان مشغول به کار هستم که یک مقدار هم احساس میکنم یک مقدار در وظایف همسری ام برای ایشان کم می گذارم و باید کمی بیشتر به فکرشان باشم. در دور سوم شورا من دارای مسئولیت بودم. در شهر «مهربان» شهردار بوده ام و بعد در «خامنه» و «اسکو» شهردار شده ام و الان هم که در سازمان عمران هستم. تمام معادلات را می دانم و این را هم یادگرفته ام که چطور رفت و آمد کنم و حرکت کنم که حق را ناحق و حلال را حرام نکنم. البته بنده به شخصه به عدالت دستگاه نظارت و دستگاه قضا ایمان و اعتقاد دارم. اگر چنین موردی باشد، نیازی به ایجاد شائبه یا انکار از سوی بنده نیست. اگر موردی باشد که حضور من در سازمان عمران برای خانم مبصر منفعت داشته باشد، دستگاه نظارت باید جلوی یک چنین کاری را بگیرد و من هم به توانمندی دستگاه نظارت ایمان دارم.


پای هیچ پیمانکاری را به دفتر مبصر و خودم باز نکرده ام

وی همچنین می گوید: من در سازمان عمران تا الان نشده که من با یک پیمانکار سر رای گیری ساخت و پاخت داشته باشم و عمرا هم نگذاشته ام آن ها به دفتر خانم مبصر بروند یا به دفتر من  بیایند. همه دوستان و اطرافیانم روحیات مرا می دانند که اگر چنین قصدی داشته باشند، به ضرر آن ها تمام خواهد شد نه به منفعتشان! این کار افتحار نیست ولی واقعیت این است که من تا به حال با هیچ پیمانکاری مسامحه نکرده ام. خانم مبصر در روز ثبت نام یک حرف قشنگی زدند ولی حیف که روی آن مانور ندادند.گفتند که من تنها کاندیدایی هستم که هم اموال خودم و خانواده ام و هم هزینه های انتخاباتی را شفاف سازی خواهم کرد.

چرا مدیر شهرداری، داوطلب انتخابات را در روز ثبت نام همراهی کرد؟

شریفی می افزاید: این اصلا دستورالعمل قانونی است که اگر خانم مبصر نمی آمدند، من هم نباید از امکانات دولتی به نفع یا علیه کسی استفاده می کردم. این یک بخشنامه دولتی است. روزی که خانم مبصر برای ثبت نام به فرمانداری می رفتند، من یک روز قبل از آن مرخصی گرفته بودم چون فقط مسئولیت اداری ندارم بلکه مسئولیت های خانوادگی هم دارم که در بعضی شرایط باید کنار همسرم باشم. حتی آن مرخصی یک روزه را هم استوری کرده بودم که بعدا پشت سرم حرف درنیاورند. تا امروز و این ساعت، هیچ گونه تذکر کتبی یا شفاهی از اداره یا جای دیگر به من داده نشده است. چون سعی کرده ام تا بحال همه چیز را رعایت کنم. من هرروز زودتر از ساعت 6 و 7 عصر همسرم را نمی بینم؛ چه وقتی در دفتر کارم باشم چه در بیرون؛ چون سرم واقعا خیلی شلوغ است و این را هم می دانم که در چنین کارهایی اگر قدمم را چپ بگذارم، همه چیز زود آشکار می شود و ضرر آن هم به خانم مبصر می رسد. چه از دستگاه های نظارتی چه بازرسی، چه حراست، چه شهرداری و چه از سازمان و مجموعه خودمان، تابحال نشده است که تذکر گرفته باشم.

نه موافق و نه مخالف کاندیداتوری مبصر بودم

از او در مورد رضایت خود از کاندیداتوری همسرش پرسیدیم و چنین پاسخ می دهد:  من نه موافق و نه مخالف خانم مبصر بودم؛ من در طول خدمت خود با 33 نفر از اعضای شورا به طور مستقیم کار کرده ام. روحیه خانم مبصر را هم می دانم. من ایشان را جزو 6_5 نفری که واقعا برای شورا دل می سوزانند می دانم. هیچوقت نمی توانم مخالف شورا شدن او باشم چون خودش یک شخصیت حقوقی مستقل دارد ولی به خاطر کمک به شهرم، پای خانم مبصر می ایستم، چون هیچکس ایشان را به اندازه من نمی شناسد! من همیشه ساعت 7 صبح که به سر کار می روم، می بینم خانم مبصر بیدار شده و دارد کارهایی که آن روز باید انجام دهد را لیست می کند. خانم مبصر قبل از اینکه بخواهد در شورا ثبت نام کند، اول با خودم بحث کرد و نشستیم با هم حرف زدیم و مشورت کردیم. هرچند که ما در موضوعات اجتماعی تفاوت دیدگاه داریم ولی بالاخره در آخر به این نتیجه رسیدیم که در انتخابات ثبت نام کند.

وقتی مبصر در این شهر نبود، من مدیر بودم!

شائبه دیگری که همواره گریبانگیر این زوج است، احتمال تدارک دیده شدن پست مدیریتی برای شریفی در صورت پیروزی مبصر در انتخابات است، شریفی در واکنش به این موضوع می گوید: الان که خانم مبصر در شورا نیستند، من خودم در تخصصی ترین و سخت ترین سازمان، پست و مسئولیت دارم. من افتخارم این است که هم زود ازدواج کرده ام و هم با خانم مبصر ازدواج کرده ام. من طی سال هایی که در شهرستان های مختلف شهردار بودم و چند مسئولیت مختلف از جمله مسئول دفتر جناب آقای اشرف نیا، مسئول دفتر جناب آقای موحد نیا، کارشناس عمرانی دفتر امور شهری و ... را گذرانده بودم، این ها در حالیست که هنوز خانم مبصر در شورا ثبت نام نکرده بودند و این یعنی من خودم این پست و مقام ها را کسب کرده ام و تا به حال هم سعی کرده ام که برای رفتن به هیچ کاری از خانم مبصر مایه نگذارم و خودم روی پای خودم بایستم و آویزان کسی نشوم و الان هم نیاز ندارم که در شورا یک پست و مسئولیتی داشته باشم که خانم مبصر بخواهند پارتی بازی کرده و مرا به آنجا ببرند. اگر قرار باشد خانم مبصر عضو شورای شهر تبریز باشند، من به هیچ وجه در شهرداری پستی را قبول خواهم کرد چون علاقه ای هم ندارم.


شریفی در پایان در مورد شایعه دو تابعیتی که در فضای مجازی مطرح شده، می گوید: من پاسپورت خودم و همسرم را به شما نشان خواهم داد. من سر جمع چهار بار به خارج از کشور سفر کرده ام که جریان آن ها هم به شرح زیر بوده است: یک بار از طرف استانداری برای انجام ماموریت به باکو رفته ام و همسرم همراهم نبوده است. یک دفعه دیگر هم از طریق استانداری به استانبول رفته ام که به خاطر راه اندازی کارخانه کمپوست بود. دو بار هم با همسرم به ترکیه رفته ام که آخرین بار 4 سال پیش بوده است و تمامی شواهد و مدارک هم موجود هستند.


گفتگو از صابر عیسی پور

تنظیم: نگار رشیدی


انتهای پیام/