در فراق استاد محمود دست پیش؛

رادیو سال‌ها با «سیزه سلام گتیرمیشم» جان گرفت

استاد محمود دست‌پیش در سال‌های آغازین دفاع مقدس ترانه‌ای را سرود که مرحوم جمشید نجفی خواند و شد نوستالژی نسلی از مردان و زنان و کودکان این سرزمین که جنگ را زیستند. خلبانان.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار / مهدی نعلبندی نویسنده و فعال فرهنگی تبریزی بمناسبت درگذشت شاعر نامی ترکی استاد محمود دست پیش یادداشتی بشرح ذیل نوشت؛

رادیو سال‌ها با «سیزه سلام گتیرمیشم» جان گرفت. شعری که شاعری اردبیلی سرود و استاد علی سلیمی آهنگش را ساخت و تقریبا همه آنان که توان خواندنش را داشتند خواندند. از یعقوب ظروفچی و صمد رحیم‌زاده و احد رامدل و چنگیز حبیبیان تا عالم قاسم‌اف.

سرین سولو بولاقلاردان
یاشیل یارپاق بوداقلاردان
لاله رنگلی یاناقلاردان
گول سوزولن دوداقلاردان
سیزه سلام گتیرمیشم …

استاد محمود دست‌پیش در سال‌های آغازین دفاع مقدس ترانه‌ای را سرود که مرحوم جمشید نجفی خواند و شد نوستالژی نسلی از مردان و زنان و کودکان این سرزمین که جنگ را زیستند. خلبانان. ملمعی فارسی و ترکی که آغازش چنین بود:

حمله ور شد ارتش خلق ایران
سوی دشمن از زمین و آسمان
نرود جز راه حـق و راه دین
چو گرفته درس مکتب از قرآن

و بخش ترکی‌ آن ورو زبان‌ها شد در آن سال‌ها:
ووروشورلار ار تشی‌میز هـــریاندا
گوی اوزونده، دریالاردا، داغلاردا
حق یولوندان دین یولوندان دونمزلر
نه قدر ، قــــدرتلری وار جانلاردا
خلبانلار، خلبانلار
… قاناد آچ ، قاناد آچ

استاد محمود دست‌پیش، زاده باکو بود در سال هزار و سیصد و سیزده خورشیدی و ساکن اردبیل و سپس تهران، و از ترانه‌سرایان و شاعران سرودهای حماسی و ملی ایران که رادیویی‌ها با نام او و آثارش آشناترند.

خانواده استاد در زمان استالین برای کار از اردبیل به باکو رفت و با فشار بلشویک‌ها که یا سجل شوروی بگیرند یا برگردند ایران، به ایران برگشتند و شناسنامه ایرانی گرفتند. محمود در اردبیل بزرگ شد و درس خواند و معلم شد و رفت گرمی و بعد هم تهران و‌ در تهران ماند.

مردان این نسل در رادیو ایران و رادیو تبریز اسطوره‌هایی بودند بی‌بدیل. چه مردانی نفس کشیده‌اند در رادیو و تلویزیون این کهن‌شهر تاریخ و فرهنگ. از بیگجه‌خانی تا سلیمی و شاطریان. خدا رحمت کند همه‌شان را.

استاد محمود دست‌پیش در دهم مرداد به رحمت خدا رفت. او رفت و شعرهایش زنده است در برنامه‌های رادیو، و زنده خواهد بود از این پس. این شعر شیرین و نغز او ختام مسک این یادنوشت باشد.

بیزی دوغان مهربانا
سن مادر دی ،من ده آنا
دوشمن قالسین یانا – یانا
بیز هامیمیز ایرانلییق

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.