یادداشت تبریزبیدار؛

آیا همه جوانان باید مدیر شوند؟

گاهی دیده می شود وقتی یکی از جوانان به پست و مقام می رسند، دیگرانی که کنار ایستاده اند شاید خدای ناکرده یک در هزار، احساس خسران کنند که فلانی رفت و ما ماندیم و این برای گفتمان ما همان نقطه سقوط و افول است

یادداشت تبریز بیدار : سجاد حسین زاده/  با روی کار آمدن دولت جدید که به نوعی دولت اولِ گامِ دومِ انقلاب محسوب می شود جوی میان محافل جوان جاری و ساری شد که زمان زمانِ ورود در عرصه مدیریت و نجات انقلاب است، این گزاره گرچه صحیح است و باید نسل سوم جایگزین مدیران نسل اول و دوم شوند اما به این معنی نیست که همه جوانان هدف اولیه خود را مدیر شدن تنظیم کنند و برای آن دست و پا بشکنند.

نگارنده جز آنهایی است که پیشتر هم معتقد بوده که هیچ گفتمانی نمی تواند کارآمدی خود را به مردم اثبات کند مگر این که امکان سیاسی و اجرایی در دست داشته باشد، اما باز این گزاره به این معنی نیست که تمامی معتقدان به یک گفتمان باید پست و مقام بگیرند تا آن گفتمان ساری و جاری شود.

گاهی دیده می شود وقتی یکی از جوانان به پست و مقام می رسند، دیگرانی که کنار ایستاده اند شاید خدای ناکرده یک در هزار، احساس خسران کنند که فلانی رفت و ما ماندیم و این برای گفتمان ما همان نقطه سقوط و افول است چون پیشتر رفتن معنی دیگر داشت و ماندن معنی دیگر عطف به ادبیات دفاع مقدس.

هیچ کس با هیچ کس مقایسه نمی شود، روش ها و منش های افراد هم متفاوتند و حتی اهداف شخصی افراد معتقد به یک گفتمان، در اصل افراد معتقد به یک گفتمان طیف وسیعی را شامل می شوند و نمی توان برای همه یک مسیر و یک منش را متصور بود.

دیگر نکته این است که باید زمینه و بستر برای مدیر شدن جوانان فراهم باشد و الا شاید فکر کردن درباره مدیر شدن شیرین باشد ولی مدیر شدن هزینه گزافی برای فرد و جامعه ایجاد کند، در اصل زمینه پذیرش برای مسئولیت گرفتن جوانان بسی مهم تر از مدیر شدن آنان است و قرار نیست نیروی انسانی معتقد و متخصص، به پای عدم وجود بستر، هزینه شود.

پیشتر هم گفتم اگر امتحان برخی از نزدیکان و رفقای جوان پذیرش مسئولیت باشد، امتحان دیگران کنار ایستادن و فعال شدن و یا فعال ماندن در عرصه های دیگر است، گام دوم چند بند دارد و هرکس در توان خود می تواند در عرصه های علمی و اجتماعی و غیره فعال و موثر باشد و این مدیران و دولت هستند که می باید دنبال جوان متعهد و متخصص باشند برای قبول مسئولیت و نه جوانان. اگر فرهنگ ابتدای انقلاب را هم مرور کنیم در آن زمانه هیچ کسی بدنبال مسئولیت نیست اما همه در عرصه ای و کانونی فعال هستند، گام دوم هم همین است، مخاطب خاص و عام نداشت، دغدغه ای بود در ذهن که به قلم آمد، امید که کارگر باشد.

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.