سبد کتاب تبریزبیدار؛

«دموکراسی یا دموقراضه» / جلب رضایت عوام یا خواص؛ مساله اینست

کتاب دموکراسی یا دموقراضه با زبان تمثیلی و طنزآلود، سعی در نقد مفهوم دموکراسی و به قهقرا رفتن آن در بین جوامع بشری دارد.

سرویس فرهنگی تبریز بیدار / دموکراسی یا مردم سالاری نوعی روش حکومت است که مردم در آن از اقتدار حکومتی برخوردار هستند و می توانند قانون و قانون گذار خویش را انتخاب کنند. موضوعات اصلی دموکراسی، حق داشتن اقلیت ها، آزادی اجتماع، آزادی بیان، شهروندی، رضایت مردم و حق زندگی می باشد.

در نقد دموکراسی، مقالات زیادی نوشته شده و گفت و شنود های زیادی انجام گرفته است. ناکارآمدی اقتصادی، رای دهندگان نامعقول و… از جمله این نقد ها می باشد. کتاب «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سید مهدی شجاعی از جمله کتاب هایی است که به زبان طنزآلود و بسیار روان، سعی در نقد دموکراسی داشته است.

موضوع کتاب

نویسنده در این کتاب، داستان را با خلق سرزمین خیالی بنام غربستان شروع می کند. پادشاه این مملکت، پس از سال ها خوش گذرانی و فرمانروایی بر مردم، تصمیم می گیرد که حکومت را به پسرانش که تعداد آنها ۲۵ نفر است، انتقال دهد. البته گفتنی است که این انتقال قدرت به بر اساس سن آنها نیست بلکه وی این انتخاب را بر عهده مردم می گذارد.

یکی از پسران این پادشاه به دلیل منگل و ناقص الخلقه بودن، خود به خود از دور انتخابات حذف می شود و انتخابات بین ۲۴ برادر برگزار می شود. مردم نیز به جای نزاع بر انتخاب جانشین، به فرد منتخب خودشان رای می دهند و هر یک از پسران این پادشاه، به مدت ۲ سال بر مردم حکومت می کند.

اولین فرد که پسر بزرگ تر پادشاه است به عنوان حاکم انتخاب می شود اما مردم خیلی زود می فهمند که در انتخاب خود اشتباه کرده اند. مردم به ترتیب به هر یک از این ۲۴ برادر رای می دهند اما هیچ یک از برادران نمی تواند حکومت دو ساله خود را به اتمام برساند؛ چون همه این ۲۴ برادر سعی داشتند که در مدت حکومت دو ساله خود، ثروتی بی پایان برای خود دست و پا کنند تا وقتی دوره پادشاهی شان تمام می شود، به مشکلی برنخورند.

مردم وقتی از تمام آن ۲۴ پادشاه خسته می شوند به سراغ پسر ۲۵ ام  پادشاه که فردی ناقص الخلقه و منگل بود می روند تا با انتخاب وی به عنوان پادشاه، حاکمی برای خود برگزینند. داستان از اینجا شیرین می شود که این پادشاه ناقص الخلقه، همه کارگزاران و وزرای خود را از افراد ناقص الخلقه و کم توان ذهنی انتخاب میکند و بیانیه های عمومی و خصوصی خود را درباره حکومت خویش اظهار می دارد.

Image title

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

«طوری برنامه‌ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می‌کنند، بداخلاقی می‌کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف ها می‌افتند. یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصله‌اش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمی‌توان عوض کرد، اما راه مردم را که می‌شود دور کرد. هزار جور قانون می‌شود وضع کرد که مردم دور کره‌ی زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطه‌ای برسند که قبلاً بوده‌اند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.»

این کتاب در ۱۵ فصل، سعی دارد که با زبانی داستانی و طنزگونه، دموکراسی را که سال های سال است به قهقرا رفته نقد کند و به مخاطب نشان دهد که نتایج دموکراسی چیست. البته بین دموکراسی و مردم سالاری دینی فرق است. دیدگاه های مختلف متفکران اسلامی در تایید مردم سالاری دینی و اسلامی مطرح می شود که قائل به مردم سالاری دینی بوده است. چرا که در جامعه ای که مملو از مردم مذهبی می باشد که ارزش های دینی و مذهبی نقشی اساسی در حوزه عمومی جامعه ایفا می کند.

در انواع دموکراسی، وجه مشترک، مشارکت مردم از راه نمایندگی و مراجعه با آرای عموم می باشد.

از طرفی دیگر نیز طرفداران و قائلین به دموکراسی غیردینی و غربی، اصالتی برای مردم سالاری دینی قائل نشده اند و آن را دارای ابهامات مختلفی می دانند که لازم است این ابهامات از سوی طرفداران و قائلین مردم سالاری دینی برطرف شود.

Image title

در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم:

«مردم به دو دسته خیلی نامساوی تقسیم می شوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عوام اند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمی گذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچ یک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید. چرا که: اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسان تر از خواص است. ثانیاً: رضایت عوام را فله ای می شود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود. ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمی توان جایش را پیدا کرد. و از همه مهم تر، در انتخابات و رأی گیری، رأی خواص و عوام یک اندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگ تر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همه مشکلات شان جدی بگیرد. خلاصه این که: این عوام اند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم می زنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناخته ای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دست تان می دهند. عوام، هزارتایش کم است و خواص یک دانه اش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید و گرنه لااقل مراقب باشید که یکی شان دوتا نشود.»

این رمان توسط کارولین کراسی کری به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده است که نسخه انگلیسی آن توسط انتشارات شمع و مه راهی بازار شده است.

نسخه اصلی این کتاب نیز در ۱۹۲ صفحه توسط انتشارات نیستان چاپ شده است.

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.