روایت آزاده تبریزی از زندان های صدام؛

۹ سال تحمل شکنجه برای حفظ آرمان ها / فشار روحی دشمن با بدبین کردن به آرمان ها

یکی از آزادگان سرافراز دفاع مقدس است که در گفتگویی به بیان خاطرات خود از دوران اسارت در زندان صدامیان پرداخته است.

سرویس فرهنگی تبریزبیدار/ اصغر نعلبندی پور رزمنده تبریزی و یکی از آزادگان سرافراز دفاع مقدس است که در گفتگویی به بیان خاطرات خود از دوران اسارت در زندان صدامیان پرداخته است.

برای اولین بار در اسفند ماه سال ۵۹ وقتی که ۱۹ سال داشت به جنگ اعزام شد. او در این باره می گوید: در سال ۶۰ آیت الله مشکینی امام جمعه تبریز بودند و اعلام عمومی کرده و گفتند هر کس داوطلب اعزام به جبهه هست اقدام کند و بعد از اعلام این خبر سه گردان در آبان ماه سال ۶۰ به جبهه های کردستان، سرپل ذهاب و گیلان غرب اعزام شدند. من خودم جزو این اعزامی ها بودم و به عنوان معاون فرمانده گردان اعزام شدم و سر انجام این اعزام به اسارت منتهی شد.

این رزمنده تبریزی می افزاید: من در سه عملیات شرکت کردم که یکی از آن ها اصلی و دو عملیات هم ایذایی بود و مرحله دوم عملیات کرخه نور در ۳۱ اردیبهشت سال ۶۰ انجام گرفت و عملیات بعدی در مرداد ماه سال ۶۰ عملیات شهید مدنی و در ۲۷ شهریور ماه در سوسنگرد، عملیات های ایذایی بودند که من در آن ها شرکت کردم.

او ادامه می دهد: نیروهای متجاوز بعثی در سوسنگرد تیپ مکانیزه داشتند و برای جلوگیری از پیشرفت این تیپ، به سمت آبادان عملیات کردیم و هدف ما این بود که تیپ عراق را مشغول کرده تا عملیات آزاد سازی با موفقیت انجام شود ما به هدف خود رسیدیم و آبادان هم آزاد شد و بعد از این عملیات، به اعلام بسیج به منطقه گیلان غرب اعزام شده و در عملیات مطلع فجر ۲۰ آذرماه سال ۶۰ اسیر متجاوزان شدم. بعد از عملیات آزاد سازی بستان، عملیات مطلع فجر اولین عملیات گسترده در منطقه غرب برای آزاد سازی بود.

نعلبندی پور می گوید: دشمن در تپه های گیلان غرب مستقر شده بود و ما می خواستیم دشمن را عقب برانیم تا گیلان غرب را از دید آنها خارج کنیم علاوه بر ما بسیجیان دیگر استان ها و تیپ ذولفقار ارتش در عملیات حضور داشتند.

او در مورد نحوه اسارت خود می گوید: قرار بود شب جمعه محورهای تعیین شده را پاکسازی کنیم که موفق نشدیم و دشمن توانست ما را محاصره کند و همان روز با خبر شدیم آیت الله دستغیب در نماز جمعه شهید شدند. پنج روز در محاصره ماندیم شب آخر توانستیم مسیری پیدا کنیم تا از محاصره خارج شویم اما ما را محاصره و آتش باران کردند که در این محاصره عده ای شهید و عده ای زخمی و عده ای هم اسیر شدیم.

این آزاده دوران دفاع مقدس به اردوگاه رژیم بعث اشاره کرده و می گوید: بعد از اینکه عراقی ها ما را گرفتند به طور شدید ضرب و شتم قرار داده و دستانمان را با سیم تلفن از پشت بستند. وقتی به دنبال خروج از محاصره بودیم وقتی به مقر فرماندهی عراقی ها رسیدیم ما را گرفتند و دوباره از ما بازجویی کردند و فردی که آنجا نشسته بود انگلیسی حرف می زد و حرف هایمان را برای آنان ترجمه می کردند.

وی می افزاید: وقتی نتوانستند از ما اطلاعات کسب کنند ما را به خط مرزی خسروی که پایگاه عراقی ها بود برده و یک شب در آنجا نگهداری کردند و صبح روز بعد به بغداد بردند و شکنجه و کتک زدند و ۹ ماه هم در اردوگاه الانبار زندانی بودیم و بعد از آن به موصل انتقال داده و ۹ سال هم در آنجا بودیم. این ۹ سال را صبر و استقامت کردیم چون امام (ره) فرموده بودند جنگ اگر ۲۰ سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم و به گفته همین حرف صبر و مقاومت کرده ایم.

او با بیان اینکه سختی ها و شکنجه های دشمن بسیار زیاد بود، می افزاید:  زمانی که آزادی اسرا مطرح می شد ما را تا مرز می بردند و می گفتند ایرانی ها دنبال شما می آیند و مبادله می کنیم و ما با این حرف ها خوشحال شده و امیدوار می شدیم و بعد گفتند ایران شما را دیگر قبول نمی کند و چندین بار این کار ها را تکرار می کردند و نظر روحی فشار زیادی برایمان متحمل می کردند و وقتی خبر آزادی مان را صلیب سرخ اطلاع داد باور کردیم و بسیار خوشحال شدیم.

پنهان کردن ادعیه لای سیگارها

نعلبندی پور به اقدامات دشمن در دوران اسارت اشاره کرده و می گوید: در اسارت دشمن سعی می کرد رزمنده ها را نسبت به آرمان ها و فرهنگ دینی بدبین کنند و مقاومت یک اسیر مقاومت در راه آرمان هایشان بود.

او می گوید: حفظ کردن اذکار و دعا ، آموزش ، زبان های عربی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی جزو کارهایی بود که با مشغول شدن به آن ها سعی می کردیم لحظات سخت اسارت را تحمل کنیم. مفاتیح را از ما گرفته بودند ولی ما در برگه های سیگار دعا نوشته و آن ها را پنهان می کردیم و دعا ها را حفظ کرده بودیم.

این آزاده دوران دفاع مقدس تاکید می کند: شکنجه و اهانت هایی که در اسارت تحمل کردیم نه جانمان را گرفت و نه در عقاید ما تزلزل ایجاد کرد بلکه هویت دشمنان را آشکار کرد و اگر بخواهیم دشمن را بشناسیم باید کارهایی را که کرده اند بگوییم تا همه به ماهیت پلید آنان پی ببرند.

 

انتهای پیام/

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.