سرویس سیاسی تبریزبیدار؛
بالاخره پس از ماهها بیم و اضطراب از سرنوشت شیخ نمر النمر، رهبر شیعیان حجاز، رژیم جنایتکار سعودی بالاخره تهدیدات مکرر خود را عملی ساخت و این عالم را همراه با تعداد دیگری از اتباع این کشور صبح روز جمعه با دستور دیوان پادشاهی این کشور اعدام کرد.
اعلام این خبر خشم و انزجار بسیاری از مسلمانان شیعه را در سراسر جهان خصوصاً در ایران و شهرهای شیعهنشین عربستان برانگیخت و بسیاری از این معترضین در شهرهای عربستان به خیابان آمده و با نیروهای امنیتی رژیم سعودی درگیر شدند.
اما در ایران اعتراض به این جنایت شکل دیگری به خود گرفت و تعداد بسیاری از مردم و دانشجویان و طلاب با حمله به سفارت و کنسولگری این رژیم در تهران و مشهد و با آتش زدن آن خشم خود را نسبت به سیاستهای آل سعود ابراز کردند.
حمله به سفارت عربستان معادلات محتمل درزمینه آینده این بحران را تغییر داد و باعث شد زوایای مختلفی در آینده احتمالی این نزاع پیش بیاید.
تشکیل محور شیعی مقاومت
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دهه ۷۰ و روی کار آمدن قطبی جدید در معادلات سیاسی منطقه و جهان به رهبری یک زعیم شیعی، به یکهتازی عربستان سعودی بهعنوان حکومتی بهظاهر اسلامی (سنی) و با گرایشان وهابی-سلفی پایان داد و باعث شد شیعیان خود را بهعنوان وزنهای جدید در معادلات منطقه اثبات کنند.
عربستان سعودی که همواره خود را داعیهدار رهبری و ام القرای جهان اسلام میپنداشت، حال با پیروزی انقلاب اسلامی با واقعیتی بدیع روبرو گشت که همواره در طول تاریخ از قدرتیابی آن هراس داشت.
سیاستهای ضد استکباری با قرائت صدور انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای عمدتاً سنی مذهب، باعث هراس عربستان از ایران و تلاش برای مقابله با آن شد.
تشکیل گروههای تروریستی در کشورهای منطقه و آغاز عملیات ایران هراسی و شیعه هراسی در قالب مجعول”تشیع صفوی-رافضی” بهصورت جدی از سوی این حکومت پیگیری شد.
اما گذشته از حمایتهای رژیم سعودی از عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران، یکی از نمونههای پررنگ و بارز درگیری انقلاب اسلامی با رژیم سعودی خود را در ماجرای کشتار زائران ایرانی در حج سال ۶۶ نشان داد.
امام خمینی در واکنش به این کشتار در نامهای شدیداللحن خطاب به ملت ایران ماهیت پلید رژیم سعودی را برملا کرده“علیرغم گذشت یک سال از کشتار فجیع و بیرحمانه حجاج بیدفاع و زائران مؤمن و موحد بهوسیله نوکران امریکا و سفاکان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتاند. آل سعود با کشتن میهمانان خدا و به خاک و خون کشیدن بهترین بندگان حق نه تنها حرم را، که جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت.“
واکنشها به کشتار حجاج بیتالله الحرام به سطح بالای سیاسی رسید و ۲ کشور با قطع روابط دیپلماتیک سفارتخانههای خود را تعطیل کردند.
شعلههای نفاق سعودی!
پس از چند سال و آرام گرفتن نسبی روابط ایران و عربستان تحولات بیداری اسلامی در ابتدای سال ۲۰۱۱ میلادی باعث ایجاد و شکلگیری دوباره تنشها شد. عربستان سعودی ایران را متهم به تحریک شیعیان بحرین و عربستان برای برانداختن حکومت این کشورها نمود که با واکنش رهبر انقلاب مواجه شد و ایشان با کذب خواندن این ادعاها تأکید کردند”اگر ما دخالت میکردیم اوضاع بحرین جوردیگری میشد.”
پس از بیداری اسلامی روابط ایران و عربستان به دلیل سیاستهای فرقهگرایانه و تروریستی عربستان در کشورهای اسلامی و خصوصاً در سوریه به بالاترین میزان خود رسید اما وقوع ۴ اتفاق دیگر در امسال باعث بحرانیتر شدن روابط این دو کشور شود.
آغاز حملات رژیم سعودی به مردم بیدفاع یمن در فروردین ماه امسال برای نابودی جنبش انصار الله نیروی چریکی نزدیک به ایران، تجاوز به ۲ نوجوان زائر ایرانی توسط پلیس سعودی، واقعه تلخ حج امسال و شهادت صدها تن از زائران ایران در فاجعه منا در مهرماه امسال باعث تشدید تنشها بین ایران و عربستان شد.
اما گویا عربستان سعودی از آخرین حربه خود برای تهاجم به منافع منطقهای ایران با تحریک احساسات مردم استفاده کرده و با شهادت شیخ النمر باعث واکنشهای فراوان و گستردهای در محکومیت این جنایت شد.
صید ماهی از آب گلآلود!
اما آنچه در میان این اعتراضات قابلتوجه است هجوم جمع کثیری از مردم به جنایت آل سعود با حمله به سفارت عربستان در تهران است که با تسخیر و آتش زدن آن ابعاد مسئله وارد پیچیدگیهای خاصی کرد.
بسیاری از سایتهای اصلاحطلبان که در این میان به دنبال صید ماهی از آب گلآلود بودند با حمله به این معترضین و “افراطی” خواندن آنان (به پیروی از رئیس جمهور حسن روحانی) در آتش دوگانه اعتدالی-افراطی دمیدندم.
شاید رفتار ناشیانه و احساسی بخشی از مردم غیرقابل دفاع باشد اما بیشک برخی رفتارهای منفعلانه و تعاملی دولت اعتدال با رژیم آل سعود در برابر توهینهای مکرر آنان به ملت و حکومت ایران غیرقابلقبول است.
از همه جالبتوجه بیانیه محکومیت این اقدامات توسط رئیسجمهور محترم بود که وی در آن با محکومیت جنایت سعودیها در یک پاراگراف و محکومیت حمله به سفارت سعودی در ۳ پاراگراف تعجب بسیاری از ناظرین و مردم را برانگیخت.!
اگر وزارت کشور آقای روحانی و شخص رئیسجمهور محترم سریعاً وارد عمل شده و با اتخاذ موضعی انقلابی در برابر این اقدام میایستادند بیشک ملت نیز همدل و همگام با دولت از سیاستهای داخلی و خارجی آن حمایت و پشتیبانی میکرد. این نکته نباید فراموش شود همدلی واقعی با ملت زمانی در میدان عمل مشخص می شود که دولت خواسته های آحاد ملت را به جای آورد کما اینکه این رابطه دو طرفه است در صورت انجام این عمل مهم از سوی دولت، ملت هم پشت سر دولت حرکت خواهد کرد و به نظر نمی رسد اقداماتی این چنین که با انفعال و در ادامه افراطی خواندن بخشی از مردم همراه بود نشان همدلی دولت با ملت باشد.
*بخشی از نامه تاریخی امام خمینی (ره) در سال ۶۷:
اگر از صدام بگذریم، اگر مسئله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایتهای امریکا بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت. انشاءالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.
