سرویس سیاسی تبریزبیدار؛ غلام رضا سیفی
پرده اول: در سال ۱۳۴۳ دولت محمدرضا پهلوی قانونی از تصویب مجلس گذراند تا مستشاران نظامی آمریکا و تکنسین های وابسته و اعضای خانواده و خدمه آن ها اعم از نظامی و غیر آن از شمول قوانین قضائی ایران معاف شوند و به مصونیت دیپلماتیک دیپلمات ها و اعضای سیاسی سفارت خانه های خارجی ملحق گردند. به عبارتی با این قانون که کاپیتولاسیون نام گرفته بود، در اصل مصونیت سیاسی دیپلمات ها و نمایندگان سیاسی در حال ماموریت یک کشور در کشور دیگر بود به گونه ای که به نظامیان آمریکایی که در ایران مامور بودند و وابستگانشان، مصونیت سیاسی اعطا شد و کلیه مستشاران آمریکایی از حیطه قانون ایران بر کنار شدند. این در حالی بود که آمریکا بیش از چهل هزار مستشار در ایران داشت و با این قانون آنان در صورت تخلف از هر گونه احتمال مجازات مصون بودند و امکان تعقیب آن ها توسط دستگاه قضایی ایران وجود نداشت. تصویب این قانون به تعبیر معمار کبیر انقلاب اسلامی “روز عزای ملت ایران” بود و جا داشت مردم بر سر در منازل و مغازه های خود پرچم سیاه بیاویزند. چرا که باز به تعبیر آن مراد سفر کرده “شاه استقلال مملکت را فروخته بود” و قانون کاپیتولاسیون در اصل “سند بردگی ملت” تلقی می شد.
پرده دوم: هفته گذشته در پی تجاوز دو قایق آمریکایی به آبهای سرزمینی ایران، ۱۰ سرباز آمریکایی توسط نیروی دریایی سپاه دستگیر شدند. این دو قایق آمریکایی با ۱۰ سرنشین نظامی به همراه تجهیزات کامل و ردیابهای ماهوارهای در محدوده جزیره فارسی توقیف و سربازان یانکی ها بازداشت گردیدند.
تصاویر گویای همه چیز بود تصاویری که بعد از رهاسازی سربازان آمریکائی منتشر شد. زانو زدن سربازان آمریکا در مقابل اقتدار نیروی دریایی سپاه که به تعبیر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه، ایران سربازان قویترین ارتش دنیا را مجبور به زانو زدن کرده بود. همچنین این خبرگزاری با آوردن بخشی از سخنان «باراک اوباما» در مقابل کنگره که گفته بود ارتش آمریکا قویترین ارتش دنیاست و سربازانش بهترین جنگجویان تاریخ هستند، تصویری از زانو زدن و تسلیم سربازان آمریکایی را منتشر کرد.
انقلاب برای ما چه کرده است؟! این سئوالی است که همواره مطرح بوده البته نه در بین مردم بلکه در بین برخی از منورالفکر نماها، اما نگاهی به دو اتفاق مذکور که یکی قبل از انقلاب بوده و دیگری همین چند روز اخیر اتفاق افتاده بسهولت نشان می دهد که دستاورد انقلاب چه بوده است. البته این تنها در حوزه سیاست خارجی است. در سایر حوزه ها نیز هر جا به مبانی انقلاب تکیه کردیم نتیجه گرفتیم و هر آنجایی که نقصی وجود داشته که حتما داشته و داریم محصول خودباختگی و به عبارتی وا دادن در مقابل قدرتهای بزرگ بوده است.
بازداشت سربازان آمریکایی که در آبهای ایران اتفاق افتاد چند پیام مهم به غرب مخابره نمود که مهمترین آنها این بود که چه با برجام چه بی برجام، احدی حق ندارد حاکمیت و استقلال مرزی ایران را بشکند و یا آنرا نادیده بگیرد. یک تحلیل این است که آمریکایی ها به دنبال سنجش رفتار ایران بودند با این گزاره که آیا جمهوری اسلامی با اجرای برجام از سایر مواضع خود نیز کوتاه می آید؟ پاسخ دندان شکن فرزندان ملت در نیروی دریایی سپاه نه ی بزرگی را در مقابل چالش ذهنی دشمن قرار داد.
شاید برخی ها در داخل تبخال زده باشند که نباید به پرو بال آمریکا پیچید هرچند آنها به خاک ما هم تجاوز کرده باشند، لیکن آرامش و احساس اقتداری که از قِبَل این اتفاق، مردم کشورمان احساس کردند یکبار دیگر دستاوردهای بزرگ انقلاب را در مقابل دیدگان همه قرار داد.
همین چند وقت اخیر بود که رهبر فرزانه انقلاب درباره کسانی که خود فروختگی یک ملت را تئوریزه می کنند، فرمودند: “حالا کتاب مینویسند برای ردّ استقلال! انسان واقعاً تعجّب میکند که چطور، افرادی رویشان میآید این حرفها را امروز بزنند. دزدی میآید سر گردنه، جلو کاروان را میگیرد، بِزور از آنها مطالبهی هست و نیستشان را میکند؛ یک نفر هم بگوید بله، امروز مصلحت این است که ما برویم جزو ایشان؛ هرچه میفرمایند عمل کنیم! این حرف زدن در نفی استقلال، یک چنین چیزی است. عرض کردیم استقلال، آزادی در ابعاد یک ملّت است. از آزادی به اسم دفاع میکنند، استقلال را میکوبند”
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی باید یکبار دیگر دستاوردهای انقلاب را مرور کنیم که قبل از انقلاب کجا بودیم و اکنون کجا ایستاده ایم. از ژاندارم پوشالی منطقه تا به تعبیر ظریفی ابر قدرت نجیب منطقه. این دو خیلی با هم متفاوتند.
